مهدی عزیز، حرف آخر!
دفاع از هوسرل در ایران، پرداختن به یک مکتب تاریخی منقرضشده نیست؛ پدیدارشناسی، سنگرِ نهایی عقلانیتِ مسلح به منطق در برابر بربریت است.
ما با هوسرل:
در برابر ایدئولوژی و خرافهی بومی میایستیم، زیرا پدیدارشناسی نشان میدهد که چگونه احکام جزمی آنان از هرگونه بداهت زیستجهانی تهی است و جز با خشونت و جعلِ معنا دوام نمیآورد؛
در برابر پوزیتیویسم و تکنوکراسی بیریشه میایستیم، زیرا اجازه نمیدهیم انسان ایرانی به مهرهای در دستگاه مصرف یا حیوانی آزمایشگاهی تبدیل شود که ارزشهای اگزیستانسیل خود را به فراموشی بسپارد؛
و با تمام قدرت در برابر شعبدهبازیِ پساساختارگرایی و نسبیانگاریِ بزککرده صفآرایی میکنیم، زیرا تنِ شکنجهشده، خونهای ریختهشده بر سنگفرش خیابان، و رنج انضمامی انسانِ این جغرافیا، «بازی نشانهها» و «روایتهای شناور» نیستند! اینها حقیقتِ انضمامی و انکارناپذیرِ نبرد خیر علیه شر، و حقیقت علیه دروغاند.
ما باید پدیدارشناسی را از چنگال محافظهکاری آکادمی غرب و از انحرافات صوفیانهی بومی بیرون بکشیم. ما این فلسفه را با گوشت، استخوان، ریتم زندگی روزمره، رانههای زیستجهان، و خون جوانانمان پیوند زدهایم.
Post #6725
317