TGViewer
هوامل و شوامل هوامل و شوامل @m_stigmata · 1.17K subscribers
Post #12361 110
هوامل و شوامل ... آشفتگیِ کارِ زبان خود بازتابی است از آشفتگی کارِ جهان ما [ایرانیان]؛ جهانی به‌سامان زبانی به‌سامان دارد، زیرا زبان آیینه است و در خود بازمی‌«مایاند که هر قومی در چه جهانی به‌سر می‌برد و نسبتِ او با همه‌چیز -در میان زمین و آسمان و فراسوی آسمان‌ها- چگونه…
... در دیدگاهی از فلسفه که من ارائه می‌دهم، نباید از فیلسوفان استدلال‌هایی طلب کرد که به عنوان مثال، علیه نظریه‌ی مطابقت صدق یا ایده‌ی «ماهیت ذاتی واقعیت» اقامه شوند. مشکل استدلال‌هایِ علیهِ استفاده از یک واژگانِ آشنا و دیرینه این است که از آن‌ها انتظار می‌رود در قالبِ همان واژگان صورت‌بندی شوند. از این استدلال‌ها انتظار می‌رود نشان دهند که عناصر مرکزی در آن واژگان، «در چارچوب اصطلاحاتِ خودشان متناقض‌اند»، یا این‌که «خود را ساختارشکنی [deconstruct] می‌کنند». اما چنین چیزی هرگز قابل اثبات نیست. هر استدلالی که بخواهد نشان دهد استفاده‌ی آشنای ما از یک اصطلاحِ آشنا نامنسجم، توخالی، سردرگم‌کننده، مبهم، یا «صرفاً استعاری» است، ناگزیر بی‌سرانجام و مصادره‌به‌مطلوب خواهد بود. زیرا یک چنین استفاده‌ای، در نهایت امر، پارادایم یک گفتارِ منسجم، معنادار، و تحت‌اللفظی است. چنین استدلال‌هایی همواره انگلِ ادعاهایی مبنی بر در دسترس بودنِ واژگانِ بهتر، و نیز خلاصه‌ای از این ادعاها هستند. فلسفه‌ی جذاب، به ندرت به بررسیِ مزایا و معایب یک تز می‌پردازد. معمولاً چنین فلسفه‌ای، به صورت تلویحی یا تصریحی، رقابتی است میان یک واژگانِ ریشه‌دار که اکنون به دردسر تبدیل شده، و یک واژگانِ جدید و نیمه‌شکل‌یافته که به طرزی مبهم، نویدبخشِ دستاوردهای بزرگی است.

این «روشِ» اخیرِ فلسفه، همان «روشِ» سیاست آرمان‌شهری یا علم انقلابی (در تقابل با سیاست پارلمانی، یا علمِ عادی [normal science]) است. این روش عبارت است از بازتوصیف کردنِ چیزهای بسیار زیادی به شیوه‌های نوین؛ تا زمانی که الگویی از رفتار زبانی خلق کنید که نسل‌های نوپا را برای پذیرشِ آن وسوسه کند، و در نتیجه باعث شود آن‌ها به دنبال اشکالِ نوین و مناسبی از رفتارِ غیرزبانی باشند؛ برای مثال، پذیرش تجهیزاتِ علمیِ جدید یا نهادهای اجتماعیِ نوین. این نوع فلسفه جزءبه‌جزء کار نمی‌کند، مفهومی را پس از مفهوم دیگر تحلیل نمی‌‌کند، و یا تزی را پس از تزِ دیگر نمی‌آزماید. بلکه به شکل کل‌گرایانه [holistically] و پراگماتیک عمل می‌کند. این رویکرد چیزهایی از این قبیل می‌گوید که «سعی کن این‌گونه به آن بیندیشی»، یا به طور مشخص‌تر، «سعی کن با جایگزین کردنِ پرسش‌های نوین و احتمالاً جالبِ زیر، پرسش‌های سنتی و ظاهراً بیهوده را نادیده بگیری». این رویکرد وانمود نمی‌کند که نامزد بهتری برای انجام همان کارهای قدیمی دارد؛ کارهایی که پیش‌تر، وقتی به شیوه‌ی قدیم سخن می‌گفتیم، انجام می‌دادیم. بلکه پیشنهاد می‌کند که شاید بهتر باشد دست از انجام آن کارها بکشیم و به کار دیگری بپردازیم. اما این پیشنهاد را بر پایه‌یِ معیارهای پیشینی و مشترک میان بازی‌های زبانیِ قدیم و جدید استدلال نمی‌کند. چرا که تا آنجا که زبان جدید واقعاً جدید است، هیچ‌یک از چنین معیارهایی وجود نخواهند داشت.

Richard Rorty, Contingency, Irony, and Solidarity, Chapter I: "The contingency of language"

#فلسفیات
@m_stigmata
More from @m_stigmata
  1. Sep 30, 2026مندلسون و مسئله‌ی «خلود در عذاب» دوستِ محترمی که زمانی در مسائلِ دینی با او به گفتگو نشستم…
  2. Sep 30, 2026مندلسون و «مقصد» شریعت موسوی ... ما دیدیم که حفظِ ایده‌های انتزاعیِ دین در میانِ انسان‌ها…
  3. Sep 30, 2026«متن‌محوری» ("اهل کتاب"بودن) یک جماعت دینی به‌ چه معناست؟ جنبه‌های گوناگونِ رابطه‌ی میان ج…
  4. Sep 30, 2026خوانساری، جلیل شهناز و امیرناصر افتتاح. یک شاخه‌ گل 463. شعر آواز از سایه — بسیار زیبا. @m…
  5. Sep 30, 2026مایستر اکهارت، موسی‌بن‌میمون و ابن‌سینا در فقره‌ای جالب توجه از تفسیر مایستر اکهارت بر کتا…
  6. Sep 30, 2026از این رو، بر آنم که شایسته است به جوانان کوشا و مستعدی که خداترسند و در جست‌وجوی سعادت زن…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →