TGViewer
Channel Public Channel
ریشه حقوق ⚖️

ریشه حقوق ⚖️

@lawrishe

⚖️ LEGAL ROOT | Law Center

📚 آموزش و تحلیل حقوقی
👤 معرفی چهره‌های مطرح حقوق
📰 اخبار و رویدادهای حقوقی
📖 معرفی کتاب و منابع حقوقی
🌐 نگاهی به حقوق ایران و جهان
Subscribers
57
Photos
8
Videos
0
Links
2
Recent Posts 12 shown
Post #30 17

Forwarded from ⚖️فائزه هاشمی

تبادلات رایگان ترمینولوژی حقوق
@tabadolat9000

كانال آموزش حقوقي  دكتر نيكبخت
@habib_nikbakht_law

گروه همخوانی حقوقی
@legal_gp

مهدی محمدی وکیل دادگستری و مشاور حقوقی
@mahdimohammdi
آرامــش یک دختـــر
@my_peace_life
کانال آیین حق
@ayinhagh
نشمیل
@nashhmil78
آکادمی حقوق
‌@karshenasihoghoghi
با من حقوق خوان شو
@Lawyer_in_training
دانشجویِ حقوقم
@ghoihuio2003
کانال حقوقی عدالت گستر
@Edalat_gostar100
آنیسل
@aniselworld
کانال یک دانشجوی ارشد حقوق و کارآموز وکالت
@ghanoonology
کانال حقوقی خانم فاطمه محمدی
@LegalchannelF
حقوق یار
@Hoqoqyar1
کانال حقوقی عدالت ماندگار
@edalatmandegarr
موجِ خیال
@mojeekhial
پیرامون
@piramonyekvakill
کانال حقوقی مسیر وکالت
@masir_vekalt
کانال حقوقی آیناز
https://t.me/law_aynaz
شبدرچهاربرگ
@doone_shabdar
دفتر کپیه.
@masomeh8620
بی نازنین ۱۴
@SheFromLaw
شوکا نِویسه
@Shukanevesht
کانال ریشه حقوق
@lawrishe
مادر امروز
@MomTodayLawyer
روز های سخت من
@roz_1382
ثبت نام وکالت
@Kar_kafinet
التیام
@Elti79yam79
میز حقوقی
@zeynablaw404
همخوانی مدنی با خانم هاشمی
@madaniiii79
خانم وکیل
@khanoomvakilll
کانال حقوقی ماهلین
@mahlinlaw
کانال ترمینولوژی حقوق
@terminolojii79
کانال روزمره حقوقی
@nightsilence1404
Post #29 326
📚 آشنایی با رونالد دورکین
نگاهی کوتاه به زندگی، اندیشه‌های حقوقی، آثار و میراث فکری یکی از برجسته‌ترین فیلسوفان حقوق معاصر. ⚖️

🆔| @lawrishe
Post #26 355
رأی وحدت رویه شماره ۸۳۵ هیأت عمومی دیوان عالی کشور در پی اختلافی صادر شد که ریشه آن به جرم شهادت کذب و محل ادای شهادت بازمی‌گشت. ماجرا از این قرار بود که شخصی در جریان تحقیقات مقدماتی، نزد بازپرس دادسرا شهادتی خلاف واقع بیان کرد و در ادامه درباره اینکه آیا چنین رفتاری مشمول ماده ۶۵۰ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) است یا خیر، میان مراجع قضایی اختلاف نظر شکل گرفت. یک دیدگاه بر این باور بود که ماده ۶۵۰ صرفاً شهادت دروغ نزد دادگاه را جرم‌انگاری کرده و چون دادسرا دادگاه نیست، شهادت کذب نزد بازپرس را نمی‌توان با توسعه در قلمرو قانون کیفری، مشمول این ماده دانست؛ در مقابل، دیدگاه دیگر با توجه به ساختار فعلی دادسرا و جایگاه بازپرس در تحقیقات مقدماتی، چنین شهادتی را نیز مشمول ماده ۶۵۰ می‌دانست. موضوع سرانجام در هیأت عمومی دیوان عالی کشور مطرح شد. دیوان در رأی وحدت رویه شماره ۸۳۵ مورخ ۲۸ شهریور ۱۴۰۲ با توجه به سابقه تقنینی ماده ۶۵۰ توضیح داد که هنگام تصویب این ماده در سال ۱۳۷۵، دادسراهای عمومی و انقلاب منحل شده بودند و تحقیقات مقدماتی اصولاً توسط دادگاه انجام می‌شد؛ بنابراین طبیعی بود که قانونگذار در متن ماده از دادسرا نامی نبرد. پس از احیای دادسراها، قانونگذار در ماده ۲۰۹ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ نیز بازپرس را مکلف کرده است پیش از تحقیق از شاهد، حرمت و مجازات شهادت دروغ را به او تفهیم کند. هیأت عمومی با کنار هم گذاشتن این مقررات و با توجه به نقش بازپرس در تحقیقات مقدماتی، نتیجه گرفت که شهادت کذب نزد بازپرس نیز مشمول ماده ۶۵۰ قانون مجازات اسلامی است. بنابراین، داستان رأی ۸۳۵ در واقع داستان تطبیق یک مقرره کیفری قدیمی با ساختار جدید دادرسی کیفری است: قانونگذار در سال ۱۳۷۵ از «دادگاه» سخن گفته بود، اما پس از احیای دادسرا، بازپرس نیز در مرحله تحقیقات مقدماتی واجد نقشی قضایی شد و قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ نیز صراحتاً شاهد را نسبت به مجازات شهادت دروغ آگاه کرد؛ در نتیجه هیأت عمومی برای ایجاد وحدت در رویه، شهادت کذب نزد بازپرس را نیز تحت عنوان شهادت دروغ موضوع ماده ۶۵۰ قرار داد.

# رای‌وحدت‌رویه

🆔 @lawrishe
  • ❤ 2
Post #25 454
ریشه حقوق ⚖️ Photo
#معرفی_کتاب✅

کتاب «A Sight for Sore Eyes»
نوشتهٔ روث رندل (Ruth Rendell)

🔴 این کتاب یکی از رمان‌های جنایی و تریلر روان‌شناختی روث رندل، نویسندهٔ شناخته‌شدهٔ ادبیات جنایی، است که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد. داستان کتاب بیشتر از آنکه صرفاً دربارهٔ یک جنایت باشد، به بررسی ذهنیت انسان‌ها، آسیب‌های دوران کودکی، وسواس، تنهایی و تأثیر گذشته بر رفتار آدم‌ها می‌پردازد.
🔷 داستان کتاب حول زندگی سه شخصیت متفاوت شکل می‌گیرد؛ تدی (Teddy)، جوانی منزوی که در کودکی مورد بی‌توجهی قرار گرفته و در بزرگسالی به ساختن اشیای زیبا علاقه‌مند شده است؛ فرانسیـن (Francine)، دختری که در کودکی شاهد قتل مادرش بوده و این حادثه تأثیر عمیقی بر زندگی او گذاشته؛ و هریت (Harriet)، زنی ثروتمند که در زندگی زناشویی خود احساس تنهایی و نارضایتی می‌کند. زندگی این سه نفر به‌تدریج و از مسیرهایی غیرمنتظره به یکدیگر گره می‌خورد.
🔸 جذابیت اصلی کتاب از جایی آغاز می‌شود که خواننده متوجه می‌شود گذشته و شخصیت هرکدام از این افراد چگونه بر تصمیم‌ها و رفتارهایشان اثر گذاشته است. در مرکز داستان، تدی قرار دارد؛ شخصیتی که رابطهٔ متفاوتی با زیبایی، اشیا و انسان‌ها دارد و گذشتهٔ پر از غفلت او، نگاهش به جهان را شکل داده است. در مقابل، فرانسیـن با خاطرهٔ قتل مادرش و کنترل شدید نامادری‌اش زندگی می‌کند. همین تفاوت‌ها باعث می‌شود داستان به‌تدریج از یک روایت جنایی ساده فراتر برود و به مطالعه‌ای دربارهٔ روان انسان تبدیل شود.
از طرف دیگر، کتاب پرسش‌های جالبی دربارهٔ تأثیر تربیت بر شخصیت، مرز میان علاقه و وسواس، تنهایی، آسیب‌های دوران کودکی و نقش گذشته در شکل‌گیری رفتار انسان مطرح می‌کند. رندل نشان می‌دهد که چگونه تجربه‌های متفاوت دوران کودکی می‌توانند مسیر زندگی افراد را تغییر دهند و چگونه زندگی آدم‌هایی که در ظاهر هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند، ممکن است در نهایت به شکلی هولناک به هم برسد.
کتاب «A Sight for Sore Eyes» فقط یک داستان جنایی دربارهٔ قتل نیست؛ بلکه روایتی روان‌شناختی دربارهٔ آدم‌هایی است که هرکدام با گذشته، ترس‌ها و وسواس‌های خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند. خواننده در طول داستان کم‌کم متوجه ارتباط میان این شخصیت‌ها می‌شود و همین ساختار، فضای تعلیق و اضطراب داستان را بیشتر می‌کند.
این کتاب فرصتی است برای فکر کردن به مفاهیمی مثل جرم، مسئولیت کیفری، عنصر روانی جرم، قصد مجرمانه، نقش تربیت و محیط، بزه‌دیده‌شناسی، شخصیت مجرم و مرز میان قربانی و مرتکب؛ جایی که یک داستان جنایی، آرام‌آرام به پرسشی حقوقی و انسانی تبدیل می‌شود:
《آیا می‌توان یک مجرم را فقط با جرمی که مرتکب شده شناخت؟》

🆔| @lawrishe
  • 👏 1
  • 🙏 1
Post #22 429
چرا به حقوق دانان،میگن نجیب زادگان؟🧐


اکثرا شاید اصلاً ندانند که وقتی از تعبیر «نجیب‌زاده» برای حقوق‌ دانان استفاده می‌شود،این صرفا یک عنوان تشریفاتی یا تعریف ادبی نیست؛ پشت این تعبیر،یک پیشینه تاریخی و حقوقی چند صدساله قرار دارد.

برای فهم ریشه این تعبیر باید به فرانسه بازگردیم،جایی که در کنار اشرافیت سنتی، طبقه‌ای با عنوان «اشرافیت منصبی» (Noblesse de robe) شکل گرفت.
این گروه،برخلاف اشرافیت مبتنی بر نسب و خاندان، تا حد زیادی از میان حقوق‌ دانان، قضات، صاحب‌ منصبان قضایی و مدیران دستگاه اداری پدید آمد.
در فرانسه، تصدی برخی مناصب قضایی و اداری صرفاً یک شغل محسوب نمی‌شد؛ منصب می‌توانست برای صاحب خود اعتبار اجتماعی، منزلت حقوقی و در شرایطی حتی جایگاه اشرافی ایجاد کند. به همین دلیل، دانش حقوق و تصدی منصب قضایی به‌تدریج با مفهوم منزلت اجتماعی و «نجابت» پیوند خورد.

بنابراین وقتی از «نجیب‌ زادگان حقوق» سخن می‌گوییم، در واقع به سنتی تاریخی اشاره می‌کنیم که در آن دانش حقوق و خدمت در دستگاه عدالت،خود منشأ منزلت و اعتبار اجتماعی بوده است.
تعبیری که ریشه آن بسیار قدیمی‌تر از چیزی است که در نگاه اول به نظر می رسد.😎
@lawrishe
  • ❤ 2
  • 😁 1
Post #20 279
ریشه حقوق ⚖️ Photo
💭 کلاه‌گیس قضات انگلیسی؛ یک سنت حقوقی یا فقط یک مُدِ فراموش‌شده؟

اگر یک قاضی انگلیسی را تصور کنید، احتمالاً اولین چیزی که به ذهنتان می‌رسد همین کلاه‌گیس سفید عجیب‌وغریب است.

اما داستانش از حقوق شروع نشد؛ از مُد شروع شد🔥

۱- 🎩 کلاه‌گیس اصلاً حقوقی نبود
تا اواسط قرن هفدهم، نشان اهل حقوق در انگلستان کلاه‌گیس نبود، بلکه کویف (Coif) بود؛ کلاهک سفیدی که سرجنت‌های حقوقی (Serjeants-at-Law) بر سر می‌گذاشتند و حتی نام «نظام کویف» از آن گرفته شد.

کلاه‌گیس اما از دربار فرانسه آمد🇫🇷
لویی سیزدهم برای پوشاندن طاسی زودرسش از کلاه‌گیس استفاده کرد و لویی چهاردهم آن را به یک مُد اشرافی تبدیل کرد.

با بازگشت چارلز دوم به تخت انگلستان در سال ۱۶۶۰، این مُد هم به لندن رسید🇬🇧

۲- ⚖️ دادگاه‌ها با تأخیر تسلیم شدند
جامعه حقوقی محافظه‌کار بود و چند دهه در برابر این مُد مقاومت کرد؛ اما تا حدود دهه ۱۶۸۰، کلاه‌گیس در دادگاه‌ها به امری عادی تبدیل شده بود.

حتی آن لکه سیاه کوچکی که هنوز روی تارک کلاه‌گیس قضات دیده می‌شود، بی‌دلیل نیست: یادگاری از همان کویف قدیمی است💎

یعنی کلاه‌گیس، کلاه قبلی را کاملاً کنار نزد؛ آن را در خودش جا داد.

۳- 🗣️ نکته جالب‌تر: همه کلاه‌گیس را کنار گذاشتند، حقوق‌دان‌ها نه
در اواخر قرن هجدهم، مُد کلاه‌گیس تقریباً از بین رفت. مالیات بر پودر مو در سال ۱۷۹۵ هم نگه‌داشتن آن را گران‌تر و کم‌طرفدارتر کرد💸

🛡 اما دو گروه همچنان آن را حفظ کردند: روحانیون و حقوق‌دانان.

روحانیون در دهه ۱۸۳۰ کنار گذاشتند؛
👍حقوق‌دانان ماندند.

بنابراین کلاه‌گیس قضایی در اصل لباسی نبود که مخصوص قضا طراحی شده باشد؛ بیشتر یک مُد منسوخ‌شده بود که یک صنف حاضر نشد آن را رها کند.

۴- پس چرا رهایش نکردند؟
یک دلیل کاملاً عملی هم وجود داشت.

در سال ۱۸۲۲، هامفری ریونزکرافت کلاه‌گیسی از موی اسب ساخت که دیگر به پودر، فرکردن و نگهداری روزانه نیاز نداشت💡

یعنی درست زمانی که کلاه‌گیس برای عموم مردم دردسرساز شده بود، برای دادگاه‌ها تبدیل به چیزی نسبتاً ساده و کاربردی شد.

⭐️ اما یک دلیل عمیق‌تر هم وجود دارد:
👑 کلاه‌گیس، فرد را پشت «مقام» پنهان می‌کند.

💡 قاضی دیگر صرفاً انسانی با چهره، سن، جنسیت و ویژگی‌های شخصی نیست؛ او نماینده یک نهاد قضایی است.

🚩 رأی را «فلان شخص» صادر نمی‌کند؛ مقام قضایی صادر می‌کند.

🔖 این همان منطقی است که در پس لباس رسمی قضات در بسیاری از نظام‌های حقوقی، از جمله نظام حقوقی ما، دیده می‌شود.

۵- 🚨 اما غافلگیری اصلی اینجاست: این سنت تقریباً از بین رفته است!

📍 از اکتبر ۲۰۰۸، بر اساس دستورالعمل رئیس دیوان عالی انگلستان، کلاه‌گیس از دادگاه‌های مدنی و خانواده حذف شد و ردایی ساده‌تر جای آن را گرفت.

📌 امروز کلاه‌گیس عمدتاً در دادگاه‌های کیفری باقی مانده و کلاه‌گیس بلند و کامل قضات بیشتر کاربرد تشریفاتی دارد.

🔔 حتی دیوان عالی بریتانیا که در سال ۲۰۰۹ تأسیس شد، معمولاً نه کلاه‌گیس دارد و نه ردا.

🔴 دلیل باقی‌ماندن کلاه‌گیس در امور کیفری هم جالب است: در برخی نظرسنجی‌ها، کاربران دادگاه‌های کیفری خواهان حفظ آن بودند و بعضی قضات نیز موضوع ناشناس‌ماندن و امنیت شخصی را مطرح کردند🔒

۶- و آمریکا؟ از همان ابتدا گفت: نه!

✔️ ایالات متحده سنت کلاه‌گیس قضایی انگلیسی را نپذیرفت و ردا را نگه داشت، اما کلاه‌گیس را کنار گذاشت.

🟢 داستان‌های مشهوری هم درباره این تصمیم وجود دارد؛ از جمله روایتی منسوب به توماس جفرسون که کلاه‌گیس قضات انگلیسی را به موجوداتی شبیه موش‌هایی تشبیه می‌کرد که از میان توده‌ای الیاف بیرون آمده‌اند🐭

🟢 روایت دیگری هم می‌گوید قاضی ویلیام کوشینگ در سال ۱۷۹۰ با کلاه‌گیس در خیابان‌های نیویورک ظاهر شد، کودکان دنبالش افتادند و او پس از آن دیگر کلاه‌گیس نپوشید.

🔽این بخش از تاریخ، اگرچه با روایت‌ها و افسانه‌های مختلف آمیخته شده، یک تفاوت مهم را نشان می‌دهد:

✔️ آمریکا ردا را به‌عنوان نماد مقام قضایی پذیرفت، اما کلاه‌گیس را کنار گذاشت.

و شاید همین نکته، کل داستان را خلاصه کند:

😀 کلاه‌گیس قضات انگلیسی در اصل یک «نماد حقوقی» متولد نشد؛ یک مُد بود که وارد حقوق شد، حقوق آن را حفظ کرد و بعدها به نماد مقام قضایی تبدیل شد.

#حقوق_انگلستان #تاریخ_حقوق #قضات #LegalHistory #LawAcademia
  • 👍 2
  • ❤ 1
  • 👏 1
Post #19 217
  • 🤯 1
Post #12 353
دکتر امیر ناصر کاتوزیان، از برجسته‌ ترین استادان و حقوقدانان معاصر ایران و از چهره‌های تأثیرگذار علم حقوق کشور بود.
او در سال ۱۳۱۰ در تهران متولد شد و پس از تحصیل در رشته حقوق، به تدریس و پژوهش در دانشگاه تهران پرداخت.
کاتوزیان در حوزه‌های مختلف حقوق، به‌ویژه حقوق مدنی، آثار ارزشمندی از خود بر جای گذاشت.
از مشهورترین آثار او می‌توان به «حقوق مدنی»، «فلسفه حقوق» و «مقدمه علم حقوق» اشاره کرد.
او نقش مهمی در گسترش و نظام‌ مند کردن مطالعات حقوقی در ایران داشت.
شیوه نگارش آثار او، حقوق را برای دانشجویان و پژوهشگران قابل فهم‌ تر و منسجم‌ تر کرد.
کاتوزیان علاوه بر فعالیت علمی، در تدوین و بررسی مباحث حقوقی و قضایی نیز نقش داشت.
از او به عنوان یکی از پایه‌گذاران و چهره‌های شاخص علم حقوق نوین در ایران یاد می‌شود.
آثار او همچنان از منابع مهم مطالعات دانشگاهی دانشجویان حقوق به شمار می‌رود.
دکتر کاتوزیان در ۱۱ شهریور ۱۳۹۳ در تهران درگذشت ، اما آثار و اندیشه‌های او همچنان در جامعه حقوقی ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد♥️

https://t.me/lawrishe
  • ❤ 3
Post #8 438
#Wallpaper
  • ❤‍🔥 1
  • ❤ 1
  • 👏 1
Post #2
Channel photo updated
Post #1
Channel created

About this channel

How can I read @lawrishe without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for ریشه حقوق ⚖️: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does ریشه حقوق ⚖️ have?
ریشه حقوق ⚖️ (@lawrishe) has 57 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does ریشه حقوق ⚖️ know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →