Post #1617
334
"جمع کنه بره" هم جمع کرد رفت: آیا کسی متوجه طعنه شاه شد؟
این که هر کسی در هر مقامی، چه مجری تلویزیون و چه شاه باشد، این عبارت را بگوید یک گزاره غلط است. نگارنده هر چند به اصل آن چه که بر زبان شاه آمده دسترسی نداشته هر چه در این مورد شنیده از این و آن بوده است، با طرح این موضوع در هر قالبی که این منظور را برساند، مخالف است، اما به نظر میرسد که منظور شاه چیز دیگری بوده است و این موضوع قالبی بوده برای استعارهای که احتمالاً در رساندن منظورش ناموفق بود.
"
دوران ارباب و رعیتی گذشته است
"
این روشنفکران همیشه مقصر و خیانتکار
"
به زعم نگارنده، صرفنظر از مزخرفاتِ کتابِ در خدمت و خیانت روشنفکران، یادداشتهای علم هم نشان میدهد که شاه نیز چندان التفاتی به روشنفکران نداشت و در نزد وی، با کلماتی نه خیلی دلپذیر به این جماعت اشاره میکرد. در نظر عامه هم که هیچ، مقصر اعظم هستند.
حال اگر یکی از همین خطیبان تلویزیونی به خانمِ مجریِ «جمع کنه بره» ایراد میگیرد و به همه ۸۰ میلیون ایرانی نیاز دارد، به این ۸۰ میلیون ایرانی چه نگاهی دارد و برای چه به آنها نیاز دارد؟ نظرش در باره دیگر خطیب تلویزیونی که منکر حق مالکیت مردم بر نفت و احتمالاً سایر ذخایر ارزشمند این مملکت است چیست؟ آیا با ایشان تیبا سواری هم میکند؟ علاوه بر خانمِ «جمع کنه بره» به ایشان هم ایرادی وارد میداند یا با ایشان هم نظر است؟
"
کاتالیزورهای اجتماعی
"
چه مرگمان است؟
"
وقتی جامعه به راه مدرنِگی میافتد، هر چقدر هم با پول قوی و پاسپورت معتبر دَمَش را ببینید، فایده ندارد. تنها چاره، ایجاد مشارکت مردم (انتهای ص۱) به عنوان شهروند و نه رعیت در روند تصمیم گیری و تعیین سرنوشت است. آیا جای تعجب دارد که به رغم این همه تجربه جهانی و تجربه محلی، با ابرتورم و پولی نژند و اقتصادی زمین گیر، باز هم راه آزموده را میآزمایند؟
"
اما به نظر میرسد جایی برای شگفتی نیست؛ فرهنگ سیاسی ایرانزمین حکم میکند از حریف قویپنجهٔ خارجی شکست بخوری بهتر است تا با آدمهایی همتراز خودت در داخل سازش کنی.
"
مجموعه جستارهای فرار مغزها در لوح
کامران شریفی
دانشکده دامپزشکی
دانشگاه فردوسی مشهد
۱۴۰۴/۰۷/۲۰
https://t.me/ksharifiRRB
این که هر کسی در هر مقامی، چه مجری تلویزیون و چه شاه باشد، این عبارت را بگوید یک گزاره غلط است. نگارنده هر چند به اصل آن چه که بر زبان شاه آمده دسترسی نداشته هر چه در این مورد شنیده از این و آن بوده است، با طرح این موضوع در هر قالبی که این منظور را برساند، مخالف است، اما به نظر میرسد که منظور شاه چیز دیگری بوده است و این موضوع قالبی بوده برای استعارهای که احتمالاً در رساندن منظورش ناموفق بود.
"
حرف اصلی، در واقع این بود که چطور نمیبینید و چگونه متوجه نمیشوید که اگر شرایطی مثل سوئد و فرانسه و انگلستان مدنظرتان است، به تشخیص شخص شخیص من اینجا امکان پذیر نیست و لذا با یک پول قوی و یک پاسپورت معتبر در کمال عزت و احترام، به هر کشوری که باب میلتان است، مهاجرت کنید."
دوران ارباب و رعیتی گذشته است
"
با وزیدن بادهای مدرنیت (شاید هم با الهام از لهجه مشهدی، مُدِرنِگی) مردم از دوران مشروطیت متوجه شده بودند که پس از چند هزار سال زندگی یکنواخت و فاقد مفهومی به اسم آینده، میشود طور دیگری زندگی کرد. شاید برای آخرین بار محمدعلی شاه بود که جسارت کرد و آنها را با تحقیر رعیت خطاب کرد. بر وی در آن زمان چندان حرجی نیست که میراثدار سنتی چندهزار ساله بود، اما بر دنیادیدگان و سویس دیدگان نشاید که متوجه اصل داستان مدرنگی نشده باشند که دیگر نمیتوان با مردم این طور صحبت کرد."
این روشنفکران همیشه مقصر و خیانتکار
"
به زعم نگارنده، صرفنظر از مزخرفاتِ کتابِ در خدمت و خیانت روشنفکران، یادداشتهای علم هم نشان میدهد که شاه نیز چندان التفاتی به روشنفکران نداشت و در نزد وی، با کلماتی نه خیلی دلپذیر به این جماعت اشاره میکرد. در نظر عامه هم که هیچ، مقصر اعظم هستند.
روشنفکران پیشرو مشروطیت، هرچه بودند یا نبودند و هر خطایی کردند یا نکردند، هفت کفن پوساندهاند. امروز اگر حوصله دارید نگاه کنید به کانالهای تلویزیون وطنی و خطیبانی که بیستوچهارساعته دربارهٔ حکومت و ملت و قانون افاضات میکنند. آن روشنفکرهای متهم به جهالت و خیانت باید از پس اینها بر میآمدند. البته که میتوانستند برآیند، به این شرط که فرض کنیم آب در پنجاه درجهٔ سانتیگراد جوش میآمد. (کل این پاراگراف از اینجا)"
حال اگر یکی از همین خطیبان تلویزیونی به خانمِ مجریِ «جمع کنه بره» ایراد میگیرد و به همه ۸۰ میلیون ایرانی نیاز دارد، به این ۸۰ میلیون ایرانی چه نگاهی دارد و برای چه به آنها نیاز دارد؟ نظرش در باره دیگر خطیب تلویزیونی که منکر حق مالکیت مردم بر نفت و احتمالاً سایر ذخایر ارزشمند این مملکت است چیست؟ آیا با ایشان تیبا سواری هم میکند؟ علاوه بر خانمِ «جمع کنه بره» به ایشان هم ایرادی وارد میداند یا با ایشان هم نظر است؟
"
کاتالیزورهای اجتماعی
"
کاتالیزورها فقط مربوط به علم شیمی نیستند. برخلاف همه جای دنیا، دست کم در دو مورد در نظر عامه مردم، دو شخصیت سیاسیِ اکسید شده، احیا شدهاند. آن هم به یک دلیل ساده، انقلابی که به زعم موسی غنی نژاد علت اقتصادی نداشت (که احتمالاً همه حقیقت نیست)، چنان در چنبره مسائل اقتصادی و تورم گره خورده که چون کاتالیزوری سیاسی مومیایی سوخته اکسیدشده را احیا کرده است. نباید از این قضیه درس گرفت و کوتاه آمد و دم در کشید و متوجه شد که رفتار مردم ایران همچون توپ شیطانک است؟ مگر ندیدید که در عرض سه سال از دنده چپ و سپس از دنده راست برخاست؟"
چه مرگمان است؟
"
وقتی جامعه به راه مدرنِگی میافتد، هر چقدر هم با پول قوی و پاسپورت معتبر دَمَش را ببینید، فایده ندارد. تنها چاره، ایجاد مشارکت مردم (انتهای ص۱) به عنوان شهروند و نه رعیت در روند تصمیم گیری و تعیین سرنوشت است. آیا جای تعجب دارد که به رغم این همه تجربه جهانی و تجربه محلی، با ابرتورم و پولی نژند و اقتصادی زمین گیر، باز هم راه آزموده را میآزمایند؟
"
اما به نظر میرسد جایی برای شگفتی نیست؛ فرهنگ سیاسی ایرانزمین حکم میکند از حریف قویپنجهٔ خارجی شکست بخوری بهتر است تا با آدمهایی همتراز خودت در داخل سازش کنی.
"
فقط میماند مسئله "جمع کنه بره" که دو جور از آن داریم؛ یکی که فقط جل و پلاسش را جمع کنه بره، حال از راه کوه، دریا، قایقها و قاچاقچیان انسان یا صف دراز آیلتس و تافل و سفارت و هزینه چندبرابری آزاد کردن مدرک و وثیقه خروج از کشور و انتظار طولانی برای دریافت یک چهار حرفی پرجاذبه (ویزا). دیگری این که تا میتوانی جمع کنی و بعد بروی. با این یکی، فرد جمع کننده و هفت پشتش عاقبت به خیر میشوند، ولی با جمع کردن جل و پلاس خالی، سرمایه علمی کشور میرود و ملتی از پرواز جا میماند، در حالی که نیازمند یک معجزۀ قریبالوقوعایم.===
مجموعه جستارهای فرار مغزها در لوح
کامران شریفی
دانشکده دامپزشکی
دانشگاه فردوسی مشهد
۱۴۰۴/۰۷/۲۰
https://t.me/ksharifiRRB
- 👍 7
- ⚡ 1
- 👌 1
- 🕊 1
- 💯 1



