دانشگاه جایی نیست که بتوان آن را هیئتی اداره کرد (بخش ۶)
ادامه از بخش ۵
پز عالی، جیب خالی
آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی
این دو ضربالمثل در توصیفِ تربچههای قرمز کاربرد زیادی دارد. تربچه های قرمزِ خیلی خوش آب و رنگی که ظاهرشان خیلی خوب است، ولی از درون پوکند. در سپردن امورات بزرگ به این افراد باید خیلی دقت کرد.
برآورد، سنجش و ارزیابی رشد علمی در طول بیست سی سال گذشته وظیفه همه دانشگاهیان، از جمله وزیر علوم و روسای دانشگاه است. مثل شطرنج و تخته نرد که "دست به مهره حرکت" است، پیش از دست زدن به مهرههای دانشگاهی باید موقعیت فعلی را وارسی کرد.
هیئت حاکمه و به ویژه رهبران علمی کشور خیلی باید مراقب نزدیکان و مقیمانِ خیمه هیئت خود باشند. برخی ادعاها و رفتارها از سوی نزدیکان و به ظاهر معتمدین نزدیک، برای کشور و علم خیلی خطرناک است و باید سخت آنها را از خود راند.
شرلوک هولمز و دکتر واتسون در یک ماموریتِ پیکنیکوار، چادر زده به خواب عمیقی فرو میروند. در نیمه شب و تاریکی محض، شرلوک از سرما از خواب برخاسته دکتر واتسون را بیدار میکند و از او میپرسد که چه میبیند؟ دکتر واتسون از درخشش ستارهها دچار وجد و شعف شده بیکرانگی دنیا و هستی و خُردی انسان را کلیشهوار به زبان میآورد. هولمز با عتاب به او میگوید که کجای کاری؟ چادرمان را بردهاند. درسی که باید از این داستان گرفت این است که توجهمان به آن چه نمیبینیم باید بیشتر باشد تا آن چه میبینیم.
وقتی وزیر یا مدیری ادعا میکند که کشورهای جهان از نحوه مدیریت کورونا حیران ماندهاند و از ما تقاضای راهنمایی و کمک دارند و با گردن کج در مقابل دوربین حاضر میشوند و حتی ادعا میکنند که با سند و مدرک حرف میزنند، باید حواسمان باشد که شاید بیچادر زیر آسمان قالمان گذاشته باشند و خراب کاریشان را پنهان میکنند. اوج آن، امضا کردن نامه مخالفت با واردات واکسن و باز کردن پای شبه علم به دانشگاه از طریق طب مکمل و سنتی است.
در بیست سی سال گذشته وضعیت مالی دانشگاهها تعریفی نداشته است. وقتی ادعای رشد علمی چشم و چال آسمان را کور میکند و مدعی میشوند که نگرانِ عقب ماندن کشورهای دیگر از بابت رشد علمی هستند، باید حالیشان کرد که شما قاچ زین را بچسب، اسب سواری پیش کش. لطفا بار نگرانی کشورهای دیگر را با این سرعت زیاد بر دوش نکشید، چون سر پیچ ممکن است چپ کنید.
در عرصه سیاست خیلی از بابت خاک پاشیدن در چشم مردم صحبت میکنند. این یکی فرق دارد. در مثال بالا وقتی حضرات با وسایل ارتباط جمعی صحبت میکنند، مخاطبشان مردم نیست، بلکه علمدار است.
علمدار باید مراقب باشد که همهیئتیها خاک در چشمش نپاشند؛ چون خوبیت نداره که ایراد و اشتباه و خرابکاریشان مشخص شود. از این بابت خیلی واردند؛ واردید که!
اگر هم کار خراب شد، از انداختن مسئولیت خرابکاریها به گردن علمدار ابایی ندارند، چون وانمود میکنند در عین وفاداری فقط به وظیفه خود عمل کردهاند و با "پز عالی و جیب خالی" و نمایشِ "آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی" از بردن آبروی هیئت کَکِشان نمیگزد. مثل شرلوک هولمز باید نگاه کرد چه چیزی را نمیبینیم.
به همین خاطر اداره دانشگاهها را باید به دست سرسختترین منتقدین سپرد، چون بسیار بهتر و مخلصتر از هم هیئتیهایتان عمل میکنند.
این همه در اداره کشور برون سپاری میشود، این یکی را هم "برونِ هیئت سپاری" کنید. از گماردن افراد مجهز به تفکر انتقادی به مناصب حساس علمی خیر میبینید.
========================
پانویس: اگر این متن به نسبت متنهای پیشینِ موضوعِ " دانشگاه جایی نیست که بتوان آن را هیئتی اداره کرد " کمی کوتاهتر است، این را ناشی از نهیب مدیر کانال «یک حرف از هزاران» بدانید.
=============
ادامه در بخش ۷
کامران شریفی
دانشکده دامپزشکی
دانشگاه فردوسی مشهد
۱۴۰۰/۰۷/۰۱
https://t.me/ksharifiRRB
Post #877
1.19K