در کتابفروشیها چرخی میزدم، چشمم به این سه کتاب افتاد، در کنار هم.
کتاب میانی، «هزار و یک کتاب که در زندگی باید خواند»، موضوعش روشن است. به قاعده فهرست کتابهایی که بعد از مرگ باید خواند خیلی بلندتر است. ژان دُرمِسُن، عضو آکادمی فرانسه، بر آن پیشگفتاری نوشته است. این همان فیلسوف نامآور فرانسوی است که میگفت خوب است آدمی در زمان مرگش هم خوش اقبال باشد و موقعی بمیرد که اخبار مهم دیگری نباشد. از قضا روز مرگش، همزمان شد با فوت جانی هالیدی، سوپر پاپ استار فرانسه، و به کلّی اخبار مرگش و کارنامهاش در سایه رفت.
کتاب سمت راست، «ادای احترام به واژگان»، از آلن ری، زبانشناس فرانسوی است که کتابی هم دارد در خصوص ریشه فارسی و عربی برخی لغات فرانسه.
امّا آن کتاب سمت چپ، مجموعهایست از دلنشینترین قصهها. تصویر روی جلدش هم حکایتیست که صورتی از آن در مثنوی - که نامش در آن هزار و یک کتاب نیست - آمده است. حکایت چغز و رشته بین او و موش:
گفت کای یار عزیزِ مِهرْکار / من ندارم بی رُخَت یک دم قرار
بر لبِ جو من به جان میخوانمت / مینبینم از اجابت مرحمت..
آن سرشتهٔ عشق رشته میکشد / بر امیدِ وصلِ چغزِ با رَشَد...
Post #6
398

- ❤ 1