TGViewer
Channel Public Channel
رباعی - نو رباعی

رباعی - نو رباعی

@kar471

رباعی - نو رباعی
✔ ارتباط با جلیل صفربیگی: @js471
Subscribers
2.03K
Photos
1.6K
Videos
102
Links
1.8K
Recent Posts 20 shown
Post #10100 88

Forwarded from شعر، فرهنگ و ادبیات

Audio
امشب هوای مولانا به سرم زده بود. از میان رباعی‌هایش چندتایی را برگزیدم و برایتان خواندم. امیدوارم بشنوید و بپسندید. آهنگ پس‌زمینه هم کاری از موسیقی‌دان اهل ترکیه، آحمِت کوچ است.


📗شعر، فرهنگ و ادبیات
@mohsenahmadvandi
Post #10098 200

Forwarded from اشعار امیرحسین دیبایی

کردند به دِی، دوباره، تبعید، مرا
آیینهٔ دق شد این روادید، مرا
من، آنچه نگفتنی‌ست، با خود، دارم؛
در گمرکِ پاییز، بگردید مرا...!


🍁 امیرحسین دیبایی

@amir1972diba
Post #10097 176

Forwarded from چهار خطی

تصویر بخشی از دستنویس شمارۀ ۳۱۷۶ کتابخانۀ فاتح استانبول، برگ ۳۰ر، ۳۱ر
رقم کاتب و چهار رباعی (فرستۀ بالا)
‏..

"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Post #10096 152

Forwarded from چهار خطی

چند رباعی کهن پارسی (۱۳)
 
در کتابخانۀ فاتح استانبول دستنویسی از رسایل عربی موجود است (شمارۀ ۳۱۷۶) که چند کاتب آن‌ها را طی سال‌های ۷۳۳ تا ۷۳۵ق کتابت کرده‌اند (رقم کاتبان در برگ ۲۶ر، ۳۰ر، ۷۰پ). در فواصل رسایل، معدودی رباعی فارسی نقل شده که از حیث قدمت نسخه در خور توجه است. دو شعر آخر در قالب رباعی نیست، ولی به جهت ظرافتی که دارند، آن‌ها را نقل می‌کنیم. در یکی از رقم‌ها، کاتب خود را محمدبن سلیمان بن الشیخ مبارک الارزنجانی معرفی کرده است (برگ ۱۴۷پ). نسخه زمانی در مالکیت شمس بن جمال ختنی بوده و رقم او چند جای نسخه به چشم می‌خورد. چهار رباعی اول را کسی کتابت کرده که زین‌الدین قدسی را می‌شناخته و از او با دعای «قدّس الله روحه» نام بُرده است. بخشی از نام این شخص در لبۀ کاغذ از بین رفته و ممکن است «شمس البخاری» خوانده شود و شاید با مالک نسخه یکی باشد. به احتمال زیاد رسالۀ آداب البحث که در ۷۳۵ق کتابت شده نیز به خط اوست. زین‌الدین قدسی به روایت خوافی در ۷۳۳ق از دنیا رفته و به احتمال زیاد یادداشت مذکور در تاریخی رقم خورده که چندان از مرگ قدسی دور نبوده است. در ورق ۱۱۳پ غزلی از عراقی و غزلی از شاعری گمنام به نام «قاضی تهران» ثبت شده که جداگانه به آن‌ها خواهیم پرداخت.
 
‏۱)
مجدالدین بغدادی راست
سیر آمده‌ای ز خویشتن می‌باید
برخاسته‌ای ز جان و تن می‌باید
در هر قدمی هزار بند افزون است
 زین گرم‌روی بند شکن می‌باید
 
‏۲)
بیت
پیش رخ دل‌ربای جان افروزد
وآن نرگس نیم مست سحرآموزد
پروانه‌صفت هر نفسی می‌سوزم
باشد که دلت بر من بی‌دل سوزد
 
‏۳)
لمولانا زین‌الدین القدسی قدّس الله روحه
شد خلد برین ز طلعت آن مَهْ جور
خرّم دل آن کزو نباشد مهجور
آن ماه بجور منصرف گشت ز من
وین طرفه که نیست منصرف ماه بجور
 
‏۴)
پیراهن صبر دوختن کار من است
تن را به بلا فروختن کار من است
بر بوی وصال همچو پروانۀ شمع
روزی صد بار سوختن کار من است
(برگ ۳۱ر)
 
‏۵)
رفتم به کلیسیای ترسا و یهود
ترسا و یهود و گبر را ره به تو بود
با بوی وصال او به بتخانه شدم
تسبیح بتان زمزمۀ عشق تو بود
(برگ ۱۱۴ر)
 
‏۶)
آمد آن قاضیی که در سر او
همه مکرست و عشوه و تلبیس
خاک بر سر کند ازو دجّال
دست بر کون نهد ازو ابلیس
 
‏۷)
صدرالشریعه گوید
قاضیا بر سر یتیمانی
خونشان می‌خوری مگر شپشی
گفته‌ای آفتاب شرع منم
آفتابی، ولی یتیم‌کشی
(برگ ۱۵۹ر)
 
یادداشت‌ها
شعر۱. نجم رازی شاگرد مجدالدین بغدادی، این رباعی را دو بار به خود منسوب داشته است (مرصاد العباد، ۲۵۶، ۳۹۹). در دستنویس مصنفات حکیم افضل‌الدین کاشانی که در ۶۷۴ق کتابت شده، جزو اشعار اوست (رباعیات افضل کاشانی، ۱۷۱).  بنابراین، رباعی دو مدعی جدی دارد.

شعر۲. رقم «شمس البخاری» زیر این رباعی قرار گرفت: «کاتبه و قائله شمس البخاری». بنابراین، گویندۀ رباعی اوست. . این شعر یکی از موارد نادر ابدال د/ت است. جان‌افروزد یعنی جان‌افروزت. بی‌دل سوزد (= سوزت).

شعر۳. مولانا زین‌الدین قدسی پولادی، از دانشوران عهد ایلخانی است. کاشانی او را «بزرگی متعیّن متبحّر» و «جامع نظم و نثر» خوانده و گفته است که در سال ۷۱۴ ق در مازندران به خدمت اولجایتو رسیده (تاریخ اولجایتو، ۱۷۶). فصیح خوافی مرگ او را در نیم روز پنج شنبه هفتم ذی حجۀ سال ۷۳۳ق به ثبت رسانده است (مجمل فصیحی، ۲: ۹۱۰) . معدودی شعر به نام او دیده شده که هیچ کدام ارزش شعری خاصی ندارد؛ از جمله همین رباعی که نقل شد. شاعر با محلی به نام «جور» یا «گور» بازی کرده است. گور ممکن است همان شهر باستانی باشد که امروزه فیروزآباد نامیده می‌شود. در اصفهان نیز روستایی به نام جور وجود دارد. مفهوم بیت دوم رباعی بر من روشن نشد و ندانستم منصرف نبودن ماه بجور جنبۀ صرفی دارد یا غیر آن. در مورد زین قدسی رک. سفینۀ شمس حاجی، ۵۶۵ به بعد (یادداشت دکتر میلاد عظیمی).

شعر۴. گویندۀ رباعی چهارم را نیافتم.

شعر۵. رباعی به اوحدالدین کرمانی (سفینۀ اشعار حالت افندی، ۹۰پ) و ابوسعید ابوالخیر (سخنان منظوم، ۳۷) منسوب است.

شعر۶. گوینده شناخته نشد.

شعر۷. سرایندۀ شعر، صدرالشریعه برهان الاسلام تاج‌الدین عمر از معاریف بخارا در اواخر قرن ششم و استاد محمد عوفی بود و از او رباعیاتی نقل شده است (رک. لباب الالباب، ۱۴۶-۱۵۱). اوحدی بلیانی این قطعه را به نام خواجه منصور قرابوقۀ طوسی از شاعران عهد شاهرخ تیموری آورده (عرفات العاشقین، ۶: ۳۵۵۶) که با توجه به درج آن در این نسخه، در صحّت آن جای تردید است.
‏..
 
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram چهار خطی رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی (این صفحه روز پنج‌شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راه‌اندازی شده است.)
Post #10095 114

Forwarded from چهار خطی

بخشی از گفت‌وگو با پیام ما

در پژوهش‌هایتان توجه ویژه‌ای به رباعی دارید. این قالب شعری با قدمتی نزدیک به ۱۱ قرن، هنوز برای شاعر امروز قابل‌استفاده است. حتی «نیما یوشیج»، به‌عنوان پدر شعر نو فارسی، تعداد زیادی رباعی دارد. خودتان هم در این قالب شعر سروده‌اید. چه ویژگی در ساختار و ماهیت رباعی اجازه داده این قالب چنین دوام بیاورد؟
رباعی ظرفیت خودش را برای همسازی با مسئله انسان امروز و هر روز به اثبات رسانده است. در میان قالب‌های سنتی، بیشترین تجربه‌های فرمی در رباعی صورت گرفته است؛ از هزار سال پیش تا امروز. از کم‌وزیاد کردن مصراع‌ها گرفته تا درهم‌آمیزی قالب‌ها. ما بیش از چند نوع مستزاد رباعی داریم که از تنوع‌طلبی شاعران قدیم در این فرم خبر می‌دهد. بعضی از این مستزادها در قالب‌های کهن واقعاً بی‌نظیر هستند و نوعی فراروی از سنت شعر کهن محسوب می‌شوند. از قرن هشتم هجری، ایده رباعیات به‌هم‌پیوسته شکل گرفت و نمونه‌های جالبی پدید آمد. بازی با قافیه در رباعی درخور توجه است.
رباعیات مردمی، مثل دوبیتی‌های محلی، زیاد داریم. تنوع موضوعی در رباعی زیاد است. «مختارنامه» عطار ۵۰ باب دارد و هر بابی مختص موضوعی است.
مجموعه «نزهة‌المجالس» که در اوایل قرن هفتم، حدود ۸۰۰ سال پیش، فراهم شده، چهارهزار رباعی دارد که در موضوعات مختلف دسته‌بندی شده‌اند. وزن رباعی، به‌دلیل زحافاتی که در آن رخ می‌دهد، بسیار نرم و منعطف است و خودش را با فضاها و حالات و شگردهای زبانی انطباق می‌دهد. رباعی، شعر تأملات فلسفی، حالات شخصی، جرقه‌های ذهنی و کشف‌های زبانی و بازیگوشی‌های طنازانه است. رباعی در عین اختصار، ساختارمند است و در عین ساختارمندی، ظرفیت ساختارگریزی دارد. سخت‌جانی رباعی شبیه جان‌سختی مردم ایران است که بارها تا لب مرز نابودی رفته‌اند و بازگشته‌اند.

به نظر شما، یک قالب ادبی مانند رباعی یا یک شاعر مانند «خیام» یا حافظ، امروز برای ما همان معنایی را دارند که برای مخاطب چند قرن پیش داشته‌اند یا با گذشت زمان اساساً به موجودیتی دیگر تبدیل شده‌اند؟ اگر تفاوتی وجود دارد، چگونه می‌توان میان آنچه واقعاً در متن و زندگی شاعر وجود داشته و تصویری که نسل‌های بعد از او ساخته‌اند، تمایز قائل شد؟
طبیعی است که هر نسل برای خودش حافظ و خیام جداگانه‌ای دارد. خیام دوره قاجار با خیام امروز قطعاً متفاوت بوده‌اند. نه اینکه خیام عوض شده باشد، بلکه خوانش ما از رباعیات خیام تغییر کرده که متأثر از وضعیت امروز ماست. انسان امروز با مسائلی به سراغ رباعیات خیام می‌رود که در تصور مردم عهد قاجار نمی‌گنجیده است.
از آنجا که هیچ شاعری به شعرش الصاق نمی‌شود، فهمیدن اینکه چه در ذهن و زبان و حتی حیات شخصی و اجتماعی او می‌گذشته، برای ما بسیار دشوار و گاهی ناممکن است. وقتی ما نمی‌دانیم که «اخوان ثالث»، شاعر هم‌روزگار خودمان، وقتی شعر «نماز» را می‌سروده، در خلسه چه ماده یا چه معنایی بوده، تکلیف ما با حافظ و خیام روشن است. البته این چیزها اهمیتی هم ندارد و کمک زیادی به مواجهه ما با متن نمی‌کند. مسئله ما با شاعران قدیم، بالاخص خیام، مسئله اصالت متن است. مهم‌ترین مشکل ما رسیدن به متنی است که یک شاعر قدیم به‌شخصه آفریده است، نه آنچه آفریده مقلدان او و حاصل ذوق جمعی شاعران و متشاعران است. البته برخی از پژوهشگران، با پیش‌کشیدن مسئله گفتمان خیامیت، کوشیده‌اند خیلی ظریف و امروزی صورت‌مسئله را پاک کنند. در گفتمان خیامیت، مهم نیست که این رباعی از خیام هست یا نیست؛ مهم این است که رباعی موردنظر در گفتمان خیامیت جای دارد یا نه. خیام گفتمانی، حاصل چند قرن تلاش رباعی‌سرایان گمنام و بانام است. در گفتمان خیامیت، نقش حکیم عمر خیام تاریخی، پرچم‌داری و اعتباربخشی به گفتمان است و بس. این هم خوانشی است البته. ولی مشکل را به جای دیگر حواله می‌کند و به عبارت بهتر، جاخالی می‌دهد.
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram چهار خطی رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی (این صفحه روز پنج‌شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راه‌اندازی شده است.)
Post #10094 105

Forwarded from پیام‌ ما آنلاین

🔷گفت‌وگو با «سیدعلی میرافضلی» درباره حافظه فرهنگی و چگونگی خوانش ادبیات کهن
🔶گذشته را باید با نقد احضار کرد

✍️ علی ملازاده

🔷ادبیات کهن چیزی نیست که یک‌بار برای همیشه فهمیده شده باشد. هر نسل، با پرسش‌ها و مسائل خودش به سراغ شاعران و متن‌های قدیمی می‌رود و از دل آن‌ها معنایی تازه پیدا می‌کند.
🔷 اما این بازخوانی، بدون شناخت دقیق متن و شرایط تاریخی آن ممکن نیست.
🔷«سیدعلی میرافضلی»، پژوهشگر و رباعی‌پژوه، معتقد است گذشته را باید شناخت، حفظ کرد و درعین‌حال با آن گفت‌وگویی انتقادی داشت؛ گفت‌وگویی که در آن، گذشته امری مقدس نیست و حال نیز خود را بی‌نیاز از آن نمی‌داند.

ادامه مطلب 👇
https://payamema.ir/payam/166296

@payamema
Post #10093 125
ای کاش که تقدیر چنین می افتاد
اقبال همیشه بهترین می افتاد
پاییز که می شد غم ما آدم ها
چون برگ درختی به زمین می افتاد

#معصومه‌_رسایی
Post #10092 148
۱)
با هر کبریت احمری روشن شد
از تابش کرم شب‌پری روشن شد
وقتی  گم شد از آسمانت مهرم
چشمت به جمال دیگری روشن شد

۲)
هر برگ من است، چشم بیداری که...
آیینه‌ی جنگل سپیداری که...
صد لانه‌ی دارکوب، بر شانه‌‌ام است
جنگلبانم شده‌ست نجاری که...


#صدیقه_محمدجانی
Post #10091 144
رنجی که شناسنامه آدم بود
تنها کلمات وحی آه و دم بود
از بین پیمبران مبعوث شده
کم‌حرفترین پیمبر ما"غم" بود

#فاطمع_پور_رضایی_مهرآباد
Post #10090 135

Forwarded from یک قدم تا طلوع (حسن شوهانی)

پاییز به فصل رنج مهمانم کرد
با حوصله برگ‌برگ ویرانم کرد
با دست غروب ، بال شوقم را بست
زندانی میله‌های بارانم کرد

پاییز که بند عمرمان باریک است
چون بخت غروب بختمان تاریک است
«بر شاخه دو برگ دور از هم بودیم »
امروز مزارمان به هم نزدیک است
#حسن_شوهانی
#رباعی
@hasanshohani67
Post #10089 138

Forwarded from مولاداد رستمی

بی‌چاره منم که آبِ بین شیرم
از دست خودِ باخته‌ام دل‌گیرم

روشن شده در میان باران آتش
یک لحظه مرا نگاه کن می‌میرم

#مولاداد_رستمی
@ml_rustami
Post #10088 220
درغلغل ورویشی، بهار اینگو نه ست
می خوانی و...نغمه ی هزاراینگونه ست
شرکرده شبی بلند برشانه ی تو
آمیختن " لیل ونهار" اینگونه ست
*
درهرزخمم نشای نامت را کاشت
عشقی که هوای کشته هایش را داشت
فهمیدم که رسیده ام، سرشارم
آن روز که بافه بافه ام برمی داشت
*
جزسیب وستاره نیست درسینی من
آئین دل است شعرآئینی من
دنیای مرابه رسمیت بشناسید
جزعشق نبوده درجهان بینی من

*
تا"سرخ" رسیده ام تنم شیرین است
ازشاخه بچین مرا دلم غمگین است
چون سیب مرا به دیس دیگر بگذار
مفهوم دگردیسی شاید این است
*
هی اشک روانه کردمت هی نامه
ازسمت تو می رسد به من کی نامه؟
من مولوی ام که بی حضورت ای شمس
می خوانم ومی گریم در نی نامه
*
ازتاب  من وتوان من برگشتی
جان بودی وازجهان من برگشتی
خالی شدم ازشعر، شدم لال ترین
روزی که توازدهان من برگشتی

#دکتر_رضا_علی_اکبری
Post #10087 495
تا سر زدن سپیده خیلی راه‌ است
غم با من و تنهایی من هم‌آه‌ است
گفتم که ببینمت به خوابم،افسوس
خوابم مثل رباعی‌ام کوتاه‌ است

#مرتضی_درزی
Post #10085 469
در دایره‌ای که چرخِ ایامِ من است
سودای سکوت، نامِ فرجامِ من است
از «هیچ» برآمدیم و بر «هیچ» رویم
این «هیچ»، تمامِ منطق و کامِ من است

#مجید_سنجری
Post #10084 491
از کوچه‌ی رو به روی ما می‌آید
با زمزمه‌های آشنا می‌آید
از خش‌خش زرد برگ‌ها فهمیدم
پاییز عزیز بی‌صدا می‌آید
🔹️🔹️🔹️

در زردترین شکل، روان می‌آید
تا تازه شود حال جهان می‌آید
با آینه‌ی شکسته‌ای در دستش
پاییز عزیز همچنان می‌آید

#شعبان _کرم‌دخت
Post #10083 513
با خنده‌ی روشن خود
از تاریکی
هر بار
به روز می‌رسانی من را!

#صدیقه_محمدجانی
#نورباعی
Post #10082 463

Forwarded from اشعار امیرحسین دیبایی

۱
جلّادِ نیاز، از همه سر می‌طلبد
این فاجعه، خونِ بیشتر، می‌طلبد
جراحیِ ترمیمیِ روحِ من و تو:
این‌گونه که پیداست، تبر می‌طلبد!


۲
انگیزۀ بیشمار دارند؛ ولی...
بی‌واسطه، از پشتِ بهار اند؛ ولی...
دروازۀ اصلیِ عدم، ساعتِ صفر؛
عشّاق، قرار می‌گذارند؛ ولی...


۳
ساقی! تو مگر، این یله را رام کنی
صد فوج شراب، سویم اعزام کنی
من، تشنه چُنانم که تو باید امشب:
از میکدۀ رقیب، مِی، وام کنی...


۴
بر نردۀ سرد و خیسِ مهتابیِ* ما:
در عالَمِ خود، نشسته‌بودی تنها؛
گنجشککِ من! ببخش اگر هق‌هقِ من:
ناخواسته، هول در دل انداخت تو را...


۵
با این‌همه‌ پرسش و معمّا چه کنم...!؟
با سخت‌ترین سؤالِ دنیا چه کنم...!؟
پیشانی اگر که خط‌خطی شد، غم نیست؛
خط‌خوردگیِ مشقِ دلم را چه کنم...!؟


□ امیرحسین دیبایی

@amir1972diba

* ایوان
Post #10081 327

Forwarded from واران (جلیل صفربیگی)

این جان رمیده را به تن برگردان
غربت زده‌ای را به وطن برگردان
سردم شده بی تو خالی از خود هستم
آغوش مرا بیا به من برگردان

#واران
Post #10080 356

Forwarded from چهار خطی

رباعیات رکن‌الدین ابهری
تصویر دستنویس شمارۀ ۱۲۰۰ حسین چلبی ترکیه
برگ ۱۸۸م
(رک. توضیحات فرستۀ پیشین)
‏..

"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Older posts →

About this channel

How can I read @kar471 without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for رباعی - نو رباعی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does رباعی - نو رباعی have?
رباعی - نو رباعی (@kar471) has 2.03K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does رباعی - نو رباعی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →