TGViewer
Channel Public Channel
هیمه

هیمه

@kahimeh

من هیمه ام

برادر خوبم

بشکن مرا

برای اجاق سردت

آتشم بزن...
خسرو گلسرخی

اینجا یادداشت‌ها را بنام جعفر ابراهیمی می‌گذارم گاهی هم شعری یا دل نوشته‌ یا داستانکی بنام مادری‌ام یئلماز اَزَندَریانی
Subscribers
321
Photos
160
Videos
45
Links
374
Recent Posts 20 shown
Post #909 49

Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

🔴سراب گشایش در برخی حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی در بن‌بست سیاسی و اقتصادی

✍جعفر ابراهیمی

اگر در روزهای تعطیل سری به ضلع شمالی پارک پردیسان و برخی خیابان‌های شهر تهران مانند ایرانشهر بزنید، یا افتتاحیه برخی مدارس خصوصی را در اول مهر ببینید، ممکن است فکر کنید چیزی تغییر کرده است. در پارک، جوانان با پوشش دلخواه در حال رقص هستند و در خیابان ایرانشهر گویی یک نمایش مُد خیابانی با لباس‌های متفاوت و تیپ‌های متفاوت‌تر در جریان است؛ که البته حق هر انسانی است که برقصد و هر چه دوست دارد بپوشد. در چند قدمی آن‌ها پلیس حضور دارد اما کاری به کارشان ندارد؛ انگار همه چیز عادی است و باید خوشحال بود.
از سوی دیگر، روز مانور جان‌فدایان حکومت است؛ در حالی که زنان حامی حاکمیت رژه می‌روند، در نقطه‌ای دیگر زنان با پوشش اختیاری در دو ماراتن شرکت می‌کنند. آیا اتفاقی در حال رخ دادن است؟ آیا قرار است حاکمیت در اثر پیشروی معترضان، با مردم با گشودگی رفتار کند؟
این‌ها را بگذارید کنار صحنه‌هایی که از برخی مدارس منتشر شد؛ معلمان مدارس خصوصی برای خیرمقدم به دانش‌آموزان می‌رقصند، چه عالی! باز می‌پرسی یعنی اصلی‌ترین سنگر ایدئولوژیک نظام اسلامی در حال ترک برداشتن است؟ ممکن است چنین باشد.

به هر حال، در این سیستم هم به قول گرامشی، روشنفکران ارگانیکی وجود دارند که در بزنگاه‌ها با تحلیل‌های خود به کمک نظام حاکم می‌آیند و مثلاً می‌گويند باید فضای فرهنگی و اجتماعی را کمی گشود. اما آیا حاکمیت توان گشودن این فضا را دارد؟ به باور من نمی‌تواند؛ چون فضاهای فرهنگی و اجتماعی در خلاء شکل نمی‌گیرد، مستقل از پایه‌های مادی و اقتصادی نیست و از همه مهم‌تر، وقتی حکومت قرار نیست در عرصه سیاسی کمی گشوده شود، چطور ممکن است تن به گشودگی در عرصه فرهنگ بدهد؟

مثالش واضح است؛ در حالی که نشانه هایی در برخی حوزه‌های فرهنگی برای گشودگی فعال است، شش معلم (شکرالله احمدی، علی صفری، رسول بداقی، غفار دیندار، علی‌حسن بهامین و حجت سادات) را در نورآباد ممسنی بازداشت می‌کنند؛ شش فعال صنفی که صرفاً در یک دیدار دوستانه بوده‌اند، آن هم در زمانی که تشکل‌های صنفی بیش از هر زمان دیگری سرکوب شده و قدرت عمل میدانی خود را از دست داده‌اند. پس چرا باید این افراد دستگیر شوند؟ در همین زمان، برای دانشگاه ابلاغیه حجاب می‌آید. چرا دانشگاه محدود است اما برخی پارک‌ها آزاد و رها؟ و چرا این آزادی‌ها در نقاط دیگر تهران و شهرستان‌ها جاری نیست؟ آیا حاکمیت در حال تست کردنِ گشودن فضای اجتماعی و فرهنگی است؟

گفتیم فضاهای فرهنگی و اجتماعی در خلاء شکل نمی‌گیرند؛ پس باید سایر عرصه‌ها، از جمله عرصه اقتصاد و مناسبات آن و همچنین عرصه سیاسی را کاوید؛ سپس می‌توان بررسی کرد و دید آیا حاکمیت قادر است در این عرصه‌ها تغییرات ایجاد کند؛ مثلاً وضعیت اقتصادی را بهبود بخشد یا فضای سیاسی را اندکی باز کند؟

در طول ده سال گذشته در ایران، چهار خیزش سراسری رخ داده است: دی ۹۶، آبان ۹۸، شهریور ۱۴۰۱ و دی ۱۴۰۴. محرک اصلی قیام در سه مورد (به جز قیام ژینا) مسئله اقتصادی و معیشتی بوده است؛ هرچند در طول قیام ژینا نیز مسئله اقتصادی کاملاً به حاشیه نرفت. حال سوال اساسی این است که آیا حاکمیت بعد از بحران‌های متعدد، اکنون قادر است تضادهای اقتصادی خود را حل کند؟ کافی است وضعیت ثبات حکومت را با پیش از دی ۹۶ مقایسه کنیم؛ بی‌هیچ شکی حکومت ضعیف‌تر شده و قدرت و نفوذ منطقه‌ای خود را از دست داده است و عمق استراتژیک آن از سوریه به داخل مرزها منتقل شده است. یکی از علل مشکلات اقتصادی که به طبقه کارگر و سایر زحمت‌کشان تحمیل می‌شد، هزینه بودجه برای حفظ این عمق استراتژیک بود؛ البته رانت‌خواری، فساد ساختاری و غارت نیز از وجوه دیگر این اقتصاد است.
از سوی دیگر تمام شاخص‌های اقتصادی کلان مانند بیکاری، تورم، فقر و فلاکت و کسری بودجه رو به افزایش است. در حوزه آموزش و توسعه انسانی نیز شاخص‌هایی چون نرخ بازماندگی از تحصیل، افت تحصیلی، نابرابری آموزشی و فرار مغزها همه رو به رشد هستند. نمونه بارز و آشکار آن خروج جمعی از معلمان از شغل معلمی است. حتی بدون رجوع به این شاخص‌ها می‌توان فهمید که وضعیت معیشت و اقتصاد اکثریت مردم رو به وخامت است. از سویی حکومت درگیر جنگ و تحریم است و حتی اگر به صورت موقتی روند فساد و غارت سیستماتیک را متوقف کند، به نظر نمی‌رسد بتواند در عرصه اقتصاد به سمتی چرخش کند که اندکی عدالت در آن جاری باشد؛ در نتیجه، اعتراضات ناشی از معضلات اقتصادی و به تبع آن، مبارزه طبقاتی پابرجاست.

در عرصه سیاسی، حتی وضع برای نیروهای سیاسی از جمله باندها و جناح‌های درون حکومت بد است. این حکومت از فردای انقلاب ۵۷ تا به امروز انقباضی عمل کرده است؛ ابتدا نیروها و سازمان‌های چپ و مترقی که در پیروزی انقلاب نقش داشتند را حذف کرد، بعد در درون خود دست به تسویه زد. شقه شدن بعد از اتمام کار حزب جمهوری اسلامی آغاز شد و تا به امروز این روند ادامه داشته است. این تسویه را می‌توان در چینش جدید در رأس حاکمیت دید. حتی به زندان فرستادن حمید رسایی و صدور حکم اعدام برای روحانی توسط جانفدایان نشان از بالا گرفتن جنگ قدرت بین باندهای مختلف درون‌سیستمی دارد. حال سوال اساسی این است: آیا این حکومت قادر است در عرصه سیاسی اندکی آزادی به دیگر جریان های سیاسی و تشکل های کارگری و مدنی بدهد؟ جواب مطلقاً خیر است؛ چون اندکی آزادی سیاسی، موجب سر باز کردن تضادهای جدی اقتصادی و به تبع آن، گسیل خشم توده‌ها و وقوع اعتراض و قیامی دیگر است.

در چنین شرایطی اما حکومت، در برخی حوزه‌های اجتماعی و فرهنگیِ محدود فضا را کمی باز می‌کند و به نوعی با این سوپاپ اطمینان، جامعه را تست می‌کند. چرا محدود عمل می‌کند؟ چون حاکمیت در این عرصه نیز دچار استیصال است؛ اگر فضا را کاملاً باز کند، نیروهای جان‌فدای ایدئولوژیکش ناامید شده و از میدان به در می‌شوند؛ اگر فضای فرهنگی را کاملاً ببندد، اولاً اساساً توان اجرایی آن را ندارد، چون نسل جدید تن به مناسبات فرهنگی پیش از قیام ژینا نمی‌دهد. پس مجبور است بین حالت‌های متناقض و گشایش‌های جزیره‌ای در نوسان باشد.

حقیقت امر این است حاکمیت می داند که این نوسانات و مداراهای بخشی در حوزه اجتماعی و فرهنگیِ کنترل‌شده، به تنهایی باعث تغییر بنیادین نمی‌شود؛ حتی ممکن است بتواند به واسطه عواملش چنین جلوه دهد که در این بخش ها دارای پنانسیل تغییر است.اصولاً تغییر واقعی بر مبنای ایجاد مناسبات جدید در پایه‌های مادی (عرصه اقتصادی) و تأثیر متقابل آن بر سایر عرصه‌ها از جمله عرصه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ممکن است. البته این بدان معنا نیست که تغییرات ناشی از پیشروی نیروهای معترض در عرصه فرهنگی و اجتماعی را نادیده بگیریم؛ بلکه به این معناست که نه روشنفکران ارگانیک حکومت قادرند حاکمیت را با نسخه‌های تعدیل فرهنگی از این شرایط بن‌بست خلاص کنند و نه روشنفکران مخالفی که صرفاً بر امر فرهنگی و سبک زندگی تأکید می‌کنند، راه به جایی خواهند برد.

حالا می‌توان به سوال «آیا اتفاقی در حال رخ دادن است؟» پاسخ داد؛ اتفاق جدی رخ نخواهد داد، چون حاکمیت می‌داند گشودگی کامل در عرصه فرهنگی و اجتماعی، نیازمند سطحی از گشودگی در عرصه‌های سیاسی است و این امر ممکن نمی‌شود، چون قادر به پاسخ دادن به تضادهای بنیادین نیست.

از سوی دیگر حاکمیت می‌داند تغییر بنیادین را نیروهایی می‌توانند رقم بزنند که از سطحی از تشکیلات و سازمان‌یابی برخوردارند و قادرند برای حل تضادهای بنیادین قدم بردارند و قدرت سیاسی را به دست بگیرند. حکومتی که غرق در تضادهای حل‌نشده است، دقیقاً به همین خاطر از هر سطحی از سازمان‌یابی می‌هراسد و هر جا نشانه‌ای از تشکل‌یابی یا احتمال آن باشد، با خشونت به آن حمله می‌کند. در اصل، آنچه حاکمیت را به وحشت می‌اندازد، پتانسیل سازمان‌دهی، انسجام جمعی و تمرینِ همبستگیِ نظام‌مندی است که در بطن تشکل‌ها نهفته است. حاکمیت می‌داند که خطرِ واقعی نه در گشودگی نسبی فرهنگیِ جامعه در برخی پارک‌های آزاد، بلکه در همبستگی و تشکیلات سازمان‌یافته طبقه کارگر و کسانی است که تحت استثمار و ستم عینی و ملموس طبقه حاکم هستند؛ از همین رو، دست به بازداشت‌های گسترده می‌زند، اعدام‌ها را به شدت افزایش می‌دهد تا رعب و وحشت ایجاد کند و معترضان قیام دی را به پای چوبه‌های دار می‌کشد تا آشکارا اعلام کند که هیچ‌گونه نرمش و عقب‌نشینی ساختاری در کار نیست.

حال می‌توان به این پرسش بازگشت که چرا فعالان و تشکل‌های صنفی و دانشجویان و دانشگاه در فشارند؟ پاسخ روشن است؛ دانشگاه، تشکل‌ها و فعالان صنفی معلمان به این دلیل محدود و تحت سرکوب قرار دارند، چون این نهادها و افراد، برخلاف فضاهای اتمیزه‌شده عمومی، از پتانسیل اعتراضی، توان شبکه‌سازی، امکان سازمان‌یابی و قدرت سازماندهی توده‌ای جامعه برخوردارند. بیهوده نیست در هفته اول بازگشایی دانشگاه‌ها در اعتراض به سیاست‌های سرکوبگرانه، دانشجویان شعار می‌دهند:

گرانی، تورم، بلای جان مردم
بیگاری، بیکاری، حجاب زن اجباری
دانشگاه پولکی، نمی‌خوایم نمی‌خوایم
نه پادگان نه بنگاه، درود بر دانشگاه
دانشجوی زندانی، آزاد باید گردد

و بعید نیست با ادامه این روند، دانشگاه‌ها به بهانه‌های مختلف مجازی شوند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:

📡 #تلگرام؛🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛* 🐦 #توییترX**
📲 #واتس‌اپ؛ 🎥 #یوتیوب
Post #907 450
Post #905 232
نقد 🔹 نوشته‌های دریافتی 🔹 ▫️ طبقه، قربانی «چپ ارتدوکس» موهوم ▫️ نقدی بر «لحظه‌ی پوپولیستی» محمد حبیبی جعفر ابراهیمی سپتامبر 2026 🔸 دوست عزیزم، محمد حبیبی، در یادداشتی با عنوان «لحظه‌ی پوپولیستی و وظیفه‌ی چپ دموکراتیک کثرت‌گرا»، با به‌کارگیری منظومه فکری شانتال…
🔴 دوست عزیزم محمد حبیبی یادداشتی نوشته است با عنوان لحظه‌ی پوپولیستی و وظیفه‌ی چپ دموکراتیک کثرت‌گرا، و من پاسخی انتقادی به بخشی از یادداشت وی داده ام در سایت نقد.
در انتهای یادداشت من، سایت نقد آدرس یادداشت محمد را قرار داده است. با این وجود برخی دوستان و رفقا در مورد دسترسی به هر دو لینک سوال داشتند. برای سهولت لینک هر دو یادداشت را در سایت ها اینجا قرار می دهم.

لینک یادداشت محمد حبیبی در سایت نقد اقتصاد سیاسی

لینک یادداشت جعفر ابراهیمی در سایت نقد


🔹🔹🔹🔹

لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی

https://t.me/kahimeh
نقد اقتصاد سیاسی لحظه‌ی پوپولیستی و وظیفه‌ی چپ دموکراتیک کثرت‌گرا / محمد حبیبی - نقد اقتصاد سیاسی ایران امروز در پرتو اندیشه‌ی شانتال موف: پیش از سازمان، رسانه و منابع، این گفتمان است که امکان شکل‌گیری یک نیروی سیاسی را فراهم می‌کند. از همین رو، پرسش اصلی امروز نه فقط امکان گذار، بلکه این است که کدام نیرو خواهد توانست گفتمان هژمونیک در دوران بحران را…
Post #903
هیمه pinned «🔹 نوشته‌های دریافتی 🔹 ▫️ طبقه، قربانی «چپ ارتدوکس» موهوم ▫️ نقدی بر «لحظه‌ی پوپولیستی» محمد حبیبی جعفر ابراهیمی سپتامبر 2026 🔸 دوست عزیزم، محمد حبیبی، در یادداشتی با عنوان «لحظه‌ی پوپولیستی و وظیفه‌ی چپ دموکراتیک کثرت‌گرا»، با به‌کارگیری منظومه فکری شانتال…»
Post #902 158
اول پاییز منم، شادِ غم‌انگیز منم
تا تو بخندی گل من، گریه‌ی یکریز منم

ما دو جهان روبه‌رو، گرمِ شراب گفت‌‌و‌گو
آن طرف میز تویی، این طرف میز منم

ترکِ نماز یله، تو، روزه‌‌خورِ یک‌دله، تو
عادت بی‌حوصله‌ام، خسته‌ی پرهیز منم

جان به لب آمده‌ام، جانب لب آمده‌ام
لُبّ لبابم؛ لب تو، لب‌پر لبریز منم...

#عاصم_اسدی

@asemasadi


🔹🔹🔹🔹

لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی

https://t.me/kahimeh
Telegram هیمه من هیمه ام برادر خوبم بشکن مرا برای اجاق سردت آتشم بزن... خسرو گلسرخی اینجا یادداشت‌ها را بنام جعفر ابراهیمی می‌گذارم گاهی هم شعری یا دل نوشته‌ یا داستانکی بنام مادری‌ام یئلماز اَزَندَریانی
Post #901 113

Forwarded from نقد

🔹 نوشته‌های دریافتی 🔹

▫️ طبقه، قربانی «چپ ارتدوکس» موهوم
▫️ نقدی بر «لحظه‌ی پوپولیستی» محمد حبیبی


جعفر ابراهیمی

سپتامبر 2026

🔸 دوست عزیزم، محمد حبیبی، در یادداشتی با عنوان «لحظه‌ی پوپولیستی و وظیفه‌ی چپ دموکراتیک کثرت‌گرا»، با به‌کارگیری منظومه فکری شانتال موف، به کالبدشکافی وضعیت کنونی جامعه ایران پرداخته است. وی در این متن با تکیه بر انبوهی از مفاهیم نظیر «گذار دموکراتیک»، «هژمونی»، «خلأ گفتمانی»، «بسیج احساسات»، «ناجنبش‌ها» و «امر عاطفی»، تلاش می‌کند وظیفه‌ای نو برای چپ ایران صورت‌بندی کند. ادعای مرکزی حبیبی این است که ایران در یک «لحظه‌ی پوپولیستی» به سرمی‌برد؛ وضعیتی که در آن گفتمان‌های سنتی فرسوده شده‌اند و میدانِ اصلی مبارزه، نه نبرد ابزارها و رسانه‌ها، بلکه نبرد گفتمان‌هاست؛ کارزاری که در یک سوی آن «راست افراطی» (با روایت نوستالژیک و منجی‌گرایانه) و در سوی دیگر آن، «چپ دموکراتیک کثرت‌گرا» قرار دارد.

🔸 با این‌حال، تز اصلی حبیبی زمانی که از لایه‌ی انتزاعات تئوریک عبور می‌کند و می‌خواهد بر واقعیتِ عینی و انضمامی سپهر سیاسی ایران منطبق شود، دچار لغزش‌های جدی می‌گردد. پاسخ تفصیلی به تمامی ابعاد یادداشت او نیازمند مقاله‌ای مفصل است؛ اما در این نوشته می‌کوشم صِرفاً بر ادعای اصلی متن و مفروضات بنیادی آن درباره «چپ ایران» و «مفهوم طبقه» درنگ کنم. استدلال من این است که چپِ ارتدوکس و ذاتی‌گرایی که حبیبی به نقد آن می‌نشیند، صرفاً شبحی ساخته‌وپرداخته‌ی وی نیست، بلکه راست افراطی و دستگاه پروپاگاندای حاکمیت همواره کوشیده است چپ را با برچسب ارتدوکس از میدان به‌در کند.

🔸 حبیبی اما از منظر دیگر مبتنی بر تئوری موف می‌کوشد ارتدوکسی را افشا کند که مابه‌ازای عینی در بدنه اصلی چپ امروز ایران ندارد، و جای‌گزین پیشنهادیِ او یعنی «چپ کثرت‌گرا»، دلالتی جز انحلال امر طبقاتی در هویتی مبهم به نام «مردم» ندارد. اگر وظیفه چپ به میانجی‌گری مطالبات گوناگون بدون لنگرگاه طبقاتی تقلیل یابد، مرز این چپ با لیبرالیسم رادیکال یا اصلاح‌طلبی مدرن چیست؟ چپی که دندانِ نقد اقتصاد سیاسی را بکشد تا با کثرت‌گرایی لیبرالی هم‌پوشان شود، دیگر چرا باید عنوان «چپ» را یدک بکشد؟ واقعیت این است که قدرت چپ همواره در این بوده که نشان دهد چگونه ستم‌های جنسیتی، نژادی و محیط‌زیستی در بستری از «بازپروری سرمایه و استثمار مادی» تشدید می‌شوند، نه آن‌که طبقه را صرفاً به‌عنوان یکی از هزاران دانه در تسبیح هویت‌ها بشناسد.


🔹 متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:



https://wp.me/p9vUft-5R0



#جعفر_ابراهیمی
#طبقه #لنگرگاه_طبقاتی #چپ
#نقد_اقتصاد_سیاسی #پوپولیسم

@naghd_com
نقد: نقد اقتصاد سیاسی - نقد بتوارگی - نقد ایدئولوژی طبقه، قربانیِ «چپ ارتدوکس» موهوم نقدی بر «لحظه‌ی پوپولیستی» محمد حبیبی نوشته‌ی: جعفر ابراهیمی منظور از «چپ دموکراتیک کثرت‌گرا» چیست و این جریان دقیقاً چه نسبتی با امرطبقاتی دارد؟ آیا چپی که ایشان تصویر می‌کند، کماکان باوری به «مبا…
Post #900
هیمه pinned «🔴 یادداشتی بر نشریه «زبان معلم»؛ آینه تمام‌نمای آموزش، سیاست و صنفی‌گرایی در سال ۱۳۲۵ پس از سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ و ایجاد فضای باز سیاسی نسبی در ایران، مطبوعات و تشکل‌های صنفی که سال‌ها سرکوب شده بودند، جانی دوباره یافتند. در این میان، فرهنگیان و معلمان…»
Post #899 139

Forwarded from انجمن یاری کودکان در معرض خطر

روز جهانی صلح مبارک 🤍🕊
امروز، ۲۱ سپتامبر، روز جهانی صلح است؛
روزی برای یادآوری یک حق ساده و انسانی:
هر کودکی حق دارد در صلح، امنیت و آرامش زندگی کند.
کودکان حق دارند کودکی کنند، درس بخوانند، بازی کنند و آینده‌شان را بدون ترس از جنگ بسازند.
آرزو کنیم ایران و جهان، جایی امن‌تر برای کودکان باشد؛
جایی که صدای خنده‌ی بچه‌ها از صدای جنگ بلندتر باشد.

انجمن یاری کودکان در معرض خطر
@ISPVC_NGO
https://www.instagram.com/yari_koodak
Post #898
هیمه pinned «🔴 روزنه‌ای جدید در صنف اساتید دانشگاه ✍🏻جعفر ابراهیمی اولتیماتوم کانون صنفی استادان دانشگاهی ایران برای تعلیق فعالیت‌های آموزشی از اول مهرماه، فراتر از یک چانه‌زنی معیشتی متعارف، می‌تواند آغازی بر فعالیت‌ها و اعتراضات صنفی اساتید دانشگاه باشد. این بیانیه…»
Post #896 171

Forwarded from پژوهشکده جنبش معلمان

🔴 یادداشتی بر نشریه «زبان معلم»؛ آینه تمام‌نمای آموزش، سیاست و صنفی‌گرایی در سال ۱۳۲۵

پس از سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ و ایجاد فضای باز سیاسی نسبی در ایران، مطبوعات و تشکل‌های صنفی که سال‌ها سرکوب شده بودند، جانی دوباره یافتند. در این میان، فرهنگیان و معلمان که از یک سو با بحران‌های معیشتی سنگین ناشی از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم دست‌وپنجه نرم می‌کردند و از سوی دیگر با فقر شدید امکانات آموزشی و ساختار فاسد اداری روبه‌رو بودند، به سمت سازمان‌دهی صنفی حرکت کردند. نشریه «زبان معلم»، به عنوان ارگان رسمی «اتحادیه معلمین و کارمندان فرهنگ»، در ۱۲ فروردین ۱۳۲۵ با چنین رسالتی پای به عرصه وجود گذاشت. این یادداشت، بسترهای شکل‌گیری، محتوا و چهره‌های کلیدی این جریده تاریخی را بررسی می‌کند.

۱. بستر سیاسی و فرهنگی انتشار: تلاطم کابینه‌ها و توقیف مطبوعات
دهه ۱۳۲۰ در ایران، دوره تزلزل مداوم کابینه‌ها و بی‌ثباتی در مدیریت کلان کشور بود؛ به طوری که در عرض چهار سال، چندین وزیر فرهنگ تغییر کردند و اصلاحات آموزشی اغلب در حد وعده‌های شفاهی باقی ماند. در این میان، انتصاب محمدتقی بهار (ملک‌الشعرای بهار)—شاعر و آزادی‌خواه نام‌آشنا—به وزارت فرهنگ در سال ۱۳۲۵، انتظارات جامعه فرهنگی را به شدت بالا برد.
نشریه «زبان معلم» به مدیریت جبار باغچه‌بان و قلم خلیل ملکی، بازتاب‌دهنده همین فضای پرامید اما انتقادی بود. با این حال، فضای باز سیاسی بسیار شکننده بود؛ جریده پس از انتشار تنها دو شماره، به دستور شخص وزیر فرهنگ به دلیل نداشتن مجوز مستقل توقیف شد. از شماره سوم، تحریریه ناگزیر شد آن را به نام «زبان» و به عنوان ضمیمه منتشر کند. این تقابل زودهنگام، نشان‌دهنده چرخش سریع نخبگان حکومتی به سمت محافظه‌کاری در مواجهه با نقدهای تند صنفی بود.

۲. چالش‌های اجتماعی و بحران‌های آموزشی
مندرجات این نشریه، تصویری عریان، مستند و تکان‌دهنده از وضعیت آموزش و پرورش و معیشت فرهنگیان در آن روزگار ارائه می‌دهد:
بحران معیشت و ناعدالتی: تورم شدید پس از جنگ، معلمان به ویژه نیروهای قراردادی با حقوق ناچیز ۵۰ تومانی را در فقر مفرط قرار داده بود. در همین حال، ساختار اداری با ناعدالتی پاداش‌های کلان را میان روسا و «سوگلی‌های تقوی» تقسیم می‌کرد و معلمان زحمت‌کش سالانه تنها ۲ تا ۴ تومان افزایش حقوق داشتند.
مدارس بیغوله‌ای و محرومیت شهرستان‌ها: به دلیل نبود بودجه و فضای آموزشی، مدارس تهران دو شیفته شده بودند. وضعیت در شهرستان‌ها رقت‌بارتر بود؛ در خوانسار و بیرجند، کلاس‌ها در مکان‌های غیراستاندارد و کثیفی دایر بود که نشریه آن‌ها را «بیغوله» می‌نامد که باعث بیماری (سل) کودکان می‌شد.
فساد ساختاری و مالی: نظام آموزشی با مفاسدی چون کارنامه‌فروشی در دبیرستان‌های بزرگ (مانند دبیرستان علمیه تهران) و اختلاس‌های کلان از جمله سرقت حدود ۱۰۰ هزار تومان از صندوق دست‌به‌گریبان بود.

ادامه یادداشت از طریق لینک در سایت بخوانید


📭 برای عضویت در کانال پژوهشکده جنبش معلمان از این لینک استفاده کنید:
https://t.me/pajouheshschool

#سند_نگاشت
#اسناد

📚
@pajouheshschool
پژوهشکده جنبش معلمان یادداشتی بر نشریه «زبان معلم» - پژوهشکده جنبش معلمان لینک مستقیم برای دانلود فایل PDF نشریه زبان معلم پس از سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ و ایجاد فضای باز
Post #895 152

Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

🔴 روزنه‌ای جدید در صنف اساتید دانشگاه

✍🏻جعفر ابراهیمی

اولتیماتوم کانون صنفی استادان دانشگاهی ایران برای تعلیق فعالیت‌های آموزشی از اول مهرماه، فراتر از یک چانه‌زنی معیشتی متعارف، می‌تواند آغازی بر فعالیت‌ها و اعتراضات صنفی اساتید دانشگاه باشد. این بیانیه صریح، گسستی را از یک سنت فکری محافظه‌کارانه نشان می‌دهد؛ سنتی که سال‌ها در راهروهای آموزش عالی، مطالبات خود را نه در تقابل با ساختار کلان حاکم، بلکه در مرزبندی‌های منزلت‌طلبانه با «دیگری» تعریف می‌کرد؛ «دیگری» که از نگاه آنان منزلت استاد را نداشت و در طبقه اساتید جا نمی‌گرفت.
در اواخر دولت روحانی (سال‌های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰)، هم‌زمان با اوج‌گیری جنبش اعتراضی معلمان برای احقاق حق رتبه‌بندی، همسان‌سازی دستمزدها و دفاع از حق آموزش عادلانه، کیفی و رایگان برای همه، بخشی از بدنه و تشکل‌های دانشگاهی دچار یک «اشتباه طبقاتی» استراتژیک شدند. در آن برهه، صدور بیانیه‌ها و نامه‌های سرگشاده با این ترجیع‌بند که «نباید حقوق معلم با استاد مقایسه شود»، پرده از یک تفکر منزلت‌طلبانه و انحصارگرایانه در میان بخشی از استادان برداشت.

این رویکرد که هدفش مٌثله کردن حقوق معلمان برای حفظ فواصل اقتصادی بود، بر دو ستون استوار بود:
۱. پاسداری از اشرافیت آکادمیک: تلاش برای حفظ پایگاه طبقاتی ممتاز با اتکا به فرآیندهای فرساینده جذب و مدارج آکادمیک، به عنوان ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به شکاف مزدی. این در حالی صورت می‌گرفت که جذب اکثریت اساتید بعد از انقلاب فرهنگی تاکنون، بر اساس قاعده «رانت وفاداری» بوده است؛ به‌ویژه اینکه بسیاری از دانشگاه‌ها تحت نفوذ جریانات سیاسی بوده و هستند. البته این به معنای آن نیست که سیستم جذب و تصفیه کاملاً یکدست عمل کرده، بلکه همواره بخشی از اساتید خارج از مدار این قطب‌بندی بوده‌اند.
۲. تفوق منزلت کاذب: اصرار بر اینکه منزلت دانشگاه، ماهیتی مجرد و برتر از آموزش عمومی دارد؛ تلاشی برای تعریف هویت خود در تمایز با «دیگریِ فرودست». البته این خطای راهبردی در نگاه برخی از معلمان نیز دیده می‌شود؛ آنجا که منزلت اجتماعی خود را بهانه‌ای قرار می‌دهند تا هم‌سرنوشتی خود را از سایر بخش‌های نیروی کار و طبقه کارگر جدا کنند.

پیامد این خطای تاریخی، فرسایش همبستگیِ ارگانیک میان نیروهای کار در بخش آموزش بود. در حالی که بخشی از دانشگاهیان انرژی خود را صرف صیانت از مرزهای طبقاتی خودساخته می‌کردند، سیاست‌های دست‌راستی و انقباضی حاکمیت و ساختار بودجه‌ریزی، طرح رتبه‌بندی معلمان را به شکلی عقیم و مسخ‌شده اجرا کرد؛ همان‌طور که با موازی‌کاری و تورم ساختاری، قدرت خرید اساتید را نیز به مسلخ برد. بازی برتری‌جویانه‌ای که آکادمی و اساتیدِ تصمیم‌گیر در ساختار قدرت علیه آموزش عمومی آغاز کرده بودند، در نهایت به یک بازی «بازنده-بازنده» برای کل بخش مزدبگیر آموزش تبدیل شد.
خوشبختانه، اولتیماتوم اخیر کانون صنفی اساتید نشان از نوعی تغییر دارد و می‌تواند بازکننده روزنه‌ای جدید باشد. بیانیه اخیر ثابت می‌کند که صنف دانشگاهی سرانجام آدرس مغالطه را یافته است. آن‌ها دریافتند که عامل انباشت بحران‌های معیشتی‌شان در سفره خالی معلمان نیست، بلکه در سیاست‌های انقباضی کلان حاکمیتی و تصمیم‌گیری‌های باندی در ساختار قدرت و راهروهای سازمان برنامه و بودجه نهفته است.
از همین رو، امروز امیدواریم این درک انتقادی حاصل شده باشد که برای بازپس‌گیری سهم دانشگاه از بودجه عمومی، نیازی به تحقیر، طرد یا سرکوب مطالبات معلمان نیست و آموزش عالی بر دوشِ پیکر نحیف آموزش عمومی ایستاده است. بازتولید فقر در نظام آموزش و پرورش، مستقیماً به سقوط استانداردهای آکادمیک می‌انجامد.
اگر فراخوان امروز اساتید بر سر احکام حقوقی خود به پراتیکی واقعی منتهی شود، می‌تواند به عنوان یک الگوی عملیاتی و الهام‌بخش برای اعتراضات آینده دیگر بخش‌های طبقه کارگر عمل کند. باید امیدوار بود و پافشاری کرد که این فراخوان کانون صنفی اساتید در حد یک ژست رسانه‌ای و بیانیه کاغذی نماند و صنف بتواند گام‌های عملی و انضمامی در کف دانشگاه بردارد؛ چرا که پاییز امسال، سنگ محک عیار و اعتبار این فراخوان است.

جمعه، ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
👈🏻 ادامه مطلب اینجا ببینید


🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید:


📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب
Telegraph روزنه‌ای جدید در صنف اساتید دانشگاه اولتیماتوم کانون صنفی استادان دانشگاهی ایران برای تعلیق فعالیت‌های آموزشی از اول مهرماه، فراتر از یک چانه‌زنی معیشتی متعارف، می‌تواند آغازی بر فعالیت‌ها و اعتراضات صنفی اساتید دانشگاه باشد. این بیانیه صریح، گسستی را از یک سنت فکری محافظه‌کارانه نشان می‌دهد؛…
Post #892 229

Forwarded from پژوهشکده جنبش معلمان

🔻سرکوب آموزش عمومی، فرایندی چندلایه و مستمر مستندسازی موارد نقض حقوق معلمان از 1 مهر 1404 تا 25 مرداد 1405


زیر نظر جعفر ابراهیمی اَزَندَریانی با همکاری تیم پژوهشی
 
یافته‌ها دست‌کم ۱۵ مورد جان‌باختن، ۷۸ مورد بازداشت، ۴۶ مورد احضار و صدور حکم برای ۳۰ معلم و فعال صنفی را نشان می‌دهد. مجموع احکام صادرشده شامل ۴۰ سال و یک ماه و ۱۶ روز حبس و ۳۸۲ میلیون تومان جزای نقدی بوده و مصادره ۷۵ میلیارد ریال وثیقه، تشکیل ۱۵ پرونده جدید و ۱۹ مورد نقض حقوق توسط آموزش‌وپرورش، از جمله ۷ مورد اخراج، نیز مستند شده‌است.



لینک دانلود مستقیم فایل PDF

استفاده از مطالب این پژوهش با ذکر منبع. بلامانع است.

📭 برای عضویت در کانال پژوهشکده جنبش معلمان از این لینک استفاده کنید:
https://t.me/pajouheshschool

#پژوهش
#گزارش_پژوهشی


📚 @pajouheshschool

استفاده از مطالب این پژوهش با ذکر منبع. بلامانع است.

📭 برای عضویت در کانال پژوهشکده جنبش معلمان از این لینک استفاده کنید:
https://t.me/pajouheshschool

#پژوهش
#گزارش_پژوهشی


📚 @pajouheshschool
Post #891 291
آراز، خان آراز.@monadchannel
به یاد صمد عمی


آراز آراز، خان آراز
ای ارس، ای ارس خان!
سلطان آراز، خان آراز
ای ارس پادشاه! ای ارس خان!
سنی گوروم یاناسان
تو را بینم که می‌سوزی
بیر دردیمی قان آراز
ای ارس، درد من را بدان!
(یا: ای ارس، درد خلق من را بدان! که نسخه سیاسی آن است)
آراز، سندن کیم کئچدی؟
ای ارس، چه کسی از تو گذشت؟
کیم غرق اولدو کیم کئچدی؟
کی در تو غرق شد؟ کی ازت گذشت؟
فلک، گل ثابت ائیله
ای فلک، بیا و نشانم ده
هانسی گونوم خوش گئچدی
کدام روزم به خوشی گذشت؟
صمـد گلیــر گولــه گولــه
صمد می‌آید با خنده در لب‌هایش،
دؤشونده بـاخ قیــزل گــولــه
با گل سرخ در سینه اش،
هــر الینــده دورد کیتــاب
با چندین کتاب در دست‌هایش،
دؤنــدری بیـزیـــم دیلـــه
ترجمه کرده به زبان خودش (ترکی)


🔹🔹🔹🔹

لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی

https://t.me/kahimeh
Post #889 229
هیمه صمد_بهرنگی_،_الگویی_که_فراموش_نم.pdf
آیا بازخوانی آثار صمد کافی است؟.pdf344.2 KB
💢 آیا باز خوانی آثار صمد بهرنگی کافی است؟

چرا باید راه و اندیشه صمد را زیست؟


✍️ جعفر ابراهیمی

منبع:گاهنامه ی هنر و ادبیات اعتراض/ شماره ی یک/ تابستان 95

#بازنشر شهریور 1405
----
#کانال_هیمه
🆔 @kahimeh
Post #888 401
هیمه صمد_بهرنگی_،_الگویی_که_فراموش_نم.pdf
🔴 صمد بهرنگی به مثابه روشنفکر انقلابی
جعفر ابراهیمی

در آموزش و پرورش سنتی و محافظه‌کار، معلم همسو با نقش نظام آموزشی به دنبال انطباق با شرایط موجود و کارگزار نظام مسلط برای جامعه‌پذیر کردن کودکان و بازتولید اجتماعی و اقتصادی است. معلم خوب معلمی است که از شرح وظایف خود که توسط بالادستی‌ها تهیه شده است عدول نمی‌کند و با اجرای برنامه درسی مصوب به تثبیت ایدئولوژِی مسلط از این طریق کمک می‌کند. معلم عنصری منفعل است و نه تنها خودش قدرتمند نیست نمی‌تواند منشا تغییر در کلاس و مدرسه باشد.

اما این رویکرد همواره مورد انتقاد مخالفان وضع موجود و متفکران تعلیم و تربیت انتقادی در طول دوره‌های متفاوت قرار گرفته است. از بدو شکل‌گیری آموزش و پرورش نوین در غرب، همواره کسانی بوده‌اند که نظام آموزشی محافظه‌کار و اجزایش را به چالش کشیده‌اند. متفکران مارکسیست از جمله کسانی هستند که نظام آموزشی و مدرسه را به عنوان یکی از ابزارهای سلطه و سرکوب به چالش کشیده‌اند. لویی آلتوسر و آنتونی گرامشی و حلقه مکتب فرانکفورت از جمله این متفکران هستند که نظریاتشان بر روی متفکران تعلیم و تربیت انتقادی موثر بوده است؛ اما چهره شاخص تعلیم و تربیت انتقادی در قرن بیستم پائولو فریره است. او بی‌شک به عنوان یکی از پیشگامان پداگوژِی انتقادی بر بسیاری از متاخرین تاثیر گذاشته است. از متفکران دیگر می‌توان به هنری ژیرو که از گرامشی و فریره تاثیر گرفته و دارای تئوری در آموزش و پرورش انتقادی است، اشاره نمود. در این یادداشت ضمن اشاره به جایگاه معلم در نگاه فریره و ژیرو، به این می‌پردازم که صمد بهرنگی در دوران خود چگونه فراتر از ساختار مسلط عمل نمود و در جایگاه روشنفکر انقلابی قرار گرفت.

https://shorturl.at/oBsQn

ادامه مقاله را در INSTANT VIEW بخوانید.


#فریره
#هنری_ژیرو
#روشنفکر_تحول‌آفرین
#روشنفکرانقلابی


🔹🔹🔹🔹

لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی

https://t.me/kahimeh
Telegraph صمد بهرنگی به مثابه روشنفکر انقلابی در آموزش و پرورش سنتی و محافظه‌کار، معلم همسو با نقش نظام آموزشی به دنبال انطباق با شرایط موجود و کارگزار نظام مسلط برای جامعه‌پذیر کردن کودکان و بازتولید اجتماعی و اقتصادی است. معلم خوب معلمی است که از شرح وظایف خود که توسط بالادستی‌ها تهیه شده است عدول…
Post #887 1.24K
صمد_بهرنگی_،_الگویی_که_فراموش_نم.pdf177.3 KB
🔹ضرورت بازخوانی و واکاوی اندیشه های صمد بهرنگی در عرصه آموزش.
✍️جعفر ابراهیمی

به مناسبت جاودانه شدن صمد بهرنگی، معلم راستین آموزش رهایی بخش


تاریخ انتشار: شهریور 1392
بازنشر: شهریور 1405
🆔 @kahimeh


🔹🔹🔹🔹

لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی

https://t.me/kahimeh
Post #883 498
خواب که نه
انگار می‌بینمت
مثال حضوری که در غیابت عریان‌تر می‌شود.

انگار زبان مادرم در کامم می‌چرخد:
خیر است.

بی‌اختیار می‌گویم:
پیش پایت خوبی.

به سان مادرم

یئلماز _ ۲۵ تیر ۱۴۰۵

🔹🔹🔹🔹

لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی

https://t.me/kahimeh
Older posts →

About this channel

How can I read @kahimeh without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for هیمه: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does هیمه have?
هیمه (@kahimeh) has 321 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does هیمه know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →