TGViewer
Channel Public Channel
هیمه

هیمه

@kahimeh

من هیمه ام

برادر خوبم

بشکن مرا

برای اجاق سردت

آتشم بزن...
خسرو گلسرخی

اینجا یادداشت‌ها را بنام جعفر ابراهیمی می‌گذارم گاهی هم شعری یا دل نوشته‌ یا داستانکی بنام مادری‌ام یئلماز اَزَندَریانی
Subscribers
322
Photos
161
Videos
45
Links
375

Showing posts older than #883 · Back to latest

Older Posts 13 shown
Post #882 691
🔴 صمد بهرنگی به مثابه روشنفکر انقلابی
جعفر ابراهیمی

در آموزش و پرورش سنتی و محافظه‌کار، معلم همسو با نقش نظام آموزشی به دنبال انطباق با شرایط موجود و کارگزار نظام مسلط برای جامعه‌پذیر کردن کودکان و بازتولید اجتماعی و اقتصادی است. معلم خوب معلمی است که از شرح وظایف خود که توسط بالادستی‌ها تهیه شده است عدول نمی‌کند و با اجرای برنامه درسی مصوب به تثبیت ایدئولوژِی مسلط از این طریق کمک می‌کند. معلم عنصری منفعل است و نه تنها خودش قدرتمند نیست نمی‌تواند منشا تغییر در کلاس و مدرسه باشد.

اما این رویکرد همواره مورد انتقاد مخالفان وضع موجود و متفکران تعلیم و تربیت انتقادی در طول دوره‌های متفاوت قرار گرفته است. از بدو شکل‌گیری آموزش و پرورش نوین در غرب، همواره کسانی بوده‌اند که نظام آموزشی محافظه‌کار و اجزایش را به چالش کشیده‌اند. متفکران مارکسیست از جمله کسانی هستند که نظام آموزشی و مدرسه را به عنوان یکی از ابزارهای سلطه و سرکوب به چالش کشیده‌اند. لویی آلتوسر و آنتونی گرامشی و حلقه مکتب فرانکفورت از جمله این متفکران هستند که نظریاتشان بر روی متفکران تعلیم و تربیت انتقادی موثر بوده است؛ اما چهره شاخص تعلیم و تربیت انتقادی در قرن بیستم پائولو فریره است. او بی‌شک به عنوان یکی از پیشگامان پداگوژِی انتقادی بر بسیاری از متاخرین تاثیر گذاشته است. از متفکران دیگر می‌توان به هنری ژیرو که از گرامشی و فریره تاثیر گرفته و دارای تئوری در آموزش و پرورش انتقادی است، اشاره نمود. در این یادداشت ضمن اشاره به جایگاه معلم در نگاه فریره و ژیرو، به این می‌پردازم که صمد بهرنگی در دوران خود چگونه فراتر از ساختار مسلط عمل نمود و در جایگاه روشنفکر انقلابی قرار گرفت.

https://shorturl.at/oBsQn

#فریره
#هنری_ژیرو
#روشنفکر_تحول‌آفرین
#روشنفکرانقلابی


🔹🔹🔹🔹

لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی

https://t.me/kahimeh
Telegraph صمد بهرنگی به مثابه روشنفکر انقلابی در آموزش و پرورش سنتی و محافظه‌کار، معلم همسو با نقش نظام آموزشی به دنبال انطباق با شرایط موجود و کارگزار نظام مسلط برای جامعه‌پذیر کردن کودکان و بازتولید اجتماعی و اقتصادی است. معلم خوب معلمی است که از شرح وظایف خود که توسط بالادستی‌ها تهیه شده است عدول…
Post #880 585
در آرامش بخوابی، دوست نادیده‌ی عزیز!

انگار بوم نقاشی بود، نه سنگ قبر. نوشته کم داشت؛ یک اسم و فامیل. بیشتر، طرح بود. طرح‌هایی زیبا و رنگی که من از لابه‌لای آن‌ها تصویرهایی مبهم می‌دیدم. اسم‌ها هم واقعی نبودند. باید توضیح می‌داد که منظورش کیست. مثلاً روی قبری، «فرزاد» را با یک فامیلی عجیب نوشته بود که یادم نمانده. توی چشمانم نگاه کرد و گفت: «این سنگ قبر فرزاد است» تا من متوجه شوم.

خیلی‌ها را این‌طوری نوشته بود. روی سنگی نوشته بود: «پونه شیرین». فرزاد را می‌شد حدس زد، اما حالا نمی‌دانستم شیرینش واقعی است یا پونه‌اش. گفت: «شیرین.»

انگار هر جا که دلش می‌خواست، سنگ قبرها را نصب می‌کرد: یکی را داخل قبرستان، یکی را سر یک کوچه، یکی را درون پارک، یکی را وسط حیاط مدرسه، یکی را هم توی یک معبد قدیمی. انگار که طی‌الارض کرده باشم، با او همه‌جا می‌رفتم. یک لحظه در آرامگاه حافظ بودم، یک لحظه در شاه‌چراغ، جایی در امام‌زاده ده‌امان، زمانی در بی‌بی سکینه.

توی بی‌بی سکینه، همه‌ی سنگ قبرها رنگی و پر از طرح‌های برآمده بودند. انگار سنگ قبرها شبیه کیک‌های تولد بزرگ باشند. عجیب بود. وسوسه می‌شدی دست ببری و یک تکه‌اش را بکنی، اما سفتی و سنگی آن زیر انگشتانت حس می‌شد.

برای هر کسی که دوست داشت، سنگ قبر می‌زد. اجازه‌ای از کسی نمی‌گرفت. سنگ قبر هر کس را که دلش می‌خواست، هر جا که دلش می‌خواست نصب می‌کرد.

ولی چه کسی می‌دانست بقیه‌ی سنگ قبرها کجا نصب شده‌اند؟
گفت: «سنگ قبر شیرین را کنار مادرم نصب کرده‌ام.»
ولی مادرش که بود؟ قبرش کجا بود؟ اصلاً خودش که بود؟

چنان محو سنگ‌ها بودم که یادم رفته بود بپرسم:
خانم، اصلا شما کی هستید؟
شما را کجا می‌شود پیدا کرد؟
سنگی سفارش داد.
یا آدرس سنگ‌ قبرهای نصب‌شده را پرسید؟
اصلاً شما با اجازه‌ی چه کسی روی همه‌ی قبرها سنگ می‌گذارید و هر چه دلتان می‌خواهد می‌نویسید؟
از کجا همه را می‌شناسید؟

حالا که این‌قدر واردی، بیا برویم خاوران.
به من بگو تک‌تک این قبرها مال چه کسانی‌اند.
خاوران نمی‌آیی؟
دوست نداری ببیننت؟
بیا برویم گیلان و مازندران، توی گورستان‌های متروک حوالی تبریز.
هر جا که راحتی، کوردستان، لرستان... می‌آیی؟
یک سر بزنیم اصفهان؟
هر طرح و اسمی خواستی بگذار، فقط اسمشان را به من بگو.
من فقط گوشه‌ای یادداشت می‌کنم.

با هم رفتیم جایی که شبیه قبرستان نبود.
شاید بالای صد تا اسم گفت و سنگ قبر نشانم داد.
دقت کردم، هیچ‌کدام اسم آدم زنده نبودند.
به دلم افتاد که سفارش سنگ قبر بدهم برای دوستی که نمی‌دانستم قبرش کجاست.
گفتم: همین‌جا بمان تا توی کاغذهایم تاریخ تولدش را پیدا کنم.
تاریخ مرگش که معلوم نبود.

کاغذ را که سمتش گرفتم، رفته بود.
گفتم: کاش بلند نشده بودم.
حداقل سفارش می‌دادم تا ببینم چه طرحی می‌زند.
شاید در ذهنم می‌ماند و بعد خودم سفارش سنگ قبر می‌دادم.
اما کجا نصبش می‌کردم؟
کجا؟
او فقط جایشان را بلد بود.

کاغذ را پرت می‌کنم.
با درماندگی گوشی تلفنم را باز می‌کنم.
یکی برایم عکسی فرستاده.
روی آن نوشته: در آرامش بخوابی، دوست نادیده‌ی عزیز!

روی سنگ قبری که کودکی با سیبی در دستانش، انگار به افق خیره شده است.

یئلماز – ۷ مرداد ۱۴۰۳
بازنویسی و انتشار: بیست و نهم تیرماه هزار و چهارصد و چهار


🔹🔹🔹🔹

لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی

https://t.me/kahimeh
Telegram هیمه من هیمه ام برادر خوبم بشکن مرا برای اجاق سردت آتشم بزن... خسرو گلسرخی اینجا یادداشت‌ها را بنام جعفر ابراهیمی می‌گذارم گاهی هم شعری یا دل نوشته‌ یا داستانکی بنام مادری‌ام یئلماز اَزَندَریانی
Post #879 379

Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

🔴 مقابل رد مرز کودکان مهاجر و بی‌پناه سکوت نکنیم
✍🏼 جعفر ابراهیمی
درباره جنگ و پیامدهایش موضع‌گیری‌های متعددی صورت گرفته است. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران نیز که تشکلی مستقل در داخل است، موضعی گرفت بر مبنای اصول صنفی، آموزشی و رویکرد اجتماعی. بیانیه شورا را می‌شود در ادامه مسیر چندساله تشکل‌های صنفی عضو در راستای اجتماعی شدن بیشتر تحلیل و بررسی کرد.
با اینکه شورای هماهنگی قبلا بارها درباره‌ پیامدهای جنگ هشدار داده بود، اکنون که جنگ رخ داده و کشور نه در حالت آتش‌بس، که در تعلیق است و برخی پیامدها سریعا آشکار شده‌اند، شاهد موضع و نظر بخش متشکل جنبش معلمان در این زمینه نیستیم.
امنیتی شدن فضای عمومی کشور، نتیجه بلافصل جنگ بود که جامعه در آن نقشی نداشت. از نمودهای اصلی این وضعیت، فشار بر فعالان سیاسی و اجتماعی، گسترش اعدام‌ها، سرکوب و بازداشت‌های گسترده بود.
جلوه برجسته اجتماعیِ این فضای جدید، اجرای سیاست اخراج مهاجران به بهانه‌ مقابله با اتباع غیرقانونی است. این سیاست ضد انسانی و نژادپرستانه، چنان ضربتی و شتاب‌زده اجرا شد که طبق اخبار بیش از ۶هزار کودک بدون والد رد مرز شده‌اند. چه سرنوشت تلخی در انتظار این کودکان است!
در اقدام اخیر حکومت برای اخراج اتباع به اصطلاح غیرقانونی، مواد کنوانسیون حقوق کودک نقض شده‌است.
مهم‌ترین مواد کنوانسیون که مستقیماً به حقوق کودکان مهاجر مرتبطند:
ماده ۲ – کشورها باید تمام حقوق مندرج در این کنوانسیون را بدون تبعیض از جمله بر اساس نژاد، ملیت، وضعیت مهاجرتی، یا وضعیت والدین برای تمام کودکان تضمین کنند.
ماده ۳ – در تمام اقداماتی که بر کودک تأثیر می‌گذارد، منافع عالیه کودک باید در اولویت باشد.
ماده ۶ – همه کودکان حق دارند زنده بمانند و رشد کنند.
ماده ۷ – کودک حق دارد از بدو تولد دارای نام، تابعیت و در صورت امکان، والدین خود را بشناسد و تحت سرپرستی آنان باشد.
ماده ۹ – کودک نباید از والدین خود جدا شود، مگر به حکم دادگاه و فقط به دلیل منافع کودک
ماده ۲۲ – کشورها باید اقداماتی انجام دهند تا از کودکان پناهنده یا کودکانی که به‌تنهایی به کشور وارد شده‌اند حمایت و مراقبت شود و سازمان‌های بین‌المللی مسئول نیز در این روند مشارکت داشته باشند.
ماده ۲۸ – همه کودکان حق آموزش دارند و کشورها باید آموزش ابتدایی رایگان و اجباری را برای همه فراهم کنند.
ماده ۳۷ – کودک نباید تحت شکنجه، مجازات یا رفتار ظالمانه قرار گیرد. بازداشت فقط در شرایط استثنایی وبرای کوتاه‌ترین زمان ممکن باید انجام شود.
حکومت با سوار شدن بر موج ملی‌گرایی احساسی ناشی از جنگ و مقصر جلوه دادن مهاجران، نه‌تنها مسئولیت ناکامی خود در جنگ را نمی‌پذیرد، بلکه با کمک جریانات راست افراطی (حتی در میان برخی نیروهای اپوزیسیون) می‌کوشد مهاجران افغانستانی را عامل اصلی تمام مشکلات معرفی کند.
صحنه‌های زشت و نفرت‌آلودی که علیه مهاجران در نقاط مختلف کشور در جریان است، گواهی است بر موفقیت نسبی این رویکرد فاشیستی. پیش از اخراج از آموزش و پرورش، بیست سال در مناطق حاشیه‌ای تهران تدریس کرده‌ام. در این مدت، دانش‌آموزان افغانستانی بین ۵ تا۱۰ درصد از کلاس‌ها را تشکیل می‌دادند. با اینکه در مناطقی فقیر، حاشیه‌نشین و پرآسیب تدریس می‌کردم که نزاع‌های فردی و جمعی در آن رایج بود، هرگز شاهد صف‌بندی «افغانستانی/ایرانی» میان کودکان نبودم. اختلافات در همان سطحی بود که بچه‌های تُرک با کُرد یا لُر با دیگران داشتند. نه کینه‌ای بود و نه نفرتی.
این حاکمیت، رسانه‌ها، نظام آموزشی و برخی بزرگ‌ترها هستند که کودکان و نوجوانان را به‌ گرایش‌های فاشیستی سوق می‌دهند.
امروز شاهد ویدئوهایی هستیم که در آن نوجوانان ایرانی، نوجوان افغانستانی را کتک می‌زنند، تحقیر و تهدید می‌کنند و دیگران فقط تماشا می‌کنند.
منکر رشد گرایش‌های نژادپرستانه نیستم اما باور دارم که این تصویر کل جامعه نیست. این چهره‌ای است که با کمک حکومت و حامیان ناسیونالیسم افراطی برجسته می‌شود تا بر ناتوانی‌های حاکمیتی سرپوش بگذارد.
انگار در این وضعیت تعلیق، قرار است در سایه  ترسی که برای عموم ایجاد شده مناسبات انسانی نیز به محاق برود. ما چگونه می‌توانیم خود را «معلم» بنامیم، اما در برابر این وضعیت سکوت کنیم؟
چگونه می‌توانیم تحقق حقوق کودکان را آرمان خود بدانیم، اما در برابر چنین فجایعی خاموش بمانیم؟
کودک، کودک است و منافع عالیه‌ کودکان را هیچ مصلحت یا قانونی نمی‌تواند نادیده بگیرد. از همین رو، انتظار می‌رود فعالان صنفی، تشکل‌های مستقل معلمان و در رأس آن، شورای هماهنگی، نسبت خود را با وضعیت فاجعه‌بار کنونی روشن کنند:آیا با سکوت، در کنار نژادپرستان و فاشیست‌های در قدرت و بیرون از قدرت ایستاده‌ایم؟ یا در سمت درست تاریخ؟ آیا دفاع از حقوق کودکان فقط شعار است؟ یا بخشی اساسی از باور ما به احقاق حقوق همه‌ کودکان؟

@kashowranews
Post #878 345

Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

🔴 حمایت تشکل‌های صنفی معلمان از اعتصاب کامیون‌داران؛ یک گام بیشتر به‌سوی مردم
جعفر ابراهیمی، معلم

در شرایطی که اعتصاب سراسری کامیون‌داران با همبستگی درونی بالا و تداوم گسترده در سراسر کشور ادامه دارد، تشکل‌های صنفی معلمان در کنار سایر اقشار اجتماعی با صدور بیانیه‌هایی جداگانه، حمایت قاطع و آشکار خود را از این حرکت اعتراضی اعلام کرده‌اند.
این هم‌صدایی در حالی شکل گرفته که فضای عمومی کشور زیر فشار مطالبات گسترده‌ی اقتصادی و اجتماعی قرار دارد، و سرکوب‌های سیستماتیک، صدای عدالت‌خواهی اقشار مختلف، به‌ویژه درون طبقه‌ی کارگر را هدف گرفته است. در چنین شرایطی، تشکل‌های صنفی معلمان با درکی دقیق از وضعیت، گامی دیگر به‌سوی مردم و در مسیر همبستگی اجتماعی برداشته‌اند.
🔸 محورهای اصلی بیانیه‌های معلمان در حمایت از اعتصاب کامیون‌داران

با بررسی بیانیه‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران و انجمن‌ها و کانون‌های صنفی معلمان در شهرهایی چون تهران، اسلام‌آباد غرب، کرمانشاه، اسلامشهر، فارس و هرسین، شش محور کلیدی به‌روشنی قابل مشاهده است:

به‌رسمیت شناختن مطالبات صنفی کامیون‌داران به‌عنوان خواسته‌هایی مشروع و قابل تحقق، همراه با تأکید بر حق اعتصاب

محکومیت برخوردهای امنیتی و قضایی با معترضان

تأکید بر هم‌سرنوشتی اقشار مختلف جامعه، به‌ویژه کارگران، معلمان و رانندگان

نقد بنیادین ساختارهای ناکارآمد و سیاست‌های تبعیض‌آمیز معیشتی

دعوت به حمایت عمومی از اعتراضات و گسترش همبستگی اجتماعی

تحلیل بحران‌های معیشتی در پیوند با فساد ساختاری و سیاست‌گذاری کلان اقتصادی و سیاسی.

تشکل‌های صنفی معلمان در این بیانیه‌ها نه از سر همدلی احساسی، بلکه با رویکردی آگاهانه، تحلیلی و مبتنی بر دو دهه مبارزه تشکیلاتی و تجربه‌ی زیسته، از کامیون‌داران حمایت کرده‌اند. آن‌ها به‌درستی دریافته‌اند که هیچ مطالبه‌ی صنفی، بدون اتکا به حمایت اجتماعی، به نتیجه نمی‌رسد.
این تشکل‌ها تأکید می‌کنند که مسائل صنفی ـ از دستمزد معلمان گرفته تا قیمت سوخت و بیمه‌ی رانندگان ـ مستقیماً با سیاست‌گذاری‌های کلان و ساختارهای فاسد و معیوب سیاسی و اقتصادی گره خورده است. چنین نگاهی حاصل بیش از دو دهه تجربه‌ و مبارزه و مقاومت در دل فضایی سرکوب‌زده و پرخطر است.
در این چارچوب، «امر صنفی» از جامعه و سیاست جدا نیست و تنها در صورتی می‌تواند به نتیجه برسد که سویه‌ی اجتماعی و همبستگی طبقاتی پیدا کند. دفاع از حقوق صنفی، زمانی معنا و کارایی خواهد داشت که در پیوند با مطالبات و مقاومت دیگر اقشار معترض باشد.
تاکنون اعتصاب کامیون‌داران موفقیت‌آمیز بوده است. حتگمیت، طبق معمول، از سیاست چماق و هویج استفاده می‌کند‌ با وعده‌های مقطعی، تهدید و سرکوب در پی شکستن اعتصاب برآمده؛ اما موفق نخواهد شد. زیرا رانندگان تجربه‌ی موفق اعتصاب ۱۳۹۷ را در کارنامه دارند و رمز آن موفقیت، چیزی جز همبستگی و پافشاری در اعتصاب نبود.

همبستگی همان درسی‌ست که امروز کامیون‌داران به جامعه می‌دهند؛
و این، همان رمز تغییر است؛ رمزی که می‌تواند بذر تحول را نه فقط در جاده و مدرسه و کارخانه، بلکه در سراسر جامعه بیفشاند.🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra

📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
Post #877 313

Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

🔴 دفاع از حقوق کودکان مهاجر، وظیفه‌ای انسانی و صنفی

✍ جعفر ابراهیمی

در روزهایی که سیاست‌های ضد مهاجرتی حاکمیت با حمایت جریان‌های دست‌راستی افزایش یافته و در دستور کار دولت پزشکیان، با نادیده‌گرفتن اصول بنیادین حقوق بشر، قرار گرفته، ضرورت دارد تشکل‌های صنفی مستقل و نهادهای مدنی و حامی حقوق کودکان در برابر این سیاست‌ها سکوت نکنند. بر اساس اخبار موجود، دولت قصد دارد نه تنها مهاجران فاقد مدارک، بلکه نزدیک به دو میلیون مهاجر قانونی افغانستانی را نیز از کشور اخراج کند؛ تصمیمی که بخش بزرگی از قربانیان آن، کودکان زیر ۱۸ سال هستند. بسیاری از این کودکان در نظام آموزش رسمی ایران تحصیل می‌کنند و برای آن‌ها، بازگشت اجباری به افغانستان، به‌ویژه برای دختران، به معنای محرومیت قطعی از حق آموزش خواهد بود.

این سیاست آشکارا نقض حقوق انسانی و حق آموزش کودکان مهاجر است و بر خلاف تعهدات بین‌المللی ایران در حوزه حقوق کودک به شمار می‌آید. در این شرایط، تشکل‌های صنفی فرهنگیان به‌ویژه وظیفه دارند موضعی شفاف و صریح اتخاذ کنند. یادآوری چند نکته در این زمینه ضروری است:

۱. اساسنامه‌ اغلب تشکل‌های صنفی مستقل در ایران، دفاع از حقوق کودکان را بدون در نظر گرفتن ملیت، جنسیت، مذهب یا موقعیت مهاجرتی، به رسمیت شناخته‌است.

۲. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، به‌عنوان عضو رسمی سازمان آموزش بین‌الملل (Education International)، متعهد به اصولی است که در آن دفاع از حقوق کودکان و رفع هرگونه تبعیض در آموزش جایگاهی مرکزی دارد.

۳. مردم ایران خود قربانی سیاست‌های مهاجرت‌زا بوده‌اند. میلیون‌ها ایرانی، از جمله کودکان، به دلیل فشارهای ساختاری حاکمیت ناچار به ترک وطن شده‌اند. ما اگر مدافع حقوق فرزندان خود در صورت مهاجرت هستیم، نمی‌توانیم نسبت به حقوق کودکان مهاجر در کشورمان از جمله کودکان افغانستانی بی‌تفاوت باشیم.

۴. کنوانسیون جهانی حقوق کودک، به‌صراحت بر حق آموزش برای همه کودکان، از جمله کودکان مهاجر، تأکید دارد. اگر ما به این کنوانسیون برای دفاع از کودکان ایرانی استناد می‌کنیم و بر حق تحصیل رایگان، مخالفت با آموزش ایدئولوژیک و ... تاکید داریم. نمی‌توانیم بندهای دیگر آن را نادیده بگیریم.

بر این اساس، انتظار می‌رود که تشکل‌های صنفی معلمان، کارگران، و نهادهای مدنی حامی حقوق کودک، در برابر این سیاست‌های کینه‌توزانه و تبعیض‌آمیز، واکنش قاطع و روشن نشان دهند. تشکل‌های صنفی فرهنگیان باید از حقوق همه کودکان – حتی آن‌هایی که از سوی ساختار قدرت «غیرقانونی» خوانده می‌شوند – دفاع کنند.

دفاع از کودکی، دفاع از انسانیت است.

🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔
@kashowra

📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔
@kashowranews
Post #876 245

Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

🔴 شفافیت و ارتباط مستمر؛ راهبردی برای تقویت تشکل‌های صنفی فرهنگیان

✍ جعفر ابراهیمی

بیش از چهار ماه از برگزاری مجمع عمومی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران می‌گذرد؛ مجمعی که با فراز و نشیب‌های فراوان برگزار شد و ارکان شورا را بازسازی کرد. مجمع در حالی به ثمر نشست که نیروهای سرکوبگر و حامیان و عقبه آنان از هر تلاشی برای تضعیف شورای هماهنگی فروگذار نکردند. این بازسازی، فرصتی تازه برای بازتعریف نقش شورا و تقویت جایگاه تشکل‌های صنفی در میان معلمان فراهم کرده است.
یکی از چالش‌های اساسی تشکل‌های صنفی مستقل، ضعف در برقراری ارتباط موثر با بدنه معلمان است. ارتباط مستمر، دوطرفه و شفاف بین اعضا و فعالان تشکل‌ها با معلمان، به ویژه در موقعیت‌های تصمیم‌گیری، می‌تواند نقش کلیدی در رفع این مشکل ایفا کند و زمینه‌ساز همدلی و همراهی گسترده‌تر باشد.
در این مسیر، انتظار می‌رود فعالان مسئول در تشکل‌ها و شورای هماهنگی، پیشقدم شوند و با ایجاد سازوکارهای منظم و شفاف، گزارش عملکرد خود را به بدنه معلمان ارائه کنند. ارائه چنین گزارش‌هایی نه تنها موجب افزایش اعتماد و انسجام می‌شود، بلکه زمینه مشارکت فعال‌تر معلمان را نیز فراهم خواهد کرد.
ایجاد این سنت مثبت شفافیت و پاسخگویی، گامی مهم در تقویت تشکل‌های صنفی و افزایش تأثیرگذاری آنها در بهبود شرایط معلمان است. از این رو، دبیرخانه شورای هماهنگی و تشکل‌های صنفی موظفند با برنامه‌ریزی دقیق، کانال‌های ارتباطی موثری را ایجاد کنند که این ارتباط به‌صورت مستمر و سازنده ادامه یابد.
در نهایت، تنها از طریق تقویت این ارتباط و شفافیت عملکرد است که می‌توان انتظار داشت تشکل‌های صنفی فرهنگیان جایگاه واقعی خود را در جامعه معلمان پیدا کنند و نقش مؤثری در پیشبرد مطالبات و بهبود وضعیت فرهنگیان ایفا نمایند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra

📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
Post #875 237

Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

‍ «ایستاده جان دادن»
به یاد و خاطره معلم اعدامی


مقاوم و پرشکوه
به‌سان کوه
به‌سان شاهو

یادت گرامی
رفیق کوه و کمر

یادت گرامی
رفیق شعر و شاملو

یادت گرامی
رفیق کودکان محروم

گفته بودی
نسیم یادت را خواهد برد
از میان میله‌ها و بلندی حصار

حالا کودکان دیروز
زنان و مردان رنج‌کشیده‌ی امروز
برایَت دست تکان می‌دهند
برای نسیمی که
از لابه‌لای بلوط‌های شاهو می‌گذرد

وقتی می‌گویند
یادی ئەزیزت پیرۆز

یکی از نسیم می‌پرسد
گور بی‌نشانش کجاست؟
و نسیم تا اعماق قلبش نفوذ می‌کند

نامت جاوید
رها از بند
رفیق بی‌کفن!
فرزاد!

«یئلماز»

۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹، تلفن‌های اندرزگاه هفت زندان اوین قطع شد تا پیش از پایان هفته معلم، فرزاد را اعدام کنند. محبوبیت و بی‌گناهی فرزاد چنان بارز بود که زندان‌بان ناچار شد حکم را در سکوت اجرا کند؛ به همین دلیل تلفن‌ها را قطع کردند تا کسی از انتقال فرزاد و علی حیدریان برای اعدام باخبر نشود.

بجز فرزاد کمانگر و علی حیدریان، آن‌سوتر فرهاد وکیلی را از بند ۳۵۰ زندانیان سیاسی و شیرین علم‌هولی را از بند زنان فراخواندند و به همراه یک زندانی سیاسی دیگر به نام مهدی اسلامیان به دار آویختند.

فرزاد سحرگاه ۱۹ اردیبهشت اعدام شد، یعنی در آخرین روزِ هفته معلم. این اعدام پیامی بود برای آنان که تصور می‌کردند دوران دهه‌ی طلایی شصت به پایان رسیده است. در خرداد ۸۸، نئوخط‌امامی‌ها برای بازگرداندن نخست‌وزیر آن دوران به قدرت، مردم را به اعتراض فراخواندند. اما وقتی با هزینه روبرو شدند، مردم را تنها گذاشتند. نخست‌وزیر آن دوران، گویی تازه متوجه عمق فاجعه شده بود، اعدام ۱۹ اردیبهشت را محکوم کرد. اشتباه محاسبه‌اش این بود که فراموش کرده بود در دهه اعدام‌ها، خود نخست‌وزیر بوده است. با وجود این، او خط قرمز را رد کرده بود و مجازات شد.

اعدام پنج زندانی سیاسی، پیامی روشن پس از اعتراضات ۸۸ داشت: اگر سیستم بخواهد، هنوز قادر است به‌راحتی به دهه شصت بازگردد، حتی اگر آمران و دست‌اندرکاران آن دهه رنگ عوض کرده و لباس اصلاح‌طلبی پوشیده باشند.

امروز هم اعدام‌های دسته‌جمعی ادامه دارد. فقط در یک روز، چهارشنبه، پنج نفر را در قزل‌حصار اعدام کردند. کیفرخواست‌ها با اتهام بغی و محاربه روانه دادگاه می‌شود. در میان محکومان، زن و مرد، پیر و جوان، فعال سیاسی و کارگری به چشم می‌خورند که در صف اجرای حکم‌اند. اعدام، اصلی‌ترین ابزار سرکوب است. طبیعی است که در برابر آن باید مقاومت جانانه کرد. شکل‌گیری، گسترش و ادامه‌ی کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با تمام محدودیت‌ها و خطرات از سوی زندانیان، مصداق بارز این مقاومت جانانه در برابر اعدام است.

پس از انتشار خبر اعدام، خانواده و دوستان اعدامی‌ها به اوین و سپس به بهشت زهرا مراجعه کردند تا نشانی بیابند. اما هرگز محل دفن را به دایه‌سلطنه، مادر فرزاد، و دیگر خانواده‌ها نگفتند. گویی حاکمیت می‌خواهد آشکارا بگوید که هنوز می‌تواند اعدام کند و جنازه را هم تحویل ندهد؛ قدرتش را به رخ می‌کشد.

اما هر جا سرکوب هست، مقاومت هم جاری و ساری است. مانند روایت اعدام فرزاد، او را پنهانی دفن کردند. اما همان‌گونه که فرزاد همیشه می‌گفت، نسیم، یادش را از اوین تا شاهو، و از شاهو تا سلیمانیه و روژاوا با خود برده است.

✍🏽 #جعفر_ابراهیمی
بازنویسی یادداشت اردیبهشت ۱۴۰۴

🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔
@kashowra

📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔
@kashowranews
Post #874 253

Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران برگزار می‌کند:

وبینار چهار روزه «مطالبات صنفی و آموزشی معلمان ایران»

حقوق و دستمزد معلمان و کارگران

سخنران اول: حسین اکبری / معیار تعیین دستمزد برای کارگران و پیامدهای آن

سخنران دوم: جعفر ابراهیمی / اهمیت تعیین حداقل دستمزد برای جنبش معلمان

مدیر پنل: محمد دارکش

یکشنبه هفتم اردیبهشت ماه ساعت ۲۱ تا ۲۳

📍لینک شرکت در برنامه 👇


https://meet.google.com/uhn-ujrt-mdv

🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

🔹 نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra

📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔 @kashowranews
Post #873 256

Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

✏️ از کانون تاکنون
🔸باید در برابر حکم غیرانسانی اعدام ایستاد
جعفر ابراهیمی، معلم

📌شماره هشتم گاهنامه‌ی فراسوی کندوکاو

به‌جای مقدمه
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲، ۱۳ زندانی سیاسی از زندان اوین به زندان قزل‌حصار با فریبکاری و اقدامی سرکوبگرانه تبعید شدند؛ من یکی از آنان بودم. هدف از تبعید و چرایی آن را به‌وقت دیگری می‌سپارم. ما در قزل‌حصار که سعید ماسوری آن را قزل اخدود نامید، به بند امن واحد سه منتقل شدیم. نامه‌ی حمزه سواری در آن زمان گوشه‌ای از شرایط بند را به تصویر کشید. بند امن، بندی نعلی شکل است که سلول‌های انفرادی آن برای نگهداری زندانیان قبل از اجرای حکم اعدام در نظر گرفته‌شده است. در فرعی ۱۵ نفر از زندانیان کورد و بلوچ بودند که اینک ۷ نفر از آنان اعدام‌شده‌اند؛ در فرعی دیگر محکومان داعش قرار داشتند...
▫️ادامه‌ متن را در لینک زیر بخوانید👇

https://telegra.ph/%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%86-04-22

🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔
@kashowra


📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔
@kashowranews
Post #872 274

Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

🔴 لزوم تشکیل مجمع عمومی در صندوق ذخیره فرهنگیان
📌بدون مشارکت معلمان، شفافیتی در کار نخواهد بود
.

✍️ #جعفر_ابراهیمی

🔸مجمع عمومی، بالاترین رکن در هر تشکل مدنی، صنفی یا سیاسی است. این نهاد، تجلی اراده‌ی جمعی اعضا بوده و مهم‌ترین مانع در برابر محفلی‌گری، تک‌روی و استبداد تشکیلاتی است. همان‌طور که یک حزب یا تشکل صنفی بدون مجمع عمومی مشروعیت ندارد، صندوق‌هایی مانند صندوق ذخیره فرهنگیان نیز بدون مجمع عمومی از شفافیت، پاسخ‌گویی و عدالت تهی می‌مانند.

🔸در ساختار کنونی صندوق ذخیره فرهنگیان، هیات امنا به‌عنوان بالاترین مرجع تصمیم‌گیری عمل می‌کند؛ اما این ساختار نه‌تنها پاسخ‌گو به فرهنگیان نیست، بلکه با سازوکار فعلی، بستری رانتی و غیرشفاف پدید آورده است. حضور چند نماینده‌ی معلمان—آن‌هم در شرایطی که فرآیند انتخاب آنان دموکراتیک، آزاد و مشارکتی نبوده—نمی‌تواند این بحران را حل کند.

🔸بر اساس اخبار منتشرشده، در اساسنامه‌ی جدید صندوق که بدون مشارکت صاحبان اصلی آن یعنی معلمان تهیه و تصویب شده، هیچ جایگاهی برای مجمع عمومی در نظر گرفته نشده است. این تصمیم، به‌روشنی ادامه‌ی روند رانت، فساد و حذف نظارت جمعی را رقم می‌زند. حذف مجمع عمومی یعنی آنکه صندوق و شرکت‌های تابع آن، همچنان به‌عنوان حیاط خلوت باندهای قدرت و ثروت باقی بمانند.

🔸در برابر این ساختار رانتی، غیرپاسخ‌گو حاکمیتی و فریبکاری سازمان‌یافته‌ی تشکل‌های وابسته و نمایندگان خودخوانده، باید ایستاد.
صندوق ذخیره، سرمایه‌ی تک‌تک معلمان این سرزمین است؛ سرمایه‌ای که حاصل سال‌ها زحمت و اعتماد است، نه ملک شخصی مدیران و باندهای حاکم.

🔸تشکیل مجمع عمومی، نه یک پیشنهاد، بلکه یک حق، مطالبه‌ی فوری و اجتناب‌ناپذیر است.
اگر ما معلمان از حق خود دفاع نکنیم، صندوق فرهنگیان به نمادی از انحصار، فساد خواهد ماند.

🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

🔹
نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra

📍
اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔
@kashowranews
Post #871 204

Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

‍ در فساد ساختاری، همه فاسد می‌شوند

✍🏽 جعفر ابراهیمی

سال‌ها پیش، در جریان برگزاری به‌اصطلاح «انتخابات نمایندگان معلمان در صندوق ذخیره فرهنگیان»، شورای هماهنگی، تشکل‌های مستقل، و معلمان آگاه شرکت نکردند. همان زمان هشدار دادند که این انتخابات نه دموکراتیک است و نه واقعی؛ صرفاً نمایشی برای مشروعیت‌بخشی به یک ساختار رانتی، غیردموکراتیک و فاسد.

زمان گذشت، و امروز نتیجه‌ی آن نمایش انتخاباتی کاملاً روشن شده است: نمایندگانی که نه شفاف‌اند، نه پاسخ‌گو، و نه نماینده‌ی واقعی معلمان. بعضی حتی خود وارد چرخه‌ی رانت‌خواری و سکوت در برابر فساد شده‌اند.

این روزها خبرهایی منتشر شده مبنی بر اینکه اساسنامه‌ی جدید صندوق ذخیره فرهنگیان در هیأت امنای صندوق تصویب شده است. اما سؤال مهم این‌جاست: نمایندگان معلمان کجا هستند؟ چرا روند این تصویب و محتوای آن را به جامعه‌ی فرهنگیان اطلاع‌رسانی نمی‌کنند؟

این سکوت، دقیقاً همان چیزی است که تشکل‌های مستقل از ابتدا هشدار می‌دادند: وقتی ساختار فاسد باشد، حتی شریف‌ترین افراد هم یا جذب فساد می‌شوند یا حذف می‌گردند.

در نهایت، مسئله تنها افراد نیست؛ مسئله ساختار است. و تا زمانی که شفافیت، مشارکت واقعی، و نظارت جمعی وجود نداشته باشد، هیچ انتخاباتی واقعاً دموکراتیک نخواهد بود. انتخابات، در چنین شرایطی، تنها ابزاری است برای تداوم انحصار و تقسیم رانت.

تشکل‌های مستقل با کناره‌گیری از آن انتخابات، امروز نشان داده‌اند که تصمیمی درست گرفته‌اند. پاسخ آن تصمیم را می‌توان در سکوت نمایندگانی دید که روزی با شعار پاسخ‌گویی آمدند، و امروز در دل ساختار فساد، ساکت و بی‌اثر باقی مانده‌اند.

تفاوت تشکل‌های وابسته و مستقل دقیقاً در همین‌جاست. تشکل‌های وابسته، همان زمان هم در انتخابات قلابی صندوق شرکت کردند، و امروز نیز برای صندوق ذخیره کیسه دوخته‌اند.

و امروز، نقد آن‌ها به وضعیت موجود صندوق نه از سر مطالبه‌گری یا دفاع از منافع معلمان، بلکه از آن‌جاست که رانت مطلوب نصیب‌شان نشده است. این‌که امروز خود را به در و دیوار می‌زنند، برای بازگشت به همان سفره‌ی قدرت است. در واقع، این تشکل‌های وابسته‌اند که باید پاسخ‌گوی عملکرد خود و دولت‌هایی باشند که سال‌ها از آن‌ها حمایت کردند و همین صندوق را به فساد کشاندند.


🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

🔹 نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔
@kashowra

📍اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای درج در کانال ارسال کنید 👇
🆔
@kashowranews
Post #870 290
⭕️ در سالگرد جان باختن معلم فداکار #حمید_رضا_گنگوزهی_ریگی یاد و خاطره این معلم جانباخته را گرامی می‌داریم.

#بازنشر به مناسبت نهمین سال جانباختن این معلم ستمدیدگان

حمیدرضا گنکوزهی اگر چه انسان فداکاری بود و برای نجات جان دانش‌آموزان خود زیر آوار ماند و جان عزیزش را فدا کرد اما از سوی دیگر او قربانی سیاست‌های ضدمردمی شد. سیاست‌هایی که کمترین امکانات را از فرودستان به حاشیه رانده شده سلب می‌کند تا دانش‌آموزان در خاش و سایر نقاط محروم در مدارس بی‌کیفیت و فرسوده و کپر درس بخوانند.

در حالی که روزانه اکثریت کودکان از حداقل استانداردهای آموزشی محروم می‌شوند اقلیتی انگل‌وار بهترین امکانات را برای خود فراهم نموده و فرزندانشان به کلاس‌های فوق‌العاده در سفارت فلان کشور‌های اروپایی می‌روند.
اینها همان‌هایی هستند که از ثروت عمومی برای خود #باستی_هیلز ساخته‌اند پشتشان به پول و قدرت و تفنگ گرم است و گاهی برای ستمدیدگان روضه صبر و شکیبایی می‌خوانند.
شاگردان حمیدگنگوزهی و هر کودکی که نانش را بریده‌اند حق دارند بدانند چه کسانی نانشان را به خون آنها می‌زنند. حق دارند بدانند عامل بدبختی و فلاکت و فقر آنان چه کسانی هستند. آنها باید بدانند این نظم موجود ظالمانه است و باید آنقدر قدرتمند شوند تا بتوانند این ساختار نابرابر را از بیخ و بن دگرگون کنند.

بی‌شک بخشی از این مسئولیت آگاهی‌بخشی بر عهده معلمان است. حال می‌ماند که ما انتخاب کنیم آیا ما معلمانی هستیم که صرفا به فکر نان خود هستیم یا از آن کسانی هستیم که به فردای بهتر و زندگی شایسته برای کودکان همراه با رفاه و شادی می‌اندیشیم؟
ما انتخاب می‌کنیم کدامیک باشیم همانگونه که حمیدرضای شهید انتخاب کرد.

برای همین به یاد او نوشته زیر را هر ساله تکرار می‌کنم که :

تو جاودانی !
ای شهید راه اگاهی!
در امتداد نگاه این کودکان
در ایمان و باور به تغییر

تو امتداد می یابی
حمیدرضا گنگوزهی

✍️ جعفر ابراهیمی

پ ن : در عکس فوق، تصویر بالا نمایی از باستی‌هیلز در لواسان است و تصویر دانش‌آموزان حمیدرضا که به معلم خود خیره شده‌اند.


https://t.me/kahimeh/800


🔹🔹🔹🔹

لینک عضویت در کانال #هیمه
📌یادداشت های جعفر ابراهیمی

https://t.me/kahimeh
Telegram هیمه 🔴 گرامی باد یاد و خاطره #حمید_رضا_گنگوزهی_ریگی تو جاودانی ! ای شهید راه اگاهی! در امتداد نگاه این کودکان در ایمان و باور به تغییر تو امتداد می یابی حمیدرضا گنگوزهی ✍ جعفر ابراهیمی 📌 مدارس آنسوی مدارس کپری و فرسوده که جان معلمان و دانش‌آموزان را می‌ستاند…
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →