TGViewer
Channel Public Channel
انجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی

انجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی

@isa_tabriz

ارتباط با ما:

@ISA_Tabriz_info
Subscribers
318
Photos
38
Videos
1
Links
107

Showing posts older than #29 · Back to latest

Older Posts 18 shown
Post #28 173
🔹 رکوردشکنی تورم در آذر ۱۴۰۴؛ فشار گرانی‌ها تشدید شد

🔺 تازه‌ترین گزارش بانک مرکزی از وضعیت تورم در آذرماه ۱۴۰۴، از ثبت بالاترین سطح گرانی در ۳۰ ماه گذشته خبر می‌دهد.

🔺 بر اساس این گزارش، نرخ تورم ماهانه به ۳.۳ درصد رسیده و تورم نقطه‌به‌نقطه با جهشی قابل‌توجه، رقم ۴۹.۹ درصد را ثبت کرده است.

🔺 به بیان ساده، خانوارهای ایرانی برای تأمین یک سبد ثابت از کالاها و خدمات، نسبت به آذر سال گذشته نزدیک به ۵۰ درصد هزینه بیشتری پرداخت می‌کنند؛ موضوعی که فشار سنگینی بر قدرت خرید وارد کرده است.

🔺 بررسی جزئیات نشان می‌دهد بار اصلی افزایش قیمت‌ها بر دوش کالاهاست.

🔺 تورم ماهانه گروه کالاها ۴.۹ درصد گزارش شده؛ رقمی که تقریباً سه برابر تورم خدمات با نرخ ۱.۶ درصد است.

🔺 در مقیاس نقطه‌به‌نقطه نیز شکاف عمیق‌تر می‌شود: تورم کالاها به ۶۵.۷ درصد رسیده، در حالی که تورم خدمات حدود ۳۶ درصد ثبت شده است؛ آماری که از عمق بحران معیشتی حکایت دارد.

https://t.me/ISA_Tabriz
  • ❤ 3
  • 👎 1
  • 😢 1
  • 💔 1
Post #26 234
انجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی 📉 فقر در ایران به ۳۶ درصد رسید بیش از ۳۱ میلیون نفر زیر خط حداقل معیشت 🔹 تازه‌ترین گزارش‌های دولتی نشان می‌دهد که نرخ فقر در سال ۱۴۰۳ با شتابی بی‌سابقه به ۳۶ درصد افزایش یافته است. 🔹 این به معنای آن است که دست‌کم ۳۱ میلیون ایرانی قادر به تأمین حداقل‌های…
💸 شکاف عمیق درآمد و هزینه؛ فقر ۳۶ درصدی در ایران

بر اساس آخرین گزارش سازمان برنامه و بودجه، نرخ فقر در ایران در سال ۱۴۰۳ با جهشی قابل توجه به ۳۶ درصد رسیده است؛ به عبارت دیگر، نزدیک به ۳۱ میلیون ایرانی توانایی تأمین حداقل نیازهای زندگی خود را ندارند. این واقعیت دیگر صرفاً یک هشدار نیست، بلکه تصویری روشن از شکاف نگران‌کننده میان درآمد و هزینه خانوارها در کشور است.

📈روند صعودی فقر؛ از ۱۶ به ۳۶ درصد

بررسی‌های بلندمدت نشان می‌دهد که نرخ فقر در بازه سال‌های ۸۵ تا ۹۶ بین ۱۶ تا ۲۱ درصد نوسان داشته است. اما در سال‌های اخیر، تشدید تحریم‌ها، شوک‌های ارزی و تورم بی‌مهار، فشار اقتصادی را به‌شدت افزایش داده و نرخ فقر را به سطح فعلی رسانده است.

🛒 هزینه سبد معیشتی و فاصله آن با درآمد

گزارش‌ها نشان می‌دهند که هزینه یک سبد معیشتی حداقلی در تهران به مرز ۴۰ میلیون تومان رسیده و برآوردهای رسمی برای کارگران بین ۳۳ تا ۳۸ میلیون تومان تخمین زده شده است. در مقابل، حداقل دستمزد یک کارگر متأهل با دو فرزند در سال ۱۴۰۴ تنها ۱۶ میلیون و ۳۵۱ هزار تومان است. این اختلاف عمیق میان هزینه واقعی زندگی و درآمد قانونی، بخش بزرگی از جمعیت کشور را در وضعیت فقر شدید و زیر خط بقا قرار داده است.

⚠️ چشم‌انداز اقتصادی و پیش‌بینی سال آینده

با توجه به روند افزایشی تورم، نوسانات ارزی و رشد اقتصادی نزدیک به صفر، کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که نرخ فقر در سال ۱۴۰۴ به حدود ۴۰ درصد برسد. سیاست‌های فعلی دولت نیز توانایی پوشش این شکاف را ندارند: افزایش حقوق کارکنان دولت و بازنشستگان در لایحه بودجه ۱۴۰۵ حدود ۲۰ درصد پیش‌بینی شده است، در حالی که تورم پیش‌بینی‌شده بیش از ۴۵ درصد است. در نتیجه، بخش قابل توجهی از جامعه همچنان با تهدید فقر شدید مواجه خواهد بود.

https://t.me/ISA_Tabriz
  • ❤ 2
  • 👌 2
  • 👎 1
  • 💔 1
Post #25 255
📉 فقر در ایران به ۳۶ درصد رسید
بیش از ۳۱ میلیون نفر زیر خط حداقل معیشت


🔹 تازه‌ترین گزارش‌های دولتی نشان می‌دهد که نرخ فقر در سال ۱۴۰۳ با شتابی بی‌سابقه به ۳۶ درصد افزایش یافته است.

🔹 این به معنای آن است که دست‌کم ۳۱ میلیون ایرانی قادر به تأمین حداقل‌های زندگی خود نیستند. خط فقر که سال‌ها در محدوده ۳۰ تا ۳۱ درصد نوسان داشت، حالا با سرعتی چشمگیر بالا رفته است.

🔹 تشدید تحریم‌ها، نوسانات ارزی و تورم افسارگسیخته، فشار بر زندگی مردم را شدیدتر کرده و وضعیت اقتصادی خانوارها را به مرحله هشدار رسانده است.

🔹 هزینه یک سبد معیشتی در تهران به نزدیک ۴۰ میلیون تومان رسیده، در حالی که حداقل حقوق یک کارگر متاهل با دو فرزند تنها ۱۶ میلیون و ۳۵۱ هزار تومان است؛ شکافی که زندگی روزمره میلیون‌ها نفر را به شدت تهدید می‌کند.

https://t.me/ISA_Tabriz
  • 👌 3
  • ❤ 2
  • 👎 1
Post #24 210
انجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی خانه سیاه است شعرِ دفرمه‌ی فروغ، وقتی سینما می‌شود 🔹«خانه سیاه است» مستندی است به کارگردانی فروغ فرخزاد و تهیه‌کنندگی ابراهیم گلستان که در پاییز ۱۳۴۱، پس از دیدار فروغ از آسایشگاه جذامیان باباباغی تبریز ساخته شد. ✅روایت فیلم با صدای خود فروغ پیش می‌رود؛…
خانه سیاه است
شعرِ دفرمه‌ی فروغ، وقتی سینما می‌شود


«خانه سیاه است» مستندی است به کارگردانی فروغ فرخزاد و تهیه‌کنندگی ابراهیم گلستان که در پاییز ۱۳۴۱، پس از دیدار فروغ از آسایشگاه جذامیان باباباغی تبریز ساخته شد. فیلم به سفارش جمعیت کمک به جذامیان و در استودیو فیلم گلستان تولید شد و همان سال جایزه‌ی بهترین فیلم مستند فستیوال فیلم آلمان غربی را دریافت کرد. نخستین نمایش آن نیز در بهمن ۱۳۴۱، با حضور فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان، در کانون فیلم ایران برگزار شد.
برخلاف برخی روایت‌های رایج، کارگردانی و تدوین «خانه سیاه است» به‌طور کامل توسط خود فروغ انجام شده است. همکاران او در این پروژه تأکید کرده‌اند که فروغ کارگردان و تدوینگر اصلی فیلم بوده و ابراهیم گلستان نیز در گفت‌وگویی با پرویز جاهد، صراحتاً این نکته را تأیید کرده است که این اثر برآمده از بینش هنری فروغ فرخزاد است.
روایت فیلم با صدای خود فروغ پیش می‌رود؛ صدایی شاعرانه، ساده و عاری از مداخله‌ی نهادهای رسمی که انسان را یگانه چاره‌ساز رنج و زشتی معرفی می‌کند:
«دنیا زشتی کم ندارد؛ زشتی‌های دنیا بیشتر بود اگر آدمی بر آن‌ها دیده بسته بود. امّا آدمی چاره‌ساز است».
این فیلم نخستین و به‌عبارتی تنها تجربه‌ی جدی فروغ در تلاقی سینما و شعر دانست؛ فیلمی که در آن یا سینما به شعر بدل می‌شود یا شعر امکان سینمایی شدن می‌یابد. این مستند تصویری تلخ و تکان‌دهنده از زندگی انسان‌هایی ارائه می‌دهد که همه‌ی احساسات انسانی را دارند، اما از چهره‌ی انسانی محروم‌اند. فروغ این تراژدی را عریان و خالص نشان می‌دهد، بی‌آن‌که بر سیاهی طبیعی آن بیفزاید.
فروغ از آن هنرمندانی نبود که از فاصله‌ای امن به رنج بنگرد. «خانه سیاه است»، همچون شعرهایش، حاصل آسودگی نیست، زاییده‌ی زیستن و درگیرشدن است؛ نتیجه‌ی یگانگی هنر و زندگی. برای فروغ، شاعر بودن یک عنوان نبود، شیوه‌ای از زیستن بود.
در لایه‌های زیرین فیلم، معناهای پنهان و خرده‌روایت‌های متعددی جریان دارد. برخی نماها یادآور نقاشی‌های فرانسیسکو گویاست؛ جایی که زشتی ظاهری حامل معنایی عمیق و اخلاقی می‌شود. اگر گویا ستم اجتماعی را افشا می‌کند، فروغ بیماری و رنج طبیعی را به نمادی از ظلم اجتماعی بدل می‌سازد. حضور جذامیان در فیلم را می‌توان تمثیلی از جامعه‌ی بسته و منزوی ایران دهه‌ی ۴۰ دانست؛ جامعه‌ای گرفتار جبر، محکومیت و طرد.
در ژرف‌ساخت «خانه سیاه است» ردپای اگزیستانسیالیسم سارتری و ضرب‌آهنگ روزمرگی انسان محکوم دیده می‌شود؛ جایی که شعر دیگر صرفاً کلام نیست، بلکه به تجربه‌ای بصری–سمعی و خلاق بدل می‌شود.
این فیلم پس از گذشت بیش از نیم‌قرن، همچنان یکی از مهم‌ترین آثار تاریخ سینمای ایران است. در سال ۲۰۱۲، مجله‌ی سایت‌اند ساوند بار دیگر توجه منتقدان جهانی را به آن جلب کرد و جاناتان روزنبام، منتقد برجسته‌ی آمریکایی، «خانه سیاه است» را «بزرگ‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران» نامید.

https://t.me/ISA_Tabriz
  • ❤ 2
  • 👌 2
  • 👎 1
  • 🔥 1
Post #23 184
خانه سیاه است
شعرِ دفرمه‌ی فروغ، وقتی سینما می‌شود


🔹«خانه سیاه است» مستندی است به کارگردانی فروغ فرخزاد و تهیه‌کنندگی ابراهیم گلستان که در پاییز ۱۳۴۱، پس از دیدار فروغ از آسایشگاه جذامیان باباباغی تبریز ساخته شد.

✅روایت فیلم با صدای خود فروغ پیش می‌رود؛ صدایی شاعرانه، ساده و عاری از مداخله‌ی نهادهای رسمی که انسان را یگانه چاره‌ساز رنج و زشتی معرفی می‌کند:
«دنیا زشتی کم ندارد؛ زشتی‌های دنیا بیشتر بود اگر آدمی بر آن‌ها دیده بسته بود. امّا آدمی چاره‌ساز است».


https://t.me/ISA_Tabriz
  • ❤ 2
  • 👌 2
  • 👎 1
  • 🔥 1
Post #20 207
انجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی سوزان سانتاگ؛ بدن، زن و اخلاقِ نگاه 🔹 28 دسامبر ۲۰۰۴، سوزان سانتاگ از جهان رفت، اما پرسش‌هایش ماندند. ✅ در جهانی که تصویرِ رنج همه‌جا حاضر است؛ از قاب خبر تا اسکرول بی‌پایان شبکه‌های اجتماعی، سانتاگ هنوز معاصر است. او به ما یاد داد مسئله صرفاً «دیدن» نیست؛…
سوزان سانتاگ؛ بدن، زن و اخلاقِ نگاه

سوزان سانتاگ Susan Sontag (1933-2004) نویسنده، منتقد فرهنگی، فیلمساز و یکی از اثرگذارترین روشنفکران آمریکایی قرن بیستم بود. او از آن چهره‌هایی است که نه‌فقط «نوشت»، بلکه شیوه‌ی دیدن، خواندن و قضاوت‌کردن را به پرسش کشید. سانتاگ در مرز میان ادبیات، فلسفه، سیاست، هنر و تجربه‌ی زیسته ایستاد و بارها این پرسش را پیش کشید: چگونه می‌بینیم؟ چگونه معنا می‌سازیم؟ و با رنجِ دیگران چه می‌کنیم؟!
سانتاگ بیش از هر چیز با مقاله‌هایش شناخته می‌شود؛ متن‌هایی که در آن‌ها نقد ادبی، تحلیل فرهنگی و حساسیت اخلاقی در هم تنیده‌اند. کتاب «علیه تفسیر» در دهه‌ی ۱۹۶۰ نام او را بر سر زبان‌ها انداخت. او در این کتاب با وسواس روشنفکریِ معناکاوی افراطی مخالفت می‌کند و خواستار بازگشت به حسّیت، فرم و تجربه‌ی مستقیم هنر می‌شود. جمله‌ی مشهورش، «به‌جای هرمنوتیک، به اروتیکِ هنر نیاز داریم» چکیده‌ی پروژه‌ی فکری اوست: مقاومتی علیه تقلیل اثر هنری به پیام، ایدئولوژی یا تفسیر نهایی.
نخستین میدان نبرد جدی سانتاگ، بدن و بیماری بود. در دو کتاب کلاسیک «بیماری به‌مثابه استعاره» و «ایدز و استعاره‌هایش»، که پس از تجربه‌ی شخصی او از سرطان نوشته شدند، سانتاگ نشان می‌دهد بیماری فقط یک وضعیت زیستی نیست، بلکه جامعه آن را با زبان، استعاره و قضاوت اخلاقی «بارگذاری» می‌کند. در این روایت‌ها، بیمار فقط رنج‌کش نیست؛ گاه گناهکار، مقصر یا منحرف معرفی می‌شود و بدن به صحنه‌ی داوری اخلاقی بدل می‌گردد. سانتاگ با این منطق بی‌رحمانه مخالفت می‌کند و می‌کوشد بیماری را از بار شرم، سرزنش و تقدیرگرایی پاک کند. برای او، خطر اصلی نه خود بیماری، بلکه زبانی است که رنج را اخلاقی و سزاوار می‌کند، زبانی که به‌ویژه بدن زنان را هدف می‌گیرد.
هرچند سانتاگ فمینیستِ نظریه‌پرداز به معنای کلاسیک نبود، اما آثارش تأثیر عمیقی بر مطالعات فمینیستی بدن، سلامت و پزشکی گذاشت. تحلیل او از بیماری نشان می‌دهد چگونه بدن زنانه بیش از بدن مردانه محل فرافکنی اضطراب‌های اجتماعی، انضباط پزشکی و قضاوت اخلاقی می‌شود.
اما سانتاگ فقط درباره‌ی حذف و انضباط بدن ننوشت؛ خودِ او، به‌عنوان یک زن روشنفکر، موضوع حذف و خاموش‌سازی بود. سال‌ها کتاب مهم «فروید، ذهن اخلاق‌‌گرا» به نام فیلیپ ریف، جامعه‌شناس آمریکایی و همسر سابق سانتاگ، شناخته می‌شد. شواهد تازه، بر اساس نامه‌ها و اسناد شخصی، نشان می‌دهد نقش سانتاگ در نگارش این کتاب نه «همکاری»، بلکه نویسندگی اصلی یا دست‌کم غالب بوده است. با این حال، نام او از کتاب حذف شد؛ تصمیمی که به‌گفته‌ی زندگینامه‌نویسان، در جریان جدایی و برای گرفتن حق حضانت کامل پسرش، دیوید ریف، اتخاذ شد. از دست‌دادن «فرزند فکری» برای از دست‌ندادن فرزند واقعی. این روایت، نمونه‌ای روشن از سازوکارهای مردسالار تولید دانش است که نوشتن زنانه را نامرئی و قابل مصادره می‌کند.
محور سوم اندیشه‌ی سانتاگ، اخلاقِ نگاه و بازنمایی رنج است؛ دغدغه‌ای که در کتاب‌های «درباره عکاسی» و «درباره رنج دیگران» به اوج می‌رسد. او با همدلیِ آسان و مصرفی نسبت به تصاویر جنگ، فقر و مرگ مخالف است و می‌پرسد: آیا دیدن رنج، ما را اخلاقی‌تر می‌کند یا صرفاً بی‌حس‌تر؟ آیا تصویر، رنج را افشا می‌کند یا آن را بی‌خطر و عادی می‌سازد؟ سانتاگ از اخلاقی دفاع می‌کند که نه بر ترحم، بلکه بر مسئولیتِ دیدن بنا شده است.
سانتاگ در عین حال، روشنفکری کنشگر بود. از مخالفت با جنگ ویتنام تا حضورش در سارایووِ محاصره‌شده در دهه‌ی 1990، جایی که حتی نمایشنامه اجرا کرد؛ او نشان داد نقد فرهنگی می‌تواند از صفحه‌ی کتاب فراتر رود و هزینه بدهد.
در جهانی که تصویر رنج همه‌جا حاضر است، از رسانه‌های خبری تا شبکه‌های اجتماعی، سانتاگ همچنان معاصر است. او به ما یادآوری می‌کند مسئله فقط «دیدن» نیست؛ مسئله این است که چگونه می‌بینیم، چگونه معنا می‌سازیم و پس از دیدن، چه می‌کنیم. شاید به همین دلیل است که سوزان سانتاگ نه فقط یک منتقد فرهنگی، بلکه وجدان ناآرام زمانه‌ی ما باقی مانده است.

https://t.me/ISA_Tabriz
  • ❤ 3
  • 👍 2
  • 👎 1
  • 🔥 1
Post #19 232
سوزان سانتاگ؛ بدن، زن و اخلاقِ نگاه

🔹 28 دسامبر ۲۰۰۴، سوزان سانتاگ از جهان رفت، اما پرسش‌هایش ماندند.


✅ در جهانی که تصویرِ رنج همه‌جا حاضر است؛ از قاب خبر تا اسکرول بی‌پایان شبکه‌های اجتماعی، سانتاگ هنوز معاصر است. او به ما یاد داد مسئله صرفاً «دیدن» نیست؛ مسئله چگونگی دیدن است: این‌که چگونه نگاه می‌کنیم، چگونه معنا می‌سازیم، و پس از دیدن، چه مسئولیتی بر دوش می‌گیریم. شاید به همین دلیل است که سانتاگ نه فقط یک منتقد فرهنگ، که وجدان ناآرامِ زمانه‌ی ما باقی مانده است.

https://t.me/ISA_Tabriz
  • ❤ 3
  • 👎 1
  • 🔥 1
Post #18 137
رضا براهنی یک هفته پس از مرگ فروغ فرخزاد، در دوم اسفند ۱۳۴۵، در شماره ۸۰۴ مجله فردوسی، مقاله‌ای با عنوان «مرگ آن شهید» منتشر کرد. او در این یادداشت، با تأکید بر تفاوت بنیادین جایگاه فروغ با شاعران مرد هم‌دوره‌اش، بر موقعیت یگانه و بی‌بدیل او در تاریخ شعر و تجربه زن ایرانی دست می‌گذارد و می‌نویسد:

«ما مردان این نسل هر قدر هم که از نظر بینش و اندیشه‌ی برداشت و خلاقیت و سایر چیزها، با یکدیگر تفاوت‌هایی داشته باشیم، باز هم با فاصله‌هایی کم یا بیش با هم قابل مقایسه هستیم، ولی فرخ‌زاد، به دلیل موقعیت خاصی که داشت با هیچ کس قابل مقایسه نیست، زیرا که اکثر شاعران مرد هر یک سهمی از ظرفیت مردانگی خود را نشان داده، نقشی بر دوش داشته‌اند.

فرخ‌زاد به تنهایی زبان گویای زن صامت ایرانی در طول قرن‌ها است؛ فرخ‌زاد انفجار عقده‌ی دردناک و به تنگ‌آمده‌ی سکوت زن ایرانی است.

به همین دلیل اگر ما مردان قلم‌به‌دست این نسل، به اشخاص داستان دردناک و نابسامانی می‌مانیم که حدیثش از حادثه‌های سرگردانی ما سرچشمه می‌گیرد، فرخ‌زاد به دلیل کیفیت جسمانی خود، قهرمان تنهای یک «تراژدی» مصیبت‌بار است؛ چرا که در طول چند هزار سال تنهاست و به تنهایی بار سرنوشت را به دوش می‌کشد و در تنهایی، در سفر «حجم» خود روی «خط زمان» خود را می‌گذارد و می‌گذرد.

زن ایرانی که قرن‌ها از نظر خلاقیت شاعرانه عقیم بود، در فرخ‌زاد آبستن می‌شود و خود را با تمام شدت و روشنی خود در آیینه‌های زمان منعکس می‌کند. از این نظر، موقعیت او بی‌سلف، بی‌نظیر، و متأسفانه فعلاً یا شاید برای همیشه بی‌خلف است.»


https://t.me/ISA_Tabriz
  • 👍 4
  • ❤ 1
Post #17 137
امروز، سالروز تولد صدایی‌ست که هنوز خاموش نشده: فروغ فرخزاد

و این منم
زنی تنها
درآستانه‌ی فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده‌ی زمین
و یاس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی.


https://t.me/ISA_Tabriz
  • ❤ 2
  • 👍 2
  • 🔥 2
  • 💩 1
Post #16 162
📽باشو، غریبه‌ی کوچک

یک دیدار دوباره در دانشگاه تبریز
سه‌شنبه ۹ دی، ساعت 12 | سینمای جهاد دانشگاهی
https://t.me/ISA_Tabriz
  • 👍 3
  • ❤ 2
  • 👎 1
  • 👏 1
  • 💩 1
Post #15 2.44K
🔹 سیاه‌پوستی در حاشیه‌ی ایران: قومیت، زبان و ملت در باشو غریبه کوچک

🖋 نوشته: ژاویر وینگهام / ترجمه: مهدی حمیدی شفیق

✅ باشو در لایه‌های زیرین، تنشی پیچیده میان نژاد، جنسیت، طبقه و ملت را به نمایش می‌گذارد. هویت‌ها، همچون خود باشو، در موقعیت‌های مختلف بر یکدیگر پیشی می‌گیرند و یکدیگر را شکل می‌دهند. از خلال این چارچوب، روشن می‌شود که سیاه‌پوستی چگونه جایگاه باشو را در نظم دولت–ملت مختل می‌کند و نشان می‌دهد بدن‌های سیاه را نمی‌توان به‌طور مطلق از دایره‌ی «ایرانی‌بودن» طرد کرد. زبان نیز بار دیگر یادآور می‌شود که فارسی، هرچند زبان رسمی، اما نماینده‌ی تمام تجربه‌های ایرانی از حیث قومیت و جنسیت نیست. باشو، غریبه کوچک با چنین ظرافتی این گره‌های پیچیده را در هم می‌تند که هر بار تماشای آن، لایه‌ای تازه از درایت و جسارت بیضایی را آشکار می‌سازد؛ شایسته‌ی عنوان «بهترین فیلم ایرانی تمام دوران».

ادامه مقاله را از اینجا بخوانید

https://t.me/ISA_Tabriz
  • ❤ 4
  • 👏 2
  • 👌 2
  • 🔥 1
  • 💩 1
Post #13 183
🎬 بهرام بیضایی، استاد بزرگ سینما و تئاتر ایران، از میان ما رفت. او با نبوغ و نگاه خلاقانه‌اش مرزهای روایت را گشود و یادش برای همیشه در قلب فرهنگ ایران زنده خواهد ماند. باشو، غریبه‌ کوچک ماندگارترین تصویر او از ایران بود؛ و بهرام خود، «غریبه‌ای بزرگ» در تاریخ ایران بود. روحش شاد و یادش گرامی.🌹

https://t.me/ISA_Tabriz
  • 👌 2
  • ❤ 1
  • 🤷‍♂ 1
  • 👍 1
  • 💩 1
Post #12 423
بالاخره انجمن جامعه‌شناسی به تبریز رسید!

این‌جا کانال رسمی انجمن جامعه‌شناسی استان آذربایجان‌شرقی است. از طریق این کانال و دیگر شبکه‌های اجتماعی انجمن می‌توانید با ما در ارتباط باشید و از برنامه‌ها، نشست‌ها و فعالیت‌ها باخبر شوید.

📌 راه‌های ارتباط با ما در دیگر شبکه‌های اجتماعی:

اینستاگرام: instagram.com/ISA_Tabriz

توییتر (X): twitter.com/ISA_Tabriz

یوتیوب: youtube.com/@ISA_Tabriz

ایمیل: Isa.tabriz2025@gmail.com

📌 مطالب منتشرشده در این کانال لزوماً بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های رسمی انجمن جامعه‌شناسی استان نیست.

📌 اگر به جامعه‌شناسی علاقه‌مندید، خوشحال می‌شویم ما را به دوستانتان معرفی کنید 🌱
https://t.me/ISA_Tabriz
  • 👍 4
  • ❤ 3
  • 💩 1
Post #10 259
🔹 انجمن جامعه‌شناسی ایران به تبریز رسید

⭕️ افتتاح دفتر مرکزی شعبه استان آذربایجان شرقی؛ هیئت‌مدیره جدید انتخاب شد

✅ دفتر انجمن جامعه‌شناسی ایران در استان آذربایجان شرقی روز دوشنبه ۲۴ آذر با حضور دکتر شیرین احمدنیا، رئیس انجمن در دانشگاه تبریز افتتاح شد. این دفتر با هدف تقویت حضور نهادی جامعه‌شناسی و گسترش پیوند میان پژوهش‌های علوم اجتماعی و مسائل اجتماعی کل استان آغاز به کار کرد.

✅ همزمان با این مراسم، انتخابات هیئت‌مدیره شعبه استان برگزار شد که طی آن پنج عضو اصلی و دو عضو علی‌البدل انتخاب شدند. بر اساس آرای مأخوذه، دکتر فاطمه گلابی، دکتر اصغر ایزدی جیران، سولماز سقلی، عادل محبتیان، مهدی حمیدی شفیق، دکتر داود قاسم‌زاده و دکتر محمود علمی بیشترین آرا را کسب کردند.

https://t.me/ISA_Tabriz
  • 👍 6
  • 💩 1
Post #7
Channel photo updated
Post #5
Channel photo removed
Post #4
Channel name was changed to «انجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی»
Post #1
Channel created
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →