«ما مردان این نسل هر قدر هم که از نظر بینش و اندیشهی برداشت و خلاقیت و سایر چیزها، با یکدیگر تفاوتهایی داشته باشیم، باز هم با فاصلههایی کم یا بیش با هم قابل مقایسه هستیم، ولی فرخزاد، به دلیل موقعیت خاصی که داشت با هیچ کس قابل مقایسه نیست، زیرا که اکثر شاعران مرد هر یک سهمی از ظرفیت مردانگی خود را نشان داده، نقشی بر دوش داشتهاند.
فرخزاد به تنهایی زبان گویای زن صامت ایرانی در طول قرنها است؛ فرخزاد انفجار عقدهی دردناک و به تنگآمدهی سکوت زن ایرانی است.
به همین دلیل اگر ما مردان قلمبهدست این نسل، به اشخاص داستان دردناک و نابسامانی میمانیم که حدیثش از حادثههای سرگردانی ما سرچشمه میگیرد، فرخزاد به دلیل کیفیت جسمانی خود، قهرمان تنهای یک «تراژدی» مصیبتبار است؛ چرا که در طول چند هزار سال تنهاست و به تنهایی بار سرنوشت را به دوش میکشد و در تنهایی، در سفر «حجم» خود روی «خط زمان» خود را میگذارد و میگذرد.
زن ایرانی که قرنها از نظر خلاقیت شاعرانه عقیم بود، در فرخزاد آبستن میشود و خود را با تمام شدت و روشنی خود در آیینههای زمان منعکس میکند. از این نظر، موقعیت او بیسلف، بینظیر، و متأسفانه فعلاً یا شاید برای همیشه بیخلف است.»
https://t.me/ISA_Tabriz
Post #18
137
رضا براهنی یک هفته پس از مرگ فروغ فرخزاد، در دوم اسفند ۱۳۴۵، در شماره ۸۰۴ مجله فردوسی، مقالهای با عنوان «مرگ آن شهید» منتشر کرد. او در این یادداشت، با تأکید بر تفاوت بنیادین جایگاه فروغ با شاعران مرد همدورهاش، بر موقعیت یگانه و بیبدیل او در تاریخ شعر و تجربه زن ایرانی دست میگذارد و مینویسد:
- 👍 4
- ❤ 1