🗞️ چین؛ تمرین منفعتگرایی واقعگرایانه
✍️ حسین قاهری گامهای بازطراحی سیاست شرقگرایی را تشریح میکند و نشان میدهد که چگونه فقدان روایت ملی و ثبات نهادی، ایران را بهسمت ازدسترفتن فرصتهای توسعه در تعامل با چین سوق داده است.
🔹علیرغم حک نیمقرن شعارزدگی در حافظه تاریخی سیاست خارجی ایران، حسین قاهری، رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین، ۳۰ سال گذشته را با فانوس واقعگرایی اقتصادی، تحقق منافع ملی را ازطریق کانال چین پی گرفته است. بهزعم قاهری، مسئله ایران در تعامل با چین، فقدان چهره مشخص در دو طرف یا به تعبیر وی هیولاواری (بیچهرگی) طرفین برای یکدیگر است. بیچهرگی، در نگاه قاهری، نه یک توصیف استعاری، بلکه منشا سرگشتگی راهبردی در این ارتباط است. بنابراین تولید روایت (روایت ایران برای چین و روایت چین برای ایران) از دستورکارهای اندیشکده تحت زعامت وی است.
🔹شما «نگاه به شرق» را نه بهعنوان یک شعار، بلکه بهمثابه یک کلانراهبرد چگونه تعریف و بازتعریف میکنید؟
برای فهم درست «نگاه به شرق» باید ابتدا میان دو مفهوم تفکیک قائل شویم: شرقِ جغرافیایی و شرقِ مکتبی. شرق جغرافیایی صرفا به موقعیت مکانی کشورها اشاره دارد؛ اما شرق مکتبی ناظر به الگوی حکمرانی، منطق توسعه، فرهنگ تصمیمگیری و نسبت دولت با اقتصاد و جامعه است.
🔹منطق شما این است که چین نمیتواند و نباید شریک ایدئولوژیک تعریف شود. با پذیرش این نگاه، پرسش این است که ایران در ذهن و راهبرد توسعهای چین کجا ایستاده است؟ یعنی منفعت ما برای چین چیست؟
نگاه من اساسا اقتصادی است. اگر امروز از نگاه به شرق صحبت میکنیم، به این دلیل است که پول و رشد اقتصادی در شرق متمرکز شده است، نه بهخاطر اشتراکات ایدئولوژیک. چین هم فقط یک منطق دارد: منافع اقتصادی.
🔹نقش اندیشکدهها در بازطراحی سیاست چین برای ایران چیست؟ چرا با وجود گسترش نهادهای اندیشهورز، دانش چین در ایران به تصمیم سیاستی تبدیل نمیشود؟
اندیشکدهها در همه دنیا بازوی کمهزینه و موثر دولتها هستند. شرط اثرگذاری آنها تولید دانش قابل تبدیل به عدد، پروژه و تصمیم است. دانشی که به اقتصاد و سیاست نرسد، صرفا انباشت متن است. اما مسئله اندیشکدهها در ایران این است که حتی نمیتوانند برای خودشان ارزش اقتصادی خلق کند، بنابراین بعید است بتوانند به سیاستگذاری کمک کنند. استقلال، چابکی و اتصال به دانش جهانی مزیت اندیشکدههاست، به شرطی که دولتها واقعا بخواهند از آنها استفاده کنند. ما سیستم اندیشهورزی نداریم. مرکز پژ<هشهای مجلس کارهای قشنگ و علمی زیادی دارد، اما جلد میشود. یعنی ما در تولید محتوا و علم مشکل نداریم. اما آن تولیدی که درجهت رونق اقتصادی خانواده من نباشد، از نظر من علم نیست. یعنی علم تا زمانی که به اقتصاد برگردان نشود، اهمیتی ندارد. بنابراین اندیشکدهای هم که به عدد رو رقم تبدیل نشود، در جهان امروز ارزشی ندارد.
🔹ارزیابی شما از قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین چیست؟
پنج سال آن که رفت! باید بگوییم قرارداد ۱۶ ساله! مادمیکه این تفاهم تبدیل به قرارداد و یک متن الزامآور قانونی نشود، گویی وجود ندارد. ما فقط هزینه اجتماعی ان را دادیم. اما در راستای آن هیچ اتفاقی نیفتاد. اصلا مسئول آن در ایران کیست؟ سازوکار اجرای آن چیست؟ سازمانی متولی آن کجاست؟ هر وزارتخانه چه سرفصلهایی از آن را برعهده دارد؟ در برنامه هفتم یا بودجه سال آینده دولت، چه نمودی دارد؟ وقتی در برنامههای ما نیست، گویی اصلا وجود ندارد. ما در شانگهای و بریکس به نشستهای سالانه بسنده کردهایم و امتداد اجرایی آن را بیتوجهیم.
♨️ انتشار پرونده نگاه به شرق بهزودی...
#نشریات
#پرونده_نگاه_به_شرق
🏷️ جامعه اندیشکدهها در وب I بله I تلگرام
Post #7305
114