🗞️ جایگاه سیاست نگاه به شرق در تاریخ معاصر ایران
✍️ محمدباقر خرمشاد، «نگاه به شرق» را نه تغییری مقطعی، بلکه تازهترین حلقه از تجربه تاریخی سیاست خارجی ایران از قاجار تا امروز میداند؛ و از نسبت استقلال، قدرت و منافع ملی در نظم در حال گذار جهانی سخن میگوید.
🔹اشاره: محمدباقر خرمشاد، دو قرن گذشته را میتوان تاریخ تلاش ایران برای یافتن راهی میان قدرتهای بزرگ دانست که از موازنه میان روس و انگلیس آغاز شد، با نظریه نیروی سوم و موازنه منفی ادامه یافت و پس از انقلاب اسلامی در قالب دکترین «نه شرقی، نه غربی» صورتبندی تازهای پیدا کرد. از این منظر، سیاست خارجی ایران را نمیتوان تنها با تحولات چند سال اخیر یا فراز و فرود روابط با قدرتهای جهانی توضیح داد. آنچه امروز در قالب «نگاه به شرق» یا تأکید بر استقلال در سیاست خارجی مطرح میشود، از نگاه برخی صاحبنظران، ریشه در تجربهای تاریخی دارد که از عصر قاجار آغاز شده و در هر دوره، با صورتی تازه ادامه یافته است. محمدباقر خرمشاد در این گفتوگو، سیاست «نگاه به شرق» را نه تغییری مقطعی، بلکه تازهترین حلقه از همین تجربه تاریخی میداند و با مرور سیر سیاست خارجی ایران از قاجار تا امروز، از نسبت استقلال، قدرت و منافع ملی در نظم در حال گذار جهانی سخن میگوید.
🔹اگر بخواهیم نقطهعطف سیاست خارجی ایران از دوره قاجار تا امروز را شناسایی کنیم، به نظر شما آن نقطه چه خواهد بود؟ میتوان گفت سیاست خارجی ایران، خصوصاً در دوره قاجار عمدتاً معطوف به بقا و تلاش برای حفظ استقلال کشور از طریق ایجاد توازن میان قدرتهای بزرگ بود؟
اگر بخواهم نقطه عزیمت بحث سیاست خارجی ایران را از دوره قاجار آغاز کنم، ابتدا باید فضای آن دوره را ترسیم کنیم؛ زیرا بدون شناخت آن شرایط، فهم سیاست خارجی قاجاریه ممکن نیست. وقتی از قاجاریه سخن میگوییم، در واقع از ایرانِ پس از صفویه صحبت میکنیم. دوره صفویه یکی از شکوفاترین دورههای تاریخ ایران به شمار میآید. بهویژه پس از سقوط ساسانیان، ورود اسلام و شکلگیری خلافت، این صفویان بودند که قلمرو ایران کهن را احیا کردند و کشوری را بنیان گذاشتند که اساس ایران امروز را شکل داد؛ البته بهاستثنای سرزمینهایی که بعدها در دوره قاجار از دست رفت.
🔹پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شعار «نه شرقی، نه غربی» چگونه باید تفسیر شود؟ وقتی دیگر شرق ایدئولوژیک وجود ندارد، آیا این شعار همچنان موضوعیت دارد؟
ما با پیشینه ناتو در مقابل پیمان ورشو و چین کمونیست در زمان مائو روبهرو هستیم. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و سیاستهای دوره دنگ شیائوپینگ در چین که اولویت به مباحث توسعه اقتصادی داده شد، شاهد روندی بودیم که در آن، چین و روسیه هم هویت ضدغربی ندارند. وقتی این دو کشور در حال متوازنسازی و توسعه روابط خود با غرب در همه حوزهها هستند، نهتنها این دو قطب، نقطهمقابل هم محسوب نمیشوند، بلکه امروز اگراز چین و روسیه انتظار داشته باشید که از شما در برابر غرب حمایت کنند، قطعاً این کار را نخواهد کرد. بنابراین، همانگونهکه عرض کردم سیاست نگاه به شرق، موضوعی در مقابل غرب نیست و امروز کشورهای زیادی به روابط متوازن فکر میکنند. در حالیکه برخی کشورها بهلحاظ سنتی، با شرق یا غرب ارتباط بیشتری داشتهاند، معدودی از کشورها هستند که از منظر نظامی یا امنیتی و سیاسی، ساختارهایش بسیار متصلب است که متحد روسیه بهمعنای سابق خودش باقی مانده باشند. ما هم که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، این شعار را طلیعه سیاست خارجی خود قرار دادیم، در همین مسیر پیش آمدهایم و امروز هم سیاست کشور این است که بتواند توازن بیشتری را در روابط خود با جهان، در حوزههای نادیده انگاشتهشده پیدا کند.
🔹آیا حداقل بخشی از عوامل تحریم و فشار، خود ما نبودیم؟
به نظر من، روابط ایران و آمریکا نیز دقیقاً باید در همین چارچوب تحلیل شود. این ایران نبود که روابط خود را با آمریکا قطع کرد؛ این آمریکا بود که امکان روابط دیپلماتیک را از میان برد. پس از اشغال سفارت آمریکا، واشنگتن روابط خود را با ایران قطع کرد و سفیرش را فراخواند. از آن زمان تاکنون نیز، بارها در ایران تلاشهایی برای کاهش تنش صورت گرفته است. حتی در دوره اخیر نیز، به اعتقاد من، دولت آقای پزشکیان آمادگی زیادی برای پیشبرد مذاکرات داشت و اعطای امتیازهای قابل توجهی را نیز در حوزه هستهای مطرح کرد. با این حال، نتیجهای حاصل نشد و در نهایت فضای تقابل ادامه پیدا کرد. به همین دلیل، من معتقدم مسئله صرفاً به رفتار ایران مربوط نمیشود؛ بلکه باید رفتار طرف مقابل را نیز در این معادله دید.
♨️ انتشار پرونده نگاه به شرق بهزودی...
#نشریات
#پرونده_نگاه_به_شرق
🏷️ جامعه اندیشکدهها در وب I بله I تلگرام
Post #7301
190