ایران، درون جهانی با دو پنجره
ایران، روح یک جهان بی روح نیست. ایران، همواره جزئی از یک جهان بزرگ بوده و هست. جهانی، با دو پنجره: پنجره فرصتها برای شکوفایی و پنجره چالشها برای افول. داستان فراز و فرود توسعه ایران، داستان رفت و آمد ماست میان این دو پنجره.
■ از نیمه دوم دهه ۱۹۴۰ (دهه ۱۳۲۰) تا ۳۰ سال بعدش که جهان ما در عصر شکوفایی اقتصادی همزمان با رشد بالای جمعیت قرار داشت، جهت نظام تصمیم گیری ایران، به سمت پنجره فرصتها بود. کشوری مصیبت زده از ترکشهای جنگ جهانی دوم، با حرکت به سمت پنجره جهانی فرصتها، جانی دوباره گرفت. جمعیت کشور، تقریبا ۲ برابر شد: از ۲۱ میلیون نفر در ۱۹۶۰ (۱۳۳۹) به ۳۸.۵ میلیون نفر در سال ۱۹۸۰ (۱۳۵۹) و در حالی که اقتصاد جهان ۷.۲ برابر شد، اقتصاد ایران ۲۱.۵ برابر شد (از ۴.۲ میلیارد دلار به ۹۰.۳ میلیارد دلار)؛ هرچند جمعیت فقیر، هنوز در اکثریت بودند. حتی اگر افزایش بهای جهانی نفت در آن سالها هم نبود، بهترین سالهای توسعه ایران از مشروطه به بعد، همان سالها به خصوص دهه ۱۳۴۰ بود. امکان های حاصل از زیستن در کنار پنجره جهانی فرصتها، خلاقیت ایرانی را شکوفا کرد و به ظهور نسلی بی بدیل از کارآفرینان ایرانی منجر شد.
■ با فروپاشی شوروی، عصر بازارها آغاز شد و گونه جدیدی از نظام سرمایه داری، باب شد که ظهور بازارهای جهانی و زنجیره تامین را پایه گذاری و سرعت رشد تجارت را ۲ برابر رشد GDP کرد. دامنه این موج به ایرانِ دورانِ پس از جنگ رسید؛ در زمانی که تلاش های اولیه اما ناپایداری برای رفتن به سمت پنجره جهانی فرصتها اتفاق افتاد. همزمان با فوران جهانی لوازم الکتریکی مصرفی (تلویزیون، ماشین لباس شویی و...)، ایرانیان هم سوار موج شدند و استاندارد زندگی شان را بالاتر بردند. در جهان و ایران، رشد جمعیت کم شد، بُعد خانوارها کاهش یافت، امید به زندگی، ۹ سال بالاتر رفت و سال به سال به جمعیت تحصیلکردگان و شهرنشینها اضافه شد. در همین دوران بود که در جهان و ایران، همزمان با گسترش قرصهای ضدبارداری، کاهش نرخ باروری و افزایش تحصیلات دانشگاهی زنان، مشارکت اقتصادی زنان بیشتر شد. بسیاری از زنان ایرانی یعنی انقلابیون سابق و فرزندان چالشگر کنونی شان، روی همین موج جهانی افتادند و با ظهور انقلاب دیجیتال از ۱۹۸۹ (۱۳۷۸) به بعد، آنی شدند که امروز می بینید.
■ نزاع ها در جهان که با فروپاشی شوروی فروکش کرد، ما هم تا مدتی در دهه ۱۳۷۰، تعدادی از مغازه های بازار نزاع و تنش با محیط بیرون را بستیم اما بازگشت ما به نزاع در ۲ دهه بعدش (تا به امروز) کشور را به سمت پنجره چالشها کشاند. ما در تله وابستگی به مسیر افتاده بودیم و سختی تغییر دیدگاه و چسبندگی منافع ذی نفعانِ وضع موجود، کشور را در سمت پنجره چالشها میخکوب کرد. نتیجه زیستن در کنار این پنجره، کاهش درآمدهای بخش بزرگی از خانوارهای ایرانی و گسترش فقر بود؛ کشور از آنچه می بایست باشد، فقیرتر، کوچکتر و شکننده تر شد. ماندن در کنار پنجره چالشها، نه فقط محرومیت از فرصتها که چالشهای ایران را تشدید کرد.
■ از میانه دهه ۲۰۰۰ (دهه ۱۳۸۰) به بعد، برخی از کشورهای عرب و غیرعرب منطقه خاورمیانه با همه کمبودهایشان، در تکاپوی پیداکردن نقشی در زنجیره تامین جهانی، از پنجره فرصتها به جهان نگریستند؛ همان زمانی که ما به سمت پنجره چالشهای جهانی کشانده شده بودیم. فاصله امروز اقتصاد ما با کشورهایی مثل امارات، در همین دو دهه به وجود آمد؛ نتیجه زیستن در دو پنجره متفاوت جهانی.
■ امروز، جهان ما همچنان ۲ پنجره دارد. با فرارسیدن عصر انقلاب صنعتی چهارم، هر دو پنجره بازتر شده اند. ماهیت انقلاب صنعتی جهارم و ظهور زنجیره های فراوان ارزش در سطح جهانی، پنجره فرصتهای جهانی را پُرامکان تر از قبل کرده است. در آن سمت، پنجره چالشها نیز مرگبارتر شده است. ایران در سالهای آینده هم، جهانی باقی خواهد ماند اما در کدام قسمت جهان؟ ما تجربه حضور در هر دو پنجره را داریم و تحولات چند سال آینده (آینده نزدیک) مشخص خواهد کرد که در آینده کمی دورتر، نسل بعدی ایرانیان در حاشیه کدام پنجره خواهد زیست.
✏ سعید عطار/ ققنوس
https://t.me/iransaeedattar
Post #223
993