یک پیروزی و هزار شکست:
جستاری در بزرگداشت مشروطه
سرآغاز بی قراری ها بود از آن روزی که جمعِ رو به افزایشی از ایرانیان، خودشان را هم با ملتهای دیگر و هم با خودِ گذشته تاریخی شان مقایسه کردند و پرسیدند چرا چُنین بدبختیم.
■ جامعه ما، جامعه بی قراری شد زمانی که کسانی پیدا شدند که بیش از کلمات جدیدی که بر زبانشان جاری بود، به اجداد ما خبر دادند، دیگرانِ سرزمین های فرنگ، حال و روز بهتری از ما دارند و ما خودمان هم روزگاری چه ها که نبودیم. خطا نکرده ایم اگر جدی ترین برگهای تاریخ بی قراری را از مشروطه به بعد بدانیم. بدین روایت، تاریخ بی قراری، تاریخ ۱۲۰ ساله اخیر ایران است؛ تاریخ جدید ایران است؛ تاریخ کهن ملتی است که خواستِ نوشدن داشت.
■ تاریخ بی قراری، تاریخ آگاهی از کاستی هاست؛ فهمیدن وجود شکافی است بزرگ میان خواستها در ذهن و واقعیتها در زندگی؛ غمِ نداشتن هاست در زندگی. نبردهای خونینی پدیدار شدند از زمانی که ذهن های ما از پس مقایسه های ما و آنها، به جنگ واقعیتهای زندگی مان رفتند. این نبردها، گاهی لباس مشروطه خواهی به تن داشتند (که کلمه ای بود برای بیان خواست مشروط کردن مستبدها به قانون) و گاهی لباس ضدیت با تبعیض (و خواست برابری و آزادی) به تن دارند. هر چه بود تاریخ ما، بی قرار شد به دلیل "به هم خوردن تعادل میان خواستهای ما و واقعیت های زندگی مان". پیامد بی قراری، چیزی نیست جز نزاع. ما هنوز در دوران نزاعیم و نزاع های شدید دیگری هم در راهند.
■جامعه، بی قرارتر شد زمانی که دامنه نزاع های عمومی به پستوهای خصوصی کشیده شد و هر کس با عینک ایدئولوژیهای متفاوت، به دیگری بهتان زد و طردش کرد. خانواده، بی قرارتر شد زمانی چون امروز که عدم تعادل ها، زلزله هائی در درونش به پا کرد. پناهگاه ما در قرنهای متمادی، مکان جدید نزاع هاست میان خواست های طرفین با واقعیت های محدود زندگی. زن، رویایی دارد؛ مرد، آرزوهایی دارد و بچه هم چیزی نیست جز مجموعه ای از خواستهای مالی در قالب بدن. همه حق دارند و همه ناحق اند. خانوده ایرانی، کمپلکسی است از عدم تعادل ها. بدین روایت، می شود تاریخ جدیدی برای ایران نوشت به نام "تاریخ بی قراری در چهار دیواری": تاریخ عدمتعادل ها در پناهگاه انسان ایرانی. روان ایرانی، رنجور است از زخم های تاریخ بی قراری در بیرون همزمان با بی قراری در درون.
■ جهان بین الملل، جهان فرصتها و تهدیدهاست. طوفان تکنولوژی، ویژگی عصر کنونی و آینده پیش روی ماست. تکنولوژی هایی آمده اند که به ما امکان می دهند تا بسی بیش از اجدادمان، مقایسه کنیم و چیزهای مطلوب بخواهیم. طوفان تکنولوژی، طوفان مقایسه کردن هاست؛ فوران آگاهی هاست؛ فوران خواستهاست. در فوران خواستها، امواج نزاع های جدید به انتظار نشسته اند تا به صحنه بیایند، اگر با فرصتهای تکنولوژی های جدید، ظرفیت های (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و...) زندگی مان را افزایش ندهیم و کاری نکنیم جز انباشت خواستهای بیشتر. فشارها و جنگهایی که از بیرون مرزها تحمیل میشوند، سرانجامشان برای ما بستگی خواهد داشت به کاری که برای این عدم تعادل ها میکنند. تا اطلاع ثانوی، آینده پژوهی هر چیزی از جمله آینده سیاست داخلی و روابط خارجی، پژوهش در عدم تعادل هاست؛ پژوهش در نزاع های احتمالی است.
■ اگر به نتایج نبردها نگاه کنیم، تاریخ بی قراری ما، تاریخ نتوانستن هاست. هیچ کدام از نسلهای پس از مشروطه، نتوانستند فرمولی را اختراع کنند با دو مکانیزم: افزایش ظرفیتِ (سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، روانی و...) زندگی ما همزمان با محدودکردن خواستها و اولویت دادن به آنها. نسلها از پس نسلها آمده اند اما تعادلی پایدار میان خواستهای ما- واقعیت های زندگی عمومی و خصوصی ما برقرار نشد.
■ اجداد مشروطه خواه ما، پیروز بودند در بیرون کشیدن ما از درون تاریخ رکود و خمودگی اما بعد از آن، ما بودیم و یک تاریخ بی قراری و شکست در ایجاد تعادلهای جدید. جامعه بی قرار، جامعه پر تب و تابی است و تاریخش، قرار نخواهد گرفت تا زمان برقراری تعادل ها. سالهای پیش رو، برگ های جدیدی خواهد داشت از تلاش برای ایجاد تعادلهای های کلان. تنها آیندگانند که خواهند فهمید مشروطه ما، سرانجام به قرارش رسید یا بی قرار ماند.
✏ سعید عطار/ ققنوس
https://t.me/iransaeedattar
Post #218
941