■ بیش از یک دهه است که ما با دو خاورمیانه مواجهیم: خاورمیانه علاقمند به اقتصاد و خاورمیانه شیفته تاریخ. تاریخ می گوید، اقتصاد برنده است اما اینکه نتیجه این نبرد در خاورمیانه چه خواهد بود را فقط آیندگان میدانند.
■ سفر ترامپ به خاورمیانه، تلاشی بود برای جانبداری از اقتصاد، به حاشیه راندن و مهار تاریخ و نفع بری از هر دو. دقیقا نمیدانم در منطقه ای که همواره تاریخ زنده بوده، چطور و چقدر بشود تاریخ و زخم هایش را فراموش کرد و به فکر توسعه امروز و فردا بود. با این حال حداقل تا به امروز، آنها که در قسمت خاورمیانه علاقمند به تاریخ نشسته اند، حسرت زندگی در آن بخش از خاورمیانه را میخورند که میخواهد تاریخ را به موزه ها بسپارد (حسرتی توام با حسادت).
■ ترامپ در ریاض گفته بود:
در مقابل چشمان ما، نسل جدیدی از رهبران نشسته اند که میخواهند خاورمیانه از درگیری های قدیمی و اختلافات خسته کننده گذر کند. آنها آینده ای را رقم میزنند که در آن، خاورمیانه با تجارت تعریف میشود نه با هرج و مرج؛ جایی که فناوری صادر می کند نه تروریسم؛ جایی که مردم از ملیت ها، مذاهب و عقاید مختلف، با هم شهرها را می سازند به جای اینکه یکدیگر را بمباران کنند.
منافع عظیمی پشت چنین حرفهایی نهفته است. اگرچه مهمترین هدف امنیتی ترامپ در خاورمیانه، گسترش صلح ابراهیم است (میراث دولت اولش) و مهمترین هدف استراتژیکش، همراه سازی آنها در نزاع با چین است اما اقتصاد، محور مهم سیاست خاورمیانه ای دولت امریکاست.
■ جدا از موافقت امریکا با بسته ۱۴۲ میلیارد دلاری فروش تسلیحات نظامی به عربستان، موافقت عربستان، امارات و قطر با سرمایه گذاری صدها میلیارد دلاری در امریکا (مثلا ۶۰۰ میلیارد دلار فقط توسط عربستان) نمونه ای از اهمیت اقتصاد در سیاست خاورمیانه ای امریکاست. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، با داشتن ۸۰۴ میلیارد دلار در صندوق ذخیره ارزی شان، رتبه پنجم را در جهان دارند (بعد از چین، اتحادیه اروپا، ژاپن و سوئیس). بانکهای فعال در ۶ کشور شورای همکاری خلیج فارس، توانسته اند ۲ هزار میلیارد دلار، سپرده بانکی جذب کنند. این بانکها، بیش از ۸۰ درصد این مبلغ را به شرکتهای بخش خصوصی وام داده اند و در پروژه های این شرکتها سرمایه گذاری کرده اند (داده های مرکز آمار شورای همکاری خلیج فارس).
■ خاورمیانه مطلوب امریکا، جایی است که پول به امریکا میفرستد، در زنجیره ارزش جهانی، در حلقه های مورد توافق با امریکا جای می گیرد و علیرغم ارتباط با چین (صادرات نفت و گاز)، در نزاع میان فیلها در کنار امریکا باقی می ماند. امریکا میخواهد در استخر سرمایه اعراب شنا کند تا اینکه مانند گذشته در باتلاق مشکلات تاریخی و بی پایان این منطقه گرفتار شود.
■ ریزتراشه ها و هوش مصنوعی، دو بخشی هستند که خاورمیانه اقتصادی میتواند در زنجیره ارزش امریکا و همپیمانانش جای داشته باشند. تصمیم دولت امریکا برای لغو "دستورالعمل انتشار هوش مصنوعی" (AI Diffusion Rule) دولت بایدن (محدودیت صادرات ریزتراشه ها به کشورهایی مثل امارات، عربستان، هند، مکزیک، اسراییل، لهستان و چند کشور دیگر به دلیل امکان نشت آنها به کشورهای متخاصم به ویژه چین)، پیامی است به متحدان منطقه ای امریکا که مناسباتشان با چین را مدیریت کنند و در طرح امریکا برای آینده خاورمیانه شریک شوند.
■ قرار است امارات و عربستان، شرکای امریکا در حوزه ریزتراشه ها و هوش مصنوعی باشند. مثلا شرکت اماراتی G42 که از سال ۲۰۱۸ تاسیس شده، در زنجیره ارزش تعریف شده قرار خواهد گرفت. یا در عربستان، صندوق سرمایه گذاری عمومی عربستان (PIF) با دارایی هایی به ارزش بیش از ۹۰۰ میلیارد دلار، در استارت آپ هیوماین (Humain) سرمایه گذاری کرده و همین شرکت قرار است با استفاده از صدها هزار ریزتراشه پیشرفته تولید شرکت امریکایی Nvidia، زیرساختهای هوش مصنوعی را طی ۵ سال آینده ایجاد کند. شرکت هیوماین با همکاری شرکت آمازون، برنامه ای با سرمایه گذاری ۵ میلیارد دلاری برای ساخت یک "منطقه هوش مصنوعی" (AI Zone) نیز در عربستان دارد. اینها بخشهایی از تلاشهای امریکایی ها برای جلب سرمایه گذاری و مشارکت جهانی در مسابقه فناورانه شان با چین است. این، میدان بازی اصلی خاورمیانه ای است که اقتصاد را به تاریخ ترجیح میدهد.
■ مارکس، اندیشمند محبوبی نیست اما برخی از گزاره های اصلی اش از جمله این که "اقتصاد، زیربناست"، محور فکری همه دشمنانش بوده است. از میان مسابقه های مختلف جهانی، آنها که در خلق و جذب ثروت موفق اند، تاریخ آینده را خواهند ساخت چرا که همواره، اقتصاد، زیربناست حتی برای ساختن تاریخ.
✏ سعید عطار/ ققنوس
https://t.me/iransaeedattar