(بخش دوم)
سالمندی انتخابی و تغییر نگاه به دوران سالمندی
سالمندی انتخابی به معنای انکار واقعیتهای زیستی و محدودیتهای افزایش سن نیست. قرار نیست با شعارهای مثبتاندیشانه، بیماری، ناتوانی یا تفاوتهای جسمی دوران سالمندی را نادیده بگیریم. سالمندی انتخابی یعنی فرد تا جایی که شرایط جسمی، اجتماعی و اقتصادی اجازه میدهد، همچنان عامل و فاعل در زندگی خود باقی بماند؛ درباره سبک زندگی، روابط، فعالیت، یادگیری، مراقبت از سلامت، مشارکت اجتماعی و حتی معنای زندگی خود انتخاب کند. این نگاه، یک تغییر مهم در زبان ارتباطات سلامت ایجاد میکند: از «مراقبت از سالمند» به سمت «توانمندسازی انسان برای زندگی در سالمندی».
در این میان، رسانهها نقش مهمی دارند. رسانه میتواند سالمند را فقط در نقش «بیمار»، «پدربزرگ و مادربزرگ»، «فرد نیازمند کمک» یا «قربانی تنهایی» نشان دهد؛ یا میتواند روایتهای دیگری را نیز به رسمیت بشناسد: سالمندی که هنوز یاد میگیرد، کار میکند، عاشق میشود، سفر میکند، ورزش میکند، تصمیم میگیرد، تجربه خود را منتقل میکند و برای جامعه ارزش تولید میکند. البته این به معنای ساختن تصویری غیرواقعی و همیشه شاد از سالمندی نیست. سالمندی واقعی مجموعهای از فرصتها و محدودیتهاست. ارتباطات سلامت مسئول است که هر دو سوی این واقعیت را ببیند؛ نه سالمندی را ترسناک کند و نه آن را با تصویر غیرواقعی «جوانی ابدی» جایگزین سازد.
شاید یکی از خطاهای رایج در ارتباطات مربوط به سالمندی، تمرکز بیش از حد بر «جلوگیری از پیری» باشد. گویی پیری یک شکست است و هرچه بیشتر بتوانیم ظاهر یا نشانههای آن را پنهان کنیم، موفقتر بودهایم. در حالی که مسئله اصلی شاید این نباشد که چگونه پیر نشویم؛ این باشد که چگونه بهتر زندگی کنیم، وقتی پیر میشویم.
ارتباطات سلامت و آینده سالمندی
این تغییر نگاه، حتی زبان ما را نیز تغییر میدهد. به جای اینکه همیشه از «مقابله با پیری» سخن بگوییم، میتوانیم از «آمادگی برای سالمندی» صحبت کنیم. به جای اینکه سالمند را فقط دریافتکننده خدمات سلامت بدانیم، او را صاحب تجربه و کنشگر سلامت ببینیم. به جای اینکه سلامت را فقط مجموعهای از شاخصهای پزشکی تعریف کنیم، آن را به امکان زندگی کردن پیوند بزنیم. واقعیت این است که سلامت هدف زندگی نیست؛ وسیلهای است برای رسیدن به اهدافی که برای زندگی خود معنا میکنیم.
ممکن است برای یک نفر، سلامت وسیلهای برای ادامه کار باشد؛ برای دیگری، برای سفر، مراقبت از خانواده، یادگیری، عشق، دوستی، خلق کردن یا تجربه چیزهای تازه. بنابراین ارتباطات سلامت زمانی میتواند با سالمندی انتخابی پیوند بخورد که از نسخههای یکسان برای همه فاصله بگیرد و به انسانها کمک کند معنای شخصی خود از یک زندگی خوب را پیدا کنند. از این منظر، سالمندی انتخابی از دوران سالمندی آغاز نمیشود. از امروز آغاز میشود.
انتخاب هوشمندانه ما درباره تحرک، تغذیه، روابط اجتماعی، یادگیری، مراقبت از سلامت، مدیریت استرس، مشارکت اجتماعی و حتی نوع نگاه ما به افزایش سن، بخشی از داستان سالمندی آینده ما را شکل میدهد. بنابراین نباید پیامهای هفته ملی سالمندان حول محور این باشد که «با سالمندان چگونه رفتار کنیم»، بلکه این باشد که امروز چه جامعهای میسازیم که خودمان نیز در آینده دوست داشته باشیم در آن سالمند باشیم؟
جامعهای که سالمندی را پایان نقش اجتماعی بداند، سالمندان را به حاشیه میراند. جامعهای که سالمندی را بخشی طبیعی و ارزشمند از چرخه زندگی بداند، امکان مشارکت و انتخاب را برای افراد بیشتری فراهم میکند. در نهایت، سالمندی انتخابی به معنای انتخاب نکردن سن نیست؛ انتخاب کردن شیوه زندگی در سن است و شاید ارتباطات سلامت بتواند یکی از مهمترین ابزارهای این تغییر باشد؛ تغییری که ترس از پیر شدن را به آمادگی برای سالمند شدن، از مراقبت صرف به توانمندسازی و از روایت «پایان» به روایت تداوم زندگی تبدیل میکند.
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#یادداشت
#ارتباطات_سلامت
🇮🇷
🆔 @irancscahub
Post #4457
109
انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات 🔺️ سالمندی انتخابی؛ بازتعریف پیری در گفتمان ارتباطات سلامت ✍ روشنک عاطفیمنش، دکترای علوم ارتباطات، دبیر گروه ارتباطات سلامت #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات (بخش اول) «هفته ملی سالمندان» به مانند تمامی مناسبتهای انسانی ، معمولاً فرصتی فراهم است…
- ❤ 2
- 👌 1