بنیاد جهانی آکادمیک استاد پروفسور دکتر علیرضا یلدا در دانش پزشکی (میراث مکتب یلدا)
International Prof. Dr. Alireza Yalda Academic Foundation in Medical Sciences
Admin: @Pr_arr
Post #653
432
نگهبانان خاموش: سرگذشت سلولهایی که بدن را از خویشتن میرهانند.
به مناسبت جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۵
جایزه نوبل پزشکی امسال به سه دانشمند برجسته، فِرِد رمزدل (Fred Ramsdell)، مِری برانکو (Mary Brunkow) و شیمون ساگاگوچی (Shimon Sakaguchi) تعلق گرفت؛ پژوهشگرانی که با کشف سلولهای T تنظیمی (Tregs)، مرزهای درک انسان از سیستم ایمنی و مفهوم «سلامت» را دگرگون کردند.
آنچه آنان آشکار ساختند، تنها کشفی در زیستشناسی نبود، بلکه پردهبرداری از سازوکار درونی بدن برای حفظ خویشتن از افراط و آشوب بود؛ سامانهای که در سکوت، تعادل را میپرورد.
۱. ایمنی؛ میان جنگ و خویشتنداری
دهههای متمادی، علم ایمنیشناسی با استعارهای دفاعی زیسته بود. بدن چون دژی استوار در برابر مهاجمان مانند ویروسها، باکتریها و سلولهای توموری، تصور میشد. هر سلول ایمنی، سربازی بود که باید بکُشد تا بقا یابد.
اما این تصویر، در برابر واقعیتی تلخ رنگ باخت: گاه همین ارتشِ مدافع، به شهر خودی تاخت میبرد. بیماریهای خودایمنی چون دیابت نوع یک (Type 1 Diabetes)، لوپوس (Lupus) و مولتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis) نشان دادند که بدن، اگر مرزی درون خود نگذارد، دشمن خویش خواهد شد.
پرسش بنیادین پدید آمد: در میان این هیاهوی دفاع، چه نیرویی زمام آرامش را در دست دارد؟
پاسخ، در چهرهی سلولهایی پیدا شد که کمتر کسی پیشتر از آنان سخن گفته بود: سلولهای T تنظیمی (Tregs).
۲. راز سلولهایی که فروتنی را میآموزند
در دههی ۱۹۹۰، شیمون ساگاگوچی (Shimon Sakaguchi) در دانشگاه کیوتو (Kyoto University) نشان داد که گروهی از سلولهای T، با نشانگر سطحی (CD25)، نقش نگهبانانی خاموش را دارند. حذف این سلولها در موشها موجب بروز طغیان ایمنی و التهاب گسترده میشد؛ گویی سلول های ایمنی بدن، بدون فرمان عقل، به خود میتاخت.
همزمان، مِری برانکو (Mary Brunkow) و فِرِد رمزدل (Fred Ramsdell) با بررسی جهش در ژن (FOXP3)، کلید رمز این خویشتنداری را یافتند. آنان نشان دادند که نقص در این ژن سبب بروز بیماری مهلکی در انسان و موش میشود که با نام سندروم IPEX (Immune dysregulation, Polyendocrinopathy, Enteropathy, X-linked) شناخته میشود. در این بیماری، بدن از ناتوانی در خاموش کردن شور دفاعی خویش، به نابودی خود میرسد.
از دل این کشفها، معنایی تازه از ایمنی برآمد: قدرت، تنها آنگاه فضیلت است که مهار را بشناسد.
۳. زبان تعادل در بدن
سلولهای T تنظیمی، زبان ناپیدای تعادلاند. آنان میان التهاب و آرامش، میان دفاع و مدارا حرکت میکنند.
اگر پاسخ ایمنی بیش از حد فعال شود، آنان آرامش میدمند؛ و اگر خاموشی بیش از اندازه بر بدن سایه افکند، آنان هشدار میدهند.
این سلولها، حافظ مرزی هستند که بدن را از خودویرانی بازمیدارد؛ مرزی که یادآور عقل در برابر هیجان، یا وقار در برابر خشم است.
در جهانی که علم را گاه با تواناییِ تسلط بر طبیعت میسنجد، این کشف یادآور حقیقتی ساده اما ژرف است:
> بقای حیات، در مهار قدرت است نه در انباشت آن.
۴. از آزمایشگاه تا درمان
درک نو از Tregs مسیرهای تازهای در پزشکی گشوده است:
در درمان سرطانها (Cancer Immunotherapy)، مهار این سلولها میتواند توان ایمنی ضدتوموری را افزایش دهد.
در پیوند اعضا (Organ Transplantation) و بیماریهای خودایمنی (Autoimmune Diseases)، افزایش یا تقویت آنها راهی برای کاهش التهاب و جلوگیری از رد پیوند فراهم میکند.
در طراحی واکسنها (Vaccine Design) و ایمنیدرمانی (Immunotherapy)، شناخت دقیق نقش تنظیمی آنها میتواند پاسخ ایمنی را هدفمند و ایمن سازد.
از اینرو، سلولهای T تنظیمی در نقطهی تلاقی علوم پایه و بالینی ایستادهاند؛ همانجا که فهم ژنتیک با حکمت زیستی در هم میآمیزد.
۵. پایان سخن: دانشی برای بقا
میراث رمزدل (Ramsdell)، برانکو (Brunkow) و ساگاگوچی (Sakaguchi) تنها در کشف سلولی تازه نیست، بلکه در آموختن معنای قدیمیِ بقاست.
بدن میآموزد که برای زنده ماندن باید خود را مهار کند؛ همانگونه که جوامع برای پایداری نیازمند قانوناند، و اندیشه برای بلوغ نیازمند تردید.
سلولهای T تنظیمی نگهبانان خاموش این جهان دروناند؛ سلولهایی که بیهیاهو، از بدن در برابر خویشتن دفاع میکنند.
و شاید این همان راز سلامت باشد:
«زیستن، در یافتن حدّ میان شور و سکوت است.»
دکتررضا جعفری
استاد یار ایمونولوژی پزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز،
کمیته علمی انجمن ایمونولوژی و آلرژی ایران
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
به مناسبت جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۵
جایزه نوبل پزشکی امسال به سه دانشمند برجسته، فِرِد رمزدل (Fred Ramsdell)، مِری برانکو (Mary Brunkow) و شیمون ساگاگوچی (Shimon Sakaguchi) تعلق گرفت؛ پژوهشگرانی که با کشف سلولهای T تنظیمی (Tregs)، مرزهای درک انسان از سیستم ایمنی و مفهوم «سلامت» را دگرگون کردند.
آنچه آنان آشکار ساختند، تنها کشفی در زیستشناسی نبود، بلکه پردهبرداری از سازوکار درونی بدن برای حفظ خویشتن از افراط و آشوب بود؛ سامانهای که در سکوت، تعادل را میپرورد.
۱. ایمنی؛ میان جنگ و خویشتنداری
دهههای متمادی، علم ایمنیشناسی با استعارهای دفاعی زیسته بود. بدن چون دژی استوار در برابر مهاجمان مانند ویروسها، باکتریها و سلولهای توموری، تصور میشد. هر سلول ایمنی، سربازی بود که باید بکُشد تا بقا یابد.
اما این تصویر، در برابر واقعیتی تلخ رنگ باخت: گاه همین ارتشِ مدافع، به شهر خودی تاخت میبرد. بیماریهای خودایمنی چون دیابت نوع یک (Type 1 Diabetes)، لوپوس (Lupus) و مولتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis) نشان دادند که بدن، اگر مرزی درون خود نگذارد، دشمن خویش خواهد شد.
پرسش بنیادین پدید آمد: در میان این هیاهوی دفاع، چه نیرویی زمام آرامش را در دست دارد؟
پاسخ، در چهرهی سلولهایی پیدا شد که کمتر کسی پیشتر از آنان سخن گفته بود: سلولهای T تنظیمی (Tregs).
۲. راز سلولهایی که فروتنی را میآموزند
در دههی ۱۹۹۰، شیمون ساگاگوچی (Shimon Sakaguchi) در دانشگاه کیوتو (Kyoto University) نشان داد که گروهی از سلولهای T، با نشانگر سطحی (CD25)، نقش نگهبانانی خاموش را دارند. حذف این سلولها در موشها موجب بروز طغیان ایمنی و التهاب گسترده میشد؛ گویی سلول های ایمنی بدن، بدون فرمان عقل، به خود میتاخت.
همزمان، مِری برانکو (Mary Brunkow) و فِرِد رمزدل (Fred Ramsdell) با بررسی جهش در ژن (FOXP3)، کلید رمز این خویشتنداری را یافتند. آنان نشان دادند که نقص در این ژن سبب بروز بیماری مهلکی در انسان و موش میشود که با نام سندروم IPEX (Immune dysregulation, Polyendocrinopathy, Enteropathy, X-linked) شناخته میشود. در این بیماری، بدن از ناتوانی در خاموش کردن شور دفاعی خویش، به نابودی خود میرسد.
از دل این کشفها، معنایی تازه از ایمنی برآمد: قدرت، تنها آنگاه فضیلت است که مهار را بشناسد.
۳. زبان تعادل در بدن
سلولهای T تنظیمی، زبان ناپیدای تعادلاند. آنان میان التهاب و آرامش، میان دفاع و مدارا حرکت میکنند.
اگر پاسخ ایمنی بیش از حد فعال شود، آنان آرامش میدمند؛ و اگر خاموشی بیش از اندازه بر بدن سایه افکند، آنان هشدار میدهند.
این سلولها، حافظ مرزی هستند که بدن را از خودویرانی بازمیدارد؛ مرزی که یادآور عقل در برابر هیجان، یا وقار در برابر خشم است.
در جهانی که علم را گاه با تواناییِ تسلط بر طبیعت میسنجد، این کشف یادآور حقیقتی ساده اما ژرف است:
> بقای حیات، در مهار قدرت است نه در انباشت آن.
۴. از آزمایشگاه تا درمان
درک نو از Tregs مسیرهای تازهای در پزشکی گشوده است:
در درمان سرطانها (Cancer Immunotherapy)، مهار این سلولها میتواند توان ایمنی ضدتوموری را افزایش دهد.
در پیوند اعضا (Organ Transplantation) و بیماریهای خودایمنی (Autoimmune Diseases)، افزایش یا تقویت آنها راهی برای کاهش التهاب و جلوگیری از رد پیوند فراهم میکند.
در طراحی واکسنها (Vaccine Design) و ایمنیدرمانی (Immunotherapy)، شناخت دقیق نقش تنظیمی آنها میتواند پاسخ ایمنی را هدفمند و ایمن سازد.
از اینرو، سلولهای T تنظیمی در نقطهی تلاقی علوم پایه و بالینی ایستادهاند؛ همانجا که فهم ژنتیک با حکمت زیستی در هم میآمیزد.
۵. پایان سخن: دانشی برای بقا
میراث رمزدل (Ramsdell)، برانکو (Brunkow) و ساگاگوچی (Sakaguchi) تنها در کشف سلولی تازه نیست، بلکه در آموختن معنای قدیمیِ بقاست.
بدن میآموزد که برای زنده ماندن باید خود را مهار کند؛ همانگونه که جوامع برای پایداری نیازمند قانوناند، و اندیشه برای بلوغ نیازمند تردید.
سلولهای T تنظیمی نگهبانان خاموش این جهان دروناند؛ سلولهایی که بیهیاهو، از بدن در برابر خویشتن دفاع میکنند.
و شاید این همان راز سلامت باشد:
«زیستن، در یافتن حدّ میان شور و سکوت است.»
دکتررضا جعفری
استاد یار ایمونولوژی پزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز،
کمیته علمی انجمن ایمونولوژی و آلرژی ایران
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf






