بخش دوم:
اقدامات بعد از عمل
من تیم جراحی را حدود ساعت ۱ بعدازظهر روز عمل (یک شنبه) در اتاق عمل، و آن هم چند دقیقه اول و صحبت کوتاه با پزشک متخصص بیهوشی، دیدم و سپس حدود ساعت 11 شب خود را در ICU یافتم. بعد از 2 روز هم (روز سه شنبه) به تشخیص پزشک به بخش منتقل شدم و 2 روز هم در بخش ماندم (تا 5شنبه) و طی این مدت فقط با بخش های مختلف ذیربط مثل آزمایشگاه، اکو، رادیولوژی و ... سروکار داشتم و بس؛ و روز پنجشنبه حدود ساعت 2 بعدازظهر ترخیص شدم.
به طور کلی، پرسنل بخش بسیار مجرب و تقریبا خوش برخورد با همه بیماران، قبل و بعد از عمل بودند. نقش مهم ایشان در این فرآیند درمانی، در مقاله ارسالی مورد توجه قرار نگرفته است. وجود روحیه مناسب در بیماران، به خصوص در مرحله پیش از عمل، و همچنین بعد از عمل، مورد بسیار مهمی محسوب می شود. افرادی را دیدم که حتی بعد از آنژیوگرافی، خود را باخته بودند. حال بیماران نیازمند به جراحی بای پس چندان تعریفی نداشت و عموما دچار استرس شدید بودند و نیاز شدید به روحیه بخشی و گفتار درمانی داشتند. تحت چنین شرایطی، یکی از پزشکان دستیار جراح (من این گونه به نظرم آمد و شاید هم ایشان دستیار جراح نبودند)، بعد از عمل آموزش های فیزیکی و بدنی را به بیماران می داد و به دلیل روحیه خوب من در هر دو مرحله، از من خواسته بود که در طول حضور در بخش بیماران را وادار به حرکت و فعالیت های لازم بکنم، که حداکثر تلاش خود را در این مورد، چه به صورت حرکات ساده بدنی و چه به صورت گفتاری، به عمل آوردم.
آقای دکتر ... دو هفته بعد از عمل مرا در مطب خود معاینه کردند و تنها وسیله تشخیصی ایشان، گوشی پزشکی ایشان بود و بس، و فرمودند که خوب هستم و نیاز به هیچ عملی مثل اکو و ... ندارم و 6 ماه دیگر برای ویزیت مجدد به ایشان مراجعه کنم؛
و تمام.
می خواهم بگویم ایشان در کار خود بسیار حاذق و مجرب هستند به طوری که این امر در همان چند دقیقه کوتاه ویزیت کاملا مشخص است و روحیه مضاعفی به من داد.
بخش سوم:
اقدامات حمایتی و مراقبت های بعد از عمل
نکته مهم دیگری که در مقاله ارسالی مورد توجه قرار نگرفته است، نقش بسیار مهم مراقبت ها و پرستاری بعد از عمل است. مواردی را که آقای دکتر در مقاله خود به عنوان مشکلات و سختی های بعد از عمل، مثل چگونگی خوابیدن، نیاز به مصرف داروی خواب و غیره، ذکر کرده اند، اینجانب اصلا نداشتم و این را مدیون قابلیت های خود و تجربه پرستاری همسرم هستم (اصولا افرادی که عادت به غلت زدن حین خواب دارند بعد از انجام عمل بای پس بسیار دچار مشکل می شوند؛ در حالی که بنده همیشه این قابلیت را داشته ام که در صورت نیاز بتوانم کاملا ثابت و بدون حرکات جانبی به پشت بخوابم و این، کمک بزرگی برایم محسوب شد. به هیچ وجه نیاز به داروی خواب پیدا نکردم و حتی؛ غیر از یکی دو روز اول، داروی مسکّن نیز مورد نیاز واقع نشد)
و در واقع
یک بار دیگر به این اصل مهم در حرفه پزشکی و پرستاری پی برده ام که بخش عمده ای از کار درمانی و به ویژه، اقدامات مراقبتی بر عهده کادر پرستاری و کیفیت کار ایشان هست، که متاسفانه در کشور ما، برخلاف اکثر کشورهای دنیا، چندان مورد توجه و حمایت قرار نمی گیرند و اهمیت واقعی و لازم از جهات مختلف به کار حیاتی ایشان داده نمی شود.
بخش چهارم:
رفتار بیماران و قدردانی از پزشکان معالج
صرف نظر از بعضی موارد اندک و انگشت شمار در باره رفتار نامناسب بعضی از همراهان بیمار، که متاسفانه در مواردی منجر به خسارات جانی و مالی در جامعه محترم پزشکی شده است، به نظر می رسد آمار موجود بیانگر رفتار مناسب و قدردانی قلبی و حقیقی بیماران و مردم از جامعه پزشکی است.
جمع بندی
یک مقایسه کلی بین موارد گفته شده در مقاله مذکور از نگاه یک پزشک متخصص و تجربه های عینی اینجانب در مورد یک عمل جراحی واحد نشان می دهد که هنوز تفاوت های بارز و نسبتا زیادی در این باره وجود دارد. به طور خلاصه، آنچه که برای یک پزشک متخصص محترم توسط همکاران ایشان انجام شده و می شود، به ویژه در رابطه با رعایت اصول حرفه ای پزشکی و در نظر گرفتن اخلاق پزشکی، برای سایر بیماران، بنا به دلایل مختلف و متفاوت، انجام نمی شود. میزان شدت و ضعف این تفاوت بستگی مستقیم به افراد دست اندرکار و بیمارستان انتخاب شده دارد. تنها بیمارستان های خصوصی این گونه موارد را در نظر می گیرند و خدمات ذیربط را ارائه می کنند.
با آرزوی سلامتی و عمر با عزت برای کلیه کادر درمان (پزشکان، پرستاران و ...)
که علیرغم همه کاستی ها، ناملایمات، بی فرهنگی های افراد ناآگاه یا مغرض (اعم از همراهان بیماران، کادر اجرایی و غیره) و خطرات جانی و روحی مختلف، همچنان به خدمات صادقانه خود ادامه می دهند.
توضیح:
این متن توسط نگارنده آن، آقای دکتر علی قاسمیان به کانال تلگرامی بنیاد مکتب پروفسور یلدا جهت انتشار فرستاده شده است.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
Post #646
835