🟥 انتشار کتاب «روشنساختن پیوندهای کراسهای: یک تفسیر قرآنی بر تورات»
🔵اثر ریک سوفر و عبدالله گلدری، جامعۀ انتشارات یهودی، ۲۰۲۶
Rick Sopher & Abdulla Galadari, Illuminating Scriptural Connections: A Qur'anic Commentary on the Torah, Philadelphia The Jewish Publication Society (JPS), 2026
⬇️ دریافت صفحات آغازین کتاب در کتابخانه انعکاس
▶️ ویدئوی ارائهٔ ایده و روش کتاب توسط نویسنده
این که قرآن -در یکسو- و تورات -در سوی دیگر- ارتباطات بینامتنی وثیقی با هم دارند، بینشی است که از نخستین گامهای قرآنپژوهی مدرن در سدۀ نوزدهم عموماً درنظر بوده و کوششهای پراهمیتی برای آشکار ساختن جوانب آن انجام شده است؛ اثر حاضر را نیز میتوان مساهمت جالب توجهی در همین چارچوب برشمرد. گلدری و سوفر در اینجا، یکی در مقام فردی مسلمان و دیگری در مقام فردی یهودی، به آشکار ساختن روابط قرآن و تورات و نیز موارد همگرایی یا واگرایی این دو در هر یک از فقرات میپردازند.
عبدالله گلدری عمدتاً بر هرمنوتیک قرآنی، مطالعات فیلولوژیک قرآنی و پژوهشهای بینامتنی قرآن و سنتهای یهودی و مسیحی تمرکز دارد. پیشتر از او آثاری همچون هرمنوتیک قرآنی در میانۀ علم، تاریخ و بایبل (2018)، استعارههای مرگ و رستاخیز در قرآن (2023)، و معانی روحانی مناسک حج (2021) منتشر شده است. ریک سوفر، نویسندۀ دیگر کتاب نیز«پروژۀ قرآن و بایبل» را در مؤسسۀ وولف تأسیس و مدیریت میکند؛ پروژهای که کتاب حاضر را میتوان از جمله دستآوردهای آن برشمرد.
🔵مائده:۴۸
"و فرستادیم به تو قرآن بهراستی، گواهی استواردارِ آن را که پیش از آن فرابود از کتاب، و گوشوان [نگهبان] و استوار بر سر هر کتاب که پیش از آن آمد؛ حکم کن میان ایشان به آنچه الله فروفرستاد..." (ترجمهٔ رشیدالدین میبدی)
برداشت سنتیِ غالب از «مهیمن»بودن قرآن -چنانکه در ترجمۀ بالا دیده میشود- را میتوان از جمله مقومات درک غالب سنت اسلامی از متون مقدس پیشین و رابطۀ آنها با قرآن دانست. با اینحال، گلدری و سوفر برآناند که:
واژۀ «مهیمن»، که با فعل عربی «هَیمَن» (بهمعنای کسی که آمین میگوید) مرتبط است، از ریشۀ «أ-م-ن» میآید؛ ریشهای بهمعنای «ایمنی»، «امنیت» و «اعتماد»، که بر همین اساس ما آن را به «اعتمادکننده بر آن» ترجمه کردهایم. براساس این تفسیر [از «مهیمن»]، آیۀ مذکور بیان میکند که قرآن متون مقدس پیشین -یعنی تورات و انجیلها- را تصدیق میکند و به آنها اعتماد دارد. [... لذا] میتوان قرآن را بهگونهای درنظر گرفت که خود را نوعی تفسیر یا مکمل برای متون مقدس پیش از خود معرفی میکند؛ قرآن بهجای تلاش برای جایگزینساختن خود با متون مقدس پیشین، در جای دیگری ادعا میکند که برای فهم درست احکام خداوند، متون مقدس پیشین میبایست آورده شده و تلاوت شوند.
این برداشت را میتوان نقطۀ عزیمت کتاب و مبنای درونقرآنی آن دانست. بر همین اساس، نویسندگان به هر یک از مضامین و روایتهای آمده در فقرات توراتی میپردازند و میکوشند نشان دهند قرآن (و بعضا، احادیث) دربارۀ آنها چه دیدگاهی داشته است. هر بخش کتاب توضیحی چکیدهوار از مضامین توراتی ارائه کرده و سپس به تحلیل دیدگاه قرآن دربارۀ آن مضامین میپردازند و نهایتاً، ذیل بخش جمعبندی، تصویری کلی از بحث آورده میشود. در پایان کتاب نیز در ضمن یک پیوست، واژهنامهای جامع از واژههای مشترک عربی-عبری در قرآن و تورات (مانند «أحَد: אחד»، «سَکینَة: שׁכינה»، «بَرَکَة: ברכה») آورده شده است.
نویسندگان در مواضع متعددی از کتاب بر این نکته تأکید میکنند که یکی از مهمترین اهداف تورات شکلدادن و تثبیت هویت قومی، دینی و تاریخی اسرائیل بوده است و صورت روایی و «تاریخی» آن را -از جمله- در همین راستا میبایست ارزیابی نمود؛ در حالی که قرآن، متنی فراقومی و مشخصاً «دینی» است که دایرۀ مخاطبان بسیار متنوعتری (اعراب، مسیحیان و یهودیان) داشته است و از همینرو، بهجای تکیه و تأکید بر صورت روایی پیوسته و «تاریخی» داستانها، با اشاره به آنها میکوشد پیامهای دینی و اخلاقی خود را در چارچوبی که برای مخاطبانش آشنا بوده است، منتقل کند.
⭐️ جمعبندی
روشنساختن پیوندهای کراسهای: یک تفسیر قرآنی بر تورات میکوشد با ارائۀ بررسیهای تطبیقی جزئی میان قرآن و تورات، از یکسو بر اهمیت مطالعۀ متن مقدس «دیگری» توسط مسلمانان و یهودیان، و نقش آن در بهدستآوردن فهم بهتری از متن مقدس خودشان تأکید کند و از سوی دیگر، مشخصاً با درنظر داشتن مخاطبان غیرمسلمان، و با نشاندادن ارتباط بسیار نزدیک و ظریف قرآن در یکسو و تورات و منابع سنت یهودی در سوی دیگر (و در همین راستا، تأکید بر «تصدیق» تورات از سوی قرآن)، شکافی در سدّ «قرآنهراسی» و سوءفهمها از قرآن و اسلام نزد آنان ایجاد کند.
▶️ ویدئوی ارائهٔ ایده و روش کتاب توسط نویسنده
#انعکاس_کتاب
@Inekas
