TGViewer
Channel Public Channel
"مجمع دیالکتیک اومانیسم" 🪽🤍

"مجمع دیالکتیک اومانیسم" 🪽🤍

@humanismpsychology

و روزی که خداوند انسان شد ....
Subscribers
18.8K
Photos
76
Videos
250
Links
554
Recent Posts 20 shown
Post #1953 951
『 شیطان؛ چهره‌ای که فقدان به خود می‌گیرد 』

❒ شر از کجا آغاز می‌شود؟ از نبودنِ خیر، یا از اراده‌ای که خیر را ترک می‌کند؟پرسش از شر، شاید از بنیادی‌ترین پرسش‌های فلسفه باشد؛ زیرا شر تنها مسئله‌ای درباره‌ی «بدی» نیست، بلکه مسئله‌ای درباره‌ی وجود است: اگر خیر اصل است، شر از کجا می‌آید؟ اگر خدا خیر مطلق است، شیطان چگونه ممکن می‌شود؟و اگر شر چیزی مستقل از خیر باشد، آیا ناگزیر نباید جهانی دوگانه را بپذیریم که در آن خیر و شر دو اصل هم‌وزن و هم‌ریشه‌اند؟

افلوطین و پس از او آگوستین راه دیگری گشودند: شر، یک جوهر مستقل نیست؛ شر فقدان یا فساد خیر است.در این تلقی، شر همچون موجودی که در برابر خیر ایستاده باشد، «وجود» ندارد؛ بلکه نوعی نقصان در چیزی است که باید به کمال می‌رسید.آگوستین با نظریه‌ی « فقدان خیر» می‌کوشد شر را از جایگاه یک اصل متافیزیکی مستقل پایین بیاورد.شر، ضدّی هم‌رتبه با خدا نیست؛ زیرا اگر چنین بود، خدا دیگر خیر مطلق و سرچشمه‌ی یگانه‌ی هستی نبود.

🧠 اما همین‌جا یک تناقض ظریف پدیدار می‌شود:اگر شر فقط فقدان خیر است، پس شیطان چگونه می‌تواند اراده کند؟زیرا فقدان به خودی خود اراده نمی‌کند.نبودنِ نور، تصمیم نمی‌گیرد تاریکی باشد.نبودنِ محبت، به‌تنهایی کسی را شکنجه‌گر نمی‌کند.پس شاید نظریه‌ی فقدان، گرچه برای توضیح هستی‌شناختیِ شر قدرتمند است، برای توضیح شر انسانی کافی نباشد.

اینجاست که باید از «فقدان» به «اراده» عبور کنیم.

❒ شیطان، خدا نیست؛ اما بدون خدا نیز قابل تعریف نیست

در جهان‌بینی توحیدی، شیطان «خدای شر» نیست. اگر شیطان اصل مستقلی در برابر خدا باشد، جهان به دو مبدأ متقابل فروکاسته می‌شود: خدای خیر و خدای شر.اما در سنت آگوستینی، چنین چیزی پذیرفتنی نیست.

شیطان نیز مخلوق است؛ یعنی وجودش را از همان مبدأیی دارد که خیر از آن سرچشمه می‌گیرد. مسئله از جایی آغاز می‌شود که موجودِ خیرمند، نسبت خود را با خیر برتر دگرگون می‌کند.بنابراین شیطان در این خوانش، «وجودی در برابر خدا» نیست؛ بلکه وجودی است که نسبتش با خیر دچار انحراف شده است.

این نکته از نظر فلسفی بسیار مهم است.زیرا شر را نمی‌توان مانند یک شیء در کنار اشیای دیگر گذاشت ،شر بیشتر به نحوه‌ی نسبت‌گرفتن با وجود و خیر مربوط می‌شود.به همین دلیل، شیطان در معنای فلسفی خود شاید کمتر از یک «چیز» باشد و بیشتر یک نسبت باشد:نسبتِ موجود با خیرِ از دست‌رفته

❒ اما فقدان، هنوز شر نیست

اگر بگوییم «شر فقدان خیر است»، باید پرسید:کدام فقدان؟هر فقدانی شر نیست.انسان بال ندارد، اما این فقدان شر نیست؛ زیرا بال بخشی از کمال طبیعی انسان نیست.پس شر را نمی‌توان با «نبودن» یکی گرفت.آنچه شر می‌شود، فقدانِ خیری است که برای تحقق یک موجود ضروری است؛ خیری که باید در جایی حاضر می‌بود و اکنون غایب است.در این معنا، نابینایی با «نداشتن بال» یکسان نیست؛ زیرا بینایی، برخلاف بال، با ظرفیت طبیعی انسان پیوند دارد.

این تمایز به ما اجازه می‌دهد میان دو گزاره فاصله بگذاریم:هر فقدانی شر نیست.اما؛فقدانِ خیرِ لازم می‌تواند به صورت شر تجربه شود.

واینجا مفهوم «محبت» وارد بحث می‌شود.

❒ اگر محبت غایب شود، چه چیزی در روان باقی می‌ماند؟روان‌شناسی نمی‌تواند اثبات کند که «فقدان محبت انسان را شرور می‌کند»؛ چنین گزاره‌ای هم ساده‌انگارانه است و هم از نظر تجربی نارسا.کودکی که محبت کافی دریافت نکرده، لزوماً به بزرگسالی خشن تبدیل نمی‌شود.گاهی برعکس، کسی که رنج فقدان را تجربه کرده، نسبت به رنج دیگری حساس‌تر می‌شود.پس مسئله خودِ فقدان نیست.مسئله، نحوه‌ی روانیِ مواجهه با فقدان است.اینجاست که روان‌کاوی ملانی کلاین اهمیت پیدا می‌کند.

📚در نظریه‌ی کلاین، یکی از حرکت‌های اساسی رشد روانی، گذار از جهانی دوپاره است که در آن «خوب» و «بد» از یکدیگر جدا شده‌اند، به وضعیتی که سوژه بتواند بفهمد یک ابژه می‌تواند همزمان موضوع عشق و خشم او باشد.این تحول بسیار مهم است.زیرا انسانی که نمی‌تواند این دوسوگرایی را تحمل کند، ناچار است جهان را دوباره دوپاره کند:

●یا دیگری خوب است یا بد؛

●یا خداست یا شیطان.


🪞در چنین جهانی، شیطان می‌تواند تبدیل شود به چهره‌ی دیگری که تمام بدی‌ها بر او فرافکنی شده‌اند.

و شاید به همین دلیل است که شیطان، در عمیق‌ترین خوانش فلسفی خود، نه رقیب خدا، بلکه مسئله‌ای است که انسان در نسبت خود با خیر می‌سازد.

شر ممکن است «چیز» نباشد؛اما تجربه‌ی شر واقعی است.

فقدان ممکن است جوهر نداشته باشد؛
اما دردِ فقدان واقعی است.

و شیطان شاید موجودی در کنار خدا نباشد؛
اما چهره‌ای است که انسان، وقتی نمی‌تواند با تاریکیِ جهان و تاریکیِ خویش روبه‌رو شود، به فقدان می‌دهد.


شاید شیطان آن چیزی نباشد که در برابر خدا ایستاده است؛شاید شیطان، چهره‌ای باشد که فقدان به خود می‌گیرد وقتی انسان نمی‌تواند آن را بی‌چهره تحمل کند.


@humanismpsychology
Telegram «میم و مالیخولیا» «ساختن چهره برای آنچه چهره ندارد» خدا بی‌چهره است، چون فراتر از هر تصویری است. شر بی‌چهره است، چون فروتر از هر تصویری است. و شیطان، چهره‌ای است که ما به این بی‌چهرگی می‌دهیم تا تحملش کنیم. ✦⋅。᮫˚ 🪐💫 ៸៸ ───  ·  ·  · 🫀 ·  ·  · ─── 𝚿 @Royal_Psychology
  • ❤ 1
  • 👍 1
  • 🔥 1
  • 💯 1
  • 🏆 1
Post #1945 1.69K

Forwarded from رادیو روانشناسی 📻 Radio Pussy 🩺 رادیو پوسی 🎙 Psychology Radio

🎭 دوره ی جامع طرحواره درمانی
➕ همراه با تطبیق با دیگر رویکرد ها



🧨 ادامه ی جلسات 🧨

📜 با امکان دریافت گواهی 🔥

📆 شروع از نیمه دوم شهریور
💯 مانند سابق کاملا رایگان ❤️
🌐 برگزاری آنلاین و آفلاین


🎓 مدرس :
#محمد_جواد_باغشینی


✅ توضیحات تکمیلی در پوستر و در گروه دوره موجود است


🎁 جهت شرکت در دوره :

1⃣ در
مجمع بین المللی طرحواره درمانی (I.S.T.A) عضو شوید :
🗽
@SchemaTherapyAssembly ☘

2⃣ 
از ادمین کد دریافت نمایید :
👩‍💻
@RavanAdd 🌱


🔻▫️🔻▫️🔻

📚 ۳۰ جلسه ی قبل، [مبانی طرحواره درمانی] :

📡 بدون حذفیات :
https://youtube.com/playlist?list=PLaOSjNVQ6NHFfQ9wgbhcw1MGS1GZv2WMg 🔱

🚀 نت ملی :
https://www.aparat.com/playlist/20946599 ⚜

📱 مینی پارت در اینستاگرام :
https://instagram.com/mohammad_javad_baghshany 💎

🔺🔺▪️🔺🔺


♻️ اگر از دوره ی قبل راضی بودید لطفا به دوستانتان اطلاع دهید 🌹


🚨 ادمین کمکی 👈 @RavanFoza 📞


🤝 حمایت روانشناسان در 𝚿 کامیونیتی بین المللی #روانشناسی :
🏢 @PCOiranOfficial 🔖

🎙 #رادیو_پوسی 𝚿 پرتال خبری #روان #کنکور ، #کاریابی ، #کارگاه و #دوره های #رایگان و معتبر روانشناسی و #مشاوره :
📻 @Radio_Pussy 🩺
‌
Post #1935 2.19K
«الهه ای مرده»

زندگی در حرکت است، اما به قول لکان‌ زندگی الهه‌ای باشکوه نیست که همیشه رو به کمال و پیشرفت باشد. فقدان، تکرار و مرگ همواره در دل آن حضور دارند.برای همین، لکان در سمینار۱۱ می‌گوید:«او زندگی‌ای را زندگی می‌کند که مرده است؛ همان مرگی که دقیقاً در زیرِ زندگی حضور دارد.»

منظور این نیست که میل مرده است یا زندگی از حرکت بازایستاده؛ بلکه لکان یادآوری می‌کند که زندگی انسانی از ابتدا با مرگ درآمیخته است.

مرگ چیزی نیست که فقط در پایان زندگی به سراغ ما بیاید؛ بلکه در خودِ زندگی، در تکرارها، فقدان‌ها و محدودیت‌های آن حضور دارد. شاید زندگی دقیقاً به همین دلیل، هرگز آن مسیر خطی و ساده‌ای نباشد که همیشه به سوی کمال پیش می‌رود.

#غریزه_مرگ

╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛@humanismpsychology
╰──┈•™
       
  • ❤ 6
  • ❤‍🔥 2
  • 👍 2
  • 👌 1
  • 🏆 1
  • 💔 1
Post #1927 3.01K
『 آیینه چون نقش تو بنمود راست
خود شکن آیینه شکستن خطاست
』

🧠انسان تنها قربانی رویدادها نیست؛ بلکه نحوه‌ی تفسیر رویدادها بر هیجان و رفتار او تأثیر می‌گذارد.

چرا رفتاری که در خودمان برایش توضیح، توجیه و معنایی قابل‌قبول پیدا می‌کنیم، وقتی همان رفتار را در دیگری مشاهده می‌کنیم، ناگهان آزاردهنده، زشت یا حتی نفرت‌انگیز می‌شود؟

چرا نیازمندیِ خودمان را «عشق» می‌نامیم، اما نیازمندی دیگری را «وابستگی»؟

چرا خشم خودمان را «حق طبیعی دفاع از خود» می‌دانیم، اما خشم دیگری را «پرخاشگری»؟


افکار خودکار، باورهای هسته‌ای و طرحواره‌ها می‌توانند چرخه‌هایی ایجاد کنند که فرد بارها و بارها در آنها گرفتار شود.

❒ «خود» در مواجهه با «دیگری» شکل میگیرد، اما این شکلگیری در عین ضرورت، سرشار از تنش و خطاست. استدلال اصلی آن است که «خود» نه جوهره ای ایستا، بلکه پدیده ای سیال و در حال شدن است که در فرآیندی دیالکتیکی میان تصویر خیالی، نظم نمادین و امر واقع پیوسته ساخته و پرداخته میشود.« شکستن آیینه» در این چارچوب نه یک اشتباه، بلکه شرط امکان رهایی از زندانِ خودبنیان پنداریِ کاذب و گشودگی به سوی سوژگیِ اصیلتر است.

🪞استعاره ی آیینه در تاریخ تفکر غربی همواره محملی برای تأمل در مسئله ی خودشناسی بوده است. از اسطوره ی نارسیسوس که در آن «خود درحالیکه تصویر معشوقِ دیگری را می نگرد» تا نظریه ی آیینه ی لکان، این استعاره واکاوی تناقض آمیزترین وجه وجود انسان را ممکن ساخته است: ما برای بودن نیازمند تصویری از خویشتنیم که همواره از جان دیگری به ما بازمیگردد


🎭از منظر فروید و یونگ، آن «بخش‌هایی از وجود» که نشناخته یا نپذیرفته باقی مانده‌اند، همان «ناخودآگاه» یا «سایه» هستند. فروید معتقد بود سرکوب‌های جنسی و غریزی، منشأ کشمکش‌های درونی‌اند؛ اما یونگ فراتر رفت و گفت سایه، تمامیِ ویژگی‌های طردشده‌ی شخصیت است که اگر شناخته نشوند، به بیرون فرافکنی می‌شوند و دشمنان بیرونی می‌سازند. بنابراین، نبرد با دیگران، شکلی وارونه از نبرد با خویشتنِ ناشناخته است.

🧩در روان‌شناسی اجتماعی نیز «خود» تا حد زیادی در رابطه با دیگران شکل می‌گیرد؛ و در فلسفه اگزیستانسیالیستی، نگاه دیگری می‌تواند تجربه ما از خودمان را دگرگون کند.وقتی دیگری به من نگاه می‌کند، دیگر فقط «من» نیستم؛به موجودی تبدیل می‌شوم که می‌تواند از بیرون دیده و قضاوت شود.از اینجا شرم، افتخار، احساس حقارت، میل به تأیید و بسیاری از کشمکش‌های هویتی شکل می‌گیرند.بنابراین گاهی انسان به آینه نگاه نمی‌کند تا خودش را ببیند؛به آینه نگاه می‌کند تا ببیند دیگران او را چگونه خواهند دید.

❒تفسیرِ خویشتن:پل ریکور، فیلسوف هرمنوتیک، می‌گوید که «خود» یک متن است؛ متنی مبهم که نیاز به تفسیر دارد. آن بخش‌های ناشناخته، مانند لایه‌های معناییِ یک شعر کهن‌اند که با تأویل و گفت‌وگو با خویشتن گشوده می‌شوند. نبرد با دیگری، درواقع ناتوانیِ ما در خوانشِ صحیحِ «خود» است؛ زیرا دیگری را چون آیینه‌ای می‌بینیم که تصویرِ ناخوانده‌ی خودمان را بازمی‌تاباند.

❒ خودآگاهی بدون دیگری شکل نمی‌گیرد:در فلسفه هگل، خودآگاهی چیزی نیست که فرد به‌سادگی در انزوای کامل به دست آورد.«من» در رابطه با «دیگری» معنا پیدا می‌کند.انسان برای اینکه خود را به‌عنوان یک «من» تجربه کند، به نوعی به بازشناسی و رابطه با دیگری نیازمند است.این ایده در روان‌شناسی اجتماعی نیز بازتاب‌های مهمی پیدا کرده است:ما فقط خودمان را تجربه نمی‌کنیم؛خودمان را از خلال واکنش دیگران نیز تجربه می‌کنیم.کودک از نگاه والدین، فرد از نگاه شریک عاطفی، انسان از نگاه جامعه و حتی فرد از واکنش گروه اجتماعی، بخشی از تصویر خود را دریافت می‌کند.به این ترتیب، «دیگری» می‌تواند به آینه‌ای تبدیل شود که شیشه ندارد.و شاید این آینه، از آینه فیزیکی قدرتمندتر باشد.

❒خطا، شرطِ امکانِ حقیقت:تأمل در آرای اسپینوزا، فروید، یونگ، لکان و پدیدارشناسی، یک درک مشترک را آشکار میکند: خودآگاهیِ اصیل هرگز به معنایِ انطباقِ کامل با تصویری در آیینه نیست. این خودآگاهی، همواره در فرآیندی متشکل از «خودشکنی» و تشخیصِ «خطا» حاصل میشود. از منظر اسپینوزا، این خطا ناشی از ناکافی بودنِ ایده های ما و وابستگیِ «من» به تأثّراتِ بیرونی است. از منظر روانکاویِ لکانی، این خطا ناشی از ناسازگاریِ بنیادینِ سوژه با هر تصویرِ خیالی و وابستگیِ هویت به میلِ ناشناختنیِ دیگری است. «شکستنِ آیینه» در این چارچوب، کنشی سلبی نیست، بلکه شرطِ امکانِ رهایی از خودفریبیِ بزرگِ خودبسندگی است. این کنش، آغازگرِ سیرِ بی پایانِ «شدن» و حرکت از خودِ خیالیِ وهم آلود به سوی سوژه ای است که در نظمِ نمادینِ زبان و میل، با پرسش از «دیگری کلان»، به حقیقتِ متکثر و سیالِ خویشتن دست می یابد.


╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™ 
      
Telegram «میم و مالیخولیا» «خودت را رها کن تا خودت را پیدا کنی» ✦⋅。᮫˚ 🪐💫 ៸៸ ───  ·  ·  · 🫀 ·  ·  · ─── 𝚿 @Royal_Psychology
  • ❤ 6
  • ❤‍🔥 1
  • 👍 1
  • 💯 1
  • 🏆 1
Post #1901 3.35K
『 هنرِ زیستن؛ پذیرشِ آنچه هست 』

❒انسان هیچ‌وقت کاملاً آزاد و رها نیست. همه‌ی ما در شرایطی به دنیا می‌آییم که خودمان انتخابش نکرده‌ایم؛ خانواده، فرهنگ، تاریخ، زبان، گذشته و حتی ناخودآگاهمان تا حد زیادی ما را شکل می‌دهند. به همین دلیل، زندگی همیشه با یک‌سری محدودیت، کمبود و رنج همراه است و این همان بخش اجتناب‌ناپذیر یا به نوعی جبر زندگی است.

🔰«فروید» معتقد بود رنج بخشی طبیعی از زندگی انسان است و سلامت روان به این نیست که همه‌ی رنج‌ها از بین بروند، بلکه به این است که آدم بتواند بین خواسته‌هایش، واقعیت و محدودیت‌های زندگی تعادل برقرار کند. یعنی به جای فرار از واقعیت، کم‌کم آن را بپذیرد و با آن کنار بیاید.«لاکان» هم این ایده را عمیق‌تر کرد و گفت انسان همیشه با یک فقدان زندگی می‌کند و هیچ‌وقت به احساس کامل بودن نمی‌رسد. مشکل از جایی شروع می‌شود که فکر کنیم یک روز قرار است کسی، چیزی یا یک ایدئولوژی همه‌ی این کمبود را از بین ببرد. اما چنین چیزی ممکن نیست.

🌱بنابراین، رشد روانی یعنی اینکه به جای جنگیدن با این کمبودها و انکار رنج، آن‌ها را به‌عنوان بخشی از واقعیت زندگی بپذیریم. وقتی این پذیرش اتفاق می‌افتد، آدم به جای اینکه اسیر رنج‌ها و محدودیت‌هایش باشد، یاد می‌گیرد با آن‌ها زندگی کند، خودش را بهتر بشناسد و انتخاب‌های آگاهانه‌تری داشته باشد.

🧩پس منظور از این جمله که گرفتاری در جبر، محدودیت و رنج‌های وجودی است اما رشد در سازگاری و هماهنگی نهفته است این نیست که انسان محکوم و بی‌اختیار است بلکه یعنی ما نمی‌توانیم همه‌ی محدودیت‌های زندگی را حذف کنیم، اما می‌توانیم شیوه‌ی رابطه‌مان با آن‌ها را تغییر دهیم. آزادی واقعی زمانی شروع می‌شود که به جای فرار از واقعیت یا ریای کامل شدن، با کمبودها و واقعیت زندگی آشتی کنیم و با آن‌ها به شکلی خلاقانه و آگاهانه زندگی کنیم.

╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™ 
      
Telegram «میم و مالیخولیا» «آب باش، دوست من. آب در لیوان، لیوان می‌شود. در سبو، سبو می‌گردد. در رود، جاری می‌شود.» ✦⋅。᮫˚ 🪐💫 ៸៸ ───  ·  ·  · 🫀 ·  ·  · ─── 𝚿 @Royal_Psychology
  • ❤ 7
  • 👍 2
  • ❤‍🔥 1
  • 💯 1
  • 🏆 1
Post #1889 3.93K
『 هنر فراموش کردن زندگی 』

❒شاید بزرگ‌ترین سوءتفاهم انسان این باشد که خیال می‌کند روزی بالاخره به نقطه‌ای می‌رسد که احساس کند «زندگی‌اش کامل شده است». از همان کودکی به ما یاد می‌دهند که اگر به اندازه کافی موفق شویم، به اندازه کافی دوست داشته شویم، به اندازه کافی پول، اعتبار یا آرامش به دست بیاوریم، بالاخره احساس رضایت خواهیم کرد. اما عجیب است؛ هر بار که به یکی از این مقصدها می‌رسیم، خیلی زود مقصد دیگری جای آن را می‌گیرد. انگار چیزی درون ما هیچ‌وقت آرام نمی‌شود.فروید این ناآرامی را در ساختار روان انسان می‌دید. او معتقد بود روان ما فقط به دنبال لذت نیست.. بلکه بخشی از ما مدام در حال محدود کردن، سرزنش کردن و قضاوت کردن ماست. همان صدایی که اجازه نمی‌دهد هیچ موفقیتی کافی به نظر برسد و هر لذتی را با اضطراب یا احساس گناه آلوده می‌کند. انسان فقط با جهان بیرون درگیر نیست؛ با دادگاهی درون خودش هم زندگی می‌کند.

❒اما لاکان یک قدم فراتر رفت. او می‌گوید مسئله این نیست که ما چیزی را کم داریم، مسئله این است که خودِ انسان با فقدان ساخته می‌شود. میل از یک جای خالی متولد می‌شود و به همین دلیل هیچ ابژه‌ای نمی‌تواند آن را برای همیشه ساکت کند.ما خیال می‌کنیم پول، عشق، موفقیت یا حتی معنای زندگی همان چیزی است که دنبالش هستیم، اما وقتی به آن می‌رسیم، میل دوباره به سمت چیز دیگری حرکت می‌کند. نه چون انتخابمان اشتباه بوده، بلکه چون میل اصولاً برای ارضا شدن ساخته نشده است.

🎭شاید برای همین است که بیشتر آدم‌ها در واقع دنبال زندگی نیستند، آنها دنبال تصویری از زندگی هستند. تصویری که دیگری برایشان ساخته است. خانواده، فرهنگ، جامعه و حتی شبکه‌های اجتماعی مدام به ما می‌گویند یک زندگی خوب چه شکلی است. بعد تمام عمر تلاش می‌کنیم خودمان را به آن تصویر برسانیم، بی‌آنکه از خود بپرسیم این میل واقعاً میل من است یا میل دیگری که در من حرف می‌زند.

لاکان می‌گوید سوژه همیشه در میلِ دیگری گرفتار است. ما اغلب چیزی را نمی‌خواهیم چون خودمان می‌خواهیم،آن را می‌خواهیم چون خیال می‌کنیم دیگری آن را ارزشمند می‌داند. برای همین حتی وقتی به خواسته‌هایمان می‌رسیم، احساس رضایت نمی‌کنیم، چون چیزی که ارضا شده، میلِ اصیل ما نبوده، بلکه فانتزی‌ای بوده که برای به دست آوردن نگاه دیگری ساخته‌ایم.

⁉️شاید به همین دلیل، پرسش «چگونه باید زندگی کنم» خودش بخشی از مسئله باشد. انگار همیشه یک ناظر خیالی بالای سرمان ایستاده که منتظر است در پایان زندگی به ما نمره بدهد. لاکان این ناظر را «دیگری بزرگ» می‌نامید..مرجعی که خیال می‌کنیم پاسخ درست را می‌داند و مدام می‌کوشیم رضایت او را به دست بیاوریم. اما شاید هیچ پاسخ نهایی‌ای وجود نداشته باشد و هیچ‌کس آن بالا منتظر تصحیح برگه زندگی ما نباشد.

شاید بلوغ روانی از جایی آغاز می‌شود که انسان بپذیرد فقدان، نقص نیست، ساختار وجود اوست. اینکه قرار نیست روزی کامل شود، قرار نیست روزی تمام سؤال‌هایش پاسخ داده شوند و قرار نیست لحظه‌ای برسد که دیگر هیچ میلی نداشته باشد. چون اگر میل پایان پیدا کند، حرکت زندگی هم پایان پیدا می‌کند.

شاید هنر زندگی کردن این نباشد که معنای زندگی را پیدا کنیم، بلکه این باشد که از وسواس پیدا کردنش دست برداریم. نه برای اینکه زندگی بی‌معناست، بلکه چون معنا چیزی نیست که از قبل جایی پنهان شده باشد و ما کشفش کنیم. معنا، همان چیزی است که در مسیر میل، در انتخاب‌های ما و در شیوه مواجهه ما با فقدان شکل می‌گیرد. شاید تنها زمانی واقعا زندگی می‌کنیم که دیگر زندگی را به مسئله‌ای برای حل کردن تبدیل نکنیم.

«Su»

╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•
™
       
Telegram «میم و مالیخولیا» «با تکیه بر خواسته‌هایت زندگی کنی، هرگز شاد نخواهی شد». ✦⋅。᮫˚ 🪐💫 ៸៸ ───  ·  ·  · 🫀 ·  ·  · ─── 𝚿 @Royal_Psychology
  • ❤ 6
  • 👍 2
  • ❤‍🔥 1
  • 👌 1
  • 💯 1
Post #1879 3.45K
『 زندانی که دیوار ندارد 』

❒آدمی را دیدم که هر بامداد، جامهٔ جان خویش را به دست رهگذران می‌سپرد تا اندازه‌اش کنند. یکی گفت: کوتاه است. دیگری گفت: بلند است. سومی رنگی دیگر طلب کرد. و او، هر روز تکه‌ای از خویش را برید تا بر قامتِ پسندِ مردمان راست آید.

چون سالیان بر او گذشت، دیگر جامه‌ای نمانده بود؛ نه از آن رو که بر تن کرده بود، بلکه از آن رو که همه را در بازارِ رضایت فروخته بود.

بدان!

نگاهِ مردمان، باد است؛ امروز از مشرق می‌وزد و فردا از مغرب.

🍃مردمان، تو را آن‌گونه که هستی نمی‌بینند؛ هر کس جهان را از روزنهٔ رنج‌ها، آرزوها و سایه‌های خویش می‌نگرد. ستایشِ آنان، گاه بازتابِ نیازهای خویش است و نکوهششان، پژواکِ زخم‌های نادیده‌شان. چگونه می‌توان حقیقتِ خویش را بر داوریِ چشم‌هایی بنا کرد که هر یک آینه‌ای غبارگرفته‌اند؟

پس آن‌که عمر خویش را صرفِ خشنود ساختن همگان کند، همچون کسی است که بخواهد دریا را با مشت آرام سازد؛ رنج می‌برد، اما دریا به کار خویش مشغول است.

#زندانی_که_دیوار_ندارد #ازخودبیگانگی #تأییدطلبی


╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™
       
Telegram «میم و مالیخولیا» «نگاه دبگری جهنم است»
  • ❤‍🔥 5
  • ❤ 2
  • 👍 1
  • 💯 1
  • 🏆 1
Post #1863 4.52K
『 دیالکتیکِ «خون» و «معنا» 』

❒ مسلخ ایدئولوژی؛ روایتی از مادری که فرزندش را به جوخه اعدام سپرد:​در طوفان حوادث پس از انقلاب ۱۳۵۷ و به‌ویژه در سال‌های پرتب‌وتاب ابتدایی دهه ۶۰، جامعه ایران شاهد حوادثی بود که مرزهای باور، سیاست و عاطفه انسانی را به شدیدترین شکل ممکن جابه‌جا کرد. یکی ازتکان‌دهنده‌ترین و غریب‌ترین جلوه‌های این دوران، تقابل سهمگین «ایدئولوژی مذهبی،سیاسی» با «غریزه مادری» بود؛ جریانی که در آن صله‌رحم و پیوند خونی، در برابر وفاداری مطلق به آرمان، رنگ باخت.​نمونه‌های تاریخی مشخصی از این دست مادران در ادبیات سیاسی آن زمان ثبت شده است؛ مادرانی که وقتی متوجه شدند فرزندانشان در گروه‌های اپوزیسیون و مخالف نظام تازه تاسیس (مانند مجاهدین خلق یا گروه‌های چپ) فعالیت می‌کنند، دست به انتخابی هولناک زدند. آن‌ها با معرفی و لو دادن محل اختفای فرزندان خود به دادگاه‌های انقلاب و کمیته‌ها، آگاهانه آن‌ها را به سمت چوبه دار و جوخه‌های اعدام هدایت کردند.

🔰 ​این اقدام در فضای رسانه‌ای و رسمی آن روزها، به عنوان سندی از «ایمان ابراهیمی»، «جهاد اکبر» و «ترجیح حق بر فرزند» مورد ستایش و تبلیغ قرار می‌گرفت و حتی از سوی مقامات ارشد تحسین می‌شد. در مقابل، این پدیده از دیدگاه منتقدان و تحلیل‌گران تاریخ، نشان‌دهنده عمق نفوذ یک تفکر تندرو و مطلق‌گرا بود که می‌توانست قوی‌ترین و مقدس‌ترین پیوند عاطفی جهان یعنی عشق مادری را ذوب کند

🍃مادر، مادر است اما ...

✍ ابتذال شر و نبودِ اندیشه : آرنت در گزارشِ محاکمه‌ی آیشمن نشان داد که بزرگ‌ترین شرارت‌ها نه از سرِ کینه، که از «ناتوانی در اندیشیدن» سرچشمه می‌گیرد. مادرِ این روایت، «شریر» نیست؛ او «بی‌اندیشه» است. یعنی آن‌قدر درونِ گفتمانِ قدرت غرق شده که دیگر نمی‌پرسد. او مسخ ایدئولوژی وروایتی است که قدرت، وی را از «شخص» بودن به «عامِل» بودن تنزل داده؛ دقیقاً مانند آیشمن که فقط «حاملِ دستوراتِ رایش» بود.

╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™   
   
Telegram «میم و مالیخولیا» «من گمان میکردم خدا را میبینم؛ اما.... ✦⋅。᮫˚ 🪐💫 ៸៸ ───  ·  ·  · 🫀 ·  ·  · ─── 𝚿 @Royal_Psychology
  • ❤ 8
  • 💔 5
  • 👍 2
  • 🕊 2
  • ❤‍🔥 1
  • 🙏 1
Post #1858 3.53K
❒وقتی کودکی مجبور می‌شود برای جلب محبت یا جلوگیری از طرد شدن، خودش را با انتظارات دیگران تطبیق دهد، کم‌کم از صدای درونی‌اش فاصله می‌گیرد. گابور مته می‌گوید در چنین شرایطی کودک یاد می‌گیرد که «بودنِ خودش» امن نیست؛ پس احساسات واقعی‌اش را پنهان می‌کند، نیازهایش را کم‌اهمیت می‌شمارد و نقابی می‌سازد تا پذیرفته شود. این سازگاری، در ظاهر موفقیت‌آمیز است، اما هزینه‌اش سنگین است: کودک ارتباط با بدن، هیجان‌ها و خواسته‌های واقعی‌اش را از دست می‌دهد و به جای اعتماد به خود، به تأیید دیگران وابسته می‌شود. در بزرگسالی، این جدایی می‌تواند به اضطراب، احساس پوچی، خشم فروخورده یا روابطی که در آن مرزهای سالم وجود ندارد منجر شود. بازگشت به خود، یعنی دوباره شنیدن احساسات، احترام گذاشتن به نیازها و یاد گرفتن اینکه دوست‌داشتنی بودن، نباید مشروط به تغییر هویت باشد.


╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™  
     
  • 👍 5
  • ❤ 4
  • ❤‍🔥 3
  • 🙏 1
  • 💯 1
  • 🏆 1
Post #1843 3.54K
❒حاصل کار برای ما فقر و گرسنگی و مرض است! همه چیز بر ضد ماست. روز به روز از شدت کار جان می‌کنیم؛ از گرسنگی و سرما رنج می‌بریم، همواره در میان لجن و فریب غوطه‌وریم و دیگران به بهای زحمت ما تا حلقومشان می‌خورند و تفریح می‌کنند! اما مثل سگ ، ما را در جهل نگه می‌دارند؛ نمی‌دانیم و بزدلانه از همه چیز می‌ترسیم! زندگی ما به منزله شب است؛ شبی تاریک! کابوس وحشتناکی است...

#ماکسیم_گورکی

╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™     
  
  • ❤‍🔥 8
  • ❤ 3
  • 👍 3
  • 🕊 2
  • 🏆 1
Post #1835 4.07K
🏛 برترین کانال روانشناسی آپارات (دوره های آموزشی حتی با نت ملی ) :
👑 https://www.aparat.com/MOHAMMAD_JAVAD_BAGHSHANY 🥇

📚 پلی لیست طرحواره درمانی :
🔱 https://www.aparat.com/playlist/20946599 ⚜

❌ توی این وضعیت که همه چیز متوقف شده، تو به فکر رشد و یادگیری باش.
✅ این دوره هم برای عموم مناسب هست و هم متخصصین.

🎥 آرشیو جامع سایکو سینما ( تحلیل فیلم ) :
🎞 https://www.aparat.com/playlist/22847104 🍟

🎬 در کنار فیلم دیدن و تفریح، کلی مطلب روانشناسی و علمی بیاموز. 👌



⚠️ با توجه به مشکل در اتصال به اینترنت بین‌الملل و تلگرام، گروه های گفتمان و کانال ها در پیام رسان های اسلامی نیز ناچارا تاسیس شده اند.

✅ این متن را در پیام رسان داخلی (روبیکایا ایتا) کپی کنید، تا لینک ها بهتر برای شما کار بکند.


🏛 انجمن روانشناسی ایرانا (I.P.A) :
🧠 @IranaPsychologicalAssociation 💎

🧠 https://rubika.ir/IranaPsychologicalAssociation 💎

🧠 https://eitaa.com/IranaPsychologicalAssociation 💎


📺 تلویزیون بین المللی روانشناسی (IP.TV) :

📡 @InternationalPsychologyTV 🖥

📡 https://rubika.ir/InternationalPsychologyTV 🖥

📡 https://eitaa.com/InternationalPsychologyTV 🖥


🎓 کانال روانشناسی محمد جواد باغشینی :

🔱 @MOHAMMAD_JAVAD_BAGHSHANY 👑

🔱 https://rubika.ir/MOHAMMAD_JAVAD_BAGHSHANY 👑

🔱 https://eitaa.com/MOHAMMAD_JAVAD_BAGHSHANY 👑



🦅 گروه تخصصی انستیتو روانشناسی M.B.P.I :

✅ ویژه ی متخصصین و روانشناسان
✅ آزمون صلاحیت و دریافت مجوز
✅ پرسش و پاسخ تخصصی روانشناسی
✅ کنکور ارشد و دکترای روانشناسی

🍉 روبیکا :
🦉 https://rubika.ir/joing/CIHIDDJE0PIXISGEIAKXFRRYAKFLLUBC 🦢

🍓 ایتا :
🦉 https://eitaa.com/joinchat/2696085728C842505dce0 🦢



🕊 گروه عمومی روان (شورای بین المللی روانشناسی) :

✔️ مناسب برای عموم و روانشناسان
✔️ نشر پست و محتوای روانشناسی و هنری و فرهنگی.
✔️ معرفی روانشناسان جهت ارجاع در زمینه های مختلف و شهر های مختلف.
✔️ امکان معرفی خود شما جهت دریافت مراجع.
♻️ به جهت کمک با همکاران، روانشناسان عزیز می توانند تبلیغات خود را در قالب نشر محتوا کانال ها و گروه های خود در این گروه انجام دهند. ❤️


🍉 روبیکا :
🦩 https://rubika.ir/joing/CIHIDCDG0TONKDLIUYGPVABUYXZLBKTP 🕊

🍓 ایتا :
🦩 https://eitaa.com/joinchat/1589510569C984e3a7250 🕊



💎 ارتباط با من جهت دریافت خدمات تخصصی روانشناسی و یا دریافت لینک مجامع در پیام رسان های مختلف 👇
👑 @MOHAMMADJAVADBAGHSHANIY 🔱
⚜ ای دی فوق در تمامی پیام رسان ها (ایتا، روبیکا، بله، ایگپ و ...) یاری رسان شما خواهد بود.
⚜ اگر ID را پیدا نکردید این شماره را در پیامرسان سیو کنید و سپس پیام بدهید :
+989309154697
و مطلقا از تماس و پیامک به خط خودداری کنید. (صرفا ارسال پیام در پیامرسان مجاز است.) 🚫


دوستتون دارم، ♥️
به امید روز های قشنگ (مثل ۱۰ سال گذشته که هر روزش زیباتر از دیروزش بوده و هرسالش دلنشین تر از سال قبل، آره 😊).
  • ❤ 5
  • ❤‍🔥 1
  • 👍 1
  • 🕊 1
Post #1824 4.37K
『 خدا حافظ ای زیبا 』

🎙حتما بسیاری از شما آهنگ انقلابی (bella ciao) را شنیده‌اید. آهنگی فولکلور مربوط به شمال ایتالیا که پارتیزان‌ها آن را تغییر دادند و به سرود مقاومت در برابر نازی ها بدل کردند. خداحافظ ای زیبا راه خود را به جنبش‌های انقلابی در همه کشورها باز کرد و امروز صدای این ترانه در کوچه‌ها از بیروت تا تهران به گوش می‌رسد.

❒این عبارت بسته به نسخه و دوران تاریخی، معانی مختلفی را در خود حمل می‌کند:

💸در نسخه زنان کارگر (Mondine): خداحافظی با جوانی و زیبایی‌ای بود که با سختی کار در شالیزارها از دست می‌رفت.

⚔در نسخه پارتیزانی (جنگ جهانی دوم): این "بدرود" را می‌توان هم به معشوق و زندگی عادی گفت (چون به جنگ می‌رود) و هم به خود آزادی و وطن (چون ممکن است در راهش جان ببازد).

🔰در فرهنگ مدرن : این خداحافظی، طغیانی علیه ساختارهای کهنه و گامی برای پیوستن به هویتی جدید در دل مبارزه است.

❒اما زیباترین بخش بلا چائو جایی است که این مفهوم را از بستر تاریخی و جمعی آن خارج کرده و به "زیست جهان" فردی پیوند می زند

به موقع میروم تا تو بتوانی دوباره بهار را تجربه کنی؛ برای تو خواندم اما نشنیدی حال برای خود میخوانم حتی اگر در خلأ باشد رفتن هم نوعی زیستن است.

این خداحافظی، نه با زندگی که با زندگیِ مبتذلِ در سایه است. وداع با ترس، وداع با سکوت، وداع با آن بخش از خود که می‌گفت "صبور باش، ..."

«طغیان میکنم پس هستم.»

🌀 بلا چائو در زیست جهان من وداع با ایمان از دست رفته ماست برای آفرینش جهانی با اخلاقی دیگر؛ بلا چائو، محصول رنجِ انتخاب‌ ماست.


╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™
       
Telegram ماتریالیسم و اومانیسم « تا می‌توانی فریاد بزن که این خاموشی دیوارهای زندان را بلندتر می‌کند. یا می‌آموزی که برخیزی، یا که زانو بزنی. من اولی را انتخاب کردم.» ✦⋅。᮫˚ 🪐💫 ៸៸ ───  ·  ·  · 🫀 ·  ·  · ─── 𝚿 @Royal_Psychology
  • ❤ 4
  • 🕊 4
  • ❤‍🔥 3
  • 👍 3
  • 💯 2
Post #1803 5.41K
『 تلختر از تلخ ... 』

❒ ما معمولاً سیرک را مکانی سرشار از جادو، رنگ‌ها و خنده‌های بی‌پایان تصور می‌کنیم. گمان می‌بریم دلقک‌ها همواره انسان‌هایی شاد هستند که زندگی‌شان وقف سرگرم‌کردن دیگران شده است. اما در قرن نوزدهم، زندگی یک هنرمند دوره‌گرد اغلب نبردی ناامیدانه برای بقا بود. این نقاشی پرده را کنار می‌زند تا حقیقتی تلخ را نشان دهد؛ حقیقتی که تماشاگر هرگز آن را نمی‌بیند.

👁‍🗨با دقت به پدرِ قرارگرفته در مرکز تصویر نگاه کنید. او با لباس رنگارنگ نمایشی خود، کاملاً آماده رفتن روی صحنه است، اما در این لحظه در حال شیر دادن به نوزادش با شیشه است. چهره‌اش با لبخندی اغراق‌آمیز نقاشی شده، اما چشمان واقعی‌اش خسته و اندوهگین‌اند. در سمت چپ او، فضا حتی تیره‌تر می‌شود. همسرش با مردی ثروتمند که کلاه سیلندر بر سر دارد صحبت می‌کند؛ احتمالاً در حال مذاکره برای دریافت پولی به‌منظور تأمین غذای خانواده است. در همین حال، دیگر کودکان در کنار اجاق کوچکی از سرما می‌لرزند.

🎭چند دقیقه بعد، نمایش آغاز خواهد شد. تماشاگران تشنه خنده و شادی فریاد خواهند زد و او ناچار است بپرد، برقصد و آن‌ها را بخنداند. این نقاشی به ما یادآوری می‌کند که گاه کسانی که بیشترین شادی را به جهان می‌بخشند، خود در عمیق‌ترین تاریکی‌ها زندگی می‌کنند.

✍پشت صحنه ( ۱۸۸۰)
اثر لودویگ کناوس



╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™   
   
Telegram ماتریالیسم و اومانیسم «پشت صحنه یِ زندگی» ✦⋅。᮫˚ 🪐💫 ៸៸ ───  ·  ·  · 🫀 ·  ·  · ─── 𝚿 @Royal_Psychology
  • ❤‍🔥 7
  • ❤ 3
  • 👍 3
  • 🕊 3
  • 🙏 1
  • 🏆 1
  • 💔 1
Post #1802 4.46K
«گـاه هاے معلق»

گـاهی در خلـع معلقی بیـن شدن و هستن

گـاهی نخواستنِ
خواستن

گـاهی میل بہ خواستن و نخواستن

خواستن را نمی‌دانم
اما میل بہ
خواستن را
این بیمارے آشنا را
چگونہ نخواهم؟

پرنده‌اے در ذهنِ من است
ڪہ نمی‌خواند.

وگـاهی


«من» مرده است
و او
هنوز
آواز می‌خواند.

صفحات سفید خوانده شد و نمی دانم چرا باید خوانده می‌شد.

«سمفونی مردگـان»


┄┅┅┄┅✽‌
@MelisaAsefi‌✼┅┄┅┅┄
  • ❤ 4
  • ❤‍🔥 2
  • 👍 2
  • 🕊 2
  • 🏆 2
Post #1794 4.14K
『 قانون ثبات شی: نیست،ولی هست 』

❒بچه‌ها دنیا رو با چشم‌هایی می‌بینن که هنوز قانون‌هایش رو کامل کشف نکردن. برای ما روشنه: اگه توپ زیر مبل بره، هنوز هست. اگه مامان بره آشپزخونه، برمی‌گرده.

اما برای یه کودک، اینطوری نیست. «ناپدید شدن» یه چیز، یعنی «دیگه وجود نداره». انگار غیب می‌شه.

🌱ژان پیاژه، روانشناس بزرگ رشد، به این مهارت پایه می‌گفت: «ثبات شیء». یعنی درک اینکه اشیا وجودی مستقل از دید و توجه ما دارن. این، یکی از بنیادی‌ترین سنگ‌بناهای ذهن آدم‌ست.

🧩پیاژه باور داشت ذهن کودک مثل یک دانشمند کوچیکه. مرحله به مرحله و با «تجربهٔ فعال» دنیا رو می‌سازه: لمس کردن، پرت کردن، دهان بردن، نگاه کردن. هر کدوم از این کارها یه تکه از پازل شناخت رو تکمیل می‌کنن.

🧠کودک اول از طریق حواس و حرکات با دنیا آشنا می‌شه (دورهٔ حسی-حرکتی). توی همین دوره‌ست، معمولاً بین ۸ تا ۱۲ ماهگی، که «ثبات شیء» شکل می‌گیره. قبل از این مرحله، «دور از چشم، دور از ذهن» حکمفرماس. به همون خاطر، وقتی مامان از در بره بیرون، برای کودکِ چندماهه، انگار محو شده. گریه و اضطرابش هم برای همینه: ترس از نابودی.

❒این فرآیند، یه تمرین شناختی بزرگه. کودک داره یاد می‌گیره که:

🌏دنیا حتی وقتی من نمی‌بینمش هم ادامه داره.

🔄آدم‌ها و چیزها می‌تونن برن و باز هم برگردن.

📒من می‌تونم نقشهٔ ذهنی از فضای اطرافم داشته باشم.

☘رشد سالم یعنی گذر از این مرحله به خوبی. اما گاهی مسیر سخت می‌شه. پیاژه و دنباله‌راهانش متوجه شدن که در بعضی شرایط، مثل برخی اختلالات رشدی (مثلاً اوتیسم)، شکل‌گیری این مفهومِ پایه ممکنه با تاخیر یا تفاوت زیادی همراه باشه. کودکی که ثبات شیء رو درک نکنه، دنیا براش مجموعه‌ای از صحنه‌های ناپیوسته و غیرقابل پیش‌بینی‌ست. این می‌تونه پایهٔ مشکلات بعدی در درک مفاهیم انتزاعی‌تر، رابطه‌ها و حتی یادگیری نمادها (مثل حروف و اعداد) بشه.

🎭پس، همون گریهٔ به ظاهر سادهٔ کودک موقع خداحافظی، فقط یه رفتار نیست؛ یه پروژهٔ عصبی شناختی بزرگه. نمایشِ زندهٔ این که مغز چطور داره مفهوم «پایداری»، «اعتماد» و «واقعیت» رو از صفر می‌سازه. هر «دالی موشه» و هر قایم‌باشک، فقط یه بازی کودکانه نیست؛ یه جلسهٔ تمرین جدی برای ساختن تصویری منسجم از جهان‌ست.

💎گاهی، غیبت چندثانیه‌ای مادر، برای کودک، یعنی غیبتِ همهٔ جهان. و برگشت مادر، یعنی بازآفرینی دوبارهٔ دنیا. این، معجزهٔ رشد است.


╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™   
   
Telegram ماتریالیسم و اومانیسم «هر “دالی موشه” تمرینی است برای ادراکِ اینکه " نیست، ولی هست " ؛ بنیادِ تبدیلِ صحنه‌های گسسته به یک جهان منسجم.» 𝚿 @Gestalt_Psychology
  • ❤ 4
  • 👍 4
  • 💯 2
  • ❤‍🔥 1
  • 🔥 1
  • 🏆 1
Post #1783 4.11K
در این خاک زرخیز ایران زمین

نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود

وز آن کشور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کیششان

گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ناب یزدان پاک

همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر در پدر آریایی نژاد

ز پشت فریدون نیکو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود

گدایی در این بوم و بر ننگ بود


کجا رفت آن دانش و هوش ما

که شد مهر میهن فراموش ما

که انداخت آتش در این بوستان

کز آن سوخت جان و دل دوستان

چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟

خرد را فکندیم این سان زکار

نبود این چنین کشور و دین ما

کجا رفت آیین دیرین ما؟

به یزدان که این کشور آباد بود

همه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت

کشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر

گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت

نه بیگانه جایی در این خانه داشت

از آنروز دشمن بما چیره گشت

که ما را روان و خرد تیره گشت


از آنروز این خانه ویرانه شد

که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده کدخدایی کند

کشاورز باید گدایی کند

به یزدان که گر ما خرد داشتیم

کجا این سر انجام بد داشتیم

بسوزد در آتش گرت جان و تن

به از زندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگی است

دو صد بار مردن به از زندگی است


┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕
@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
Telegram آژانس بین المللی روانشناسی 🧠 International Psychology Agency ما آبروی فقر و قناعت نمی‌بریم با پادشه بگوی که روزی مقدر است 𝚿 @PsychologyAgency
  • ❤ 6
  • 💔 5
  • 🕊 2
  • 👍 1
  • 🔥 1
  • 🙏 1
  • 💯 1
  • 🏆 1
  • 🦄 1
Post #1777 4.03K
『 غم نان اگر بگذارد ...』

❒فقر آفت آگاهی‌ است. انسان گرسنه در درجه نخست هدفی جز سیر شدن شکم ندارد. چون غم نان اجازه نمی‌دهد که انسان به تماشای جهان بنشیند. در زندگی عمیق شود. کتاب بخواند، یاد بگیرد و آگاهی‌اش را بالا برده و به جهان اطراف خود بیاندیشد. آدمی در نتیجه‌ی زندگی فقیرانه پا را فراتر از جهل نمی‌گذارد. به همین دلیل است که گرسنه نگه داشتن اکثریت ملتی، ضامن بقای طبقات حاکمه است. چیزی که با فقر یکجا جمع نمی شود، آگاهی است.

💸فقر،همچون هیولایی چندسر، در هر عصری به شکلی نمایان شده است. گرسنگی و بی‌سرپناهیِ عریان، تنها چهره ابتدایی این پدیده است. امروزه، فقر چهره‌های پیچیده‌تری به خود گرفته است: فقرِ زمان، فقرِ ارتباط، فقرِ معنویت، فقرِ امید.از دید مزلو، انسان ابتدا بر بقا متمرکز است، سپس به نیازهای بالاتر میپردازد و در مسیر ارضای این نیازها، لذت را تجربه میکند. اما هدف نهایی خودشکوفایی است که فراتر از لذتهای لحظه ای، به معنا و رشد پایدار منجر میشود.

🧠«انسان ان چیزی است که می خورد» تغذیه انسان فقط یک عمل زیستی نیست فوئر باخ خطاب به حاکمان دوره تاکید میکرد: اگر میخواهید مردم اندیشه ای سالم واخلاقی داشته باشند ابتدا باید نیازهای جسمانی ومادی آنان را تامین کنید از دید وی غذا به خون تبدیل می‌شود.خون سالم در بدن جریان می‌یابد و مغز و اندیشه سالم را ممکن می‌سازد.

«تفکر در یک کاخ،با تفکر در یک کلبه متفاوت است...»

📕فقر به مثابه «کمبود»؛ دیدگاه روانشناختی کارکردی:در هرم معروف مزلو،فقر مانعی است که فرد را در سطوح پایین نیازها فیزیولوژیک و ایمنی زندانی می‌کند. فرد فقیر، انرژی روانی و فکری خود را نه بر عشق، احترام یا خودشکوفایی، بلکه صرفاً بر بقا متمرکز می‌کند. بنابراین، فقر در این چارچوب، یک محرومیت از امکان شکوفایی روانی است. مزلو به ما می‌آموزد که تا زمانی که «نان» به معنای واقعی فراهم نباشد، سخن گفتن از «معنا» امری تجملی است.

📗فقر به مثابه محرومیت از سرمایه و خشونت نمادین: بوردیو تحلیل مزلو را به سطحی پیچیده‌تر می‌برد.فقر تنها محرومیت از نیازهای پایه نیست؛ بلکه محرومیت همزمان از سرمایه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نمادین است. فقرا نه تنها پول ندارند، بلکه «سلیقه»، «مناسک» و «شبکه‌های ارتباطی» مشروع نیز ندارند. جامعه با اعمال «خشونت نمادین»، این محرومیت را طبیعی و حتی گناه خود فقرا جلوه می‌دهد. فقر در این نگاه، در «عادت‌واره» (هابیتوس) افراد نهادینه می‌شود و به صورت بین‌نسلی انتقال می‌یابد.

💰کارکردهای پنهان فقر برای ثروتمندان:
گانس با رویکردی کارکردگرایانه و انتقادی،پا را فراتر می‌گذارد. او استدلال می‌کند که فقر برای ثروتمندان کارکردهای پنهان و مفیدی دارد: تأمین نیروی کار ارزان، ایجاد مشاغل خدماتی و تقویت احساس برتریشان. از این رو، بسیاری از سیاست‌های فقرزدایی، صوری و نمایشی‌اند و هدف اصلی، مدیریت فقر است، نه ریشه‌کنی آن.

🎭ثروتمند با دیدن فقر فقیر حس خوب پیدا میکند

📘دیدگاه روانشناسی اجتماعی و «مقایسه اجتماعی پایین‌ به پایین»

🪞نظریه لئون فستینگر در مورد مقایسه اجتماعی نشان می‌دهد که افراد برای ارزیابی خود و بهبود عزت نفس‌شان، خود را با دیگران مقایسه می‌کنند.

🔃مقایسه «پایین‌ به پایین» یعنی مقایسه خود با فرد یا گروهی که در وضعیت بدتری قرار دارد. این مقایسه می‌تواند منجر به «احساس برتری نسبی» و در نتیجه، افزایش رضایت از زندگی و عزت نفس شود.

🎩بنابراین، یک فرد ثروتمند با دیدن فقرا ممکن است ناخودآگاه احساس کند که موقعیت، هوش، یا شانس بهتری دارد و از این مقایسه، حس رضایت یا امنیت کاذب به دست آورد. این یک مکانیسم دفاعی روانی برای کاهش اضطراب وجودی درباره نابرابری است.

👁‍🗨لذت بردن از رنج دیگری، عمیق‌ترین شکست اخلاقی و انسانیِ مرتبط با فقر است. این پدیده نشان می‌دهد که فقر تنها فقر مادی فقیر نیست؛ بلکه می‌تواند نشانگر فقرِ همدلی، فقرِ تخیل اخلاقی و فقرِ معنوی ثروتمند نیز باشد. جامعه‌ای که در آن چنین حسی شایع باشد، حتی اگر از نظر مادی غنی باشد، از نظر اخلاقی در ورطه‌ی فلاکتی عمیقتر از فقر مالی فروافتاده است. مبارزه با فقر، بنابراین، تنها بازتوزیع ثروت نیست؛ بلکه بازآموزی نگاه انسان به انسان است.


╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•™ 
      
Telegram «میم و مالیخولیا» 🧠«انسان ان چیزی است که می خورد» تغذیه انسان فقط یک عمل زیستی نیست فوئر باخ خطاب به حاکمان دوره تاکید میکرد: اگر میخواهید مردم اندیشه ای سالم واخلاقی داشته باشند ابتدا باید نیازهای جسمانی ومادی آنان را تامین کنید از دید وی غذا به خون تبدیل می‌شود.خون سالم…
  • ❤ 5
  • ❤‍🔥 3
  • 👍 3
  • 🙏 1
  • 👌 1
  • 💯 1
  • 🏆 1
  • 💔 1
Post #1765 3.72K
『 «خود» من نیست، نگاه دیگریست‌ 』

❒ما بخش عمده‌ای از انرژی ذهنی خود را صرف تلاش برای کنترل افکار دیگران می‌کنیم و در دام «تأییدطلبی» گرفتار می‌شویم. این حالت، یک درامای ذهنی بی‌اساس است که ما را از زندگی اصیل بازمی‌دارد.

«جهنم، دیگرانند»

👁‍🗨جهنم سارتر زمانی ایجاد می‌شود که ما در دام تحریف‌های شناختی (خصوصاً ذهن‌خوانی و شخصی‌سازی) گرفتار می‌شویم و فکر می‌کنیم "نگاه دیگری" حقیقت مطلق و منفی است.

🌐این نمایه به‌شکل عمیقی با مفهوم پارادایم (الگوی ذهنی یا چارچوب ادراکی) پیوند دارد.پارادایم‌ها، همان لنزهایی هستند که واقعیت را از خلال آنها می‌بینیم؛ اما فراموش می‌کنیم که خود این لنزها وجود دارند. تجربه‌ی ما از جهان نه بازتاب واقعیت عینی، بلکه بازتاب پارادایم‌های درونی‌مان است؛ ساخته‌شده از زخم‌ها، ترس‌ها، و تفسیرهایی که ناخودآگاهِ ما، بر واقعیت تحمیل می‌کند.
تغییر واقعی، نه در تغییر واقعیت بیرونی، بلکه در تغییر پارادایم درونی رخ می‌دهد.

♻️این نمایه، تلاقی عمیقی‌ست میان روانشناسی درون‌نگر و فلسفه‌ی ادراک. پیام مرکزی آن این است: ما جهان را نه آنگونه که هست، بلکه از دریچه‌ی زخم‌ها، تجربه‌ها، و تفسیرهای درونی خود درک می‌کنیم

🏘از نگاه روانشناسی تحلیلی، ادراک ما از واقعیت اغلب بازتابی از ناخودآگاه فردی‌ست؛ گذشته‌های حل‌نشده، آسیب‌های دوران کودکی، و باورهای شکل‌گرفته در محیط خانواده و جامعه، بی‌آنکه آگاه باشیم، در هر نگاه، واکنش، یا احساس ما دخیل‌اند. وقتی کسی سکوت می‌کند، یک نفر آرامش را حس می‌کند و دیگری طرد شدن را. نه به‌خاطر سکوت، بلکه به‌خاطر معنایی که ذهن آنها به سکوت نسبت داده، ریشه‌گرفته در خاطرات و ترس‌هایشان..(این پارادایم‌های درونی نیز کاملاً فردی نیستند؛ آن‌ها در بستر فرهنگ، تاریخ و روابط بین‌اذهانی شکل می‌گیرند و گاه بازتولید می‌شوند)

☘در فلسفه‌ی اگزیستانسیالیسم نیز، جهان "خنثی" است؛ این ما هستیم که به آن معنا می‌بخشیم. این نمایه به شکلی لطیف ما را به یک خودآگاهی دعوت می‌کند: به جای تلاش برای کنترل یا تغییر جهان بیرون، باید ابتدا با نگاهی مهربان‌تر، پذیراتر، و آگاه‌تر به درون خود بنگریم.

📚«آزادی، نه در حذف رنج، بلکه در تغییر زاویه‌ی دید نسبت به آن است.» باشد که این آگاهی، نه فقط شناخت، بلکه تجربه‌ای زنده در روزمره‌ی ما شود. 🌱


╭─ɢʀᴏᴜᴘ ┈┈┈┈┈┈•✧𝑚𝑒𝑙𝑖𝑠𝑠𝑎
🏛➛ @humanismpsychology
╰──┈•
™       
Telegram «میم و مالیخولیا» «ما جهان را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که هستیم می‌بینیم.» ✦⋅。᮫˚ 🪐💫 ៸៸ ───  ·  ·  · 🫀 ·  ·  · ─── 𝚿 @Royal_Psychology
  • ❤ 4
  • 👍 4
  • 🔥 2
  • ❤‍🔥 1
  • 👌 1
  • 🕊 1
  • 💯 1
  • 🏆 1
  • 😇 1
Post #1755 3K

Forwarded from انجمن روانشناسی ایرانا (I.P.A) | Irana Psychological Association (IPA) (@Persia_Foundation بنیاد کبیر پرشیا)

🎭 دوره ی جامع طرحواره درمانی + تطبیق با دیگر رویکرد ها 🎯

♨️ به ارزش ۲۵۰ دلار 💲
💯 رایگان به مدت محدود فقط از لینک های زیر

📜 با امکان دریافت گواهی بین المللی معتبر 🔥

🎓
با تدریس ویژه ی #محمد_جواد_باغشینی


⬇️⏬⬇️🏆⬇️⏬⬇️

🎧🎞 فهرست جلسات 🎬 :

💎 لیست ۱ ، جلسه ی ۱ تا ۱۰ 👇
✅
https://t.me/c/1122832260/151 ✔️

💎 لیست ۲ ، جلسه ی ۱۱ تا ۲۰ 👇
✅
https://t.me/c/1122832260/161 ✔️

💎 لیست ۳ ، جلسه ی ۲۱ تا ۳۰ 👇
✅
https://t.me/c/1122832260/171 ✔️

🎯🎯🎯🔝🎯🎯🎯


🌐 کنگره ی بین المللی درمان های یکپارچه نگر و التقاطی :
🔱
@Psychology_Congress 🌿

🌐 سازمان جهانی روانشناسی التقاطی و یکپارچه نگر :
🔱
@PsychologyOrganization 🌿
  • ❤‍🔥 1
  • 👍 1
  • 👌 1
  • 💘 1
Older posts →

About this channel

How can I read @humanismpsychology without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for "مجمع دیالکتیک اومانیسم" 🪽🤍: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does "مجمع دیالکتیک اومانیسم" 🪽🤍 have?
"مجمع دیالکتیک اومانیسم" 🪽🤍 (@humanismpsychology) has 18.8K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does "مجمع دیالکتیک اومانیسم" 🪽🤍 know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →