پوستر میدان فاطمی که در آن اژدهای چینی عقاب آمریکایی را میبلعد، شاید برای تبلیغات سیاسی تصویر جذابی باشد، اما از منظر فرهنگ راهبردی چین تقریباً وارونه است.
چین ایالات متحده را مهمترین رقیب قدرت خود میداند، اما رقابت را الزاماً به معنای تقابل مستقیم، دائمی و ایدئولوژیک با آمریکا تعریف نمیکند. منطق راهبردی پکن اساساً بر اجتناب از یک تقابل زودرس با قدرت مسلط، افزایش تدریجی قابلیتها، استفاده از زمان، تغییر موازنه به صورت مرحلهای، و وادار کردن رقیب به سازگار شدن با واقعیتهای جدید استوار است. هدف، ساختن صحنهای نیست که در آن چین در یک نبرد نمادین آمریکا را «شکست» دهد؛ هدف، تغییر تدریجی ساختار قدرت به نحوی است که توان آمریکا برای تحمیل ارادهاش محدودتر شود.
این تفاوت برای فهم سیاست خارجی چین بسیار مهم است. پکن میتواند همزمان با واشنگتن رقابت نظامی در اقیانوس آرام داشته باشد، برای فناوری و زنجیرههای تأمین با آن رقابت کند، بر سر تایوان در آستانه برخورد قرار گیرد و در عین حال یکی از بزرگترین روابط اقتصادی جهان را با آمریکا حفظ کند. در منطق چینی، رقابت لزوماً مستلزم قطع رابطه، دشمنسازی ایدئولوژیک یا تشکیل یک جبهه جهانی ضدآمریکایی نیست.
مشکل پوستر تهران فقط یک خطای تصویری نیست؛ نشاندهنده یک خطای بزرگتر در فهم چین است. در تهران گاهی چین از دریچه منازعه ایران و آمریکا دیده میشود: چون ما با آمریکا تعارض داریم و چین نیز با آمریکا رقابت دارد، پس لابد چین در همان جبهه ما قرار دارد. این دقیقاً همان چیزی است که سیاست چین از آن اجتناب میکند. پکن نه برای ایران با آمریکا میجنگد، نه رقابت خود با واشنگتن را بر اساس دشمنی ایران با آمریکا تنظیم میکند و نه علاقهای دارد خود را جزئی از یک محور ایدئولوژیک ضدغربی معرفی کند.
فرهنگ راهبردی چین بیش از آنکه درباره «بلعیدن عقاب» باشد، درباره پرهیز از نبردی است که زمان و شرایط آن را رقیب تعیین کرده است. چین ترجیح میدهد قابلیتهایش را انباشته کند، وابستگیها را به اهرم تبدیل کند، هزینه انتخابهای رقیب را بالا ببرد و محیط راهبردی را آرامآرام به سود خود تغییر دهد.
اژدهایی که در میدان فاطمی عقاب را میخورد، بیش از آنکه تصویری از چین باشد، تصویری از تخیل راهبردی تهران درباره چین است.
Post #1129
3.79K

- 👍 54
- ❤ 26
- 👏 3
- 👎 2
- 👌 2