TGViewer
حسین قتیب حسین قتیب @hosseinghatib · 6.81K subscribers
Post #1127 2.69K
این بار نه با حذف دشمن ایران، بلکه با ورود مستقیم به جنگی که هدف سیاسی آن بسیار بزرگ‌تر از ابزاری بود که برای تحققش وجود داشت.

آمریکا می‌تواند تأسیسات ایران را بمباران کند؛ می‌تواند اقتصاد آن را فرسوده کند؛ می‌تواند توان نظامی ایران را کاهش دهد. اما این با تحمیل یک نظم سیاسی پایدار بر ایران یکی نیست. میرشایمر از آغاز جنگ دقیقاً بر همین شکاف میان «توان تخریب» و «توان پیروزی سیاسی» انگشت گذاشت. او جنگ را خطای بزرگ ترامپ خواند و استدلال کرد که واشنگتن و تل‌آویو استراتژی منسجمی برای تبدیل برتری هوایی و دریایی به تسلیم سیاسی ایران ندارند. در ماه‌های بعد نیز استدلال او تغییر نکرد: آمریکا قدرت تخریب بسیار بیشتری دارد، اما راه نظامی قابل اتکایی برای مجبورکردن تهران به پذیرش نظم مورد نظر واشنگتن ندارد.

اینجا تفاوت میان قدرت مطلق و قدرت نسبی برای تحمیل اراده اهمیت پیدا می‌کند. آمریکا بی‌تردید از ایران قدرتمندتر است؛ اما این پرسش درستی نیست. پرسش درست این است: برای وادارکردن کشوری ۹۰ میلیونی با این وسعت، جغرافیا و امکان جنگ نامتقارن به پذیرش شرایط سیاسی دشمن، چه مقدار قدرت باید به میدان آورد و چه هزینه‌ای باید پرداخت؟

اگر هزینه رسیدن به هدف بیش از ارزش آن هدف باشد، قدرت بیشتر الزاماً به معنای سیاست بهتر نیست.
و درست همین‌جا منافع آمریکا و اسرائیل الزاماً بر هم منطبق نیست.
برای اسرائیل، کاهش هرچه بیشتر ظرفیت ایران می‌تواند یک منفعت امنیتی مستقیم باشد. اسرائیل در منطقه زندگی می‌کند و ایران یکی از مهم‌ترین محدودکنندگان آزادی عمل آن است. اما آمریکا یک قدرت جهانی است. رقیب هم‌تراز واشنگتن ایران نیست؛ چین است. از منطق رئالیسم تهاجمی، منابع آمریکا باید پیش از هر چیز صرف جلوگیری از ظهور یک هژمون رقیب در شرق آسیا شود، نه صرف جنگی فرسایشی علیه قدرتی منطقه‌ای که قادر به تهدید هژمونی آمریکا در نیمکره غربی یا توازن جهانی نیست. در همان چارچوب آموزشی، میرشایمر خواهان offshore balancing، اجتناب از گرفتارشدن در جنگ‌های خاورمیانه و تمرکز بر چین است.

از این زاویه، جنگ ایران برای آمریکا یک انحراف استراتژیک است: مصرف مهمات و ظرفیت نظامی، درگیری اقتصادی، آسیب به تجارت انرژی، فرسایش اعتبار سیاسی، فشار بر نیروهای مستقر در منطقه و مهم‌تر از همه، منحرف‌کردن تمرکز از قدرتی که واقعاً می‌تواند نظم بین‌المللی مطلوب آمریکا را به چالش بکشد. میرشایمر حتی در ماه‌های اخیر نیز استدلال کرده است که آمریکا، با وجود توان عظیمش، فاقد راهبردی برای وادارکردن ایران به تسلیم است و فشار اقتصادی و نظامی، مسئله اساسی را حل نکرده است.

اما اگر جنگ با ایران از دیدگاه رئالیستی تا این اندازه نامطلوب بود، چرا آمریکا وارد آن شد؟

اینجاست که کتاب دوم، The Israel Lobby and U.S. Foreign Policy، وارد تحلیل می‌شود.

میرشایمر و استیون والت در آن کتاب یک ادعای مهم دارند که باید دقیق فهمیده شود. آنها نمی‌گویند اسرائیل آمریکا را «کنترل» می‌کند و نمی‌گویند آمریکا هیچ منفعت مستقلی در خاورمیانه ندارد. استدلال آنها پیچیده‌تر و مهم‌تر است: شبکه‌ای از سازمان‌ها، نخبگان، حامیان مالی، گروه‌های فشار و سیاستمداران حامی اسرائیل در داخل ایالات متحده توانسته‌اند در برخی موضوعات، تعریف منافع اسرائیل و منافع آمریکا را به یکدیگر نزدیک کنند؛ حتی در جایی که از منظر راهبردی این دو الزاماً یکی نیستند.
درباره ایران، میرشایمر و والت سال‌ها پیش از جنگ کنونی همین ادعا را مطرح کردند. آنها در پاسخ به منتقدانشان نوشتند که آمریکا حتی بدون اسرائیل نیز نسبت به قدرت و برنامه هسته‌ای ایران نگران می‌بود؛ اما اسرائیل و مهم‌ترین بخش‌های لابی اسرائیل نقش مهمی در سوق‌دادن واشنگتن به سیاست تقابل و برجسته‌کردن گزینه نظامی داشته‌اند. این تمایز مهم است: لابی، ایران را اختراع نکرد؛ اما می‌تواند نحوه پاسخ آمریکا به مسئله ایران را تغییر دهد.
در نتیجه، دو کتاب میرشایمر کنار هم یک توضیح بسیار قدرتمند به دست می‌دهند.
The Tragedy of Great Power Politics به ما می‌گوید چرا مسئله ایران ساختاری است: جغرافیا و قابلیت‌های ایران باعث می‌شوند هر ایران قدرتمند و مستقل، صرف‌نظر از نوع رژیم، با تلاش دیگران برای محدودکردن آن مواجه شود.
The Israel Lobby and U.S. Foreign Policy توضیح می‌دهد چرا این رقابت ساختاری لزوماً نباید به جنگ آمریکا و ایران تبدیل شود، اما در واشنگتن می‌تواند چنین شود: زیرا بازیگری که ایران برای او یک تهدید درجه‌اول منطقه‌ای است، قادر است بر تعریف تهدید در سیاست داخلی آمریکا اثر بگذارد.

اینجا یک تمایز کلیدی وجود دارد: ساختار، رقابت ایران و اسرائیل را توضیح می‌دهد؛ لابی و تصمیم سیاسی، ورود مستقیم آمریکا به آن رقابت را توضیح می‌دهند.

و همین تمایز است که نشان می‌دهد چرا این جنگ از منظر منافع آمریکا خطا بود.
  • 👍 32
  • ❤ 1
  • 👎 1
More from @hosseinghatib
  1. Oct 8, 2026بازدارندگی، راه کره شمالی شدن نیست؛ راه لیبی شدن را می‌بندد. نباید میان قدرت بازدارندگی در…
  2. Oct 7, 2026البته چنین اصلاحی شرط مهم اعتبار هرگونه بازدارندگی آینده خواهد بود. آیا سلاح هسته‌ای ایران…
  3. Oct 7, 2026می‌توان میان ابهام درباره اصل برخورداری از قابلیت و عدم قطعیت درباره واکنش سیاسی تفاوت گذا…
  4. Oct 7, 2026ایران و بمب اتم؛ چرا زمان پایان دادن به ابهام هسته‌ای فرا رسیده است؟ جنگ تحمیلی دوم و سوم…
  5. Oct 7, 2026document post
  6. Oct 7, 2026‏پوستر میدان فاطمی که در آن اژدهای چینی عقاب آمریکایی را می‌بلعد، شاید برای تبلیغات سی…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →