کنسرت فرضی» #پرستو_احمدی از همان روز نخست صرفاً یک اجرای موسیقی نبود. نه فقط به این دلیل که موافقانش آن را نمادی از اعتراض فرهنگی میدانستند یا مخالفانش آن را عبور از هنجارهای رسمی تلقی میکردند. انتخاب کاروانسرا، شیوه اجرا، کیفیت تولید و نحوه انتشار، همگی نشان میدادند با یک پروژه هنری و رسانهای حسابشده مواجهیم که پیام و بازتابش قرار نیست در محدوده موسیقی باقی بماند. میشد با آن موافق یا مخالف بود، اما دشوار بود ابعاد نمادین و سیاسی آن را نادیده گرفت.
بااینحال، اگر آن کنسرت رویدادی استثنایی بود، واکنش قضایی به آن در شرایط کنونی ایران شاید از خود کنسرت هم پرسشبرانگیزتر باشد. مسئله دیگر فقط داوری درباره یک اجرا نیست؛ مسئله این است که تصمیمگیری در کشور تا چه اندازه با موقعیتی که ایران در آن قرار گرفته، تناسب دارد.
کشوری که تازه از جنگ و بحرانی سنگین عبور کرده و احتمالا در آستانه جنگی دیگر است، بیش از هر زمان دیگری به ترمیم اعتماد عمومی، تقویت انسجام اجتماعی و بهبود موقعیت بینالمللی خود نیاز دارد. در چنین شرایطی، انتشار خبر صدور حکم شلاق برای هنرمندان حاضر در یک اجرای موسیقی، پرسشی روشن پیش میکشد: این تصمیم دقیقاً کدام مسئله کشور را حل میکند؟ چه منفعتی برای ایران دارد و چه چیزی بر اقتدار نظام سیاسی میافزاید؟ حتی از منظر کسانی که آن اجرا را تخلف میدانند، نمیتوان پرسش درباره تناسب واکنش و هزینههای آن را کنار گذاشت.
امنیت ملی فقط در میدان جنگ حفظ نمیشود. بخشی از آن به اعتماد مردم، احساس تعلق آنان و توان حکومت برای پرهیز از منازعات غیرضروری وابسته است. جامعهای که در برابر تهدید خارجی ایستاده، نباید پس از جنگ دوباره خود را در معرض کشمکشهایی ببیند که نه ضرورتی برای آنها توضیح داده میشود و نه دستاوردی دارند که با هزینهشان تناسب داشته باشد
Post #1096
2.54K
- 👍 103
- 👎 10
- 👏 4
- ❤ 3
- 😁 2
- 🤨 2