چرا همیشه به نقطهی اول برمیگردیم؟
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که احساس کنید در یک هزارتوی نامرئی گرفتار شدهاید. شغل جدیدی پیدا میکنید، وارد رابطهی تازهای میشوید یا حتی شهرتان را عوض میکنید، اما بعد از مدتی میبینید دوباره همان مشکلات قدیمی سر باز کردهاند. همان احساسِ نادیده گرفته شدن، همان بحثهای تکراری، یا همان اضطرابها و بنبستهای آشنا.
ما معمولاً در این مواقع بدشانسی، سرنوشت یا آدمهای دیگر را مقصر میدانیم. اما واقعیت این است که روانِ ما، «دردِ آشنا» را به «آرامشِ ناشناخته» ترجیح میدهد. ما زخمهای التیامنیافتهی گذشته را مدام در زمان حال بازتولید میکنیم. ناخودآگاه آدمهایی را انتخاب میکنیم یا در موقعیتهایی قرار میگیریم که همان رنجهای قدیمی را برایمان تداعی کنند. چرا؟ چون ذهن ما فکر میکند این بار میتواند برندهی این بازیِ تکراری باشد و بالاخره آن درد را حل کند.
اما با تکرار کردنِ یک الگو، هیچ زخمی شفا پیدا نمیکند. تغییرِ واقعی با عوض کردنِ آدمها یا محیط بیرونِ زندگی اتفاق نمیافتد؛ بلکه از لحظهای آغاز میشود که شهامت پیدا کنیم و بایستیم تا به «نقشهی پنهانِ درونمان» نگاهی بیندازیم.
فضای جلسات مشاوره، جایی برای پیدا کردنِ مقصر نیست؛ بلکه ایستگاهی است برای متوقف کردنِ همین چرخههای فرساینده. ما در کنار هم یاد میگیریم که چگونه این الگوها را قبل از اینکه دوباره ما را به دام بیندازند، شناسایی کنیم. وقتی ریشهی این تکرارها را پیدا کنید، دیگر مجبور نیستید یک سناریوی تلخ را بارها و بارها زندگی کنید.
شما شایستهی تجربههای جدید و رهایی هستید، نه تکرارِ مداومِ گذشته. قدم اول برای شکستن این چرخه، دیدنِ آن است.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
هرمس مایند | مسیر آگاهی و تغییر 🌱
📍 Telegram: @Hermesmind
📍 Instagram: https://instagram.com/Hermesmind.ir
Post #19
124

- ❤ 8
- 👍 4