چرا بعضی آدمها بیدلیل ما را خشمگین میکنند؟
خیلی وقتها پیش میآید که در محیط کار، در فامیل یا حتی در برخوردهای روزمره، با آدمی روبهرو میشویم که بدون دلیلِ منطقی و مشخصی، به شدت روی اعصابمان راه میرود! رفتارش، حرفزدنش یا حتی مدلِ بودنِ او، خشم عجیبی در ما بیدار میکند که با میزانِ خطای او تناسبی ندارد. ما معمولاً در این شرایط شروع میکنیم به قضاوت کردن و نقدِ بیرحمانهی آن فرد.
اما روانکاوی در این مواقع یک آینهی بیدارکننده روبروی ما میگیرد: «آنچه به شدت در دیگران آزارتان میدهد، در واقع همان چیزی است که در درونِ خودتان از پذیرش آن فرار میکنید.»
این پدیده، همان چیزی است که در روانشناسی عمقی به آن «فرافکنی» میگوییم. ما انسانها تمایل داریم بخشهای تاریک، غیرقابل قبول و سرکوبشدهی روانمان را (که کارل یونگ به آنها «سایه» میگفت) به بیرون پرتاب کنیم و آنها را در دیگران ببینیم تا مجبور نباشیم سنگینیِ آنها را در خودمان تحمل کنیم.
به عنوان مثال، اگر من در ناخودآگاهم به شدت خشمگین باشم اما همیشه در ظاهر خودم را یک آدمِ آرام و سازگار نشان داده باشم، با دیدنِ یک آدمِ پرخاشگر یا جسور به شدت به هم میریزم. من در واقع از او عصبانی نیستم؛ من از آن بخشِ سرکوبشدهی خودم که در او نمود پیدا کرده، وحشت دارم. یا اگر من مدام در حال کنترل کردنِ خودم باشم، از دیدنِ آدمی که رها و بیقید است، بهشدت تحریک میشوم.
دیگران، اغلب آینههایی هستند که بخشهای گمشده و نپذیرفتهشدهی روانِ ما را به ما نشان میدهند.
مسیرِ تحلیلی در اتاق درمان، از جایی آغاز میشود که ما دست از مقصر دانستن و جنگیدن با دنیای بیرون برمیداریم و شجاعانه از خود میپرسیم: «این آدم، کدام نقطهی تاریکِ درونِ مرا روشن کرده است؟» وقتی سایههای خودمان را بشناسیم و با آنها آشتی کنیم، دیگر رفتارِ آدمها برایمان یک سوهانِ روح نخواهد بود؛ بلکه هر تلاطم، تبدیل به فرصتی برای پس گرفتنِ تکههای گمشدهی وجودمان میشود.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
هرمس مایند | مسیر آگاهی و تغییر 🌱
📍 Telegram: @Hermesmind
📍 Instagram: https://instagram.com/Hermesmind.ir
Post #22
101

- ❤ 7
- 👍 5