چرا دیگر هیچچیز خوشحالمان نمیکند؟
بسیاری از مراجعین با یک شکایتِ مبهم اما سنگین وارد اتاق درمان میشوند «من ظاهراً مشکلی ندارم، زندگیام روی غلتک است، اما هیچچیز خوشحالم نمیکند. انگار از درون سِر و بیحس شدهام. نه از چیزی خیلی غمگین میشوم و نه از چیزی به شوق میآیم.»
ما معمولاً رنجِ روانی را با گریه کردن، فرو ریختن و بیقراری میشناسیم. اما شکلِ پیچیدهتر و عمیقتری از رنج وجود دارد که در سکوت اتفاق میافتد: «بیحسیِ عاطفی».
اما چرا روانِ ما به این نقطه میرسد؟ بیحسی، در واقع سیستمِ بیهوشیِ خودکارِ روانِ شماست. وقتی در مقطعی از زندگی با دردی مواجه شدهاید که هضمِ آن برایتان غیرممکن بوده مثل یک سوگِ بزرگ، یک خیانتِ عمیق، یا سالها زندگی در یک محیطِ پر از استرس و ناامنی روان برای محافظت از شما در برابرِ فروپاشی، تصمیم گرفته کلیدِ احساسات را موقتاً خاموش کند. این یک مکانیسمِ دفاعی برای بقا در روزهای سخت است.
اما فاجعه از جایی شروع میشود که ما نمیتوانیم احساسات را به صورت «انتخابی» سرکوب کنیم. شما نمیتوانید به روانتان بگویید «فقط اضطراب و دردهایم را بیحس کن، اما بگذار از نوشیدن قهوهام، از دیدنِ عزیزانم و از موفقیتهایم لذت ببرم.» وقتی شما برای فرار از رنج، احساساتِ منفی را بیحس میکنید، در واقع ظرفیتِ تجربه کردنِ شادی، شوق و سرزندگی را هم از کار میاندازید. بهایِ فرار از غم، از دست دادنِ طعمِ زندگی است.
مسیرِ درمانِ تحلیلی، سفرِ آب کردنِ این یخبندانِ درونی است. ما در فضای امنِ کلینیک، به روانِ شما کمک میکنیم تا متوجه شود خطرِ گذشته تمام شده و دیگر نیازی به این بیهوشیِ سنگین ندارد. وقتی شجاعتِ روبهرو شدن با دردهایِ پنهانشده را پیدا کنید، مسیرِ مسدودشدهی روان باز میشود و شما دوباره ظرفیتِ لمسِ شادی، عشق و اشتیاق را به دست میآورید.
برای «دوباره زندگی کردن»، گاهی باید شجاعتِ «دوباره حس کردن» را پیدا کنیم.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
هرمس مایند | مسیر آگاهی و تغییر 🌱
📍 Telegram: @Hermesmind
📍 Instagram: https://instagram.com/Hermesmind.ir
Post #24
101

- 👍 8
- ❤ 6