از «مادرانِ داغدیده» تا «معامله با رنج»؛ مسیح علینژاد و تجارِ فانتزیِ قدرت
مسیح علینژاد در اظهارنظری جنجالی، با ادعای اینکه مادرانِ ایرانی که فرزندانشان را در جنایاتِ آمریکایی از دست دادهاند، اعتراضی به ایالات متحده ندارند و تنها خواستارِ تغییر رژیم هستند، بار دیگر مرزهایِ اخلاق را جابهجا کرد.
این ادعا، تنها یک کذبِ ساده نیست؛ این یک «تزویرِ وحشیانه» است که در آن، رنجِ انسانی به کالایی برای «تجارتِ سیاسی» تبدیل شده است. آنچه مسیح علینژاد پیش میکشد، نه یک تحلیل، بلکه یک «مدلِ کسبوکار» است که از سه رکنِ اصلیِ فانتزی، کاسبی و فاند بنا شده است.
او با استفاده از «فانتزیسازی»، حقیقت را از میدانِ مبارزه حذف میکند. او با خلقِ یک دنیایِ سیاه و سفید، جایی که در آن تنها «رژیم» دشمن است و «قدرتهایِ خارجی» همکار یا بیطرف، مخاطب را در یک توهمِ امنِ سیاسی فرو میبرد. این فانتزی، تنها برای سرگرمی نیست؛ این فانتزی، ابزارِ اصلی برای «کاسبی» است. او با استفاده از رنجِ مادران و اشکِ داغدیدگان، یک «برندِ سیاسی» میسازد تا بتواند در بازارِ توجه، اعتبارِ خود را بفروشد. او رنج را نمیفهمد، او رنج را «مصرف» میکند؛ او از دردِ جامعه، یک «سرمایه» برای ارتقای جایگاهِ شخصیِ خود استخراج میکند.
اما لایهیِ نهایی و زشتتر، زمانی آشکار میشود که پای «فاند» به میان میآید. او یک «کارگزارِ حرفهای» است که با دریافتِ حمایتهایِ مالی از جریانهایی که خودِ آنها عاملِ رنجِ مردم هستند، چرخه را کامل میکند. او با دریافتِ فاند، «ساختِ فانتزی» را به یک «مدلِ درآمدزایی» تبدیل کرده است: او فانتزی میسازد تا حقیقت را پنهان کند، از رنجِ مردم کاسبی میکند و در نهایت، با پولِ قدرتهایِ بیگانه، جایگاهِ خود را در مدارِ آنها تثبیت میکند.
مسیح علینژاد، نمادِ نسلی از «کنشگرانِ ویتریندار» است که پشتِ شعارهایِ رهایی، در حالِ جمعآوریِ سود از خونِ رنجدیدگان هستند. او دیگر به دنبالِ تغییرِ رژیم نیست؛ او به دنبالِ «تثبیتِ سودِ خود» در دنیایی است که در آن، حقیقت، قربانیِ فانتزی و رنج، قربانیِ کاسبی میشود.
https://t.me/hamidasefichannel2
صفحه یوتیوب
https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo
Post #5114
6.9K