پارالاکس [اختلافمنظر] فقط جابهجایی یا حس سرگشتگی در زمان و مکان نیست؛ یکجور آشفتگی و ناهمخوانیِ بنیادین است میان آنچه هستیم، آنچه میتوانستیم باشیم، آنچه هنوز شاید بتوانیم باشیم، آنچه نمیتوانیم بپذیریم به آن بدل شدهایم، و آنچه هرگز نخواهیم بود. با خودت فکر میکنی شبیه دیگران نیستی و خیال میکنی برای درکِ دیگران، برای بودنِ با آنها، دوست داشتنشان، و دوست داشته شدن میبایست به چیزهایی جز این افکار طبیعی که در سر داری بیندیشی. برای بودنِ با دیگران باید خلاف آنچه هستی باشی؛ برای فهمیدنِ دیگران باید نقطهی مقابل آنچه را میبینی بخوانی؛ برای بودن در جایی باید خیال کنی جای دیگری هستی یا میتوانستی باشی. به این میگویند حالوهوای وهمانی (irrealis-mood).
ــــ آندره آسیمان، «سخن آخر: اختلافمنظر»، از کتاب تو آنجا نبودهای، ترجمهی شادی نیکرفعت، نشر گمان، ۱۴۰۵، ص. ۱۶۸.
Post #4934
2.16K