TGViewer
در مرکزِ همیشگیِ انفجار در مرکزِ همیشگیِ انفجار @hallofshits · 2.53K subscribers
Post #4926 1.61K
اکبر شیراز ــ از سفر شب.pdf175.5 KB
فصل هشتمِ سفر شب
بهمن شعله‌ور


«... من از بازارچه صاوون‌پزخونه پا شدم اومدم اینجا اینجا یه بیابونی بود مغرب به بعد پرنده توش پر میزد سرشو میبریدن این شمرون بود و یه قهوه‌خونه‌ی حسن‌چرچر با یه قهوه‌خونه‌‌ی شیرخان کمرکش جاده‌قدیم و یه مشت باغ و خونه‌ی گِلی شب تا صبحم صدای زوزه‌ی گرگ میومد سربازا که میخواسّن از سلطنت آباد بیان برم شهر جرئت نداشتن دوسه‌تائی شبا از اینجا رد بشن اون موقع من اومدم تو این شمرون شبا بیرون قهوه‌خونه‌ی حسین‌چرچر تک و تنها یه لحاف کشیدم رو سرم خوابیدم حالاشم وقتی از اینجا رفتن بذار باز توش صدای زوزه‌ی گرگ بیاد بقول گفتنی گفت دیگی که واسه ما نمی‌جوشه بذار کلّه سگ توش بجوشه ...»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در مرکز همیشگی انفجار
More from @hallofshits
  1. Sep 30, 2026تکه‌ای از «تذکر» بیژن الهی بر نیت خیرِ هولدرلین به بهانه‌ی روز جهانی ترجمه استثناها به کنا…
  2. Sep 28, 2026... من تهران خودمان را دوست دارم هرچه میخواهد باشد باشد. من دوستش دارم و فقط در آنجاست که…
  3. Sep 26, 2026[~~] من در حدود بیست سال از این پیش آن را فرهنگ فرعی فلاکت نام میدادم. در [~] این فرهنگ یک…
  4. Sep 24, 2026دایی، فصلی از «آمریکا»ی کافکا، در گزارش عزیزه عضدی ویراسته‌ی بیژن الهی تماشا ــ ۷ تیر ۱۳۵۴…
  5. Sep 19, 2026این‌جا یک یَشت از هلدرلین و اگر ورق بزنید دو جمله از پروست بیژن الهی «تجربه‌ی شعر» صفحه‌ای…
  6. Sep 18, 2026دل در گروِ قصه اگر دارید و سرتان درد می‌کند برای شنیدن آن، دراکولاژ پادکست نوپایی‌ست که با…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →