TGViewer
Channel Public Channel
مجلّه سياست‌نامه

مجلّه سياست‌نامه

@goftemaann

مجله مجازی فصل‌نامه اندیشه سیاسی ایران
سردبير: حامد زارع
کانال دوم: سیاست‌نامه پلاس
https://t.me/politicalmag
Subscribers
5.33K
Photos
1.5K
Videos
45
Links
434
Recent Posts 11 shown
Post #3063 183
📌«تصور کنید انسانی در یک موقعیت جنگی گرفتار شده است و مقابل چشمانش انسان‌ها تکه‌تکه می‌شوند یا فردی به کمک نیاز دارد. در چنین شرایطی، شما به عنوان یک انسان باید به جای گرفتن عکس، دست آن فرد را بگیرید و به او کمک کنید. اما این پرسش همچنان باقی است که انسان در چنین موقعیتی در کجای ماجرا قرار دارد؟ آیا او باید انسان باشد یا روایتگر تاریخ؟»

🎥ویدئوی نشست «شاهدان عینی در روزگار جنگ» با سخنرانی سیف‌الله صمدیان

🔗مشاهده کامل نشست

🦉 @goftemaann
YouTube «شاهدان عینی در روزگار جنگ» با سخنرانی سیف‌الله صمدیان نشست «شاهدان عینی در روزگار جنگ» با سخنرانی سیف‌الله صمدیان از سلسله دیدارهای نویسندگان و خوانندگان به همت مجله سیاست‌نامه با همکاری سرای علوم انسانی دوشنبه (۳۰ شهریور ۱۴۰۵) در کتابفروشی وزن دنیا برگزار شد.
  • ❤ 3
Post #3062 376
Audio
🎙️صوت نشست «جنگ و محیط‌زیست»

♦️با سخنرانی محمد درویش

📅 ‌دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵

🦉@goftemaann
  • ❤ 2
Post #3056 369
نشست «محیط زیست و جنگ» با سخنرانی محمد درویش از سلسله دیدارهای نویسندگان و خوانندگان به همت مجله سیاست‌نامه با همکاری سرای علوم انسانی دوشنبه (۶ مهر ۱۴۰۵) در کتابفروشی وزن دنیا برگزار شد.

📸 نیلوفر عباسی

🦉@goftmaann
  • ❤ 3
Post #3055 491
📚رویکردشناسی تفسیری
مروری بر تفسیر قرآن در گذر تاریخ

✏️محسن معینی

♦️شهید مطهری به نقل از یکی از فضلای حوزه‌ی علمیه حکایتی نقل کرده که شایان توجه است. او می‌گوید: خدمت آیت‌الله سید ابوالقاسم خوئی رسیدم و به ایشان گفتم: چرا شما درس تفسیری که سابقاً داشتید ترک کردید؟ ایشان گفتند موانع و مشکلاتی هست در درس تفسیر. به ایشان گفتم: علامه سید محمدحسین طباطبایی در قم که به این کار ادامه دادند و بیشتر وقت خودشان را صرف این کار کردند، چطور شد؟ ایشان گفتند: آقای طباطبایی «تضحیه» کرده‌اند، یعنی آقای طباطبایی خودشان را با پرداختن به درس تفسیر قربانی کرده‌اند. با توجه به این حکایت شاید بتوان به این نتیجه رسید که در طول تاریخ، تفسیر به نسبت علم فقه در میان حوزه‌های علمی، رونق نداشته است. با این همه، شمار تفسیرها در تمدن اسلامی آن‌قدر زیاد است که دشوار بتوان همه‌ی آن‌ها را برشمرد. درواقع رازآلود، رمزآمیز و دشوار بودن فهم برخی آیات قرآن برای مسلمانان از ابتدای نزول وحی، باعث می‌شد آنان به تلاش و تکاپو برای دریافت معنای دقیق آن روی آورند. این تلاش و تکاپو، گاه آنان را به سؤال از پیامبر اکرم برمی‌انگیخت و پیامبر در فهم آن به صحابه کمک کند.

♦️قرن‌های چهارم و پنجم مفسران به‌تدریج به تفسیر عقلی-کلامی گرایش پیدا کردند در این دوره کسانی مانند قاضی عبدالجبار معتزلی (متوفی415هـ.ق) تنزیه القرآن عن المطاعن را نوشت که در آن به تأویل آیات قرآن براساس عقاید معتزلی خویش پرداخت. در همین دوران شیخ طوسی (متوفی460هـ.ق) فقیه و محدث مشهور شیعی التبیان فی تفسیر القرآن را نوشت که در آن به تفسیر آیات قرآن براساس آموزه‌های شیعی پرداخت و در تفاسیر بعد از خویش مانند مجمع البیان فضل بن حسن طبرسی (متوفی548هـ.ق) تأثیر بسزایی داشت. در همین دوران جارالله زمخشری (538هـ.ق) ادیب و متکلم و مفسر معتزلی الکشّاف عن حقائق التنزیل را نوشت که از مهم‌ترین تفاسیر قرآن در میان مسلمانان است و با آنکه او در تفسیر خود عقاید اعتزالی خویش را توجیه و تبیین کرده اما مخالفان فکری او هم از مراجعه به آن خودداری نمی‌کرده‌اند و برخی از آن‌ها ناچار از ستایش آن شده‌اند. چنان‌که یکی دیگر از تفاسیر مشهور اهل سنت، یعنی انوارالتنزیل اثر بیضاوی (متوفی685هـ.ق) درواقع خلاصه‌ای ویرایش‌شده از تفسیر کشّاف زمخشری است. هرچند بیضاوی در علم کلام پیرو معتزله نبوده و متکلمی اشعری به حساب می‌آید و قصد بیضاوی زدودن آرای مخالف عقاید اهل سنت از تفسیر کشاف بوده است.

♦️آخرین رویکرد تفسیری در روزگار جدید، رویکرد تأویلی است که در دو دهه‌ی آغاز قرن پانزدهم هجری قمری در نقاط گوناگون جهان اسلام شکل گرفته و رشد کرده است. این رویکرد از یک جهت ریشه در تلاش‌های امین الخولی و شاگردانش دارد و از دیگر سو از دستاوردهای اندیشه‌ی غربی بهره می‌برد. بر همین اساس، تأویل در این رویکرد با تأویل در میراث اسلامی تفاوت عمده دارد. تأویل در این رویکرد هم‌کنشی میان متن و خواننده‌ی متن است. درواقع، در این رویکرد قرآن به‌مثابه‌ی پدیده‌ای فرهنگی در معرض تأویلی قرار می‌گیرد که ریشه در دانش‌های جدید دارد. از مهم‌ترین افراد شاخص در این رویکرد می‌توان به محمد ارکون در کتاب قراءات القرآن و الفکر الاسلامی: قراءة علمیة؛ نصر حامد ابوزید در کتاب‌های الاتجاه العقلی فی التفسیر، مفهوم النص، اشکالیات القراءة و آلیات التأویل، و النّص و السّلطة اشاره کرد. در پایان باید از دو تن از کسانی که کوشیده‌اند روش جدیدی برای مواجهه با قرآن و تفسیر آن پیشنهاد کنند اشاره کرد. ابتدا حسن حنفی که آرای خود را در رساله‌ی دکتری‌اش با نام التراث و التجدد نوشت و با نقد روش پژوهش شرق‌شناسان و محققان مسلمان در مواجهه با میراث اسلامی، روش جدیدی در تفسیر پیشنهاد می‌کند که می‌توان آن را روش اجتماعی در تفسیر نامید.

🔹 ادامه مطلب را می‌توانید در شماره ۲۸ سیاست‌نامه در تامبرد مطالعه کنید.

🦉 @goftemaann
  • ❤ 5
Post #3053 558
📚من در کجای جهان ایستاده‌ام؟
هشتادمین سال تولد خسرو گلسرخی، بهمن ۱۳۲۲

✏️محمود فاضلی

♦️در اواخر سال ۱۳۵۲ در دادرسی ارتش دادگاه متهمان برگزار می‌شود که در آن یک گروه دوازده‌نفره متشکل از روشنفکران مارکسیست به اتهام قصد گروگان‌گیری ولیعهد در مراسم اهدای جایزه به یکی از اعضای گروه در جشنواره فیلم‌های کودکان محاکمه شدند. در تمام طول مدت حکومت رژیم پهلوی، هیچ دادگاهی چنین پرسروصدا برگزار نشده و این چنین تحت پوشش رسانه‌ها قرار نگرفته بود. آتشین‌ترین بخش‌های دفاعیات دو نفر از اعضای گروه، دانشیان و گلسرخی که از اعتقادات خود به مارکسیسم و مبارزه مسلحانه و سازمان چریک‌ها دفاع کردند، از تلویزیون ملی و سراسری پخش شد؛ واقعه‌ای که تا آن زمان سابقه نداشت. زمان زیادی نگذشت که نتایج آن دادگاه و اعدام آن دو نفر از نظر تأثیری که انتشار دفاعیات پرشور آن‌ها در میان مردم و به‌ویژه روشنفکران و دانشجویان داشت، مشخص بود. این پرونده به‌عنوان نمونه‌ای از پرونده‌سازی و عملیات یکی از سفاک‌ترین سازمان‌های پلیس سیاسی دنیا علیه روشنفکران به یکی از بزرگ‌ترین نقاط ضعف رژیم سلطنتی تبدیل شد. شاه و ملکه و اهل دربار در همان زمان و بعدها مورخان تاریخ معاصر در مورد این پرونده و طرح گروگان‌گیری ولیعهد و اعضای خاندان سلطنتی اظهارنظرهای متفاوتی کردند. محاکمه این افراد در یک دادگاه نظامی در اواخر سال ۱۳۵۲ برگزار شد. تعدادی از اعضای گروه به اتهامات خود که مدارک ناچیزی برای آن وجود داشت، اعتراف کرده و از شاه طلب بخشش کردند. اما پنج نفر شامل گلسرخی، دانشیان، طیفور بطحایی، عباسعلی سماکار و رضا علامه‌زاده، حتی پس از شکنجه شدید، حاضر به اعتراف نشدند.

♦️گلسرخی در دفاعیات خود در دادگاه گفت: «من که یک مارکسیست ـ لنینیست هستم برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آن‌گاه به سوسیالیسم رسیدم.» آن‌گاه به مقایسه خود با امام حسین (ع) پرداخت که نشانگر جایگاه آن امام نزد روشنفکر مارکسیست بود و گفت: «زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلق‌های محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم. او در اقلیت بود؛ و یزید، بارگاه، قشون، حکومت و قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هرچند یزید گوشه‌ای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه خلق‌ها تکرار کردند و می‌کنند راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به‌عنوان یک روبنا قابل‌توجیه است؛ و ما نیز چنین اسلامی را اسلام حسینی، و اسلام علی را تأیید می‌کنیم.» ساواک با نقشه برپایی محاکمه علنی این دوازده نفر سعی کرد ضمن مقتدر نشان دادن دستگاه‌های امنیتی، هرگونه انگیزه مبارزاتی را در جوانان بخشکاند و بیشترین بهره تبلیغاتی را از این مسئله ببرد؛ اما گلسرخی شجاعانه در زندان و در مقابل بازجویان که به او می‌گفتند آن‌ها را نخواهند کشت، می‌گفت: «من کاری نمی‌کنم که شما بتوانید مرا نکشید.» کرامت دانشیان در این رابطه در زندان به سایر رفقایش گفت: «اگر این پرونده خونی دهد و کسی از افراد متهم در این پرونده شهید شود، آن وقت تمام نقشه‌های ساواک برای بهره‌برداری از این پرونده‌سازی‌ها نقش بر آب شده است.» همین طور هم شد. به‌رغم سرمایه‌گذاری‌های وسیعی که دستگاه ساواک بر سر نتیجه‌ی دادگاه‌ها در به رکود کشیدن جنبش انقلابی کرده بود، دفاعیات و جان باختن شجاعانه‌ی گلسرخی و دانشیان سبب شد بخش وسیعی از جوانان عاصی و مخالف، جذب جنبش انقلابی ضد رژیم شاه شوند. کرامت تنها چند روزی پیش از اعدام با خسرو در یک سلول قرار گرفت. در واقع طرح ساواک این بود که تا آن‌جا که ممکن است کرامت و خسرو را از دیگران جدا نگه دارد تا آن‌ها از راز توطئه‌ای که علیهشان به اجرا درآمده بود خبردار نشوند. به‌ویژه توطئه ساواک در رابطه با گلسرخی به‌مراتب کثیف‌تر و حیوانی‌تر بود و من فکر می‌کنم که خود او هرگز تا دم مرگ به واقعیت ماجرا پی نبرد.

♦️در دادگاه تجدیدنظر که در دوم بهمن ۱۳۵۲ تشکیل شد، حکم اعدام دو نفر از محکومین دادگاه اول یعنی سلیمی به ۱۵ سال و جمشیدی به ۱۰ سال تغییر پیدا کرد و پنج نفر از متهمان شامل بطحایی، گلسرخی، دانشیان، سماکار و علامه‌زاده همچنان به اعدام محکوم شدند. به فرمان شاه که در روزنامه‌های روز ۲۸ بهمن‌ماه ۱۳۵۲ انتشار یافت، سه نفر از محکومین (بطحایی، سماکار و علامه‌زاده) از اعدام عفو و به حبس ابد محکوم شدند. گلسرخی در بامداد ۲۹ بهمن ۱۳۵۲ در میدان چیتگر تهران تیرباران و در قطعه ۳۳ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

🔹 ادامه مطلب را می‌توانید در شماره ۲۸ سیاست‌نامه در تامبرد مطالعه کنید.

🦉 @goftemaann
  • ❤ 6
  • 👎 5
  • 👍 1
Post #3052 629
♦️دیدار‌ هجدهم

📅دوشنبه ۶ مهر

محمد درویش
📍در کتابفروشی وزن دنیا

منتظر شما هستیم: خیابان طالقانی، بین نادری و وصال، مجموعه تئاتر لبخند

⏰ساعت ۱۷

حضور برای همه آزاد و رایگان است⁩⁩⁩

🦉@goftemaann
  • ❤ 6
  • 👎 1
Post #3051 750
📚روشنفکری و سازشکاری
آیا سردمداران روشنفکری ایران در دهه چهل خائن بودند؟

✏️حامد زارع

♦️تلاش روشنفکرانی که کوشیدند با تفسیر تجددستیز خود، صورت امکان دیگری از توسعه مبتنی سنت عرضه کنند، به نتیجه‌ای جز ایدئولوژیک‌کردن حیات فرهنگی با تشبث به گفتمان‌های هویتی ختم نشد. جواد طباطبایی از این تلاش تراژیک به عنوان غرب‌زدگی مضاعف یاد می‌کند و می‌نویسد: «عمده‌ی نویسندگان معاصر کوشیده‌اند تا در برابر امکان تجدد در اندیشه‌ی غربی، با بازگشتی به سنت، تفسیری ایدئولوژیک از آن را به عنوان شیوه‌ی امکانی از نوعی متفاوت، اما در خلاف جهت تجدد عرضه کنند. این تفسیر تجددستیز از سنت که نویسندگانی با دیدگاه‌های گوناگون، مانند داریوش شایگان، جلال آل‌احمد، احسان نراقی و علی شریعتی، اما همسو در جهت تصفیه‌ی حساب با تجدد نوپای ایرانی عرضه کردند، در اصل غربی و یا به عبارت دیگر، «غرب‌زده»، یعنی ناشی از جهل به ماهیت اندیشه‌ی جدید غرب بود. آنان با دریافت نادرستی که از ماهیت اندیشه‌ی غربی پیدا کرده بودند، به دنبال ویژگی‌های شرایط امکان تأسیس تجدد در غرب، در وضعیت امتناع در ایران بودند و حاصل بحث آنان، از سویی، راه را بر درک درست سنت مسدود کرد و از سوی دیگر، دریافتی ساده‌انگارانه از تحول اندیشه در مغرب‌زمین را القا کرد که از بنیاد با ماهیت آن اندیشه و نسبت آن با تمدن غربی سنخیتی نداشت» (طباطبایی، 1379، ص 10). پرپیدا است که تجددستیزی زمانی که با جهل به ماهیت تجدد نیز همراه باشد، لاجرم به اتخاذ موضع سیاسی در باب نسبت ما و غرب می‌انجامد. کاری که «احمد فردید»، «جلال آل‌احمد»، «علی شریعتی»، «احسان نراقی» و نهایتاً «داریوش شایگان» (البته در آثار متقدم خویش) هر کدام به درجاتی با آثار خود انجام دادند و با تأکید بر رابطه‌ی استعماری غرب با ما و سخن‌سرایی در باب مادیت تمدن غربی و معنویت تمدن شرقی، به وضعیت عدم خودآگاهی تاریخی ما تداوم بخشیدند.

♦️بدین کیفیت که ابتدا ایده‌ی فلسفی غرب‌زدگی توسط فردید طرح و سپس به همت جلال آل‌احمد سیاسی و با مجاهدت علی شریعتی در تلفیق اسلام و مارکسیسم، تبدیل به یک ایدئولوژی شد. در گام بعدی نیز نمودی از این ایدئولوژی تجددستیزانه، در ضمن تحلیل‌های جامعه‌شناسانه احسان نراقی از بحران‌های غرب، مسبب تدوین نظریه‌ی فلسفی علیه تجدد توسط داریوش شایگان و در نهایت قوام‌یافتن تئوریک تجددستیزی به عنوان یک مقوله‌ی عمومی در آستانه انقلاب 1357 در ایران شد. مقوله‌ای که پیش از پدیدار شدن نخستین نشانه‌های سرنگونی رژیم شاه، تبدیل به یک روحیه‌ی ملی شد و نقش اساسی را در سرنگونی نظم موجود و تضعیف و حتی در مواردی تعطیلی روند توسعه و تجدد در جامعه ایرانی بر عهده داشت. این خطای روشنفکری ایرانی بعدها توسط داریوش شایگان که عمر درازی داشت و از این شانس برخوردار بود که ثمرات و نتایج استقرار اسلام سیاسی را ببیند ضمن اذعان به این نکته که نسل کنونی جوانان ایران، شعورشان از نسل ما بسیار بیش‌تر است، صراحتاً گفت: «باید اعتراف کنم شرمنده‌ام که نسل ما گند زد!» او در گفتگویی با یکی از نشریات چاپ تهران با اشاره به این نکته که ما روشنفکران جایگاه خود را ندانستیم و جامعه را خراب کردیم افزود: «ایران در سال‌های دهه‌های چهل و پنجاه داشت جهش می‌کرد. ما از آسیای جنوب شرقی آن موقع جلوتر بودیم، ولی بعد آن‌ها پیش افتادند و موفق‌تر شدند. علت عدم موفقیت ما به نظر من این است که ما شتاب تغییرات را تحمل نکردیم. حالا چرا؟ نمی‌دانم. همچنین ما روشنفکران آن دوره هم پرت بودیم و تحلیل درستی از جایگاه خود در جامعه و جامعۀ خود در جهان نداشتیم… ما باید گام‌نهادن در مسیر صنعت و پیشرفت را از مونتاژ آغاز می‌کردیم. جالب بود که روشنفکران آن دوره از این مونتاژ به بورژوازی کمپرادور یاد می‌کردند.» (شایگان، 1395)

♦️اتحاد نامعقول روشنفکران نسل سوم ایران در مواجهه‌ی مقلدانه با غرب و توجه غیرمجتهدانه به سنت، به جایی جز سراب نمی‌توانست برسد. این نویسندگان بدون التفات به بنیادهای سنت و مدرنیته، با مسافرتی روحی به عقبه‌ی فرهمند مشرق‌زمین، چراغ جادویی را برای ایرانیان به ارمغان آوردند که از آن جز توهم صادر نشد. هر یک از آنان با گرفتن ایده‌هایی از احمد فردید که خود فردید آن ایده‌ها را از هانری کربن گرفته بود، دست به کار تدوین نظریاتی شدند که ثمره‌اش ایجاد تجددستیزی رادیکال در دهه‌ی پنجاه بود. «فردید با مفهوم «غرب‌زدگی» برچسب درستی به وضع بیمارگونه‌ی تاریخی ما زده بود، بی‌آنکه بتواند آن را به روشنی شرح و تحلیل کند. شاید مشکل او این بود که خود را بیرون از این وضع و چیره‌شده بر آن می‌انگاشت، در حالی که سراپا گرفتار وضع روانی کین‌توزانه گذار از غرب‌شیفتگی به غرب‌ستیزی بود.

🔹 ادامه مطلب را می‌توانید در شماره ۲۸ سیاست‌نامه در تامبرد مطالعه کنید.

🦉 @goftemaann
  • ❤ 8
  • 👎 1
Post #3050 2.11K
📚روشنفکرانِ پساانقلابِ ایران
بررسی موردی فاطمه صادقی، سروش دباغ و منصور هاشمی

✏️محمد منصور هاشمی

♦️فاطمه صادقی به مناسبات قدرت می‌اندیشد و از منظر خود این مناسبات را نقد می‌کند؛ مناسباتی که ممکن است ظهور و بروز آن در رویکرد نظام‌های اخلاقی به جنسیت باشد و ممکن است در نسبت قدرت مستقر با قدرت مؤسس و روابط حاکمیت و مردم باشد. اگر قرار باشد از برچسب‌های ساده‌سازی استفاده کنیم که البته استعمال آن‌ها همواره توأم با مسامحه است، موضع او در طرح بحث‌هایش از جنبه‌ای زنانه‌نگرانه (فمینیستی) و از جنبه‌ای دیگر چپ است. دو جنبه‌ای که برخلاف روزگار غلبه‌ی مارکسیسم کلاسیک و به‌ویژه روایت‌های عامیانه یا شرقی آن، دیگر نه‌تنها منافاتی با هم ندارد بلکه سازگار و همسو هم تلقی می‌شوند. پایگاه فکری او در طرح مباحثش پیش از هر چیز سیاست است به معنای عام و مدنی کلمه. هرچند به‌طور طبیعی در طرح مباحث پای فلسفه و علوم اجتماعی نیز به آثارش کشیده می‌شود. او از سویی میراث‌دار زنانی است که از دوره‌ی قاجار تا امروز برای حقوق زنان تلاش می‌کرده‌اند و چه‌بسا از این منظر بتوان او را امتداد پژوهشگرانی همچون افسانه نجم‌آبادی یا ژانت آفاری دانست. از سوی دیگر فاطمه صادقی روشنفکری است متعلق به سنت چپ نو و به‌عنوان مثال می‌توان اشتراکاتی میان او و برخی دغدغه‌های مراد فرهادپور یافت. افزون بر این‌ها در مقام پژوهشگر علوم سیاسی کارهایش ممکن است یادآور فعالیت‌های کسانی مانند حسین بشیریه باشد.

♦️سروش دباغ بیشتر دلمشغول دغدغه‌های وجودی (اگزیستانسیل) است و سرگرم پرداختن به مسائل عرفانی و معنوی از سویی و مسائل اخلاقی از سویی دیگر. بر همین مبناست که از طرفی ممکن است از منظر نواندیش دینی احکام فقهی را به محک معیارهای اخلاقی بزند و از طرف دیگر طرحی برای رسیدن به نوعی عرفان مدرن و سلوک معنوی در روزگار کنونی و حدود و ثغور آن ترسیم کند. خاستگاه فکری او فلسفه‌ی تحلیلی است اما این خاستگاه و پایگاه در طی زمان و در فرایند تکوین آثار او روزبه‌روز گسترده‌تر شده و الان چه‌بسا بتوان گفت بیشتر با فلسفه‌های قاره‌ای ملائمت و سازگاری یافته است. او بیش و پیش از همه میراث‌دار روشنفکری دینی پدرش، عبدالکریم سروش، به‌طور خاص و جملگی نواندیشان و اصلاحگران دینی از قبیل علی شریعتی و مهدی بازرگان و محمد مجتهد شبستری و مصطفی ملکیان به‌طور عام است. اما وی تنها تکرارکننده‌ی آرای روشنفکران دینی پیش از خود نبوده است. سروش دباغ از سویی تحت تأثیر اندیشه‌های فلسفی لودویگ ویتگنشتاین است و از سوی دیگر دلبسته‌ی نگاه عرفانی-شرقی سهراب سپهری به حیات، و علاوه بر این‌ها در مقام روان‌درمانگر حرفه‌ای از علاقه‌مندان پیگیر و جدی آثار اروین یالوم به شمار می‌رود. او تلفیقی از این اندیشه‌ها را وارد نظام متعارف و مألوف روشنفکری دینی کرده و در نوشته‌ها و گفته‌هایش مرزهای معمول روشنفکری دینی را پشت سر نهاده است؛ هرچند همچنان در تلقی عمومی او بیش از هر چیز امتداد روشنفکری دینی محسوب می‌شود.

♦️محور آثار و اندیشه‌های هاشمی تاریخمندی است و نسبت آن با عقلانیت و فرهنگ. چه پرداختن به تاریخ اندیشه‌ها و تاریخ تفکر فلسفی، چه پیشنهاد روشی برای تأکید بر تفاوت‌ها در حوزه فلسفه‌ی مقایسه‌ای، چه تحلیل ادبیات و هنر مدرن و چه بررسی اندیشه‌ها در ایران معاصر، برای او جملگی مبتنی بر این نگرش بوده است. مفاهیم برساخته‌ی «ناهم‌تاریخی»، «پارادوکس فهم متون دینی»، «مغالطه‌ی سنت‌گرایان»، «اوتیسم فرهنگی»، «مشکل خودارجاعی امتناع تفکر»، «ذهنیت پیشاروان‌شناختی» و «ذهنیت پیشاشهری» همه متناسب با آن پدید آمده است. طرح این مباحث بیشتر مبتنی بر زمینه‌های فلسفی است اما رویکرد تاریخی سبب شده است از مجموعه‌ای از مفاهیم و رویکردهای سازگار نظام‌های مختلف فلسفی بهره بگیرد و چهارچوب مرجعش گستره‌ی علوم انسانی باشد. این نوع نگاه از منظری به نگرش هویت‌اندیشان بسیار نزدیک به نظر می‌رسد که آثار آن‌ها نیز مبتنی بر رویکرد تاریخی و طرح پرسش تجدد و تحلیل فرهنگ بوده است؛ اما چنان‌که اشاره شد این چشم‌انداز به قالب سنت‌های فلسفی مألوف هویت‌اندیشی محدود نشده است و در آن جامعه‌شناسی و روان‌شناسی و انسان‌شناسی و اقتصاد همان اندازه جدی است که فلسفه و ادبیات و هنر.

🔹 ادامه مطلب را می‌توانید در شماره ۲۸ سیاست‌نامه در تامبرد مطالعه کنید.

🦉 @goftemaann
  • ❤ 4
Post #3049 783
🗒 فرهنگ تصویری نداریم و عکس‌هایمان را راحت از دست می‌دهیم

📌 گزارش نشست «شاهدان عینی در روزگار جنگ»

♦️سیف‌الله صمدیان در این نشست گفت: جنگ با تولد نخستین انسان‌ها متولد شد و قطعاً با مرگ آخرین انسان‌ها نیز خواهد مرد. در این مورد هیچ شکی ندارم. این عکاس و مستندساز درباره موضوعاتی مانند جنگ، عکاسی و دوران جنگ اظهار کرد: حال اگر بخواهیم از منظر عکاسی به موضوع جنگ نگاه کنیم، باید ببینیم «عکاسی و جنگ» چه معنایی دارد. اگر از منظر سیاستمداران، به‌ویژه سیاستمدارانی که به یک ایدئولوژی یا یک گروه خاص ذهنی و فکری مجهز هستند به این موضوع نگاه کنیم باید ببینیم چه بلایی بر سر عکاس جنگ خواهد آمد. صمدیان ادامه داد: امروز در روزگاری زندگی می‌کنیم که عکاسی در جایگاه بسیار خاصی قرار دارد. عکاسی تنها هنر ناپیدا اما اجراشده انسان در خلقت بوده است. معمولاً گفته می‌شود «در آغاز کلمه بود»، اما من گفته‌ام «در آغاز عکس بود.»

♦️این عکاس و مستندساز ادامه داد: به تدریج، موقعیت انسان در جنگ و جایگاه عکاس جدی‌تر شد. نمونه روشن آن، عکاسی مانند رابرت کاپا یکی از بنیان‌گذاران آژانس عکاسی مگنوم است. آنها اعتقاد داشتند برای اینکه بتوان جنگ را به‌درستی منعکس کرد، باید تا نزدیک‌ترین فاصله ممکن به اتفاق رفت. وی گفت: این نزدیک‌شدن به واقعه گاهی به اندازه‌ای بود که جان عکاس را به خطر می‌انداخت. رابرت کاپا در جریان عکاسی‌هایش روی مین رفت و خونی که از بدن او به بیرون پاشید در چشمان من هنوز پابرجاست. این نشان می‌دهد که انسان برای ثبت واقعیت جنگ حتی می‌تواند جان خود را بگذارد. صمدیان افزود: افرادی مانند کاپا بسیارند. کاوه گلستان یکی از آنهاست. بسیاری از عکاسان دیگر نیز، چه به شکل رسمی و برای خبرگزاری‌ها و چه به صورت مستقل، به مناطق جنگی رفتند و جان خود را در این راه گذاشتند. از میان همکاران من می‌توان به داریوش گودرزی‌کیا و بسیاری دیگر اشاره کرد که به جنگ رفتند و جان خود را نیز از دست دادند.

♦️صمدیان ادامه داد: گریفیث، جمله مهمی دارد و می‌گوید ما عکاسان باید با حلقه‌های اشک در چشم‌هایمان که حتی امکان دیدن آن سوی صحنه را از ما می‌گیرد، باید بتوانیم سوژه عکاسی را ببینیم و روی آن فوکوس کنیم. وی توضیح داد: این مسئله به این معناست که یک عکاس باید آن‌قدر بر خودش و عواطف انسانی‌اش مسلط باشد، نه اینکه حاکمیت بر او مسلط باشد که بتواند با وجود چشمان اشکبار، موضوع عکس خود را پیدا و ثبت کند. این مستندساز گفت: تصور کنید انسانی در یک موقعیت جنگی گرفتار شده است و مقابل چشمانش انسان‌ها تکه‌تکه می‌شوند یا فردی به کمک نیاز دارد. در چنین شرایطی، شما به عنوان یک انسان باید به جای گرفتن عکس، دست آن فرد را بگیرید و به او کمک کنید. اما این پرسش همچنان باقی است که انسان در چنین موقعیتی در کجای ماجرا قرار دارد؟ آیا او باید انسان باشد یا روایتگر تاریخ؟ وی افزود: اگر یکی از این دو نقش را انتخاب کنید، ممکن است با ثبت یک تصویر بتوانید صدها هزار جان دیگر را نجات دهید. چراکه ممکن است برخی افراد با دیدن آن تصویر و آگاهی از شرایط، تصمیم دیگری بگیرند. شاید بعضی انسان‌ها اگر در چنین موقعیتی قرار بگیرند، بتوانند به هر دو وظیفه عمل کنند.

🔹گزارش کامل این نشست را می‌توانید در ایبنا مطالعه کنید.

🦉@goftemaann
ایبنا فرهنگ تصویری نداریم و عکس‌هایمان را راحت از دست می‌دهیم هفدهمین نشست از سلسله دیدارهای نویسندگان و خوانندگان مجله سیاست‌نامه با عنوان «شاهدان عینی جنگ» با سخنرانی سیف‌الله صمدیان، عکاس و فیلمساز پیشکسوت در کتابفروشی وزن دنیا برگزار شد. این نشست‌ها با همکاری سرای علوم انسانی برگزار می‌شود.
  • ❤ 4
Post #3048 786
Audio
🎙️صوت نشست «شاهدان عینی در روزگار جنگ»

♦️با سخنرانی سیف‌الله صمدیان

📅 ‌دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

🦉@goftemaann
  • ❤ 5
Post #3042 870
نشست «شاهدان عینی در روزگار جنگ» با سخنرانی سیف‌الله صمدیان از سلسله دیدارهای نویسندگان و خوانندگان به همت مجله سیاست‌نامه با همکاری سرای علوم انسانی دوشنبه (۳۰ شهریور ۱۴۰۵) در کتابفروشی وزن دنیا برگزار شد

📸 معصومه احمدی

🦉@goftemaann
  • ❤ 4
Older posts →

About this channel

How can I read @goftemaann without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for مجلّه سياست‌نامه: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does مجلّه سياست‌نامه have?
مجلّه سياست‌نامه (@goftemaann) has 5.33K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does مجلّه سياست‌نامه know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →