📚رویکردشناسی تفسیری
مروری بر تفسیر قرآن در گذر تاریخ
✏️محسن معینی
♦️شهید مطهری به نقل از یکی از فضلای حوزهی علمیه حکایتی نقل کرده که شایان توجه است. او میگوید: خدمت آیتالله سید ابوالقاسم خوئی رسیدم و به ایشان گفتم: چرا شما درس تفسیری که سابقاً داشتید ترک کردید؟ ایشان گفتند موانع و مشکلاتی هست در درس تفسیر. به ایشان گفتم: علامه سید محمدحسین طباطبایی در قم که به این کار ادامه دادند و بیشتر وقت خودشان را صرف این کار کردند، چطور شد؟ ایشان گفتند: آقای طباطبایی «تضحیه» کردهاند، یعنی آقای طباطبایی خودشان را با پرداختن به درس تفسیر قربانی کردهاند. با توجه به این حکایت شاید بتوان به این نتیجه رسید که در طول تاریخ، تفسیر به نسبت علم فقه در میان حوزههای علمی، رونق نداشته است. با این همه، شمار تفسیرها در تمدن اسلامی آنقدر زیاد است که دشوار بتوان همهی آنها را برشمرد. درواقع رازآلود، رمزآمیز و دشوار بودن فهم برخی آیات قرآن برای مسلمانان از ابتدای نزول وحی، باعث میشد آنان به تلاش و تکاپو برای دریافت معنای دقیق آن روی آورند. این تلاش و تکاپو، گاه آنان را به سؤال از پیامبر اکرم برمیانگیخت و پیامبر در فهم آن به صحابه کمک کند.
♦️قرنهای چهارم و پنجم مفسران بهتدریج به تفسیر عقلی-کلامی گرایش پیدا کردند در این دوره کسانی مانند قاضی عبدالجبار معتزلی (متوفی415هـ.ق) تنزیه القرآن عن المطاعن را نوشت که در آن به تأویل آیات قرآن براساس عقاید معتزلی خویش پرداخت. در همین دوران شیخ طوسی (متوفی460هـ.ق) فقیه و محدث مشهور شیعی التبیان فی تفسیر القرآن را نوشت که در آن به تفسیر آیات قرآن براساس آموزههای شیعی پرداخت و در تفاسیر بعد از خویش مانند مجمع البیان فضل بن حسن طبرسی (متوفی548هـ.ق) تأثیر بسزایی داشت. در همین دوران جارالله زمخشری (538هـ.ق) ادیب و متکلم و مفسر معتزلی الکشّاف عن حقائق التنزیل را نوشت که از مهمترین تفاسیر قرآن در میان مسلمانان است و با آنکه او در تفسیر خود عقاید اعتزالی خویش را توجیه و تبیین کرده اما مخالفان فکری او هم از مراجعه به آن خودداری نمیکردهاند و برخی از آنها ناچار از ستایش آن شدهاند. چنانکه یکی دیگر از تفاسیر مشهور اهل سنت، یعنی انوارالتنزیل اثر بیضاوی (متوفی685هـ.ق) درواقع خلاصهای ویرایششده از تفسیر کشّاف زمخشری است. هرچند بیضاوی در علم کلام پیرو معتزله نبوده و متکلمی اشعری به حساب میآید و قصد بیضاوی زدودن آرای مخالف عقاید اهل سنت از تفسیر کشاف بوده است.
♦️آخرین رویکرد تفسیری در روزگار جدید، رویکرد تأویلی است که در دو دههی آغاز قرن پانزدهم هجری قمری در نقاط گوناگون جهان اسلام شکل گرفته و رشد کرده است. این رویکرد از یک جهت ریشه در تلاشهای امین الخولی و شاگردانش دارد و از دیگر سو از دستاوردهای اندیشهی غربی بهره میبرد. بر همین اساس، تأویل در این رویکرد با تأویل در میراث اسلامی تفاوت عمده دارد. تأویل در این رویکرد همکنشی میان متن و خوانندهی متن است. درواقع، در این رویکرد قرآن بهمثابهی پدیدهای فرهنگی در معرض تأویلی قرار میگیرد که ریشه در دانشهای جدید دارد. از مهمترین افراد شاخص در این رویکرد میتوان به محمد ارکون در کتاب قراءات القرآن و الفکر الاسلامی: قراءة علمیة؛ نصر حامد ابوزید در کتابهای الاتجاه العقلی فی التفسیر، مفهوم النص، اشکالیات القراءة و آلیات التأویل، و النّص و السّلطة اشاره کرد. در پایان باید از دو تن از کسانی که کوشیدهاند روش جدیدی برای مواجهه با قرآن و تفسیر آن پیشنهاد کنند اشاره کرد. ابتدا حسن حنفی که آرای خود را در رسالهی دکتریاش با نام التراث و التجدد نوشت و با نقد روش پژوهش شرقشناسان و محققان مسلمان در مواجهه با میراث اسلامی، روش جدیدی در تفسیر پیشنهاد میکند که میتوان آن را روش اجتماعی در تفسیر نامید.
🔹 ادامه مطلب را میتوانید در شماره ۲۸ سیاستنامه در تامبرد مطالعه کنید.
🦉 @goftemaann
Post #3055
510
- ❤ 5