📚من در کجای جهان ایستادهام؟
هشتادمین سال تولد خسرو گلسرخی، بهمن ۱۳۲۲
✏️محمود فاضلی
♦️در اواخر سال ۱۳۵۲ در دادرسی ارتش دادگاه متهمان برگزار میشود که در آن یک گروه دوازدهنفره متشکل از روشنفکران مارکسیست به اتهام قصد گروگانگیری ولیعهد در مراسم اهدای جایزه به یکی از اعضای گروه در جشنواره فیلمهای کودکان محاکمه شدند. در تمام طول مدت حکومت رژیم پهلوی، هیچ دادگاهی چنین پرسروصدا برگزار نشده و این چنین تحت پوشش رسانهها قرار نگرفته بود. آتشینترین بخشهای دفاعیات دو نفر از اعضای گروه، دانشیان و گلسرخی که از اعتقادات خود به مارکسیسم و مبارزه مسلحانه و سازمان چریکها دفاع کردند، از تلویزیون ملی و سراسری پخش شد؛ واقعهای که تا آن زمان سابقه نداشت. زمان زیادی نگذشت که نتایج آن دادگاه و اعدام آن دو نفر از نظر تأثیری که انتشار دفاعیات پرشور آنها در میان مردم و بهویژه روشنفکران و دانشجویان داشت، مشخص بود. این پرونده بهعنوان نمونهای از پروندهسازی و عملیات یکی از سفاکترین سازمانهای پلیس سیاسی دنیا علیه روشنفکران به یکی از بزرگترین نقاط ضعف رژیم سلطنتی تبدیل شد. شاه و ملکه و اهل دربار در همان زمان و بعدها مورخان تاریخ معاصر در مورد این پرونده و طرح گروگانگیری ولیعهد و اعضای خاندان سلطنتی اظهارنظرهای متفاوتی کردند. محاکمه این افراد در یک دادگاه نظامی در اواخر سال ۱۳۵۲ برگزار شد. تعدادی از اعضای گروه به اتهامات خود که مدارک ناچیزی برای آن وجود داشت، اعتراف کرده و از شاه طلب بخشش کردند. اما پنج نفر شامل گلسرخی، دانشیان، طیفور بطحایی، عباسعلی سماکار و رضا علامهزاده، حتی پس از شکنجه شدید، حاضر به اعتراف نشدند.
♦️گلسرخی در دفاعیات خود در دادگاه گفت: «من که یک مارکسیست ـ لنینیست هستم برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم.» آنگاه به مقایسه خود با امام حسین (ع) پرداخت که نشانگر جایگاه آن امام نزد روشنفکر مارکسیست بود و گفت: «زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلقهای محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه میشویم. او در اقلیت بود؛ و یزید، بارگاه، قشون، حکومت و قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هرچند یزید گوشهای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه خلقها تکرار کردند و میکنند راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی بهعنوان یک روبنا قابلتوجیه است؛ و ما نیز چنین اسلامی را اسلام حسینی، و اسلام علی را تأیید میکنیم.» ساواک با نقشه برپایی محاکمه علنی این دوازده نفر سعی کرد ضمن مقتدر نشان دادن دستگاههای امنیتی، هرگونه انگیزه مبارزاتی را در جوانان بخشکاند و بیشترین بهره تبلیغاتی را از این مسئله ببرد؛ اما گلسرخی شجاعانه در زندان و در مقابل بازجویان که به او میگفتند آنها را نخواهند کشت، میگفت: «من کاری نمیکنم که شما بتوانید مرا نکشید.» کرامت دانشیان در این رابطه در زندان به سایر رفقایش گفت: «اگر این پرونده خونی دهد و کسی از افراد متهم در این پرونده شهید شود، آن وقت تمام نقشههای ساواک برای بهرهبرداری از این پروندهسازیها نقش بر آب شده است.» همین طور هم شد. بهرغم سرمایهگذاریهای وسیعی که دستگاه ساواک بر سر نتیجهی دادگاهها در به رکود کشیدن جنبش انقلابی کرده بود، دفاعیات و جان باختن شجاعانهی گلسرخی و دانشیان سبب شد بخش وسیعی از جوانان عاصی و مخالف، جذب جنبش انقلابی ضد رژیم شاه شوند. کرامت تنها چند روزی پیش از اعدام با خسرو در یک سلول قرار گرفت. در واقع طرح ساواک این بود که تا آنجا که ممکن است کرامت و خسرو را از دیگران جدا نگه دارد تا آنها از راز توطئهای که علیهشان به اجرا درآمده بود خبردار نشوند. بهویژه توطئه ساواک در رابطه با گلسرخی بهمراتب کثیفتر و حیوانیتر بود و من فکر میکنم که خود او هرگز تا دم مرگ به واقعیت ماجرا پی نبرد.
♦️در دادگاه تجدیدنظر که در دوم بهمن ۱۳۵۲ تشکیل شد، حکم اعدام دو نفر از محکومین دادگاه اول یعنی سلیمی به ۱۵ سال و جمشیدی به ۱۰ سال تغییر پیدا کرد و پنج نفر از متهمان شامل بطحایی، گلسرخی، دانشیان، سماکار و علامهزاده همچنان به اعدام محکوم شدند. به فرمان شاه که در روزنامههای روز ۲۸ بهمنماه ۱۳۵۲ انتشار یافت، سه نفر از محکومین (بطحایی، سماکار و علامهزاده) از اعدام عفو و به حبس ابد محکوم شدند. گلسرخی در بامداد ۲۹ بهمن ۱۳۵۲ در میدان چیتگر تهران تیرباران و در قطعه ۳۳ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
🔹 ادامه مطلب را میتوانید در شماره ۲۸ سیاستنامه در تامبرد مطالعه کنید.
🦉 @goftemaann
Post #3053
637
- ❤ 6
- 👎 5
- 👍 1