❓آیا بین عرفان و تصوف تمایزی است؟
سيره پيوسته اهل بيت ع و فقهاي بزرگ شيعي در اعصار مختلف همواره بر مقابله شديد با مکتب تصوف بوده است. چه آنکه روايتی صريح با شديد ترين طعن ها بر صوفیه روایت نموده اند. و در احاديث بيشماري نيز عقايد آن ها مورد نقد قرار گرفته است. و علماي شيعه صدها کتاب در رد عقايد آن ها و تکفيرشان نوشته اند. (به عنوان نمونه ر.ک telegram.me/gholow2/475)
کساني که با معارف اهل بيت ع و نيز ماهيت فلسفه و عرفان و تصوف به خوبي آشنايي ندارند، شايد از تقارن این معانی تعجب کنند؛ چه آنکه در ذهن عموم مردم تصوف به عقل ستيزي و فلسفه به عقلانيت، و عرفان به شهود حقائق عالم شناخته مي شود، حال آن که نه سران صوفيه از بحث هاي فلسفي دست مي دارند، و نه فلسفه چندان التزام به عقلانيت دارد، و نه عرفان مصطلح ماهیتی جدا از تصوف دارد.
شاهد روشن بر پیوند عمیق عرفان مصطلح و تصوف این است که بزرگان عرفان و قلسفه خود پایه گذاری عرفان را مرهون سرشناس ترین اقطاب صوفیه مانند حلاج و ابن عربی می دانند.
مثلاً آقای عبد الله جوادی در مورد ابن عربی می گوید:
«در بين معاريف اهل عرفان بيهمتا و در عمودين زمان خويش، گذشته تا كنون، بينظير است... بسياري از مباني حكمت متعاليه وامدار عرفاني است كه ابن عربي پايهگذار نامدار آن است.» (سرچشمه انديشه جلد 3صفحه 420/ فصل دوازدهم)
آقای مطهری می گوید:
«عرفان، يعنى بخش علمى و نظرى و فلسفى آن وسيله محيى الدين پايه گذارى شد. عرفاى بعد از او عموماً ريزه خوار سفره او هستند... يا مثلا علامه طباطبائى معتقدند كه اصلا در اسلام هيچ كس نتوانسته است يك سطر مانند محيى الدين بياورد» (مجموعهآثاراستادمطهرى، ج14، ص: 573، خدمات متقابل اسلام و ايران)
بی شک گفتار آقای طباطبایی صحیح است، اما از این جهت که هیچ کس در تحریف دین نتوانسته به پای ابن عربی برسد؛ که با نام دین بر انبیا و مذهب حق طعن زده، و دشمنان ایشان را در اوج ولایت نشانده است!
هم چنین عرفا در آثار خود دیگر بزرگان صوفیه را به غایت می ستایند و تعابیری چون «عارف فقيه صوفى كامل بالمعنَى الحقيقىّ فخر الإسلام» و «ذُخْر المِلّة عالم بالله و بأمْر اللَه» و «شيخ العرفاء و سند الواصلين» (به عنوان نمونه ر.ک الله شناسى، ج3، ص: 27 و حريم قدس، ص: 78)
و بد تر آن که همین عارف نمایان قطب اعظم صوفیه را با آثار پر از انحراف و التقاطش معصوم نیز می پندارند! (telegram.me/gholow2/134) اما چه عجب که وقتی خود مدعی تسلط بر نفوس عالمیان و مشاعره با خداوند هستند! (نور مجرّد، ص 329، دروس هيئت، ج1، ص: 321 و ر.ک t.me/gholow2/140)
Post #555
1.51K