#خصیبی، پیشوا و نظریهپرداز غالیان
در حد اطلاعات ناقص نگارنده، خصیبی چند اقدام ویژه داشته است که او را در میان غالیان بسیار مطرح کرده است:
اول، برخی از اصول كلام مذهب نصیریه بهدست حسین بن حمدان خصیبی (م 346 یا 358ق) نهاده شده، تعالیم وی پردازشی التقاط از عناصر غلو شیعی، مسیحیت و معتقدات ایرانیان پیش از اسلام است. به عقیده نصیریه خدا ذات یگانه است مركب از سه اصل لایتجزی به نامهای «معنی» و «اسم» و «باب» این تثلیث به نوبت در وجود انبیا مجسم و متجلی گشته، آخرین تجسم با ظهور اسلام مصادف شد و آن ذات یگانه در تثلیث لایتجزایی و در وجود علی و محمد و سلمان فارسی تجسم یافت بدین سبب تثلیث مزبور را با حرف «عمس» معرفی میكردند كه اشاره به سه حرف اول نامهای علی و محمد و سلمان فارسی است.»
خصیبی در رساله رستباشیة (ج2 تراث علوی، ص40) می نویسد:
«فإن قال قائل فما الفرق بین الإسمین محمد و علی؟
قلنا له: محمد هو الله هو الذی الذی فی فاتحة الکتاب و کل حمد مسمی فهو محمد و هو آدم و ادریس و نوح و هود و لوط و ابراهیم و موسی و عیسی و کل نبی مرسل.
کما ان المعنی هو کل وصی و امام و انما سمی علیا تفرقة بینه و بین محمد، اذ کل شیء لا یعرف الا باسمه و نسبه. فمن ذلک انک لو قلت الانسان: یا رجل و هو بین الرجال لم یجبک. و فاذا دعوته باسمه اجابک. هذا الاسم یقع علی کل شیء...»
تعابیر موهم الوهیت یا تناسخ یا حلول در آثار خصیبی بسیار زیاد است؛ مانند «أَنَا هُوَ وَ هُوَ أَنَا» نسبت به چند امام (الهداية الكبرى، ص315) و یا تعابیر منقول از امام که «انا موسی و انا ابراهیم و ...» و یا «فانی نبیّ» (الهداية الكبرى، ص397) که یادآور اندیشه تناسخ و تطور و تجلی غالیان است. یا در رساله رستباشیة (ص30 از ج2 تراث علوی) در وصف خداوند آورده:
«الا تری انه لیس فی الخلق احد الا موسی اقرب الی الله منه و انه اسمه و حجابه و نفسه و هو محمد القائم بکل نبوة و رسالة...» و...
همه
تعابیر بسیار شایع غالیان است که ابداً در منابع امامیه از آن اثری نیست.
دوم، ابتکار حقیقة محمدية
خصیبی در این راستا عقیده الوهیت اهل بیت علیهم السلام را در قالبی صوفیانه ریخته است که در آن از عقاید ادیان مختلف و تناسخ نیز بهره جسته است. در این دیدگاه چیزی مانند وحدت وجود صوفیه در مورد اهل بیت ع مطرح شده است. همان مطالبی که بعدها شیخیه در علل مادی و صوری دانستن اهل بیت ع برای عالم از آن تاثیر گرفتند، مانند این تعبیر الهداية:
«قبل حلول انوارنا و ارواحنا فی الاجسام الأعراض و التمکین بمکیین لا یحول...» (t.me/gholow2/217)
و در خاتمة فقه الرساله (الرستباشیة، ص124 از ج2 تراث علوی) آورده:
«کل نفس ذائقة الموت، فهی کل نفس مخلوقة من محمد...»
شاید در نگاه اول توهم شود، که ممکن است این سخنان تأویل صحیحی داشته باشد. اما واقع آن است که چیزی جز همان سخن باطل پیشین نیست.
@gholow2
Post #297
1.88K