🚪بَابُ صِفَاتِ الذَّاتِ
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ اَلْكَاهِلِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي دُعَاءٍ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ مُنْتَهَى عِلْمِهِ فَكَتَبَ إِلَيَّ لاَ تَقُولَنَّ مُنْتَهَى عِلْمِهِ فَلَيْسَ لِعِلْمِهِ مُنْتَهًى وَ لَكِنْ قُلْ مُنْتَهَى رِضَاهُ.
عبد الله بن یحیی کاهلی گوید: به امام کاظم (علیه السلام) (نامه) نوشتم (و پرسیدم) در مورد این دعا: الحمد لله منتهی علمه (یعنی حمد و ستایش مخصوص خدایی است که غایت نهایی، علم او است.) [یعنی حمد خدا همان جایی است که علم او به ان ختم می شود.]. امام (در پاسخ) به من نوشت: نگو منتهی علمه (یعنی غایت نهایی علم او است) چرا که برای علم او (خدا) منتهی و غایتی نیست ولکن بگو منتهی رضاه (یعنی غایت نهایی، رضایت او است).
نشانی: الکافي ج ۱، ص ۱۰۷
نکته:
در اینجا باید به این نکته توجه داشت که صفات خدا به دو دسته تقسیم می شوند، صفات ذاتی و صفات فعلی.
صفات ذاتی، صفاتی هستند که عین ذات الهی هستند در نتیجه نامحدود هستند، مثل صفت قدرت، علم، حی (زنده بودن) و ...؛ اما صفات فعلی عین ذات نیستند بلکه از ذات جدا هستند در نتیجه محدود و مخلوق هستند، مثل صفت رازق بودن، خالق بودن، رضایت و ....
امام کاظم (علیه السلام) در این روایت دو تا از صفات خدا رو به ما می اموزد که یکی مربوط به صفات ذاتی خدا هست و منتهی و غایت ندارد و دیگری مربوط به صفات فعلی خداست و محدود است.
در ادامه این نکته را اضافه می کنم که منظور از رضایت می تواند رضایت از عمل یک بنده باشد، که یعنی هر عمل یک حد خاص از رضایت را دارا است و در نتیجه محدود است.
🆔 @ganjinekafi