📖 كِتَابُ فَضْلِ الْعِلْمِ
🚪بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْيِ وَ الْمَقَايِيسِ
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَی عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فُقِّهْنَا فِي اَلدِّينِ وَ أَغْنَانَا اَللَّهُ بِكُمْ عَنِ اَلنَّاسِ حَتَّی إِنَّ اَلْجَمَاعَةَ مِنَّا لَتَكُونُ فِي اَلْمَجْلِسِ مَا يَسْأَلُ رَجُلٌ صَاحِبَهُ تَحْضُرُهُ اَلْمَسْأَلَةُ وَ يَحْضُرُهُ جَوَابُهَا فِيمَا مَنَّ اَللَّهُ عَلَيْنَا بِكُمْ فَرُبَّمَا وَرَدَ عَلَيْنَا اَلشَّيْءُ لَمْ يَأْتِنَا فِيهِ عَنْكَ وَ لاَ عَنْ آبَائِكَ شَيْءٌ فَنَظَرْنَا إِلَی أَحْسَنِ مَا يَحْضُرُنَا وَ أَوْفَقِ اَلْأَشْيَاءِ لِمَا جَاءَنَا عَنْكُمْ فَنَأْخُذُ بِهِ فَقَالَ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ فِي ذَلِكَ وَ اَللَّهِ هَلَكَ مَنْ هَلَكَ يَا اِبْنَ حَكِيمٍ قَالَ ثُمَّ قَالَ لَعَنَ اَللَّهُ أَبَا حَنِيفَةَ كَانَ يَقُولُ قَالَ عَلِيٌّ وَ قُلْتُ :' قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ حَكِيمٍ لِهِشَامِ بْنِ اَلْحَكَمِ وَ اَللَّهِ مَا أَرَدْتُ إِلاَّ أَنْ يُرَخِّصَ لِي فِي اَلْقِيَاسِ.
محمد بن حکیم گوید: به امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: فدایت شوم، ما در دین فقیه (عالِم) شدیم و خدا به وسیله شما ما را از [علم] بقیه مردم غنی و بی نیاز ساخت. تا جایی که گروهی از ما که در مجلسی می نشینند کسی از دوست خود سوالی نمی پرسد (چرا که) سوال و جواب در نزد خودش حاضر است به واسطه ی مِنَتی که خدا توسط شما بر ما گذاشت. اما گاهی اوقات سوالاتی مطرح می شود که از جانب تو و پدرانت (علیهم السلام) سخنی در مورد ان صادر نشده پس نگاه می کنیم به بهترین چیزی که در دست داریم و موافق ترین چیز با روایات شما و به ان عمل می کنیم (ان را اخذ می کنیم). امام (علیه السلام) فرمود: وای بر شما، وای بر شما از این کار. به خدا قسم هلاک شد انکه هلاک شد (هرکس هلاک شد به واسطه این کار بود.) ای پسر حکیم. سپس فرمود: خدا ابو حنیفه را لعنت کند، او می گفت: علی (علیه السلام) این نظر را دارد و من نظر دیگری دارم.
محمد بن حکیم به هشام بن حکم گفت: به خدا قسم از این سخنم چیزی اراده نکرده بودم جز انکه امام به من اجازه استفاده از قیاس (در امور دینی) را بدهد.
نشانی: الکافي ج ۱، ص ۵۶
🆔 @ganjinekafi
Post #42
341
- 👍 2