بسیاری میگویند «تکرار از استعداد مهمتر است» و افراد موفق را کسانی میدانند که صرفاً بیشتر تمرین کردهاند. این ادعا تا چه حد با شواهد علمی همخوانی دارد؟!
- نقش تمرین هدفمند
نظریه «تمرین هدفمند» (Deliberate Practice) که اریکسون و همکارانش در سال ۱۹۹۳ مطرح کردند، نشان داد نوازندگان نخبه هزاران ساعت بیشتر از نوازندگان متوسط تمرین ساختاریافته داشتهاند. این پژوهش پایهگذار حوزه علم تخصص شد. از منظر عصبشناسی، این یافته با مکانیسم نوروپلاستیسیته همخوانی دارد:
تکرار یک مهارت، اتصالات سیناپسی مرتبط را از طریق فرایندی به نام تقویت درازمدت (LTP) تقویت میکند و مسیرهای عصبی مربوط به آن مهارت را پایدارتر میسازد.
- این مکانیسم زیربنای بازتوانی عصبی در بیماران سکته مغزی و همچنین یادگیری مهارتهای حرکتی در ورزشکاران و نوازندگان است. مکانیسم سلولی نوروپلاستیسیته بهخوبی تثبیتشده،
«تمرین بهتنهایی کافی نیست»
اینجاست که باید از سادهسازی پرهیز کرد. متاآنالیزهای بعدی (Macnamara و همکاران، ۲۰۱۴) نشان دادند تمرین هدفمند تنها حدود ۲۶٪ از تفاوتهای عملکرد در موسیقی و ۳۴٪ در شطرنج را توضیح میدهد؛ رقمی قابلتوجه اما بسیار کمتر از ادعای اولیهٔ اریکسون مبنی بر اینکه تمرین «عمدتاً» تعیینکنندهٔ عملکرد نهایی است.
- حتی تلاش برای بازتولید مستقیم پژوهش اصلی روی نوازندگان ویولن (Macnamara & Maitra, 2019) یافتهٔ اصلی را تکرار نکرد. این یعنی عوامل دیگری مانند ژنتیک، سن شروع، کیفیت آموزش، و تفاوتهای فردی نیز نقش معناداری دارند و نمیتوان گفت تکرار بهتنهایی «مهمتر» از استعداد است بلکه هر دو در تعامل با هم عمل میکنند.
- جمعبندی
باور به اینکه «هر کس تمرین کند به هر سطحی میرسد» سادهانگارانه و غیردقیق است. آنچه شواهد نشان میدهند تمرین هدفمند و مکرر، سهم بزرگ و قابلاندازهگیری در شکلگیری مهارت دارد و این سهم ریشه در تغییرات واقعی و قابل مشاهدهٔ مغز دارد. اما این سهم «همهچیز» نیست؛ عوامل زیستی و محیطی دیگر نیز در کنار آن اثرگذارند. جمله دقیقتر از «تکرار مهمتر از استعداد است» این است: تکرار هدفمند، شرط لازم برای تبدیل استعداد بالقوه به مهارت واقعی است، نه جایگزینی برای آن.
Source: 1 - 2 - 3 - 4
-
«Channel of science is for all»