- چرا مسئولین سیستم های فرسوده و ناکارآمد بجای حل مشکلات و مدیریت، مردم را مقصر جلوه میدهند؟!
- مشکل خود ماییم! یا اینطور به ما گفتهاند؟!
در تحلیلهای علوم اجتماعی و سیاسی، یکی از مؤلفههای کلیدی در تداوم قدرتهای ناکارآمد، توانایی آنها در «بازتعریف واقعیت» از طریق کنترل روایت است. در جوامعی که ساختارهای حکمرانی از پاسخگویی و حل ریشهای مشکلات ناتوان شدهاند، معمولاً بهجای پذیرش مسئولیت، کوشیده میشود با بازنویسی علل بحرانها و جابهجایی مقصران، افکار عمومی را مدیریت کنند. این فرایند نهتنها نگاه مردم را از منشأ واقعی مسائل منحرف میسازد، بلکه در بلندمدت به نوعی درد مزمن اجتماعی دامن میزند؛ دردی که نهادینه میشود و از سطح جامعه به درون روان افراد نفوذ میکند.
در چنین شرایطی، پاسخگویی جای خود را به مقصریابی در میان مردم میدهد و مطالبهگری جمعی، به خودانتقادی فردی یا سرزنش متقابل بین اقشار مختلف جامعه تبدیل میشود. آنچه در ادامه میخوانید، تحلیلی است از سازوکار «کنترل روایت» و پیامدهای آن در قالب مفاهیمی چون «دردمندی نهادینهشده»، همراه با نمونههایی از کشورهایی که چنین الگوهایی را تجربه کردهاند؛ کشورهایی که شباهتهای نگرانکنندهای با برخی وضعیتهای جاری دارند.
کنترل روایت (Control of Narrative):
کنترل روایت، ابزاری قدرتمند در مدیریت اجتماعی است. دولتها از آن برای جهتدهی به افکار عمومی و تحریف یا بازسازی درک مردم از واقعیتهای ملموس استفاده میکنند. تمرکز اغلب بر منحرف کردن نگاه جامعه از ریشههای ساختاری مشکلات، و مقصر نشان دادن عوامل بیرونی یا فرهنگی است. این تکنیک، راهی برای سلب مسئولیت حکمرانی و تداوم اقتدار بدون پاسخگویی است.
دردمندی نهادینهشده (Institutionalized Suffering/Guilt):
با تکرار روایتهایی که بار بحرانها را بر دوش مردم میگذارند، نوعی «دردمندی نهادینهشده» در جامعه شکل میگیرد. مردم، در حالی که قربانیاند، خود را مقصر مشکلات میپندارند. این حس گناه و بیکفایتی مزمن، به مرور منجر به کاهش مطالبهگری، پذیرش وضعیت موجود، و جستوجوی راهحلهای انفرادی و بیاثر میشود.
ونزوئلا:
در دوران بحران در ونزوئلا، در حالی که سوءمدیریت، فساد ساختاری و فروپاشی اقتصادی آشکار بود، روایت رسمی نظام بر «جنگ اقتصادی» و «تحریمها» تمرکز داشت. مردم به مصرفگرایی و عدم همکاری متهم میشدند، و نه نهادها. این کنترل روایت، بستری فراهم کرد تا ناکارآمدی، مشروعیتزدایی نشود و اعتراضات عمومی مهار گردد.
زیمبابوه:
در زیمبابوه نیز شاهد الگوی مشابهی بودیم. بهجای پذیرش تبعات تصمیمات اشتباه اقتصادی و فساد حاکم، مسئولیت بحرانها به گردن عوامل خارجی یا «رفتار مردم» انداخته میشد. مردم، بهجای آنکه قدرت را پاسخگو بخواهند، به درون خود و یکدیگر خیره میشدند.
کنترل روایت، ابزاری راهبردی برای بقای ساختارهاییست که پاسخگویی در آنها جای خود را به فرافکنی داده است. در این الگو، واقعیت به گونهای بازنویسی میشود که بحرانها نه از دل تصمیمات اشتباه و فساد، بلکه از سبک زندگی مردم ناشی میشود. این وارونگی حقیقت، جامعهای را میسازد که بهجای اعتراض، سکوت میکند؛ و بهجای تغییر، خود را مقصر میداند.
«Channel of science is for life»
Post #1735
1.77K
Forwarded from Science is for all🔬 (Мой)
- 👍 5
- ❤ 1