در اوقاتی که همشیره (عیال سعدالدوله) نالان بود و در منزل، تحتِ توجهِ والده، او را به هر وسیله مشغول میداشتند، بیبیخانم زنی بود نقاله و قواله؛ و به قولِ فاضلخان گروسی، در جوانی خوشمنظر، عشوهگر، شیطانه، فتانه، مردانهپوش، پیمانهنوش، با یک عالم ناز و آتشاندازِ خرمنِ پیر و جوان.
پس از سفیدیِ مو و سیاهیِ رو، زردیِ دندان و خشکیِ پستان، قطعِ عادت و ختمِ لعنت، جانماز آب میکشید، دعا میداد و جن میگرفت؛ هفتههفته در منزلِ ما پلاس بود و همشیره را مشغول میکرد.
خاطرات خطرات، مهدیقلیخان هدایت، ص۲۷
🎀 @fetnehgarr
