صاحبمنصبان روس و دختران آنها، بعضی از زنهای گرجی در دور بالای تماشاخانه نشسته بودند، همه لخت، سینه باز، هفت هشت زنِ خوب داشت؛ بهقدر یک ساعت و نیم بازی درآوردند.یک زن بسیار فربه گردنکلفت مجسمه سنگی شده بود، آواز میخواند.
یک پسر و یک شخصی که یهودی شده بود میخواندند و میآمدند میرفتند؛ فقط بد نبود. صاحبمنصبان هم همه پایین نشسته بودند. پرده که پایین افتاد، برخاسته بستنی خوردیم.
روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه، سفر دوم فرنگستان، ص۸۲
🎀 @fetnehgarr
