TGViewer
احمد عزتی پرور احمد عزتی پرور @ezzatiparvar · 994 subscribers
Post #13091 115
#حافظانه
شرح غزل شماره155دیوان حافظ خانلری:

نَقْدِ صوفی، نه همه صافیِ بی‌غَش باشد؛
ای بَسا خِرقه، که شایسته‌ی آتش باشد.

داشته‌های فکری و باورهای صوفی و زاهد و عابد، همیشه پاک و بی‌آلایش نیست. چه بسیار لباس‌های زاهدانه‌ای که شایسته‌ی سوزاندنند.
منظور حافظ، البته پارچه‌ی لباس نیست، بلکه به مَجاز«حال و مَحل» کسی است که این‌لباس را پوشیده است و منظور شخص جسمانی زاهد و صوفی هم نیست، باورها و عقاید اوست که برای زندگانی سودمند نیستند.

در گذشته به سکّه‌های طلا«نقد» می‌گفتند. گاهی برخی شیّادان، به مس یا فلز دیگر، روکشی از طلا می‌زدند و سکه‌ی طلای قلّابی می‌ساختند و به بازار می‌دادند. به این افزوده‌های بی‌ارزش فلزی«غش» می‌گفتند که با تصفیه یا از صافیِ آتش گذراندن، معلوم می‌شد. باورهای زاهد و صوفیِ مورد نظر حافظ نیز، فلزی بی‌ارزش بود که با روکشی قلابی از تقدس و احترام، ارزشمند نشان داده می‌شد. ریاکاری، همین بود.

صوفیِ ما، که زِ وِرْدِ سَحَری مست شدی،
شامگاهَش نِگران باش! که سَرخَوش باشد.

فقط وِرد و نیایش و دعای بامدادی صوفی را نبین که برای فریب دیگران انجام می‌دهد؛ به سرخوشی‌های پنهانی شبانه‌اش هم نگاه کُن!
«نگران» ایهام دارد:1-نگاه کن!2-نگران ریاکاری باش!

خوش بُوِد گر مِحَکِ تَجربه آید به میان؛
تا سیه‌روی شود، هرکه در او غَش باشد.

شاعر، با توجه به توصیف بیت نخست در باره‌ی اهل زُهد و ریاکار می‌گوید: خیلی خوب می‌شد اگر ابزار(محک) راستی‌آزماییِ فریبکاران فراهم می‌شد تا رسوا و سیاه‌رو می‌شدند.
اگر طلا ناخالص و قلّابی بود با کشیدنِ سنگِ محک روی آن، سیاه می‌شد. منظور حافظ نیز این است که این تزویرگران نیز سیاه‌رو و ناخالص هستند.

نازْ پَروَردِ تَنَعُّم، نَبَرَد راه به دوست؛
عاشقی، شیوه‌ی رِندانِ بَلاکش باشد.

فریبکارانی که پیوسته از دوست(خدا) سخن می‌گویند، هرگز به او نخواهند رسید. عاشقی، کارِ انسان‌های بلاکش و رنجدیده است نه کسانی که در ناز نعمت و رفاه بزرگ شده‌اند.

غمِ دنیای دَنی چند خوری؟ بادِه بخواه!
حیف باشد دلِ دانا، که مُشَوَّش باشد.

دنیای ریاکران و حسرت داشتن چنان زندگانی، ارزش ندارد که غصّه‌اش را بخورند. شراب عشق بخواه و شادی کن! حیف است که دانای عاشق، خو را برای دنیای پستِ فریبکاران، آشفته و نگران سازد.

خطِّ ساقی، گر از این‌گونه زنَد نَقْش بر آب،
ای بسا رُخ، که به خونابه مُنَّقَش باشد.

اگر گیسوی محبوبم این‌گونه بر چهره‌ی با طراوت و شادابش بیفتد و سیاهی در سپیدی به صورتی دل‌انگیز آشکار شود، چه چهره‌ها که با اشکِ خونین، رنگین خواهد شد.
یعنی خط (گیسو) مانند قلمی سیاه بر چهره‌ی چون آب و لطیف و زلالِ ساقی، نقشی زیبا و شگفت(نقش بر آب) می‌آفریند. کسانی که این چهره‌ی زیبا را می‌بینند، مشتاق بوسیدن آن می‌شوند. اما چنین کاری ناممکن است. پس، از این محرومیت، اشکِ خونین بر صورت می‌ریزند و نقشی دیگر از خون بر چهره‌ی خویش می‌سازند.
«تشخیص» یا شخصیت‌بخشی صورت گرفته و خط به نقاش یا خطاطی مانند شده که می‌تواند خطی بنویسد یا نقشی بکِشد.
معنای دیگر این است: از دوری ساقی، یاد رُخسارش افتادم. گریه‌ام گرفت. تصویرِ خیالی او روی اشکم، مانند نقشی بود که روی آب کشیده باشند. رنگِ گُلی چهره‌ی ساقی با آبِ چشمم در آمیخت. اشک، سرخ شد و به صورتم ریخت و چهره‌ام به خونابه رنگین شد.

دَلْق و سَجّاده‌ی حافظ، بِبَرَد باده فُروش،
گر شراب از کفِ آن ساقیِ مَهْوَش باشد.

اگر آن ساقی ماهرو شراب بدهد، حافظ لباس و سجاده‌اش را در میخانه گرو می‌گذارد تا جامی از دستِ این زیبا بنوشد.
حافظِ شاعر، اهل خِرقه و سجّاده نبود. باید توجه داشت که«حافظ» به معنای حافظِ قرآن نیز هست. معلوم می‌شود شاعر از نامِ شاعرانه‌ی خویش برای ساختن یک ایهامِ منتقدانه بهره برده است. کسانی که قرآن را دامِ تزویر و فریب کرده‌اند، حاضرند برای باده‌نوشی، حتی لباس و سجاده‌ی خود را نیز گرو بگذارند یا بفروشند.
معنای دیگر: اگر ساقیِ عشق شراب بدهد، حتی ریاکارانِ فریبکار نیز ممکن است از باورهای خرافی و ضد انسانی خود دست بردارند و محتوای ذهنی و لباس مناسب با آن را دور بیندازند.

https://telegram.me/ezzatiparvar
Telegram احمد عزتی پرور سلام. کانالی که در برابر نگاه دوستداران ادب فارسی قرار دارد، جز ادبیات، به فلسفه و فرهنگ و هنر نیز گوشه‌چشمی دارد. انسان معاصر در فضای تهی اخلاق و عشق و فرهنگ، سر درگُم مانده است. امید که بتوانیم به یاری خود برخیزیم. https://telegram.me/ezzatiparvar
More from @ezzatiparvar
  1. Oct 17, 2026#طرحی_ازتاریخ_طنز_فارسی (6) چرا انسان می‌خندد؟ در کتاب ارزشمند «ریشه‌های تاریخی قصه‌های پر…
  2. Oct 17, 2026#حافظانه غزل شماره155دیوان حافظ خانلری: نَقْدِ صوفی، نه همه صافیِ بی‌غَش باشد؛ ای بَسا خِر…
  3. Oct 16, 2026#معلم پاسداشتِ معلم نمونه‌هایی از شعرهای شاعران درباره معلم و دانش‌آموز و مدرسه: فریاد ازآ…
  4. Oct 16, 2026#اندیشه گاهی نشان دادنِ یک‌باور به صورتی زشت و نازیبا، می‌تواند جذابیتِ آن را در دلِ جویند…
  5. Oct 15, 2026#سنگام یادش خوش سال‌هایی که فیلم‌های هندی درایران خیلی پخش می‌شد. چقدر هم بیننده داشتند! م…
  6. Oct 15, 2026#سزیف افسانه‌ی«سیزیِف» یکی از نمادهای انسانی است که بیهوده زندگی می‌کند و هر روز بارِ گران…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →