TGViewer
Channel Public Channel
انگاره‌‌‌‌ | رسانه علوم اجتماعی و سیاست‌گذاری اجتماعی

انگاره‌‌‌‌ | رسانه علوم اجتماعی و سیاست‌گذاری اجتماعی

@engarenet

دسترسی به آرشیو کتابخانه، مقاله، مالتی‌مدیا و تحلیل‌های جامعه‌شناسی و سیاستگذاری اجتماعی
http://Engare.Net

ارتباط با:
@ATU_SOCIOLOG

اینستا:
Instragram.com/EngareNet
عضویت در:
کار علوم اجتماعی
رویداد علوم اجتماعی
https://t.me/addlist/FSCJvPqZpVZiZDZk
Subscribers
1.98K
Photos
212
Videos
2
Links
1K
Recent Posts 20 shown
Post #1491 1.16K
🔸بازگشت به عصر قرارداد

مصدق در حافظه جمعی ایران بیش از یک نخست‌وزیر است؛ نماد استقلال ملی، حاکمیت قانون، مهار قدرت دربار و بازپس‌گیری ثروت عمومی. حملات اخیر به او دیگر به بازخوانی تصمیم‌های تاریخی محدود نیست؛ اعتبارزدایی از میراث ملی‌شدن نفت و حتی نفی حاکمیت ملی را دنبال می‌کند. ادعای بیگانگی نسل جدید با مصدق و شیفتگی آن به قوام و فروغی نیز بخشی از همین منازعه بر سر معنای سیاست و آینده ایران است.

در منطق نئولیبرالی، مالکیت خصوصی و قواعد قرارداد بر اراده جمعی و عدالت توزیعی تقدم می‌یابند و ملی‌شدن نفت به نقض تعهدات قراردادی فروکاسته می‌شود؛ آنچه حذف می‌شود نابرابری قدرت میان ملتی زیر سلطه و دولتی استعمارگر است. شرکت نفت انگلیس و ایران بنگاهی مستقل نبود؛ منافعش با خزانه‌داری و قدرت نظامی بریتانیا گره خورده بود. مصدق نماد سوژه سیاسی جمعی است که قرارداد و بازار را تابع کرامت انسانی می‌خواهد، نه برعکس.

اما در قرائت اقتدارگرایانه از اندیشه ایران‌شهری، بقای کشور به دولت متمرکز و تدبیر نخبگان درباری وابسته می‌شود. مصدق با اصرار بر حق حاکمیت مردم و برتری مجلس بر دربار این صورت‌بندی را به چالش می‌کشد. قرار دادن قوام و فروغی در جایگاه عقلانیت و نشاندن مصدق در سوی ماجراجویی، تفاوت پاسخ‌های آنان را پاک می‌کند و تکنوکراسی بی‌مشارکت مردم را بر سیاست دموکراتیک برمی‌کشد. مصادره نسل جوان و نسبت دادن شیفتگی به قوام و فروغی به کل نسل زد، تنوع مطالبات آزادی، برابری و مشارکت را پشت تصویری رسانه‌ای پنهان می‌کند.

تخریب مصدق برای نئولیبرالیسم ایرانی جدالی صرفاً تاریخی نیست. بی‌اعتبار کردن پیوند آزادی و حاکمیت ملی راه را برای خصوصی‌سازی منابع عمومی و تقلیل آزادی به گردش سرمایه باز می‌کند. نزاع بر سر مصدق، نزاع بر سر امکان آینده‌ای بیرون از دوگانه استبداد سنتی و استبداد تکنوکراتیک است: دموکراسی بدون اختیار جامعه بر منابع خود تهی می‌شود و بازارِ رها از عدالت، کرامت انسانی را قربانی می‌کند.

فرشاد گودرزی در پاسخ به این پرسش که چرا جریان‌های نئولیبرال و مدافعان اندیشه ایران‌شهری به تخریب میراث مصدق روی آورده‌اند، این تحلیل را نوشته است. متن کامل را در انگاره بخوانید.

Engare.net/mossadegh-and-the-future


🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت 🌐تلگرام 👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی بازگشت به عصر قرارداد چرا نئولیبرال‌ها و طرفداران ایران‌شهری به مصدق حمله می‌کنند؟ نقدی بر ادعای هم‌سویی نسل زد با قوام و فروغی، و تبارشناسی گفتمان ضدمصدق در ایران امروز.
  • 👍 4
  • 👎 2
Post #1489 1.73K
🔸ماشین خشم و دیگری
نقدی بر روانشناسی فرویدی
ایمان نمدیان پور

آیا خشم چیزی است که در درون ما اتفاق می‌افتد و با کنترل نفس، مراقبه و تزکیه می‌توان آن را مهار کرد؟ یا باید خشم را در مناسباتی جست‌وجو کرد که امکان خشمگین شدن را برای انسان‌ها به وجود می‌آورند؟

انسان موجودی ثابت و یکدست نیست؛ دائماً در حال شدن است و در اتصال با نیروها، بدن‌ها، میل‌ها و جهان پیرامون خود، امکان‌های تازه‌ای برای زیستن تولید می‌کند. اقتصاد، آزادی و عدالت نیز صرفاً مفاهیمی انتزاعی نیستند، بلکه بخشی از همین امکان‌های زیستن و امتداد یافتن انسان‌اند. وقتی این امکان‌ها محدود می‌شوند و یک نیرو امکان‌های نیروی دیگر را از کار می‌اندازد، خشم می‌تواند از دل همین انسداد متولد شود.

در این میان، خشم دیگر صرفاً مسئله‌ای فردی نیست که بتوان آن را به شخصیت، روان یا ناتوانی انسان در کنترل خود فروکاست. جامعه خشمگین محصول انباشت نیروهایی است که امکان تفاوت، آزادی، عدالت و شدن را محدود می‌کنند؛ جایی که دیگری نه فقط پذیرفته نمی‌شود، بلکه امکان بودن و خواستن از او گرفته می‌شود.

پس پرسش این نیست که چگونه بر خشم خود غلبه کنیم؛ پرسش این است که چه نیروهایی ماشین خشم را می‌سازند و چگونه خشم فردی به یک نیروی جمعی تبدیل می‌شود؟

متن کامل ماشین خشم و دیگری نوشته ایمان نمدیان پور را در #انگاره بخوانید.

Engare.net/machine-of-rage

🤝 رسانه، لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت 🌐تلگرام 👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی ماشین خشم و دیگری ماشین خشم چگونه ساخته می‌شود و چه نیروهای و «تفاوت‌های در خود یا همان متفاوت شدن نه متفاوت بودن»، امکان‌های خشمگین شدن را به وجود می‌آورند؟ آیا مراقبه و
  • ❤ 3
Post #1488 2.78K
🔰 به حساب آوردنِ چه کسی؟

زنی در اتاقک زیرشیروانیِ غبارآلود نهادهای ما، مشغول تصمیم‌گیری درباره اینکه چه چیزی نظریه فمینیستی به‌حساب می‌آید و چه چیزی نه؛ شادمان و سرمست، درحالی‌که برخی آثار را کنار می‌گذارد و جعلی‌شان می‌نامد. آیا آن زن منم؟ آیا تو آن زن هستی؟ از همین پرسشِ آشنا و آزاردهنده است که این مقاله آغاز می‌شود: تعیین اینکه چه نوشتاری «نظریه» نامیده شود، هرگز کاری خنثی نیست. همیشه کسی—در قالب برنامه‌های درسی، قفسه‌بندی کتاب‌فروشی‌ها، یا سلسله‌مراتب دانشگاهی—مرز میان نظریه و غیرنظریه را ترسیم می‌کند؛ و نویسنده به‌جای پرسیدن از چیستیِ نظریه فمینیستی، از کجایی و چگونگی تولید آن می‌پرسد، حرکتی که مسئله را از حوزه ترجیح شخصی به حوزه سیاست‌های نهادی منتقل می‌کند.

از این نقطه، بحث به روایت ترزا دلارتیس از فمینیسم آمریکای دهه ۱۹۸۰ می‌رسد: کار فمینیستی تنها در بستری «پسااستعماری» به‌مثابه نظریه فمینیستی به رسمیت شناخته شد، یعنی زمانی که فمینیسم موجودیت خودش را به پرسش کشید. از همین‌جا نقد فمینیست‌های سیاه‌پوست از فمینیسم سفید مطرح می‌شود و نشان داده می‌شود نقد درونی، نه توقف کنش سیاسی، بلکه شرط پاسخگو ماندن نسبت به آن است. مسیری که در نهایت به این می‌رسد: نظریه‌پردازی فمینیستی باید فرایندی متحرک و جمعی دیده شود، نه ابژه‌ای ثابت که فقط عده‌ای مجازند آن را تعریف کنند؛ شاید این‌گونه، آن زن تنها در اتاقک زیرشیروانی، دیگر به‌حساب نیاید.

سارا احمد این یادداشت را در پاسخ به همین پرسش نوشته—چه چیزی نظریه فمینیستی محسوب می‌شود و چه کسی حق دارد این مرزبندی را تعیین کند. این متن را با ترجمه آیدا راوری در انگاره بخوانید.
engare.net/whose-counting

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت 🌐تلگرام 👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی به حساب آوردنِ چه کسی؟ چه کسی تعیین می‌کند چه چیزی نظریه فمینیستی به‌حساب می‌آید؟ سارا احمد در این مقاله نشان می‌دهد که این پرسش، نه فلسفی که کاملاً سیاسی و نهادی است.
  • ❤ 7
  • 🔥 2
  • 👍 1
Post #1487 3.03K
🔰 جنبش «می تو» و دیگریِ فرودست

جنبش می‌تو صرفا یک هشتگ نبود؛ روایتی بود از چگونگی برساخته‌شدن یک نیروی افشاگرایانه در برابر قدرت‌های ریز و نادیده‌شده‌ای که به زبان فوکو، حتی در سایه‌ی قانون هم از دید پنهان می‌مانند. ریشه‌های این جنبش را باید در سال ۲۰۰۶ و نزد تارانا برک جست‌وجو کرد؛ فعالی که برای فرودست‌ترین زنان، یعنی زنان رنگین‌پوست آمریکایی، فضایی برای بیان آسیب ساخت. برک به‌جای «قربانی» از کلمه‌ی «بازمانده» استفاده کرد، چون قربانی یعنی موجودی شکست‌خورده و فاقد عاملیت، اما بازمانده کسی است که با همه‌ی زخم‌هایش همچنان در حال شدن است.

این جنبش در سال ۲۰۱۷ با توییت آلیسا میلانو به نیرویی جهانی بدل شد و از استودیوهای هالیوود فراتر رفت؛ کارگران هتل، خدمتکاران خانگی، کارگران مزارع کالیفرنیا و فلوریدا و کارگران فست‌فود، هرکدام صدایی از سکوتی تاریخی را شکستند. اما در فرانسه، این جنبش با مقاومتی متفاوت روبه‌رو شد؛ سنتی ادبی و سینمایی که قرن‌ها اغواگری را نه رفتاری ناپسند بلکه هنرورزی می‌دید، طوماری در لوموند و جدالی میان آزادی بیان و افشاگری برانگیخت.

#ایمان_نمدیان‌پور در یادداشتی تحلیلی، این مسیر پرپیچ‌وخم را از دل نظریه‌ی قدرت فوکو، تاریخ تارانا برک، تا مواجهه‌ی متفاوت فرانسه با جنبش می‌تو بازخوانی کرده و نشان می‌دهد چگونه «دیگریِ فرودست» در این جنبش برای اولین‌بار امکان سخن‌گفتن از «آنچه نمی‌توان گفت» را یافت.
متن کامل این یادداشت را در انگاره بخوانید.
engare.net/metoo-and-the-subaltern-other

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت   🌐تلگرام   👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی 
  • 👍 4
  • ❤ 3
Post #1486 2.81K
🔸 بحران تنش و مهار در ایران

جامعه ایران در طول دهه‌های اخیر به دو طیف نسبتاً پایدار تقسیم شده است؛ طیفی شهری، تحصیل‌کرده و نوگرا که خواستار توسعه سیاسی، آزادی‌های مدنی و بازتعریف سبک زندگی است، و طیفی دیگر که به دلایل اعتقادی، سنتی یا معیشتی، ثبات موجود را بر تغییر ترجیح می‌دهد. این شکاف صرفاً فرهنگی نیست، بلکه ریشه در تجربه‌های نابرابر از توسعه اقتصادی و دسترسی به قدرت دارد و در کنار آن، بی‌اعتمادی تاریخی مشترک نسبت به مداخلات خارجی، از دوران قاجار تا جنگ ایران و عراق، حافظه جمعی هر دو طیف را شکل داده است.

در همین حال، نظام سیاسی حاکم با حفظ رقابتی محدود و کاملاً مدیریت‌شده در قالب انتخابات و گردش نخبگان، نوعی «ثبات کنترل‌شده» را تضمین کرده که بیشتر محصول مهار ساختاری است تا مشروعیت اجتماعی گسترده. این وضعیت در مواجهه با انفجار جمعیتی و نسلی جدید که با گسترش ارتباطات و فناوری‌های نوین رشد کرده، اما با نهادهای اقتصادی و سیاسی سنتی و ناکارآمد روبه‌رو است، به تشدید نارضایتی، به‌ویژه در میان زنان و جوانان، دامن زده و اعتراضات دوره‌ای همچون دی‌ماه ۱۳۹۶ را رقم زده است.

فاطمه داودزاده در این یادداشت، تحلیل آنتونی کوردزمن با عنوان «بحران در ایران: اکنون چه؟» را بررسی کرده و نشان می‌دهد که چگونه این تحلیل، به‌جای پیش‌بینی فروپاشی یا فرض ثبات پایدار، ایران را در وضعیتی به نام «تنش ساختاری پایدار» تعریف می‌کند.
برای مطالعه و آشنایی دقیق‌تر با استدلال‌های کوردزمن، متن کامل را در انگاره بخوانید.
engare.net/crisis-in-iran


🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت   🌐تلگرام   👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی بحران تنش و مهار در ایران بازخوانی گزارش آنتونی کردزمن از بحران ایران: چرا جامعه ایران نه در آستانه ژ و نه در ثبات پایدار، بلکه در تنشی ساختاری و پایدار میان دولت و نسل جوان گرفتار است.
  • ❤ 4
Post #1485 3.72K
💡 آیا روشنفکر حق دارد در لحظه‌ای که همه یک چیز را می‌خواهند بشنوند، چیز دیگری بگوید؟

رایج‌ترین سوءبرداشت درباره روشنفکر، همسان‌گرفتن او با نماینده افکار عمومی است؛ کسی که باید در هر بزنگاه، بازتاب‌دهنده احساسات غالب جامعه باشد. حال آنکه در سنت جامعه‌شناسی انتقادی، روشنفکر نه بیرون از جامعه است و نه بیرون از قدرت، بلکه کنشگری موقعیت‌مند درون میدان تولید فرهنگی و شبکه‌های دانش-قدرت است که وظیفه‌اش نه بازتاب دادن جهان، بلکه مسئله‌مند کردن آن است.

افکار عمومی نیز نام دیگر حقیقت نیست؛ پدیده‌ای اجتماعی و تاریخی است که همواره در معرض بازصورت‌بندی قرار دارد و در وضعیت‌های بحرانی، پیچیدگی جهان اجتماعی را به دوگانه‌های ساده هنجاری فرومی‌کاهد. مسئله روشنفکر دقیقاً نسبتش با همین فرایند تقلیل است؛ اگر مداخله او صرفاً به بازتاب همان عواطف از پیش موجود محدود شود، دیگر تفاوتی میان او و سایر تولیدکنندگان معنا باقی نمی‌ماند.

نیلوفر نادری در این یادداشت در پاسخ به پرسش خود، تلاش کرده که نشان دهد، روشنفکر نه سخنگوی افکار عمومی، بلکه کنشگری است که باید در لحظه غلبه هیجان جمعی، امکان پرسش، پیچیدگی و داوری مستقل را حفظ کند.
یادداشت او را در انگاره یا Instant view بخوانید:
engare.net/intellectual-public-opinion

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت 🌐تلگرام 👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
انگاره؛ رسانه علوم اجتماعی آیا روشنفکر حق دارد در لحظه‌ای که همه یک چیز را می‌خواهند بشنوند، چیز دیگری بگوید؟ بررسی انتقادی نقش روشنفکر در برابر افکار عمومی؛ آیا رسالت روشنفکری همسویی با هیجانات جمعی است یا حفظ فاصله انتقادی برای مسئله‌مند کردن قدرت و سرمایه نمادین؟
  • 👍 10
  • ❤ 1
  • 🔥 1
Post #1484 4.45K
🔰 در آغوش گرفتنِ ازخودبیگانگی: چرا راهی جز ازخودبیگانگی نیست؟

ازخودبیگانگی در این متن نه یک بیماری برای درمان، بلکه شرط بنیادین سوژه‌بودن معرفی می‌شود. تاد مک‌گوان استدلال می‌کند که ما هیچ‌گاه با خود، هویت، بدن، میل یا جایگاه اجتماعی‌مان کاملاً یکی نیستیم؛ و درست همین شکاف است که امکان آزادی، سیاست، برابری، نقد و دگرگونی را فراهم می‌کند. اگر انسان بتواند کاملاً خود را بشناسد و با خود یکی شود، دیگر نه فاصله‌ای برای اندیشیدن باقی می‌ماند و نه امکانی برای مقاومت در برابر آنچه طبیعت، جامعه یا هویت از او می‌خواهد.

پس مسئله این نیست که باید ازخودبیگانگی را پشت سر بگذاریم و به خودی اصیل بازگردیم؛ چنین خودِ کاملی از ابتدا وجود نداشته است. مسئله این است که ازخودبیگانگی را به‌مثابه شرط رهایی بپذیریم: همان چیزی که ما را از فروکاستن به هویت‌های آماده، منافع طبیعی و نظم‌های اجتماعی نجات می‌دهد. متن کامل نوشته‌ی #تاد_مک‌گوان را با ترجمه‌ی #مانی_بورستانی در انگاره بخوانید.

Engare.net/embracing-alienation

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.


✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
  • ❤ 11
  • 👍 1
Post #1483 3.12K
🔰 تکثیر آثار هنری؛ فرصت یا تهدید؟
نگاهی به نسبت تکثیر، پاپ‌آرت و تهی‌شدن معنا در عصر بازتولید

در دوران معاصر، آثار هنری دیگر محدود به گالری‌ها و موزه‌ها نیستند و از جلد دفتر تا تی‌شرت و بسته‌بندی کالاها تکثیر می‌شوند؛ اما این تکثیر گسترده به‌خودی‌خود نه یک اثر را وارد قلمرو پاپ‌آرت می‌کند و نه لزوماً از ارزش آن می‌کاهد. با ارجاع به #بنیامین، #بوردیو و #بودریار، این یادداشت نشان می‌دهد که آنچه تعیین‌کننده است، زمینه اجتماعی تکثیر، نیت بازتولیدکننده و آگاهی مخاطب است، نه صرف تکرار تصویر.

مقایسه تکثیر آثار فرشچیان با و «شبِ پرستاره» ونگوک از نکته‌های مهم نوشتار است: هر دو به‌وفور بازتولید شده‌اند، اما دو اثر اخیر به‌واسطه تثبیت تاریخی، پیچیدگی معنایی و روایت‌های آموزشی متکثر همچنان آثار مرجع باقی مانده‌اند، در حالی که آثار فرشچیان در غیاب بستر روایت‌گر بیشتر به تصاویر زیبا و تکرارشونده فروکاسته شده‌اند. راه‌حل پیشنهادی نویسنده نیز نه ممنوعیت تکثیر، بلکه آگاهانه‌کردن آن است، از طریق ارتقای سواد بصری، بازگرداندن روایت به تصویر و تأکید بر زمینه بومی هر اثر.

#معصومه_اوحدی در پاسخ به این پرسش که آیا تکثیر آثار هنری آن‌ها را تهی می‌کند یا نه، می‌نویسد هنر تنها زمانی تهی می‌شود که چیزی برای کشف، تفسیر و پرسیدن از آن باقی نماند. برای خواندن متن کامل به انگاره سر بزنید
Engare.net/art-reproduction

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت 🌐تلگرام 👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
  • ❤ 5
Post #1482 4.9K
🔰 فریادی از دل ترانه: داستان یک جنگ ناتمام
روایتی انسان‌شناختی از صدا و تصویر در پاره‌سنگ مهدی یراحی

من آخرین شهید این قبیله‌ام، قبیله‌ای که آب و نون ندارن...» با این فریاد، پاره‌سنگ #مهدی_یراحی از تجربه‌ای فردی آغاز می‌شود که به‌تدریج فریاد یک نسل تمام می‌شود؛ نسلی که زندگی‌اش به جنگ گره خورده و حتی برای شهیدانش تیکه‌استخونی باقی نمانده است.

در این روایت، #جنگ به میدان نبرد ختم نمی‌شود؛ به مدرسه، خانه و زندگی روزمره هجوم می‌آورد و به حضوری مستمر بدل می‌شود. «به من یک نفر بگه کجای کاریم، تقاص جنگ و پای چی باید بذاریم، چرا هنوز زندگی نداریم؟» این پرسش، مرز میان گذشته و اکنون را از میان برمی‌دارد و گذشته را دائماً به زندگی امروز بازمی‌گرداند.

فاطمه داودزاده در این یادداشت به روایت انسان‌شناختی صدا و تصویر در پاره‌سنگ پرداخته؛ از حافظه جمعی و بدن‌های بی‌نشان تا نماد جهانی خشونت بر بازوی راوی. متن کامل را در انگاره بخوانید.
engare.net/pare-sang

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت   🌐تلگرام   👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
  • ❤ 9
  • 👎 1
Post #1481 5.24K
🔰 اسیر نوستالژی: دیاسپورای ایرانی چه می‌گوید؟
🖋️  نوشته‌ی فرشاد گودرزی

نوستالژی را اگر صرفاً دلتنگی بنامیم، به آن بی‌انصافی کرده‌ایم. آنچه بخشی از دیاسپورای ایرانی را به تصاویر دوره‌ی پهلوی بازمی‌گرداند، پیش از آنکه داوری سیاسی باشد، یک رخداد حافظه‌ای است — تلاشی برای یافتن «زمان ممکن انسجام» در برابر گسستی که مهاجرت به وجود آورده. فرد دیاسپوریک نه فقط از سرزمین، که از پیوستگی زمان جدا شده؛ و حافظه، این شکاف را با آرایش گذشته پر می‌کند.

اما همین‌جاست که رسانه وارد می‌شود — و ماجرا پیچیده‌تر می‌شود. آرشیو، مونتاژ تصویر، موسیقی پاپ دهه‌ی چهل، صدا و سیمای نوستالژیک؛ اینها گذشته را در «فرم قابل‌مصرف و بازنشرپذیر» عرضه می‌کنند، نه در پیچیدگی واقعی‌اش. آنچه از دست می‌رود — شکاف طبقاتی، رنج‌های حاشیه، تضادهای درونی آن دوره — بیرون قاب می‌ماند. گذشته‌ای که از مجرای رسانه عبور می‌کند، دیگر فقط گذشته نیست؛ روایتی است که از طریق اقتصاد عاطفه سازمان یافته.

فرشاد گودرزی در این یادداشت از هالبواکس تا استوارت هال، از بویِم تا جیمسون، ردپای نوستالژی را در حافظه‌ی جمعی، بازنمایی رسانه‌ای و هویت دیاسپوریک دنبال می‌کند. متن کامل را در انگاره بخوانید:

Engare.net/trapped-in-nostalgia

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت   🌐تلگرام   👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
  • ❤ 12
  • 👍 1
  • 👎 1
Post #1480 4.49K
🔰 فهم امر عام و مشکل خاص‌گرایی
🖋️  نوشته‌ی تاد مک‌گوان
🔁 ترجمه‌ی مانی بورستانی

سیاست هویت در دهه‌های اخیر به یکی از غالب‌ترین چارچوب‌های مبارزات رهایی‌بخش بدل شده است؛ اما آیا تکیه بر ویژگی‌های جزئی — قومیت، جنسیت، ملیت — واقعاً می‌تواند پایه‌ای برای آزادی باشد؟ تاد مک‌گوان در این متن استدلال می‌کند که هویت، به‌جای آنکه بستری برای رهایی باشد، دامی است که سوژه را در چارچوب تعین‌های بیرونی — طبیعت، جامعه، ایدئولوژی — محصور نگه می‌دارد. هویت‌ها ساخته می‌شوند، نه برگزیده.

در برابر این دام، مک‌گوان از «امر عام» دفاع می‌کند؛ نه به معنای یک کل هماهنگ یا هویتی تحمیلی، بلکه به‌مثابه شکاف و فقدانی که در دل هر هویت جزئی نهفته است. این غیابِ مشترک همان چیزی است که سوژه‌ها را به هم پیوند می‌دهد — نه آنچه دارند، بلکه آنچه همگی از آن بی‌بهره‌اند. سوژه تنها زمانی ظهور می‌کند که هیچ هویتی نتواند او را به‌طور کامل در بر بگیرد.

یکی از تیزترین استدلال‌های متن درباره نسبت سیاست هویت و سرمایه‌داری است. مک‌گوان نشان می‌دهد که سرمایه‌داری از طریق فرم کالایی هویت‌های جزئی را از محتوا تهی می‌کند و خلئی وجودی پدید می‌آورد؛ سیاست هویت می‌کوشد این خلا را پر کند، اما در این تلاش، نه‌تنها نظام را به چالش نمی‌کشد، بلکه با تقسیم کردن سوژه‌ها در هویت‌های رقیب، آن را بازتولید می‌کند.

این متن ترجمه‌ای است از بخشی از مقدمه کتاب Universality and Identity Politics که با خوانشی از کانت، مارکس، دوبووار و فانون، سنت عام‌گرای مدرن را نه ابزار سرکوب، بلکه تنها راه ممکن برای گسست از ایدئولوژی و دستیابی به رهایی سیاسی معرفی می‌کند. اگر می‌خواهید بدانید چرا «ازخودبیگانگی» می‌تواند رهایی‌بخش باشد و تکینگی چطور در پرتو عام‌گرایی ممکن می‌شود، متن کامل را در #انگاره بخوانید.

Engare.net/universality-particularism

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت   🌐تلگرام   👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
  • ❤ 4
  • 👍 4
Post #1479 4.65K
🟥 سفیدشویی تکنولوژیک و سیاست فاشیستی
🖋️ نوشته‌ی کلمان سگال و برگردان علیرضا چمن زار

#اسرائیل سال‌هاست خود را نه فقط یک دولت، بلکه یک ایده عرضه می‌کند: «ملت استارت‌آپی»؛ صورتی از مدرنیته که با زبان نوآوری، خلاقیت و فناوری سخن می‌گوید. اما این تصویر براق، صرفاً یک روایت توسعه‌محور نیست؛ شکلی از سفیدشویی تکنولوژیک است که می‌کوشد استعمار #فلسطین را از مرکز دید کنار بزند و برای تداوم آن مشروعیت سیاسی و حمایت بین‌المللی فراهم کند.

این منطق به اسرائیل محدود نمی‌شود و از NEOM عربستان سعودی تا «ملت بیت‌کوین» السالوادور، در قالب‌های مختلف تکرار می‌شود. در این الگو، اقتدارگرایی خود را با واژگان آینده، پیشرفت و کارآمدی بازنویسی می‌کند تا سرکوب، سلب مالکیت و نابرابری را پشت ویترین فناوری پنهان سازد. #فناوری بی‌طرف نیست؛ بخشی از آرایش قدرت است، و بدون فهم نسبت آن با سرمایه، دولت و خشونت، هیچ روایت انتقادی‌ای از آن کامل نخواهد بود.

💡 داستان چگونه ملت استارتاپی شدن اسرائیل را در انگاره بخوانید
🔗 Engare.net/techwashing-and-fascist-politics

✨ آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت 🌐تلگرام 👨‍💻اینستاگرام
  • ❤ 9
  • 👎 3
Post #1478 9.13K
🚨 یادداشتی علیه «میدان»
✍️زهرا صباغی  و جلال‌الدین آجودانی

در یکی از روزهای سرد زمستان، گروهی از پژوهشگران علوم اجتماعی با دفتر یادداشت و ضبط‌صوت، زیر پلی در حاشیه تهران گرد می‌آیند تا به «میدان» بروند؛ اما آنچه می‌بینند، نه میدان است و نه فقر. آن‌ها با نگاه‌های پر از آه‌وافسوس، چند سؤال می‌پرسند، متن‌ها را پیاده می‌کنند، نظریه‌ها را احضار می‌کنند و مقاله‌ای می‌نویسند تا در قبیله دانشگاهی‌شان پذیرفته شود. اما کسی نمی‌پرسد این مردم چه رؤیایی داشته‌اند؟ چه سازوکارهایی آن‌ها را به حاشیه رانده؟ و این حاشیه‌نشینی به سود چه کسانی‌ست؟

کسی که تنها مشاهده‌گر است، نه مترجم دردها...

💡 متن کامل یادداشت را می‌توانید در انگاره بخوانید
🔗 Engare.net/against-field/

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت   🌐تلگرام   👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
  • ❤ 7
  • 👍 2
  • 👎 1
  • 🔥 1
Post #1477 9.06K
📚 معرفی و مرور کتاب فریبکاری بزرگ
چگونه صنعت مشاوره کسب‌وکارها را تضعیف می‌کند، دولت‌ها را کودکانه می‌سازد و اقتصادها را منحرف می‌کند

✍️علی ارومیه‌ای

کتاب «فریبکاری بزرگ» نوشته ماریانا مازوکاتو و رُزی کلینگتون به بررسی نقش پنهان و تأثیرگذار شرکت‌های مشاوره در اقتصاد مدرن می‌پردازد. نویسندگان با ارائه نمونه‌های واقعی از پروژه‌های بزرگ و بحرانی، نشان می‌دهند که وابستگی بی‌رویه دولت‌ها و شرکت‌ها به مشاوران نه تنها منجر به اتلاف منابع و کاهش استقلال نهادی می‌شود، بلکه مسیر نوآوری و یادگیری سازمانی را نیز تضعیف می‌کند. کتاب با رویکردی تحلیلی و مستند، مخاطب را به بازاندیشی درباره نقش صنعت مشاوره در ساختار اقتصادی و سیاسی جهان معاصر دعوت می‌کند.

این اثر با تمرکز بر رانت‌جویی، تضاد منافع و نبود شفافیت در روابط مشاوران با دولت و بخش خصوصی، ضرورت احیای ظرفیت‌های داخلی و ایجاد نظام شفاف و پاسخگو برای خدمات مشاوره‌ای را برجسته می‌سازد. «فریبکاری بزرگ» مطالعه‌ای مهم برای همه علاقمندان به اقتصاد، سیاستگذاری و حکمرانی محسوب می‌شود و دیدگاهی تازه نسبت به چالش‌های وابستگی به مشاوران ارائه می‌کند.

💡 معرفی کامل این کتاب با مروری بر آن را در سایت انگاره بخوانید⬇️
🔗 Engare.net/thebigcon-review

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت   🌐تلگرام   👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
  • ❤ 6
  • 👍 1
Post #1476 8.95K
📝 نقد روضه اجتماعی؛ تحلیل گرفتار روایت
✍️ میلاد یزدچی

چرا گفتمان غالب در سینما و علوم اجتماعی ایران، به جای «تحلیل رنج» به «روایت رنج» بسنده کرده است؟ یزدچی در این نوشتار،  استدلال می‌کند که چگونه نیت خیرِ «صدای فرودستان شدن» به ضد خود بدل شده و با حذف تحلیل، به تعطیلی اندیشه و حتی نفی عاملیت خودِ سوژه فرودست انجامیده است.

پرسش نویسنده از آنجا شروع می‌شود که اگر اندیشیدن امری طبیعی و همگانی است، چه عاملی این ارتباط را قطع کرده و این ناتوانی یا کم‌توانی را ایجاد می‌کند؟ در پاسخ به این سوال به نقد چند متن منتشر شده در علوم اجتماعی می‌پردازد که آنها را «روضه اجتماعی» می‌نامد. «روضه اجتماعی» متن‌هایی هستند که به ضعف فرآیند اندیشیدن می‌انجامند؛ پدیده‌ای که در آن، اندیشه قربانی صرفاً دچار درگیری  احساسی می‌شود و در نهایت  با تقلیل یافتن به بازگویی صرفِ روایت، از کارکرد اصلی خود یعنی «تولید دانش» فاصله گرفته و ناخواسته به حذف سوژه و فروکاستن رنج به کالایی احساسی برای تسکین وجدان مخاطب دامن می‌زند...

💡 برای مطالعه متن به انگاره سر بزنید ⬇️
🔗 Engare.net/social-lamentation

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت   🌐تلگرام   👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
  • 👍 8
  • ❤ 2
  • 🔥 1
Post #1474 9.44K
🚫 تداوم تا تسخیر
تحلیلی بر آینده ایران در معادلات ژئوپلیتیک
✍️ محمدرضا تهمک

مسئله اصلی آمریکا با ایران، محور مقاومت یا برنامه هسته‌ای نیست، بلکه تقابل دولت ایران با آمریکا و بودنش در جبهه روسیه و چین است. هدف واقعی آمریکا استحاله یا سقوط دولت ایران و قرارگیری آن در جبهه غرب است - سیاستی که صرف‌نظر از دموکرات یا جمهوری‌خواه بودن ادامه خواهد داشت. حتی اگر ایران اسرائیل را به رسمیت می‌شناخت و برنامه هسته‌ای نداشت، باز هم با همین فشارها مواجه می‌شد، چرا که آمریکا در پی تسخیر کامل خاورمیانه است.

در این فرآیند فرسایشی که احتمالاً یک دهه ادامه یابد، اقتصاد ایران ضربه می‌بیند و طبقه متوسط ریزش می‌کند، اما جامعه ایران دچار بی‌نظمی نخواهد شد. برعکس، جامعه مدنی تقویت می‌شود، هویت اجتماعی یکپارچه‌تر و پوست‌اندازی فرهنگی سرعت می‌گیرد. همچنین احتمال تجزیه ایران کم است، زیرا غرب به ایران یکپارچه به عنوان وزنه تعادل در برابر قدرت‌های منطقه‌ای نیاز دارد. متأسفانه شواهد نشان می‌دهد احتمالاً همین امسال جنگ دیگری در راه است، اما باید امیدوار بود که ایران از این طوفان سالم بیرون بیاید...

💡 برای مطالعه متن به انگاره سر بزنید ⬇️
🔗 Engare.net/continuation-until-conquest

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت   🌐تلگرام   👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
  • ❤ 11
Post #1473 9.31K
🔴مقصر جعلی: تحلیل جامعه‌شناختی ساخت دشمن از مهاجران افغانستانی
✍️ سارا نوری

چرا بعضی گروه‌ها همیشه مقصر همه چیز محسوب می‌شوند؟  این مقاله با استفاده از نظریه معروف استنلی کوهن درباره "شیاطین شهری و هراس اخلاقی"، نشان می‌دهد که چگونه مهاجران افغانستانی در ایران قربانی این فرایند شده‌اند. فرایندی که از ماجرای خفاش شب تا امروز ادامه داشته است.

در این تحلیل خواهید خواند که چگونه رسانه‌ها "شیاطین شهری" می‌سازند، نقش هراس اخلاقی در پنهان کردن ناکارآمدی‌های ساختاری چیست، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این پدیده کدامند و اینکه چه کسانی از این هراس‌ها منتفع می‌شوند. از ماجرای خفاش شب گرفته تا امروز، این تحلیل نشان می‌دهد که چگونه افکار عمومی شکل می‌گیرد و چرا درک این مکانیزم‌ها برای ساخت جامعه‌ای عادلانه‌تر ضروری است.

💡 برای مطالعه متن به انگاره سر بزنید ⬇️
🔗 Engare.net/fake-culprit

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت   🌐تلگرام   👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
  • 👍 10
  • ❤ 5
  • 👎 4
Post #1471 14.7K
🗣️ جورچین بلندمدت خاورمیانه
✍️ محمدرضا تهمک

به بهانه سقوط دولت در سوریه

با سقوط دولت در سوریه و تحولات اخیر «خاورمیانه» چنین پرسش‌هایی اذهان را به خود مشغول ساخته است: چرا اسد سقوط کرد؟ تحولات سیاسی خاورمیانه به چه سمتی می‌رود؟ امریکا، روسیه، قدرت‌های منطقه‌ای چون ایران، ترکیه و عربستان در این میان چه جایگاهی دارند؟ و ... این‌ها بهانه بحثی است برای فراتر رفتن از صرف سقوط بعث سوری و پرداختن به دیگر تحولات و قطعات مشابه آن که در جورچین قریب به یک قرنی خاورمیانه رقم زده می‌شوند.

در نگاه اول، بشار اسد که در ۲۰۱۱ و آغاز جنگ داخلی مشروعیتی اکثریتی نداشت، در شرایط فرسودگی دولت‌اش و ضعف شدید آن در حکمرانی بر قلمرو سرزمینی سقوطش در ۲۰۲۴ عجیب نیست. تولید ناخالص داخلی سوریه که پیش از جنگ ۲۰۱۱ رقم ۶۷/۵ میلیارد دلار بود در ۲۰۲۳ به حدود ۱۷/۵ میلیارد دلار کاهش یافت و همزمان ۷۱ درصد جمعیت کشور به زیر خط فقر رسید. از طرف دیگر مهمترین ابرقدرت حامی‌اش روسیه خود درگیر جنگ طولانی فرساینده‌ای در اوکراین شده و حتی از حفظ حیات خلوتش در قفقاز ناتوان است. برخی گمانه می‌زنند که روسیه‌ی آچمزشده توسط ناتو وقتی خود را ناتوان از حفظ دولت بعث سوریه دیده و به امید گرفتن امتیازی در اوکراین آن را معامله کرده باشد؛ بعید نیست ثروت خانواده اسد را مصادره و آنها را نیز معامله کند مانند کارهای عجیبی که روس‌ها با پناهجویان چپ ایرانی کرده‌اند. همچنین، رژیم اسد در سال‌های اخیر به‌ویژه سال گذشته با وعده‌های اتحادیه عرب از دولت ایران فاصله گرفت. نیز این مهمترین حامی‌اش در منطقه خود در چنبره تحریم‌ها و مشکلات اقتصادی و سیاسی داخلی و خارجی گرفتار است و با محاصره زمینی و هوایی سوریه توسط امریکا و اسرائیل نتوانست کمکی به سوریه برساند. به علاوه، دولت ترکیه با سازماندهی نظامی و تقویت گروه‌های معارض سوری و فرستادن اسلامگرایان اویغور به کمک آنان شتافت. بی‌تردید چنین عللی در اضمحلال ارتش بی‌رمق و سقوط دولت در حال احتضار سوریه نقش داشته است. با وجود این، همان‌گونه که خواهیم دید، سقوط بعث سوری قطعه‌ای در پازل جهانی مناسبات قدرت و پیاده‌سازی منطقه‌ای آن بوده است و همه اینها را باید در روند تحولات زمانی-مکانی کلان‌تری دید تا بتوان به مسیرنمای روشنتر و فهمی عمیق‌تر از وقایع رخ‌داده و محتمل پیش‌رو دست یافت.

سوریه استثناء نبوده است، چنین جدالی بر سر مصر ناصریست، ایران دوره ملی‌گرایی تا مذهب‌گرایی کنونی، عراق بعث، لبنان، افغانستان انقلاب ثور و پس از آن و ملت-دولتهایی دیگر در خاورمیانه نیز به مثابه تکه‌های این جورچین ژئوپلیتیکی-ژئواکانومیکی مورد کشمکش وجود داشته است. آنگاه که از منظر جامعه‌شناسی سیاسی نظام بین‌الملل به چنین جدال‌هایی بنگریم بهتر رؤیت می‌شوند. سقوط دولت اسد ادامه روند جدال ممتدی است که از جنگ بین‌الملل دوم و جایگزینی ابرقدرتی امریکا با بریتانیا و نیز تلاش شوروی برای سیطره بر این منطقه و نتیجتاً ادامه جدال میان روس‌ها و امریکا است. باید صریحاً گفت، پایان‌یافتن جبهه‌بندی‌های جنگ سرد با فروپاشی شوروی، در خاورمیانه، تصوری نادقیق است، از دهه ۱۹۹۰ به بعد با اندک تغییراتی در قالب جدال امریکا(ناتو) با روسیه تداوم یافته است و ما در آن وضعیت به‌سر می‌بریم. در ادامه‌ی همین روند، نبرد ادامه دارد خانه به خانه تا تسخیر خاورمیانه؛ و با استمرار مسیر سیاسی کنونی عرصه بر دولت‌های غرب‌ستیز این منطقه تنگ‌تر گشته، یکی پس از دیگری سقوط می‌کنند. این است عرصه قدرت و سیاست! وقایع خاورمیانه تا ۱۴۱۰ برای محققان دیدنی است ...

💡 برای مطالعه متن به انگاره سر بزنید ⬇️
🔗 Engare.net/middle-east-puzzle

📖 دانلود نسخه PDF مقاله

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت   🌐تلگرام   👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
  • 👍 4
  • ❤ 1
Post #1470 3.53K
✅ وطن در برابر دیگری
✍️ ایمان نمدیان‌پور

از مرزهای جغرافیایی تا مرزهای انسانی

پرسش از اینکه وطن چیست و چه نسبتی بین ایده وطن و شهروندان وجود دارد در نفس خود پرسش مهمی است، ولی آن چیزی که مهم‌تر و اساسی‌تر جلوه می‌کند، این پرسش است که چگونه میل و خواست وطن می‌تواند به ایده ضد انسانی تبدیل شود. چگونه یک ملت و با چه مناسبات عقلانی و تاریخی می‌تواند وطن را در برابر انسان قرار دهد.

چه امکانات ساختاری تاریخی و یا کدام موقعیت‌ها، این امکان را برای در برابر هم قرار گرفتن انسان و وطن فراهم می‌کنند؟ شواهد و مشاهدات جامعه شناختی به ما نشان می‌دهد که مسئله رفاه و مناسبات اقتصادی، مهاجران و پرتاب شدگان فقیر را در یک وضعیت فرودست قرار داده است. ورود انسانهای غریبه وقتی با مشکلات و بحران‌های اقتصادی پیوند بخورد، می‌تواند عامل مهمی در مخالفت و طرد مهاجرین محسوب شود. قاعده طرد مهاجران همه جا و در تمام مکان‌ها یکسان نیست. عنصر اساسی که میل طرد را در سوژه برجسته می‌کند، مفهوم سود و زیان اقتصادی است. یکی از دلایل ضدیت و رویکرد ضد انسانی ما ایرانیان نسبت به شهروندان افغان، عامل اقتصادی و مسئله بحران‌های گسترش بیکاری است. گویا شهروندان ایرانی گمان می‌کنند، آنها هیچ سود اقتصادی برای کشور ما ندارند و نیروی کار با ورود افغانیان در معرض خطر قرار گرفته است. به طور مشخص ما گمان می‌کنیم یک دیگری وارد جغرافیای سرزمینی ما شده است و بدون هیچ سودی از منابع و منافع ایرانیان استفاده می‌کند.

می‌توان اینگونه این روایت را تحلیل کرد که یک عامل اقتصادی می‌تواند روحیه وطن دوستی و ملی گرایی را به روحیه ضد انسانی یا در برابر نوع انسان تبدیل کند. یعنی میل به وطن به هردلیلی (اقتصادی، سیاسی، عاطفی و غیره) به یک دوگانگی غیراخلاقی (مرادم از مفهوم غیر اخلاقی دقیقا به معنای حذف دیگری است) دامن زند. البته

💡 برای مطالعه متن به انگاره سر بزنید ⬇️
🔗 Engare.net/homeland-against-another

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت 🌐تلگرام 👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
  • 👍 8
  • 👎 2
Post #1469 3.12K
✅ روند حقوق شهروندی در ایران
✍️ رحیم زایرکعبه

در جوامع سنتی، روابط اجتماعی بر پایه تکلیف‌محوری بود؛ مردم موظف به اطاعت از پادشاه، خدمت به ارباب‌ها و پذیرش باورهای دینی بودند. فرادستان قدرت حکم‌رانی و تنبیه داشتند و فرودستان باید مطیع و بدون اعتراض می‌ماندند. این ساختار در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تکرار می‌شد و رابطه‌ای یک‌سویه میان مردم و قدرت ایجاد می‌کرد.

با گذر زمان و ورود به دوره مدرن، این ساختار تغییر کرد. ارزش‌های عقلانی جای باورهای اسطوره‌ای را گرفت، حکومت‌ها مردمی شدند و اقتصاد صنعتی شد. نتیجه این تحول، گذر از رابطه تکلیف‌محوری به حق‌محوری بود؛ جایی که مردم از سیاست‌مداران آزادی، از دین عدالت و از کارفرمایان حقوق منصفانه را مطالبه می‌کنند. این تغییر بنیادین در ساختار اجتماعی، حق‌طلبی را به جای وظیفه‌گرایی نشاند.
شهروندی به معنای حقوق و وظایف متقابل دولت و مردم است که در جوامع دموکراتیک با تابعیت کشور تعریف می‌شود. در غرب، حقوق شهروندی از قرن هجدهم و با تحول ساختارهای اجتماعی به سه دسته مدنی، سیاسی و اجتماعی شکل گرفت. در ایران نیز این مفهوم با استقرار مشروطیت در صد سال اخیر مطرح شده است.

💡 برای مطالعه تاریخِ حقوق شهروندی در ایران به انگاره سر بزنید ⬇️
🔗 Engare.net/citizen-rights-in-iran

🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

🧠 آدرس‌های انگاره🔽
☝سایت 🌐تلگرام 👨‍💻اینستاگرام

✔️ عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)
  • 👍 2
Older posts →

About this channel

How can I read @engarenet without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for انگاره‌‌‌‌ | رسانه علوم اجتماعی و سیاست‌گذاری اجتماعی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does انگاره‌‌‌‌ | رسانه علوم اجتماعی و سیاست‌گذاری اجتماعی have?
انگاره‌‌‌‌ | رسانه علوم اجتماعی و سیاست‌گذاری اجتماعی (@engarenet) has 1.98K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does انگاره‌‌‌‌ | رسانه علوم اجتماعی و سیاست‌گذاری اجتماعی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →