📝 نقد روضه اجتماعی؛ تحلیل گرفتار روایت
✍️ میلاد یزدچی
چرا گفتمان غالب در سینما و علوم اجتماعی ایران، به جای «تحلیل رنج» به «روایت رنج» بسنده کرده است؟ یزدچی در این نوشتار، استدلال میکند که چگونه نیت خیرِ «صدای فرودستان شدن» به ضد خود بدل شده و با حذف تحلیل، به تعطیلی اندیشه و حتی نفی عاملیت خودِ سوژه فرودست انجامیده است.
پرسش نویسنده از آنجا شروع میشود که اگر اندیشیدن امری طبیعی و همگانی است، چه عاملی این ارتباط را قطع کرده و این ناتوانی یا کمتوانی را ایجاد میکند؟ در پاسخ به این سوال به نقد چند متن منتشر شده در علوم اجتماعی میپردازد که آنها را «روضه اجتماعی» مینامد. «روضه اجتماعی» متنهایی هستند که به ضعف فرآیند اندیشیدن میانجامند؛ پدیدهای که در آن، اندیشه قربانی صرفاً دچار درگیری احساسی میشود و در نهایت با تقلیل یافتن به بازگویی صرفِ روایت، از کارکرد اصلی خود یعنی «تولید دانش» فاصله گرفته و ناخواسته به حذف سوژه و فروکاستن رنج به کالایی احساسی برای تسکین وجدان مخاطب دامن میزند...
💡 برای مطالعه متن به انگاره سر بزنید ⬇️
🔗 Engare.net/social-lamentation
🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
🧠 آدرسهای انگاره🔽
☝سایت 🌐تلگرام 👨💻اینستاگرام
✔️ عضویت سریع در کانالهای شبکهجامعهشناسی (add list)
Post #1476
8.95K

- 👍 8
- ❤ 2
- 🔥 1