🔸بازگشت به عصر قرارداد
مصدق در حافظه جمعی ایران بیش از یک نخستوزیر است؛ نماد استقلال ملی، حاکمیت قانون، مهار قدرت دربار و بازپسگیری ثروت عمومی. حملات اخیر به او دیگر به بازخوانی تصمیمهای تاریخی محدود نیست؛ اعتبارزدایی از میراث ملیشدن نفت و حتی نفی حاکمیت ملی را دنبال میکند. ادعای بیگانگی نسل جدید با مصدق و شیفتگی آن به قوام و فروغی نیز بخشی از همین منازعه بر سر معنای سیاست و آینده ایران است.
در منطق نئولیبرالی، مالکیت خصوصی و قواعد قرارداد بر اراده جمعی و عدالت توزیعی تقدم مییابند و ملیشدن نفت به نقض تعهدات قراردادی فروکاسته میشود؛ آنچه حذف میشود نابرابری قدرت میان ملتی زیر سلطه و دولتی استعمارگر است. شرکت نفت انگلیس و ایران بنگاهی مستقل نبود؛ منافعش با خزانهداری و قدرت نظامی بریتانیا گره خورده بود. مصدق نماد سوژه سیاسی جمعی است که قرارداد و بازار را تابع کرامت انسانی میخواهد، نه برعکس.
اما در قرائت اقتدارگرایانه از اندیشه ایرانشهری، بقای کشور به دولت متمرکز و تدبیر نخبگان درباری وابسته میشود. مصدق با اصرار بر حق حاکمیت مردم و برتری مجلس بر دربار این صورتبندی را به چالش میکشد. قرار دادن قوام و فروغی در جایگاه عقلانیت و نشاندن مصدق در سوی ماجراجویی، تفاوت پاسخهای آنان را پاک میکند و تکنوکراسی بیمشارکت مردم را بر سیاست دموکراتیک برمیکشد. مصادره نسل جوان و نسبت دادن شیفتگی به قوام و فروغی به کل نسل زد، تنوع مطالبات آزادی، برابری و مشارکت را پشت تصویری رسانهای پنهان میکند.
تخریب مصدق برای نئولیبرالیسم ایرانی جدالی صرفاً تاریخی نیست. بیاعتبار کردن پیوند آزادی و حاکمیت ملی راه را برای خصوصیسازی منابع عمومی و تقلیل آزادی به گردش سرمایه باز میکند. نزاع بر سر مصدق، نزاع بر سر امکان آیندهای بیرون از دوگانه استبداد سنتی و استبداد تکنوکراتیک است: دموکراسی بدون اختیار جامعه بر منابع خود تهی میشود و بازارِ رها از عدالت، کرامت انسانی را قربانی میکند.
فرشاد گودرزی در پاسخ به این پرسش که چرا جریانهای نئولیبرال و مدافعان اندیشه ایرانشهری به تخریب میراث مصدق روی آوردهاند، این تحلیل را نوشته است. متن کامل را در انگاره بخوانید.
Engare.net/mossadegh-and-the-future
🤝 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
🧠 آدرسهای انگاره🔽
☝سایت 🌐تلگرام 👨💻اینستاگرام
✔️ عضویت سریع در کانالهای شبکهجامعهشناسی
Post #1491
1.28K