قیمتها در اقتصاد
در اقتصاد هیچ چیزی به اندازه “قیمت” واقعی نیست. برای فردی که سه روز در کویر تشنگی کشیده، قیمت یک لیوان آب میتونه برابر با قیمت الماس داخل جیبش باشد! این مفهوم کمیابی است. حتی وقتی حباب وجود دارد، یعنی در اثر کمیابی یا پیشبینی کمیابی در آینده، تقاضا به صورت سفتهبازی بالا رفته، و برخی بیش از رفع نیاز تقاضا دارند تا در آینده از فرصت کمیابی پیشبینی شده بیشتر نفع ببرند یا خودشان به مشکل ناتوانی در تأمین نخورند، باز آن قیمت واقعی است. حتی اگر به زودی فراوانی ایجاد شود یا پیشبینی فراوانی شود و عدهای تقاضای خود را به آینده موکول کنند و قیمتها فرو ریزد باز هم قیمت واقعی است و دارد نقش اصلی خود یعنی سیگنال به عرضه و تقاضا کننده را به درستی انجام میدهد.
پس هرکسی گفت قیمتها واقعی نیست، به نظر باید دوباره کتابهای اولیه اقتصاد را به دستش داد تا بخواند و آزمون مجدد بدهد! هرکس بخواهد با این حرف که قیمتها واقعی نیست، دستکاری قیمت کند، صرفا بحران را تشدید میکند چون کمیابی یا فراوانی کاذب ایجاد میکند یا به دروغ میخواهد پیشبینی عوامل اقتصادی را تغییر دهد که در آینده با عدم تحققش، همگان بیشتر به مشکل خواهند خورد. اگر چشمانداز واقعی آینده کمیابی بیشتر باشد و عاملهای اقتصادی در همین راستا اقدام کنند به تقاضای سفتهبازی، در واقع دارند بخشی از مشکل آینده را به امروز منتقل میکنند. نوعی توزیع مشکل در زمان که خیلی مواقع رنج یکمرتبه رخ دادن آن را کاهش میدهد. در چنین شرایطی، اگر دولت دست به تثبیت قیمت بزند، در حال انتقال بیشتر مشکل به آینده است. حتی اگر اقدام به چشمانداز سازی غیرواقعی از آینده کند و این باور کذب را تسری دهد که در آینده فراوانی خواهد بود، اگر حتی بخشی از مردم باور کنند، تقاضای کنونی نیز به آینده موکول خواهد شد. در اینصورت واقعیت کمیابی آینده، بسیار بحرانیتر خواهد بود.
امروزه مدیریت زنجیره عرضه (Supply Chain Management) برای رفع این مشکلات کمیابی و فراوانیهای مقطعی زمانی است. آنچه ما آن را در تعریفی غلط، احتکار مینامیم و عامل گرانی!
Http://t.me/maolad
Post #635
114