تعمیمهای ناروا
طباطبایی در مقدمهی یکی از آثار متأخر خود نقل قولی از یک مورخ و باستانشناس معاصر فرانسوی میآورد:
ایران در فرهنگ و هنر اسلامی چنان جایگاه ویژهای پیدا کرده که کمابیش نیاز به فرضیهای داریم تا بدانیم که در نخستین سدههای دورهی اسلامی چه اتفاقی افتاده است...
و بلافاصله مینویسد:
من گمان میکنم این گفته را میتوان کمابیش به همهی ناحیههای اندیشیدن ایرانی تعمیم داد. از اینرو در این جستار...
او به ما نمیگوید بر چه اساس چنین تعمیم بزرگی میدهد و این تفوق در هنر ایرانی-اسلامی چه مناسبتی با تفسیر حقوقی مشروطیت در ایران دارد (بحثی که در ادامه مطرح میکند)... چنین تعمیم بزرگی آنهم بدون استدلال و طرح بحث و شواهد، که مبنای نگارش کتاب را شکل داده است، از اساس بیپایه و اساس مینماید. گویی نویسنده صرفاً در پی نقل قولی برای اثبات مدعیات خویش است...
پ.ن: در این مثالها قصد نقد آثار و اندیشههای طباطبایی را ندارم، و چنانکه پیشتر نیز اشاره شد، این کار را هیچکس بهتر از میرسپاسی انجام نداده است. اگر به این مباحث علاقهمند بودید از اینجا دنبال کنید.
نقدونظر
#خطاهای_روش_شناختی
@EhsaneAzizi
