TGViewer
احسان عزیزی احسان عزیزی @ehsaneazizi · 233 subscribers
Post #75 11.5K
انحصار شکنیِ ایران‌دوستی از ایرانشهری‌ها و باستان‌‌گرایان

تاکنون تصور می‌کردم که در ایران تنها دو جریان فکری و سیاسی و ایدئولوژیک در تقابل و دشمنی و ستیز با مدرنیته و روشنگری وجود داشته است، کمونیسم و اسلام‌گرایی! اما این‌روزها هرچه بیشتر سخنان و نوشته‌ها و ایده‌های ایران‌شهری‌ها را پی میگیرم، به نتایج دیگری میرسم.

ظاهراً یک جریان سومی هم وجود دارد که به شدت ضد روشنگری و ضد ارزش‌های مدرن است و اتفاقاً زیر خراب‌کاری‌ها و ویرانی‌هایی که چپ و اسلام‌گرایی از خود بر جای گذاشته پنهان شده است. جریانی که می‌کوشد هرگونه امر ملی، هویت ملی، ایران دوستی، میهن دوستی و هر شکل از سخن درباره‌ی ایران و تاریخ آن را به دخل و تصرف خود درآورد و این حق را برای خود به شکلی انحصاری حفظ کند. این جریان را می‌توان به درستی ذیل «باستان‌گرایی» یا «باستان‌گرایان» دسته‌بندی کرد. به این معنا که با تمامی اختلاف‌نظرهای جزئی در این گروه، در نهایت شکلی از تاریخ‌گرایی و بازگشت به گذشته مهم‌ترین ویژگی آ‌ن است.

درواقع مسأله‌ی این گفتمان اکنون و آینده‌ی ایران نیست. مسأله‌ی آن‌ها گذشته‌ی باشکوهی است که با انحطاط مواجه شده (چنانچه از کانون نظریات و آراء طباطبایی می‌توان به وفور شاهد آورد) که باید احیاء شود. مسأله‌ی این گفتمان سعادت و رفاه انسان ایرانی و احقاق حقوق شهروندی برای تکوین جامعه‌ای آزاد و برابر نیست، بلکه در پی بازتعریف نظمی پدرسالارانه و رهبرپرستانه و شاه‌پرستانه‌ است و از نظر آن‌ها تنها با رجوع به تاریخ و گذشته‌ی ایران می‌توان آینده را ترسیم کرد. البته آینده‌ای که رو به گذشته دارد. شاید از این‌روست که شاهنامه برای آن‌ها همچون قرآن برای اسلام‌گرایان مقدس است.

این گفتمان می‌کوشد خود را آلترناتیوی مشروع برای روایت چپ و اسلام از انسان، تاریخ، گذشته‌ی ایران و حتی اسلام، انسان شرقی و دیگری (غرب و جوامع غربی) نشان دهد. اما این گفتمان دست‌برقضا در همان پارادایم ضدیت با مدرنیته و روشنگری و عقل روشنگری قرار دارد. در حقیقت می‌توان در کنار هایدگریسم اسلامی(به تعبیر محدثی) و مارکسیسم اسلامی(که مشخص نیست چرا محدثی آن را مسکوت گذاشته)، شکلی از هایدگریسم ایرانی را طی دست‌کم یکصد سال اخیر شناسایی کرد. گفتمانی که نمی‌تواند همچنان به مسائل ایرانِ مدرن و اساساً جهان مدرن پاسخی مدرن و عقلانی و به غایت انسانی بدهد. این گفتمان «گذشته‌» و «تاریخ» و «فرهنگ» ایران را به جای انسان می‌نشاند و می‌خواهد جهان را ذیل آن توضیح دهد و دقیقاً از این‌روست که نه انسان‌گرا بلکه باستان‌گراست.

در حقیقت نوعی دوگانه‌ی کاذب میان باستان‌گرایان که خود را بهترین مدافعان ایران می‌دانند با دیگر گفتمان‌های ضد روشنگری ایجاد شده است که مطابق با آن نمی‌توان افق و چشم‌اندازی برای آینده‌ی ایران متصور شد. این گفتمان صرفاً محدود به پیروان نظریه‌ی ایران‌شهری هم نیست و حتی به بعد از انقلاب ۵۷ هم محدود نمی‌شود. جریانی که از قضا ریشه‌هایی در اولین برخوردها و مواجهه‌های جدی ما با مدرنیته و جوامع غربی دارد. دفاع این گفتمان از بازگشت و احیای نهاد سلطنت نیز از این‌روست، نه از سر پیگیری اهداف و ارزش‌های مدرن که بر مبنای عقل و ارزش‌های دوران روشنگری باشد.

این گفتمان هم مانند هایدگریسم اسلامی و چپ (کمونیسم و مارکسیسم و اسلام‌گرایی)، در پی نفی و انکار دستاوردهای مدرنیته و دوران روشنگری است و می‌کوشد تا با برساخت یک استثناءگرایی متوهمانه روایت خود را از تاریخ و انسان و جهان ایدئولوژیک‌وار بر نسل‌های جدید قالب کند. این گفتمان مدافع همان پارادایم بومی‌گرایی و بازگشت به خویشتنی است که امثال شریعتی و آل احمد از آن سخن گفتند و ما نسلی هستیم که نتایج و پیامدهای ایده‌های آن‌ها را زندگی کردیم!

سلطه‌ی این گفتمان در دانشگاه‌ها و فضای روشنفکری ایران دست‌کمی از سلطه‌ی گفتمان چپ و مارکسیسم در ایرانِ پساانقلابی ندارد. اگر از سخنرانی‌های جنجالی و پرطمطراق سید جواد طباطبایی که مانند یوسف اباذری دانشجویان و پژوهشگران و جوانان را فریفته‌ی خود می‌کرد بگذریم، تیراژ کتاب‌ها و انبوهی از شاگردان و حواریون ایشان که طی دهه‌ها در مجلات و نشریاتی همچون سیاست‌نامه و فضای عمومی مروج ایدئولوژی او بودند شاهد دیگری بر این سلطه‌ی گفتمانی است. (البته نقد طباطبایی و این گفتمان فرصت و حوصله‌ و دقتی بسیار بیشتر از این می‌طلبد که تصور می‌کنم هیچ‌کس بهتر از میرسپاسی این کار را انجام نداده).

خلاصه‌ی کلام. امروز باید در مقابل تمامی اشکال گفتمان‌های ضد مدرن و ضد روشنگری ایستاد. امروز باید ایران و صحبت و دفاع از ایران را از چنگ و حصار این گفتمان تمامیت‌خواه درآورد. امروز نیازمند آن هستیم که به ایران و تاریخ ایران به‌گونه‌ای دیگر بنگریم و فکر کنیم و درباره‌اش مفهوم‌پردازی کنیم. بعداً بیشتر درباره‌ی این وجه ایجابی خواهم نوشت.

۱۰ شهریور ۱۴۰۴
@EhsaneAzizi
  • ❤ 15
  • 👎 8
  • 🤣 2
  • 🤔 1
More from @ehsaneazizi
  1. Oct 9, 2026«چرا امروزه ایدئولوژی چپ و روشنفکر چپ‌گرا از جایگاهی ویژه برخوردارند؟ پاسخ این است که آخری…
  2. Oct 9, 2026بلأخره پس از دوسال کلنجار با این متن، این کتاب هم منتشر شد. اما متأسفانه همان‌طور که انتظا…
  3. Oct 9, 2026و ناگهان انقلاب... من به همراه چند تن از رهبران انقلاب کمونسیتی درحال برنامه‌ریزی برای رها…
  4. Sep 25, 2026نامه‌هایی به #مارکو بدون شماره، با تاریخ مارکو، از قضا نامت هم‌نام آدم‌هایی شد که در خبرها…
  5. Sep 13, 2026بلاتار شاعرانه از دیوار و پنجره، تاریکی و نور در سینما و در قالب تصویر حرف می‌زند. پنجره ا…
  6. Sep 5, 2026دفاع یوسف اباذری از چپ‌ها، در برابر شعار "چپ هرگز نفهمید" خودش سند دیگری شد بر نفهمی چپ‌ها…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →