( اولین و بزرگترین آرشیو آموزش فیلمسازی آنلاین )
اینستاگرام :
https://www.instagram.com/educationdirector_?stkn=NnVibzFpb3VyaGNp
کانال معرفی عوامل فیلمسازی 👇
@filmmakingcast
کانال آموزش بازیگری 👇
@Educationactor
ارتباط 👤 👇
@Majidahadiart
Post #8319
718
🎬 جلسه شصتوهشتم: فدریکو فلینی؛ وقتی اغراق، تبدیل به سبک میشود
بعضی کارگردانها تلاش میکنند جهان فیلمشان را کاملاً شبیه واقعیت بسازند.
اما فدریکو فلینی مسیر دیگری را انتخاب کرد:
واقعیت را آنقدر تغییر میداد تا به جهان ذهنی شخصیتها نزدیک شود.
در 8½ ساختهی Federico Fellini، مرز میان واقعیت، خاطره، خیال و رؤیا مرتب جابهجا میشود.
در La Dolce Vita نیز شهر، آدمها، لباسها، نور و حرکت جمعیت فقط پسزمینه نیستند؛ همه در ساختن یک جهان اغراقشده و خاص نقش دارند.
فلینی بهجای اینکه بگوید:
«این شخصیت چه حسی دارد؟»
گاهی کاری میکند که کل محیط شبیه احساس او شود.
نکته حرفهای
اگر شخصیت تو احساس تنهایی میکند، لازم نیست فقط بازیگر را ناراحت نشان بدهی.
میتوانی:
آدمهای زیادی اطرافش قرار بدهی، اما او را از آنها جدا کنی.
فضا را بیش از حد بزرگ طراحی کنی.
لباسها و چهرهها را غیرعادی کنی.
حرکت جمعیت را با حرکت شخصیت در تضاد قرار بدهی.
یعنی احساس شخصیت را از بازیگر به کل میزانسن منتقل کنی.
این همان جایی است که کارگردانی از «ثبت واقعیت» فاصله میگیرد و تبدیل به خلق یک جهان شخصی میشود.
تمرین امروز 🎥
یک احساس انتخاب کن؛ مثلاً:
تنهایی، ترس، حسادت یا غرور.
حالا یک صحنه یکدقیقهای طراحی کن که بازیگر تقریباً هیچ بازی اغراقآمیزی نداشته باشد.
فقط با:
میزانسن + طراحی صحنه + لباس + نور + حرکت آدمها
کاری کن که کل فضا همان احساس را منتقل کند.
درس امروز:
گاهی برای نشان دادن احساس یک شخصیت، لازم نیست خودِ شخصیت را تغییر بدهی؛
جهان اطرافش را تغییر بده.
🎬 جلسه بعد:
استیون اسپیلبرگ؛ چگونه حرکت دوربین را طوری طراحی کنیم که اطلاعات داستانی بدون توضیح مستقیم به مخاطب منتقل شود.
@Educationdirector
بعضی کارگردانها تلاش میکنند جهان فیلمشان را کاملاً شبیه واقعیت بسازند.
اما فدریکو فلینی مسیر دیگری را انتخاب کرد:
واقعیت را آنقدر تغییر میداد تا به جهان ذهنی شخصیتها نزدیک شود.
در 8½ ساختهی Federico Fellini، مرز میان واقعیت، خاطره، خیال و رؤیا مرتب جابهجا میشود.
در La Dolce Vita نیز شهر، آدمها، لباسها، نور و حرکت جمعیت فقط پسزمینه نیستند؛ همه در ساختن یک جهان اغراقشده و خاص نقش دارند.
فلینی بهجای اینکه بگوید:
«این شخصیت چه حسی دارد؟»
گاهی کاری میکند که کل محیط شبیه احساس او شود.
نکته حرفهای
اگر شخصیت تو احساس تنهایی میکند، لازم نیست فقط بازیگر را ناراحت نشان بدهی.
میتوانی:
آدمهای زیادی اطرافش قرار بدهی، اما او را از آنها جدا کنی.
فضا را بیش از حد بزرگ طراحی کنی.
لباسها و چهرهها را غیرعادی کنی.
حرکت جمعیت را با حرکت شخصیت در تضاد قرار بدهی.
یعنی احساس شخصیت را از بازیگر به کل میزانسن منتقل کنی.
این همان جایی است که کارگردانی از «ثبت واقعیت» فاصله میگیرد و تبدیل به خلق یک جهان شخصی میشود.
تمرین امروز 🎥
یک احساس انتخاب کن؛ مثلاً:
تنهایی، ترس، حسادت یا غرور.
حالا یک صحنه یکدقیقهای طراحی کن که بازیگر تقریباً هیچ بازی اغراقآمیزی نداشته باشد.
فقط با:
میزانسن + طراحی صحنه + لباس + نور + حرکت آدمها
کاری کن که کل فضا همان احساس را منتقل کند.
درس امروز:
گاهی برای نشان دادن احساس یک شخصیت، لازم نیست خودِ شخصیت را تغییر بدهی؛
جهان اطرافش را تغییر بده.
🎬 جلسه بعد:
استیون اسپیلبرگ؛ چگونه حرکت دوربین را طوری طراحی کنیم که اطلاعات داستانی بدون توضیح مستقیم به مخاطب منتقل شود.
@Educationdirector
- ❤ 2
- 👍 2