🎬 جلسه شصتوششم: پارک چان-ووک؛ وقتی خشونت تبدیل به زبان بصری میشود
در بعضی فیلمها، خشونت فقط یک اتفاق داستانی نیست؛ نحوه نمایش آن خودش بخشی از کارگردانی است.
پارک چان-ووک در فیلمهایی مثل Oldboy و The Handmaiden نشان میدهد که میتوان یک درگیری را طوری طراحی کرد که مخاطب فقط «چه اتفاقی افتاد» را نبیند، بلکه شدت، فاصله، خستگی و فشار آن را احساس کند.
یکی از معروفترین نمونهها در Oldboy، مبارزه راهرویی است.
دوربین بهجای اینکه مدام با کاتهای سریع زاویه عوض کند، حرکت شخصیتها را از یک نمای نسبتاً باز دنبال میکند.
نتیجه چیست؟
مخاطب میتواند مسیر حرکت، فاصله افراد و تغییر موقعیت را بفهمد و درگیری را مثل یک اتفاق واقعی در فضا دنبال کند.
اینجا دوربین فقط ثبتکننده نیست؛ فاصله دوربین، ریتم حرکت و میزان دیدهشدن بدنها، شدت صحنه را میسازند.
نکته حرفهای
قبل از فیلمبرداری یک صحنه درگیری، فقط نپرس:
«از چه زاویهای فیلم بگیرم؟»
بپرس:
«مخاطب باید این اتفاق را از چه فاصلهای تجربه کند؟»
نمای نزدیک میتواند درد و فشار را بیشتر کند.
نمای باز میتواند تنهایی، ناتوانی یا بزرگی موقعیت را نشان دهد.
حرکت دوربین میتواند مخاطب را درون اتفاق قرار دهد.
و ثابت ماندن دوربین گاهی باعث میشود خشونت سردتر و بیرحمانهتر به نظر برسد.
تمرین امروز 🎥
یک صحنه درگیری ۳۰ ثانیهای طراحی کن.
آن را سه بار فیلمبرداری کن:
۱. فقط با نماهای نزدیک و کاتهای زیاد.
۲. با یک نمای باز و حرکت دوربین.
۳. با دوربین تقریباً ثابت و بدون قطع.
بعد هر سه نسخه را مقایسه کن.
ببین بدون تغییر داستان، فقط با تغییر فاصله و حرکت دوربین، احساس مخاطب چقدر تغییر میکند.
درس امروز:
خشونت را فقط طراحی نکن؛
تجربهای که مخاطب از آن دارد را طراحی کن.
🎬 جلسه بعد:
چگونه یک کارگردان میتواند با «تغییر تدریجی قاب» بدون هیچ دیالوگی، ذهنیت و احساس یک شخصیت را به مخاطب منتقل کند.
@Educationdirector
Post #8316
1.44K
- ❤ 6
- 👍 2